شبکه های اجتماعی و انقلاب اسلامی: چالش یا فرصت

زمان انتشار: ۱۶:۳۶ ۱۳۹۱/۰۴/۱۰

بعد از انتخابات و ظهور جریان­ فتنه و با توجه به نقش مهم شبکه­ های اجتماعی اینترنتی در این جریان، نیروهای مردمی و انقلابی به اهمیت و نقش تاثیرگذار و کلیدی این شبکه­ ها بیشتر واقف شدند. بنابراین در مقابل دشمن، شبکه ­های اجتماعی انقلابی به ویژه از نوع مجازی آن، به صورت جهشی رشد کردند تا جایی که می ­توان آنها را با شبکه­ های اجتماعی حقیقی دوران انقلاب مقایسه کرد.
یکی ازنمونه های شاخص این شبکه ها، پایگاه وبلاگ­ نویسان ارزشی است که سایتی جهت انعکاس و بازنشر مطالب ارزشی و ولایی وبلاگ­های اینترنتی که بیش از هزار وبلاگ­نویس ارزشی در آن عضو و فعال هستند. پس از این اتفاقات و فعالیت ها، فضای اینترنت در ایران به صورت قابل توجهی تغییر یافت و انعکاس دقیقتر و کاملتری از جامعه-ایرانی شد.

شبکه­ های
اجتماعی در ایران:

سابقه
شبکه­ های اجتماعی را می­ توان در دوران­ های بسیار قدیم دنبال کرد. در صدر اسلام پیامبر
اکرم(ص) در سالهای ابتدای بعثت به علت شرایط موجود در مکه و عربستان با ارتباطات
رو در رو و فرد به فرد و پنهانی به تبلیغ پرداختند. روشی که یک شبکه قوی و گسترده
و زیرزمینی اجتماعی از مؤمنان را به وجود آورد. شبکه­ ای که فقط، پس از سه سال،
آنقدر قوی و گسترده شد که علی­رغم ضدیت با سیستم حاکم، رسما و علنا اعلام موجودیت
کرد.

در
جریان انقلاب اسلامی سال1357، مساجد مرکز شبکه­ های اجتماعی انقلاب بودند. افراد با
ارتباطات مختلف و گسترده، خود را در مقابل حکومت تقویت می­ کردند. تبادل اخبار،
اطلاعات، اعلامیه ها و بیانه­ ها، خط­دهی و هماهنگی فعالیت و .. کارکردها و عامل به
وجود آمدن این شبکه­ های اجتماعی بودند. شبکه ­ای که در سراسر ایران گسترده شد و با
قدرت تمام توانست مردم ایران را برای انقلابی سراسری بسیج کند.

پس
از پیروزی انقلاب اسلامی، از یک طرف می­ بایست اهداف و برنامه ­های جدیدی که انقلاب
اسلامی در پی آن بود، دنبال می­ شد و از طرف دیگر بسیاری از ساختارهایی که نیازمندی­ های
معمول مردم را برآورده می­ کردند، نیاز به بازسازی و تحول اساسی داشتند. به همین دلیل
همان شبکه ­های اجتماعی به وجود آمده در طی انقلاب، کارها را برعهده گرفتند. نمونه
شاخص این شبکه­ ها بسیج مستضعفان بود که توانست هم در عرصه جهاد سازندگی به رفع
محرومیت­ها در ایران به ویژه در مناطق روستایی و دور افتاده بپردازد، و نیز در
زمان جنگ تحمیلی به صورت نیرویی مردمی بسیج، مقابل دشمن بایستد. دو کاری که عامل
بقای نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.

اما
متاسفانه پس از گذشت زمان و پس از دفاع مقدس، سازمان های بروکراتیک و دولتی جای این
شبکه ­ها را گرفتند و وظایف آنها را انجام دادند.

دلایل
و زمینه­ های اصلی این اتفاق:

1- تمام شدن جنگ و ایجاد آرامش و ثبات بیشتر در
جامعه

2- گسترش تفکر مدرنیته و غربی که در آن  الگوی حکومت، سازمان های بوروکراتیک و سلسله
مراتبی می­ باشد، به ویژه در میان مدیران آن دوره

3- دور شدن تدریجی از مبانی و اصول اولیه انقلاب
همچون مردمی بودن، ارزشهای اسلامی و ..

4- غرور دولتمردان به اینکه با پول نفت می­توان
کشور را اداره و مدیریت کرد و نیاز چندانی به کمک مردم نیست.

در
مقابل دشمنان انقلاب اسلامی شرایط را مهیا دیدند و برای رسیدن به اهداف خود شبکه­ های
اجتماعی مردمی را در حوزه های مختلف کلید زدند. از حوزه­ های سیاسی گرفته تا دینی و
عرفانی، این شبکه ها روز به روز بیشتر و گسترده ­تر می­ شدند و فعالیت خود را برعلیه
نظام جمهوری اسلامی و مبانی و اصول آن پیگیری کردند. نقطه اوج این جریان را می­ توان
در دوران دولت اصلاحات مشاهده کرد زمانی که با کمال ناباوری حتی دولت نیز به حمایت
و پشتیبانی از این شبکه­ های ضد انقلاب می ­پرداخت.

در
مقابل مردم انقلابی وقتی با ناکارآمدی دولت در بسیاری از حوزه ­ها به ویژه فرهنگ
مواجه شدند و شاهد این بودند که در برخی از حوزه ­ها نه تنها دولت جمهوری اسلامی
اهداف انقلاب اسلامی را دنبال نمی ­کند بلکه خود بر خلاف آن جریان حرکت می­کند،
مجددا شبکه­ های اجتماعی انقلابی را برای پر کردن این خلاء و مبارزه با تهاجم فرهنگی
شکل دادند. این شبکه­ ها که در دوران دولت سازندگی ظهور کردند، در دوران دولت
اصلاحات با انرژی بیشتری به فعالیت خود ادامه دادند. حتی می­ توان از عوامل مهم
موفقیت اصولگرایان در چندین انتخابات گذشته را فعالیت این شبکه های اجتماعی انقلابی
و مذهبی دانست که بسیجیان نمونه ای از آنها هستند.

دوران
دولت نهم بسترهای مناسبی برای رشد و گسترش این نوع شبکه ­های اجتماعی انقلابی فراهم
آورد. در انتهای دولت نهم، انتخابات تاریخی دهمین دوره ریاست جمهوری، اوج تقابل
شبکه­ های اجتماعی انقلابی و اصول­گرا با شبکه ­های ضد انقلاب و غربگرا بود. البته
شبکه ­های اجتماعی انقلابی پیروز این میدان بودند.

شبکه­ های
اجتماعی اینترنتی در ایران:

در
اواخر دوران اصلاحات، توسعه کمی و کیفی اینترنت، شبکه­ های اجتماعی را دچار تحول
کرد. به وجود آمدن بستر نرم افزاری شبکه ­های اجتماعی مجازی در اینترنت بعلاوه افزایش
نفوذ اینترنت در ایران منجر به شکل­گیری اولیه شبکه ­های اجتماعی اینترنتی در ایران
شد. با مرور زمان همگام با جامعه جهانی، این شبکه ­ها در ایران نیز از لحاظ کمی و کیفی
رشد یافتند. شبکه­ های اجتماعی غیر مجازی نیز از این امکان استفاده کرده و فعالیت
خود را در فضای مجازی تقویت کردند.

با
وجود اینکه ایران از نظر ضریب نفوذ اینترنت و نیز از جهت سرعت و پهنای باند اینترنت
در جهان از جایگاه متوسطی برخوردار است ولی به طور عجیبی در برخی از آمارهای اینترنتی
در بالاترین رتبه ­ها قرار می­ گیرد. این موضوع نشان دهنده ظرفیت بالای فعالیت در
فضای اینترنت در ایران است. ایرانی ­ها در دوره ­ای از بالاترین رتبه­ ها در وبلاگ­نویسی
برخوردار شدند. این موضوع با ظهور و گسترش شبکه ­های اجتماعی دوباره اتفاق افتاد.
حدود پنج سال پیش بود که مفهوم شبکه های اجتماعی به طور گسترده با حضور “
اورکات” در میان کاربران ایرانی
رواج پیدا کرد و در مدت کوتاهی آنقدر سریع رشد کرد که پس از
برزیل و آمریکا، ایران سومین کشور حاضر در
اورکات شد. اورکات، شبکه­ ای اجتماعی تحت مالکیت شرکت گوگل بود که در سال 2004 راه
اندازی شد. فیلتر شدن اورکات باعث کاهش شدید استفاده ایرانی­ ها از آن شد. برداشته
شدن فیلتر شبکه اجتماعی فیس بوک در اواسط سال 1387 باعث گرایش گسترده به آن شد تا
جایی که در مدت کوتاهی به یکی از پربیننده ­ترین وب­ سایت­ ها در ایران مبدل گشت.
اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر و نقش این نوع شبکه ها در آن، منجر به فیلتر
شدن مجدد و کاهش استفاده از آنها شد.

در این
شرایط شبکه اجتماعی ایرانی و داخلی “کلوب” توانسته جایگاه خوبی در این
عرصه برای خود ایجاد کند. آمار سایت الکسا(از معتبرترین سایت­های آمار اینترنتی)
نشان می ­دهد که پرطرفدارترین شبکه اجتماعی در حال حاضر در ایران، سایت ایرانی “کلوب”
است که در بین 20 سایت اول کشور قرار دارد. بعد از کلوب، از میان شبکه ­های اجتماعی
تنها سایت فیس­بوک در جمع 100 سایت اول ایران قرار دارد.

در
عرصه استفاده از تکنولوژی ارتباطات، متاسفانه عناصر غیرخودی و ضد انقلابی از عناصر
انقلابی و خودی پیشی گرفتند. در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری این موضوع به
وضوح بروز نمود. شبکه­ های اجتماعی مجازی همچون “تویتر”، “فیس­بوک”،
“بالاترین” و کلاً فضای اینترنت بیشتر در دست مخالفان و منتقدان نظام
جمهوری اسلامی بود.

بعد
از انتخابات و ظهور جریان­ فتنه و با توجه به نقش مهم شبکه­ های اجتماعی اینترنتی در
این جریان، نیروهای مردمی و انقلابی به اهمیت و نقش تاثیرگذار و کلیدی این شبکه­ ها
بیشتر واقف شدند. بنابراین در مقابل دشمن، شبکه ­های اجتماعی انقلابی به ویژه از
نوع مجازی آن، به صورت جهشی رشد کردند تا جایی که می ­توان آنها با شبکه­ های اجتماعی
حقیقی دوران انقلاب مقایسه کرد.

برخی
از مهمترین شبکه­ ها همسو با انقلاب اسلامی بدین قرار است:

شبکه
اجتماعی حامیان ولایت
: شبکه­ای اجتماعی مجازی، مانند کلوپ، دارای چهار هزار
عضو

ستادجنگ­ سایبری:
گروهی از فرزندان ­شهدا و ایثارگران شامل دو هزار عضو مجازی و دو هزار عضو حقیقی

جبهه
جهادگران مجازی:
گروهی شامل افراد ارزشی سایت کلوپ که بیش از هزار نفر عضو
دارد.

پایگاه
وبلاگ­ نویسان ارزشی
: سایتی جهت انعکاس و بازنشر مطالب ارزشی و ولایی وبلاگ­های
اینترنتی که در حال حاضر بیش از هزار وبلاگ­نویس ارزشی در آن عضو و فعال هستند.

مهمترین
ویژگی ­ها، نقاط ضعف و قدرت این شبکه­ های همسو با جمهوری­ اسلامی شامل موارد ذیل می­ شود:

– ویژگی
همگی این فعالیت­ها، مردمی و خود جوش، جوان، پر انرژی، با انگیزه­ های الهی، بدون
چشم داشت­های مالی، گروهی، خالصانه و  ولایت­مدار
می ­باشد.


هدف فعالیت­های اشاره شده، همگی در راستای مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن
و به وجود آوردن جبهه ­های خودی، به ویژه در عرصه­ های رسانه ­ای و دیجیتال است.


فعالیت ­های فوق شدیدا نیازمند پشتیبانی فکری و هدایت و راهبری می­ باشند.


فعالیت ­های فوق نیازمند پشتیبانی مالی و فنی نیز هستند.

جمع ­بندی
و پیشنهادات:

نیاز
به ارتباطات و اطلاعات و پتانسیل بالای جامعه ایرانی در حوزه اینترنت به ویژه در
بخش ­های تعاملی ­تر و عدم پاسخگویی مناسب به این نیاز در داخل، باعث  می ­شود که ابزاری به این مهمی در دست شرکت ها و
افرادی باشد که در راستای اهداف کشورهای غربی به ویژه آمریکا می­ باشد. بدین سبب این
عرصه بستری می­ شود برای سوء استفاده بیگانگان و معاندان با نظام جمهوری اسلامی.

این
درحالی است که ما سایت ها و سازوکارهایی خودی و بومی، مشابه و در کنار این سایت یا
نداریم و یا به شکلی ضعیف و غیرقابل رقابت داریم، چیزی که بتواند چنین نیازهایی را
پاسخگو باشد. ما نیازمند سازوکارهایی هستیم که نه تنها چنین نیازهایی به صورت بومی
و درونی پاسخ داده شود، بلکه یک قدم هم از غرب جلوتر باشیم، تا همیشه نگاهمان به
آنها نباشد که آنها چه کردند، ما هم از آنها تقلید کنیم و با آنها مقابله کنیم،
بلکه باید جلوتر حرکت کرد و ابتکار عمل را بدست گرفت و از حالت تدافعی به تهاجمی
تغییر حالت دهیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه