یادداشتی از دکتر انتظاری

سرمایه معنوی

نویسنده:

http://alient.blogfa.com

زمان انتشار: ۱۳:۵۵ ۱۳۸۹/۱۲/۱۳

سرمایه معنوی موجب می شود تا مردم به دیگر سرمایه های خود از منظری الهی بنگرند تا آن سرمایه ها فی نفسه هدف قرار نگیرند و برای دستیابی به آنها به هر وسیله ای متوسل نشود. این سرمایه موجب می شود تا در برابر کسانی که از سرمایه های اجتماعی غنی و تفصیل یافته ای برخوردارند خود را نبازد و با اتکای الهی به وظیفه خود عمل کند. نهایت سرمایه معنوی عمل به وظیفه است. نهایت سرمایه معنوی علی السویه بودن دوستی و دشمنی مردم است. نهایت سرمایه معنوی رهایی از قید و بندهای کنترل کننده اجتماعی است.

مطلب زیر را با الهام از سخنان استاد پناهیان که در شب تاسوعای ۸۹ در مسجد دانشگاه امام صادق (ع) ایراد کرده بودند نوشته ام:.

همان گونه که سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داریم، سرمایه معنوی نیز به عنوان یکی از سرمایه ها قابل توجه است. وقتی یکی از دوستان راجع به شخصی صحبت می کرد که فلانی برای فلان کار مناسب است زیرا از سرمایه های اجتماعی غنی برخوردار است. به این فکر افتادم که اگر چه این سرمایه های اجتماعی از نظر مردم مهم هستند لکن خدا اگر نخواهد هیچ یک از این سرمایه ها به کار نمی آید. یادم هست سال 69 موقعی که تازه از دانشگاه تربیت مدرس فارغ التحصیل شده بودم خیالم راحت بود که مسأله سربازی ام حل شده است و همانند همه فارغ التحصیلان آن زمان تربیت مدرس، طرح سربازی را در دانشگاه سپری خواهم کرد. این موضوع به خصوص برای من که در آن زمان متأهل و صاحب سه فرزند بودم اهمیت داشت. وقتی که زمان فرا رسید علاوه بر دنبال کردن پروسه دانشگاه از چهار سازمان دیگر برای من اعلام نیاز داده بودند که حسابی محکم کاری بشود. لکن علیرغم همه این تمهیدات و اقدامات هیچ کدام مؤثر نیافتاد و به سربازی اعزام شدم. حتی در حین دوره آموزشی هم امیدهایی به برخی جاها بسته بودم. لکن یک روز در پادگان مراپش (مرکز آموزش پشتیبانی) تبریز هنگام مراسم صبحگاه در یک صبح بسیار سرد زمستانی که با حضور کلاغها برگزار می شد در حالی که نظاره گر حضور طبیعت در پادگان بودم دیدم که باید تسلیم ماوقع شوم و از این در و آن در زدن دست بردارم و قبول کنم که مقدر است سربازی را طی کنم. آرامش عجیبی به من دست داد وقتی که فهمیدم این آدمهایی که شما آنها را می شناسید و یا آنها شما را می شناسند در واقع هیچ کاره اند. خدا اگر نخواهد از هیچ کدام کاری بر نخواهد آمد. فهمیدم که ما کار خودمان را می کنیم لکن اوست که برنامه ریزی می کند.به قول امیرالمؤمین: «عرفت الله بفسخ العزائم».

این درک برای من سرمایه ای بود بس عظیم تر از سرمایه اجتماعی که پیشتر به آن اتکا داشتم. که آن را اتکا و اتکال به خداوند و اولیائش می نامم.می توان آن را سرمایه معنوی دانست. سرمایه ای که به موازات دیگر سرمایه ها قرار ندارد. در واقع سرمایه های دیگر مجازی هستند این سرمایه است که واقعا ً سرمایه است. این همان است که خداوند سبحان می فرماید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». بنابراین سرمایه معنوی سرمایه ای است که در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی موجب می شود تا مردم خدا را ناظر بر اعمال و رفتارشان بدانند و فراتر از قراردادها و قوانین اجتماعی که دایره نظارت محدودی دارند خود را تحت نظارت ناظر مطلقی بدانند که با آنها هم در این دنیا و هم در آخرت سر و کار دارد.

سرمایه معنوی موجب می شود تا مردم به دیگر سرمایه های خود از منظری الهی بنگرند تا آن سرمایه ها فی نفسه هدف قرار نگیرند و برای دستیابی به آنها به هر وسیله ای متوسل نشود. این سرمایه موجب می شود تا در برابر کسانی که از سرمایه های اجتماعی غنی و تفصیل یافته ای برخوردارند خود را نبازد و با اتکای الهی به وظیفه خود عمل کند. نهایت سرمایه معنوی عمل به وظیفه است. نهایت سرمایه معنوی علی السویه بودن دوستی و دشمنی مردم است. نهایت سرمایه معنوی رهایی از قید و بندهای کنترل کننده اجتماعی است. آن رهایی که امکان وفا کردن را فراهم می کند و موجب نرجیدن از ملامت می شود.

سرمایه معنوی در جامعه امکان تعقل را فراهم می سازد. زیرا مردم در رفتارهایشان خدا را در نظر می گیرند نه خلق را. عبد خدا هستند نه عبد خلق.همان گونه رفتار می کنند که می اندیشند؛ توانایی دارند تا بر اساس آنچه درست می پندارند رفتار کنند فلذا عاقل هستند. پس سرمایه معنوی موجب سرمایه عقلی هم خواهد شد. جامعه ای که از سرمایه های غنی معنوی برخوردار است جامعه ای است پویا که در تأسی به سیره گذشتگان تأمل و تعقل می کند. بنابراین سرمایه معنوی هم شامل فرد است و هم جامعه.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه