شرق شناسان جدید: بازنمایی های پست مدرن از اسلام

نویسنده:

منبع: ترجمان

نویسنده کتاب: یان آلموند

انتشارات: آی.بی تاریس(لندن و نیویورک)

زمان: 2007

زمان انتشار: ۱۲:۵۲ ۱۳۹۱/۱۲/۲۸

آلموند معتقد است آنچه این نُه نویسنده را به هم شبیه می‌کند، تلاش آن‌ها برای نقد مدرنیته و غرب، با استفاده از اسلام و تمدن اسلامی است.

The New Orientalists: Postmodern Representations of Islam, Ian Almond, I.B.Tauris, London and New York, 2007, 229 pp.

 یان آلموند[۱]دانش‌آموختۀ دانشگاه‌های ادینبورگ و واریک انگستان است. در ایتالیا و آلمان تدریس کرده؛ و پس از آن یک سال را در هند و شش سال دیگر را در ترکیه گذرانده است. وی اکنون در دانشگاه ایالتی جورجیا تدریس می‌کند. تخصص او مسائل آسیا و مطالعات پسااستعماری است و غیر از شرق‌شناسان جدید، کتاب‌های زیر را در کارنامۀ خود دارد:  تصوف و ساختار‌شکنی[۲]، دو ایمان، یک بیرق[۳] و تاریخ اسلام در اندیشۀ آلمانی از لایبنیتس تا نیچه[۴]. کتاب تصوف و ساختارشکنی: بررسی تطبیقی آرای دریدا و ابن‌عربی، به دست فرید‌الدین رادمهر به فارسی ترجمه شده و نشر کتاب پارسه، آن را به چاپ رسانده است.

آلموند، کتاب خود را به سه بخش اصلی تقسیم می‌کند:

در بخش یکم که «اسلام و نقد مدرنیته» نامیده شده است، نیچه، فوکو و دریدا بررسی می‌شوند.

بخش دوم تکیۀ اصلی خود را بر ادبیات می‌نهد و می‌کوشد تا در خلال بررسی نویسندگانی چون بورخس، رشدی و اورهان پاموک، پرداخت‌های ادبی به اسلام را در عصر پست‌مدرن نشان دهد. آلموند این بخش را «اسلام و داستان پست‌مدرن» نامیده است. آخرین فصل، «اسلام، “نظریه” و اروپا» نام دارد و در آن آثاری که ژولیا کریستوا، بودریار و ژیژک دربارۀ اسلام نوشته‌اند، کند و کاو شده است.

آلموند معتقد است آنچه این نُه نویسنده را به هم شبیه می‌کند، تلاش آن‌ها برای نقد مدرنیته و غرب، با استفاده از اسلام و تمدن اسلامی است. به تعبیر او، این نه نویسنده تلاش می‌کنند تا «با استفاده از امر ناآشنا، به نقد امر آشنا بپردازند» (۱۹۵). بنابراین در دیدگاه نویسندۀ کتاب، برای هیچ‌کدام از این افراد، اسلام یک علاقۀ فی‌نفسه و درونی نیست. چرا که آن‌ها به اسلام روی آورده‌اند تا آن را همچون ابزاری برای نقد مدرنیته به کار ببرند. به تبع، شناخت آن‌ها از اسلام نیز، شناختی جامع و کامل نیست، بلکه برعکس، شناختی کاملاً مخدوش است. به عبارت دیگر، آن‌ها تنها آن جنبه‌هایی از اسلام و تمدن مسلمین را مدنظر گرفته‌اند که در پروژۀ خودشان موضوعیتی داشته است.

آلموند در اولین فصل کتاب خود، نیچه را به مثابۀ یکی از مهم‌ترین متفکران الهام‌بخشِ جنبش پست‌مدرن بررسی می‌کند. به گفتۀ آلموند، «آشتی نیچه با اسلام» نه به خاطر خود اسلام به عنوان یک دین، بلکه به دلیل تنفر بسیار شدید او از مدرنیته و مسیحیت و فرهنگ آلمانی روزگار خود بود. نیچه اخلاق مسیحیت که مردم را به رحم، مهربانی و عطوفت فرا می‌خواند، الهام‌بخش متفکران مدرن در چنگ زدن به آرمان‌های برابری و دموکراسی می‌دانست و این هر دو را موجبِ تباهی تمدنِ والاتبارانۀ یونانی-رومی و انسان‌های والاتبار آن دوران. او اسلام را دوست داشت، چون اسلام از نظر او کمتر مدرن بود و دموکراسی را تقبیح می‌کرد. در واقع برای نیچه «اسلام و عرب‌ها، رومیان، ژرمن‌ها و بهتر از همه قهرمانان دنیای هومری، وایکینگ‌های اسکاندیناوی و…» یکسان‌ بودند. آن‌ها «طرفدارانِ سلسله مراتب، عدم ترحم، مردانگی، خلوص و… در برابر رحم‌آوری و برابری مدرنیته» (۱۰) محسوب می‌شدند.

آلموند به درستی تأکید می‌کند که نیچه، به دلیل آن‌که تلاشی برای شناخت اسلام به‌ ما ‌هو اسلام ندارد، دانش خود دربارۀ اسلام را از نامعتبرترین شرق‌شناسانِ روزگار خود اخذ کرده است. به واقع، تفاوتی میان برداشت نیچه از اسلام و برداشت شرق‌شناسانِ غربی از اسلام وجود ندارد، جز آنکه نیچه چنین اسلامی را دوست دارد و آن‌ها دشمن می‌شمارند.

مشیِ عمومی یان آلموند در پرداخت به دیگر متفکرانی که به بررسی آثارشان پرداخته است نیز همین گونه است. وی معتقد است فوکو، اسلام را بسیار اندک می‌شناخت و درک عمومی او از اسلام، درکی نیچه‌ای بود. به زعم آلموند مسئلۀ فوکو، اساساً غرب و سوژۀ غربی است، او حتی هنگامی که به دیگر سنت‌ها و فرهنگ‌ها توجه می‌کند، به عنوان یک غربیِ ملول از مدرنیته به آن‌ها می‌نگرد و هیچ‌گاه چیزی جز آنچه در غرب رخ داده را اساسی و جدی تلقی نمی‌کند.

ماجرا دربارۀ دریدا نیز تفاوتی ندارد. با وجود آن‌که او سال‌های شکل دهندۀ شخصیت خود را در کشوری مسلمان (الجزایر) گذرانده است، اسلام همیشه در حاشیۀ اندیشه‌های او جای داشته است. پرداخت‌های ژیژک، بودریار، بورخس، کریستوا و… نیز به اسلام، از همین سنخ‌اند.

یان آلموند در نتیجه‌گیری کتاب خود اظهار می‌کند که خوانشِ متون پست‌مدرن دربارۀ اسلام، بیش از آنکه ما را با اسلام آشنا سازد، ماهیتِ پست‌مدرنیسم را به ما نشان می‌دهد. چرا که این نویسندگانِ پست‌مدرن، هیچ‌گاه به اندازۀ زمانی که در حال نوشتن از اسلام‌اند، ماهیت سکولار پست‌مدرنیسم و هویت غربی خود را عیان نمی‌کنند. آ‌ن‌ها، هر گاه قصدِ نقدِ جنبه‌ای ویژه از فرهنگ مدرنیته را دارند، از اسلام، نسخۀ قرون وسطایی متناسب با آن را برمی‌سازند و در برابر مدرنیته قرار می‌دهند (۱۹۵). اسلامی که فوکو از آن سخن می‌گوید و به شیوه‌ای معنادار «دیوانگی» آن را می‌ستاید، کاملاً بی‌شباهت است به اسلامی که بودریار و دریدا از آن حرف می‌زنند و اسلام داستان‌های بورخس، ربطی به اسلام ژیژک و کریستوا ندارد.

در مجموع، آلموند در این کتاب تلاش می‌کند تا نشان دهد نویسندگان پست‌مدرن گرچه خود یکی از حساس‌ترین گروه‌ها به «بحران بازنمایی» هستند، و توجه به حاشیه و شنیدن صداهایی که مدرنیته آن‌ها را از سخن گفتن باز داشته است، از دغدغه‌های آن‌ها محسوب می‌شود، اما وقتی به اسلام رسیده‌اند، هنوز همچون شرق‌شناسانی سخن می‌گویند که برای آن‌ها اسلام، تجلی هر آن‌ چیزی بوده است که در مدرنیته وجود ندارد. می‌دانیم که ادوارد سعید و گروه متفکرانی که خود را پسااستعماری می‌نامند، چگونه در تلاشی درخشان نشان داده‌اند که این تلقی از اسلام، چقدر با اسلامِ واقعاً موجود در منابع و ممالک اسلامی فاصله دارد.

شرق‌شناسانِ جدید کتابی است دقیق و جذاب که می‌تواند راهنمایی مناسب برای کسانی باشد که به مناسبات میان اسلام و مدرنیته و به ویژه مسئلۀ اسلام و پست‌مدرنیسم علاقه‌منداند.

 موسسه ترجمان در حال ترجمۀ این کتاب به زبان فارسی است.


[۱] Ian Almond

[2] Sufism and Deconstruction (Routledge, 2004)

[3] Two Faiths, One Banner (Harvard University Press/ I. B. Tauris, 2009)

[4] History of Islam in German Thought from Leibniz to Nietzsche (Routledge, 2009)

 

۲ دیدگاه

    رضا واعظی :

    سلام. کتاب شرق شناسان جدید: بازنمایی های پست مدرن از اسلام ترجمه شده است؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه