بررسی یک پایان نامه دانشجویی در رابطه با سفرهای استانی

سفرهای استانی باعث شده استانها فکر کنند

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۵:۳۳ ۱۳۹۱/۱۲/۲۴

اکثر تحلیل ها در خصوص سفرهای استانی چه از سوی موافقان و چه مخالفان بیشتر سیاسی بود و این موضوع با بی تفاوتی دانشگاهیان روبه رو شده که البته کلا دانشگاه ما از جامعه روز خود فاصله داشته و دارد.

محمد حسین کاظمی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای از دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. موضوع پایان نامه ایشان در رابطه با سفرهای استانی دولت نهم و دهم دکتر احمدی نژاد بوده است. بخش اول مصاحبه سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی با ایشان در مورد «تاثیرات این سفرها در نظام برنامه ریزی کشور» تقدیم خوانندگان عزیز می شود.

انگیزه ی اصلی شما از بررسی جایگاه سفرهای استانی در نظام برنامه ریزی کشور چه بود؟

مسلما انگیزه ی اصلی من بوجود آمدن پدیده ای جدید در نظام برنامه ریزی به نام «سفرهای استانی هیأت دولت» در سال 1384 بود. دولت نهم از زمان روی کار آمدن این الگو را جهت پیشبرد گفتمان خود(عدالت) انتخاب کرده و موضوعی نو در نظام برنامه ریزی کشور مطرح کرده بود. از این جهت نیاز به بررسی وتحقیق در خصوص ابعاد مختلف این موضوع بشدت احساس می شد. این سفرها الگوی بومی داشت وکاملا از درون جوشیده و قرابت هایی با شرایط ویژگی های جامعه ایرانی واسلامی داشت. از طرف دیگر اکثر تحلیل ها واظهار نظرها در خصوص سفرهای استانی چه از سوی موافقان و چه مخالفان جنبه سیاسی داشته و از بررسی های علمی و دانشگاهی در خصوص این پدیده خبری نبود. به عبارتی این موضوع با بی تفاوتی دانشگاهیان روبه رو شد که البته ناگفته نماند کلا دانشگاه ما از جامعه روز خود فاصله داشته و دارد.

 طبق یافته های تحقیق شما چه عواملی باعث پیدایش این سفرها شده اند؟

ببینید من از ابتدا به دنبال پاسخ به این سئوال بودم که سفرها چرا بوجود آمدند وچه نیازی  به این سفرها بود ؟

به نظرم ریشه پیدایش این موضوع به چند عامل مهم بر می گردد: یکی تفاوت گفتمانی دولت با دولت های قبلی و  همچنین مسائل ومشکلات نظام برنامه ریزی درکشور.

همانظور که می دانید رفع عدم تعادلهای منطقه و کاهش نابرابری بین مناطق مختلف از ابتدای پیدایش برنامه ریزی در ایران یکی از ضرورت ها و مسائل اصلی برنامه ریزی بوده است. پیش از انقلاب اسلامی به علت اتخاذ راهبردهای نامناسب و متفاوت با الگوی سرزمینی ایران مثل راهبرد توسعه قطب های رشد و اجرای طرح هایی مانند اصلاحات ارضی و مدیریت ناصحیح منابع وسرمایه گذاریهای کلان در یک سری مناطق خاص، نابرابریهای شدید منطقه ای بوجود آمده بود. اگرچه انقلاب اسلامی با آرمان عدالت شکل گرفته و یکی از اهداف اصلی آن رفع محرومیت اقشار ومناطق محروم و رسیدن به عدالت اجتماعی عنوان می شود ولی در دهه های بعد از انقلاب این آرمان کم کم با اتخاذ سیاست ها وراهبردهای متفاوت و اولویت یافتن مسائل دیگر به فراموشی سپرده می شود. بطور مثال در دوره سازندگی ما به نوعی دوباره راهبرد قطب رشد را اتخاذ می کنیم وکشور می خواهد از لحاظ اقتصادی و صنعتی رشد کند ولو به قیمت عقب ماندگی یک سری مناطق. بعد از این دوره می رسیم به دوره ی اصلاحات  که  این دوره هم  اولویت چیزی دیگریست: «توسعه ی سیاسی» البته نه این اینکه کاملا بی توجه باشد بر عدم تعادلهای موجود. در این دوره یک سری کار هایی انجام می گیرد و به آمایش سرزمین بیشتر توجه می شود ولی اولویت توسعه ی سیاسی است.

بعد می رسیم به سال ۸۴  که گفته شده بازگشتی است به آرمانهای اولیه انقلاب که دوباره توجه به قشر محروم و مستضعف جامعه به عنوان اولویت اول کشور می شود. گفتمان عدالت مطرح می شود که یک بعدش این است که تمام کشور باید باهم پیشرفت کنند. یکی از علتهای بوجود آمدن سفرهای استانی همین دلیل است. در این دوره  عدالت و بحث توزیع عادلانه ی امکانات مطرح می شود و دولت ( با توجه به اینکه شخص رییس جمهور سوابق اجرایی از قبیل فرماندار و استاندار و شهردار داشته است) به این  نتیجه می رسد  که با سیستم  برنامه ریزی موجود نمی توان عدالت را پیاده کرد. این سیستم متمرکز که شاکله ی اصلی اش سازمان برنامه و  بودجه بوده است  تمام  تصمیم گیری های اصلی و خرد را بر عهده دارد در مورد برنامه ریزی به این نتیجه می رسد که جایگاه استانها در نظام برنامه ریزی خیلی ضعیف است و استانها نمی توانند برنامه ریزی کنند و تمام برنامه ریزی ها را سازمان برنامه  براساس صلاحدید خود پی می ریزد و به همین دلیل تصمیم گیری ها وسیاست گزاری ها منبطق با واقعیات مناطق نیست. مردم محلی نیز نقشی در برنامه ریزی ها وتصمیم گیری ها ندارند. علاوه بر اینها نظام برنامه ریزی به شدت متمرکز وبخشی نگر است. سفرهای استانی برای پر کردن این خلاها و به عنوان راهکار بدیل انتخاب می شود.

در این تحقیق به این نتیجه رسیدم که نظام برنامه ریزی ما حتی نتوانست یک سری ایرادات ساختاری  خودش را در طی عمر شصت-هفتاد ساله خود برطرف کند چه برسد به اینکه بخواهد اشکالات برنامه ریزی  کل کشور را برطرف کند و یک تعادل نسبی میان بخشهای مختلف برقرار کند.

در پایان نامه ام مفصل به این موضوع پرداخته ام که هشت عامل ساختاری درون نظام برنامه ریزی وجود دارد که مانع از دستیابی آن به اهدافش است مهمترین عوامل عبارت اند از:

1- نظام برنامه ریزی کشور منطبق با ویژگی های جامعه ی ما شکل نگرفته و براساس چشم اندازی که جامعه ی ایرانی برای خودش در نظر داشت شکل نگرفته بود. در اصل دوم قانون اساسی که در خصوص چشم انداز  جامعه ایرانی بحث میکنند چشم انداز، تکامل معنوی انسان است اما چشم اندازی که درنظام برنامه ریزی و در قالب سازمان برنامه برای جامعه در نظر گرفته شده بود در هدف  وماهیتش، انسان را تنها از نظر مادی و اقتصادی دیده بود و بنابراین نمی توانست برای نظام جمهوری اسلامی که هدفش تکامل معنوی انسان است  کارایی داشته باشد .مانند درخت نخلی می ماند که شما ببرید در وسط قطب بکارید.

نظام برنامه ریزی باید بر اساس یک سری شاخصه های داخلی نظیر ویژگی های، تاریخی و جغرافیایی جامعه ی ایران باشد.

2- بخشی نگری وجزئی نگری سازمان برنامه، دیوان سالاری متمرکز اداری

3- عدم مشارکت مردمی در تصمیم گیری ها وتصمیم سازی ها

و موارد دیگر که در پایان نامه به طور کامل به آنها پرداخته ام.

جایگاه اصلی سفرهای استانی در نظام برنامه ریزی کجاست؟

ابتدا که شروع به کار کردم تصور می کردم سفرهای استانی جایگزین نظام برنامه ریزی کشور شده، در صورتی که مدتی بعد متوجه شدم این طور نیست، وسفرهای استانی توان وظرفیت اینکه تمام وظایف نظام برنامه ریزی را انجام بدهد ندارد.

کارکرد سفرهای استانی به عنوان یک طرح استراتژیک در چند لایه قابل بررسی است. سفرهای استانی در نظام برنامه ریزی رکن جدیدی نبود. ما در نظام برنامه ریزی چند رکن داریم: یکی وزارتخانه ها، سازمان برنامه سابق (معاونت برنامه ریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری)و استانداری ها. ارتباط متناسب این ارکان خیلی مهم است که سازمان برنامه سابق تقریبا می توان گفت درخیلی موارد وارد حیطه وظایف اینها می شد و انجام آنها را به عهده می گرفت. سفرهای استانی رابطه این ارکان را به یک شکل دیگری درآورد به این صورت که یک سری از وظایف سازمان برنامه را گرفت و به استانداریها و وزارتخانه ها سپرد. سفرهای استانی به عنوان طرحی که این ارکان را به شکلی متفاوت از قبل ارتباط می دهد مطرح شد و فرایندی تهیه کرد که در این فرایند هررکنی وظیفه مشخص خود را انجام می دهد.

سفرهای استانی به دنبال این بود که سازمان برنامه وارد مباحث کلان وبلند مدت شود مانند برنامه های پنج ساله، طرحهای بین بخشی، طرحهای آمایش و… و از درگیر شدن در کارهای جزیی خارج بشود . وزارتخانه ها در برنامه های بخشی شان اش استقلال نسبی پیدا کرده اند نه مانند سابق که سازمان برنامه در حوزه تخصصی یک وزارتخانه هم دخالت می کرد به قول دکتر توفیق که می گفت”کارشناش سازمان برنامه میرفت در مورد شیلات هم نظر می داد”.  الان استانهای طرح آمایش استانی تهیه می کنند در حالیکه که قبلا این استقلال را دارا نبودند.

سفرهای استانی تا چه حدی توانسته است نقاظ ضعف نظام برنامه ریزی را حل کند؟

مهمترین وجه سفرهای استانی توجه به مناطق محروم  است. بعضی مطرح می کنند که رئیس جمهور به عنوان عالی ترین مقام اجرائی کشور نباید برود یک شهرستان دور دست و فقیر وقت خودش را هدر دهد در حالیکه شما وقتی به شیوه حکومت داری امام علی(ع) نگاه می کنید با اینکه ایشان حاکم بود اما از سرکشی به محرومان هیچ وقت غفلت نمی کرد. از نظر وقت هم من یک بررسی انجام دادم دیدم تنها چیزی حدود ۵ درصد ساعات اداری دولت صرف استانها شده است که این وقت صرف توزیع عادلانه ی امکانات، درک شرایط محیطی، درک کمبود ها وامکانات، و تصمیم گیری بر اساس واقعیت ها شده است.

در سفرهای استانی مردم وارد فرایند برنامه ریزی شدند و به نظرم یک حرکت جهشی و رو به جلویی بود در رابطه با مشارکت دادن مردم در فرایند برنامه ریزی که راه را باز کرد و البته که می توان کاملترش کرد.

تقویت واحدهای استانی در برنامه ریزی ومدیریت بعد دیگری از سفرهای استانی بود. استانداران قدرت پیدا کردند، هم قدرت واستقلال واختیاراتشان بیشتر شد وهم اینکه به قول دکتر توفیق” شروع کردند به فکر کردن” و تهیه طرح برای استانها  نظیر طرح آمایش استان.

و دیگر اینکه تغییرات یاد شده باعث شد سطح عالی برنامه ریزی کشوربه مسائل اساسی تر وکلان تر و بلندمدت تر بپردازد و وقت و منابع خود را صرف برنامه ریز ی عملیاتی و بخشی نکند.

البته ما صرفا از بعد تقویت ارکان برنامه ریزی در حوزه ی مرتبط با دولت این موارد را مطرح کردیم وگرنه از ابعاد دیگر هم می توان موضوع سفرهای استانی را مورد بررسی قرار داد نظیر ارتباط نزدیک مردم ودولت و امیدی که در مردم ایجاد شد. همچنین نظارت بر دستگاههای مسئول قوی تر  ودقیق تر شده  است که می تواند باعث کاهش فساد وشکایات شود وامکان اجرایی مصوبات را افزایش دهد. در بحث پیگیری مصوبات ما کم نداشتیم مصوباتی که قبلا چندین سال طول می کشیدند ولی به تازگی ستاد سفرها سایتی راه انداخته  است تحت عنوان”سایت پیگیری مصوبات استانی” که به تفکیک استان، شهر، ودستگاه اجرایی مردم می توانند به آن مراجعه کرده، مصوبه ی شهر خودشان را پیدا کنند ودر موردش نظر بدهند البته فکر می کنم این سیستم هنوز خیلی جای کار دارد. از طرف دیگر خوب معرفی وشناخته نشده در صورتی که اگر از تمام ظرفیت آن به خوبی استفاده شود می تواند یکی از بهترین تجارب کشور در زمینه پیگیری مصوبات و همچنین مشارکت مردمی در نظارت بر حسن اجرای مصوبات و کاهش مشکلات اجرایی باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه