نگرش جامعه شناختی- ادبی بر ادبیّات دفاع مقدّس

شعر دفاع مقدس مستقیماً از درون مردم جامعه برخاسته است

نویسنده:

منبع: سایت خشاب

زمان انتشار: ۱۷:۴۱ ۱۳۹۲/۰۳/۴

واقعیّتهای اجتماعی و چگونگی رویدادهای مختلف فرهنگی، سیاسی واجتماعی و روابط و مناسبات طبقات و گروه ها که در جریانات سیاسی بیشتر تبلور می یابد، در آیینه ادبیّات به نمایش درمی آید. شعر نیز به دلیل همراهی وهمزادی دیرینه اش با حیات اجتماعی بشری، افزون بر دقایق وظرایف هنری به عنوان مناسبترین محمل تاریخی واجتماعی، آثار و نشانه های بیرونی جامعه را در خود به همراه دارد و مطالعه آن از دیدگاه جامعه شناسی ادبی، پاسخ بسیاری از جلوه ها و واقعیّتهای پنهان وگاهی به دور از دسترس مورّخان و جامعه شناسان اجتماعی را در اختیار ما قرار می دهد.
با چنین نگرش جامعه شناختی ادبی مشاهده می شود که شعر دفاع مقدّس هم که به طور مستقیم از بطن مردم برخاسته و برای مردم نیز سرایش یافته، بسیاری از واقعیّتهای اجتماعی را در آیینه تصوّرات خود ثبت کرده است؛ از جمله زمینه های پیدایش گسست های فرهنگی، نفوذ فرصت طلبان، منافقان و توطئه های مختلف دشمنان انقلاب، ایجاد جوّهای نامناسب روانی و ناآرام سیاسی در کشور و نارضایتی و تفرقه در بین مردم و بدبینی نسبت به نظام حاکم اسلامی را، که از سوی دشمنان انقلاب صورت می گرفت در لا به لای سروده های شاعران دفاع مقدّس می توان یافت. این مقاله با نگاهی اجمالی، نقشی از همسویی و تعامل شعر دفاع مقدس را با تغییرات و اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را بررسی و تبیین کرده است .

الف- مقدمه
در جامعه شناسی ادبی به عنوان دانشی از زیرمجموعه ادبیات، تلاش می شود همه موارد و عوامل مؤثر در آفرینش آثار ادبی، بررسی و ریشه یابی شود. در این نظریه، شناخت حرکات اجتماعی و تطوّر منظم و کاملی از تحوّل و تکامل جامعه حاصل می شود و با شناختن و شناساندن جامعه و ویژگیهای حیات اجتماعی و افزودن بر نگرش و دید علمی انسانها درباره جامعه و سیر تکاملی آن، شتاب حرکت اجتماعی نیز افزایش می یابد.  گلدمن می گوید: «آفرینندگان راستین آثار فرهنگی، گروه های اجتماعی هستند و نه اشخاص منفرد» (جامعه، فرهنگ و ادبیات: 28) .
آفرینش اثر هنری با دخالت و باور نویسنده صورت می گیرد که با تبیین واقعیتهای اجتماعی و چگونگی برقراری عامل با رویدادهای مختلف از قبیل مبارزات فکری و یا سیاسی و یا همکاری و تعامل با دیگر طبقات و گروه ها روشن می شود. این تأثیر و دخالت اندیشه در گستره اجتماع را گلدمن چنین بیان می کند: «اندیشه، بخشی از زندگی اجتماعی است. صرف گسترش آن برحسب اهمیّت و کارایی آن  این زندگی را کمابیش دگرگون می کند» (همان: 5-224) .
براین اساس، اندیشه ها آغازگر تغییر و تحوّل و در نتیجه ثمره پدیده های اجتماعی است و نشان می دهد که به رغم اینکه نویسنـده و آفرینشگر آثار ادبی از گروه ها و توده ها در ساختار اندیشه خود استفاده می کند، دارای کوششی هدفمند و جهت دار  است برای دگرگونی و تغییر در اوضاع حاکم برجامعه. این رویکرد را گاهی می توان تحت عنوان «انتقاد ادبی» نیز عنوان کرد. گلدمن در این باره می گوید: «یکی از وظایف جامعه شناسی هنر، انتقاد از نظم اجتماعی مستقر است» (همان: 137) ؛  به عبارت دیگر «راه نقد اجتماعی از متن اثر و دریافت درون معنایی آن می گذرد» (همان: 115).
آل احمد در تبیین رویکردهای اجتماعی ادبیّات می گوید که «من تاریخ را از دریچه چشم شهدا می بینم. از دریچه چشم مسیح، حلاج، سهروردی، نه از روی نوشته زرنگار حکمای به حکومت رسیده که انوشیروان را آدمی عادل نوشته اند با آن همه سرب داغی که به گلوی مزدکی ها ریخت» (نون و القلم: 163) .
بر این اساس، تاریخ ادبی هر ملّتی، تاریخ واقعی آن ملت را انعکاس می دهد واز قالبهای فکری وجهان نگری نویسنده در پیوند با ساختارهای اجتماعی محیط سخن می گوید؛ از سوی، توانمندیهای مختلف آفرینش هنری را در آثار نویسنده به تحلیل می گذارد و ارتباط شاعر و نویسنده را با بینش عصر رایج و نیز حاکمیّت جامعه و خواستــه و آرزوهــای مردم بیان می کند. جامعه شناسی ادبی در واقع، روابط مخفی و ناپیدای آثار ادبی و خالقان آثار را در حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نمایش می گذارد. از سویی می توان گفت که جامعه شناسی ادبی مسئول شناساندن عوامل فرهنگی، اجتماعی و چهره واقعی حیات اجتماعی مردم روزگار خود است؛ این همان نکته ای است که لوسین گلدمن (Lucien Goldman) (1912-1970) معتقد است که نیمی از آفرینش فرهنگی، جهان نگری است (تادام آخر: 24).
گلدمن نیم دیگر آفرینندگان آثار هنری راهمچون جلال آل احمد، عمل انسانی می داند و معتقداست که عمل انسان “جمعی” است. او به پیروی از لوکاچ  ،بهترین فاعل جمعی را در طول تاریخ اقشار مردم می داند و می گوید: «در طول تاریخ، جهان نگریها بیان نهایت آگاهی ممکن افراد یا طبقات اجتماعی مختلف هستند» (همان: 26).
روژه باستید نیز  در این راستا معتقد است که «…. اثر هنری، جامعه شناسی هنر، تأثیر قید و بندهای اجتماعی را در آثار هنری مورد بررسی قرار خواهد داد. برشمردن آنچه گذشت، گستــره و محــدوده جامعه شنـاسی را مشخص می کند» (هنر و جامعه: 17).
شعر نیز به دلیل اینکه بیشترین همگامی و همراهی را از دیرباز تا کنون با مردم این سرزمین داشته است، ارزشهای فرهنگی نهفته فراوانی را در خود دارد که علاوه بر ظرایف و دقایق هنری، می توان آن را مناسبترین محمل تاریخی به شمار آورد که در آن به دلیل نگاه ژرف و پویایی شاعران و حساسیتهای شاعرانه آنان، ردّپای بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را می توان در آن یافت و از لا به لای همین سروده هاست که می توان به چگونگی زندگی، نوع تفکر، آرمانگرایی و حتی هنجار و ناهنجاریهای اجتماعی، طبقاتی، نوع سیاستهای حاکم بر جامعه، ارزشها وضد ارزشها و … دست یافت و پاسخ بسیاری از علتها و باید ها و نبایدها و کاستیها را در لابه لای مختلف زندگی مردم جستجو کرد (حماسه های همیشه جاوید: 14).

شرح و نتایج
ملتهای بزرگ برای رسیدن به قلّه های سعادت و سربلندی، چه هنگام شکل گیری حیات اجتماعی و یا روزگاران بالندگی و تکامل، همیشه از عقبه ها و میدانهای نبرد و رویارویی با سختیها عبور کرده اند. جنگها و نبردهایی که برای حفظ هویت و سرزمین ملّی و ملّتی صورت می گیرد، مقدمات پختگی و استواری و تکامل اجتماعی آن ملّت را نیز فراهم می سازد.
جنگ اگر چه در نفس خود زشت و ناخوشایند است در دید رزمندگان اسلام، که هدف الهی را دنبال می کردند، کشتن و کشته شدن و شکست و پیروزی، معنای واحدی داشت و هدف نیز ادای تکلیف الهی بود و بس. «در وادی معرفت جبهه، حماسه و تراژدی گریه و خنده، غم و شادی، لطف و قهر و … از کثرت به وحدت گراییده بود، شاید یکی از علل ناشناختگی و غربت جبهه های جنگ و پیکار در این خصوصیت نهفته باشد که حوادث و وقایع این رویدادها از جهت تلقی، باور، ذهن، ضمیر، کردار و کنش پیکارگران آن به روشنی و بایستگی روایت نشده است» (یاد مانا: 26).
شعر دفاع مقدس از جمله اشعاری است که مستقیماً از درون مردم و جامعه برخاسته و رشد یافته است. بیشتر شاعران این دوره، خود از زمره رزمندگان جبهه های نبرد هستند که به طور ملموس در جریان و لحظه های جنگ و دفاع مقدس حضور داشته به صورت عینی ، وقایع را ثبت و ضبط نموده،و در قالب احساسات شاعرانه بیان کرده اند. به همین دلیل نیز می توانند به عنوان شیرین و غنی ترین و صادقترین منبع برای پژوهشگران در زمینه های مختلف اجتماعی مورد استفاده قرار بگیرند و به قول جلال آل احمد، «اصیلترین اسناد هویّتی هر ملتی، ادبیات است، مابقی جعل است» (نامه ها: 49) .
جنگ هشت ساله ایران و عراق از نظر بازتاب آن در آثار ادبی و هنری این دوره حائز اهمیّت و توجّه فراوان است. آن هنگام که جنگ ناخواسته و بی هنگام آغاز شد، کمتر کسی گمان می کرد که انعکاس حوادث گوناگون این واقعه بتواند در عرصه ادب و فرهنگ، تاریخ تحوّل یک جامعه را به مقابله ای خون رنگ و فراگستر- جنگ- بپیوندد و نتیجه آن به خلق و پیدایی معارف و اندیشه های بدیع بینجامد (یاد مانا:25).
شعر دفاع مقدس از ویژگیهای زمان آگاهی برخوردار است؛ زیرا  از حوادث پیرامون شاعر نشأت می گیرد. هیچ رویداد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از دید آن پنهان نمی ماند.
شاعر جنگ نیز خود را موظف می داند تا دربرابر مسائل و حوادث پیرامون خود، حساسیّت و عکس العمل نشان داده، بازتاب آن را در اشعار خود متجلّی سازد. ارزشهای مثبت، هنجارها و ناهنجارها، اعتراضات و فریادها، تظلّم و دادخواهی ها تا برخی نامردمی های عده ای سودجو و همسو با دشمن و به هر حال هرآنچه در مسیرحیات سیاسی جامعه نمود دارد به ترسیم می کشاند.
مهمترین مسائل نگرشهای اجتماعی شعر دفاع مقدس، دفاع و مبارزه از میهن و حیثیت نظام سیاسی و ملی کشور است که بر اساس آموزه ها و باورهای دینی صورت می گیرد؛ امّا شاکله اصلی این نتایج کلّی را صدها موضوع و نکات اجتماعی و فرهنگی دیگر تشکیل می دهد که بیان همگی آنها ازدیدگاه جامعه شناسی ادبی در این مجال و مقال نمی گنجد و در اینجا تنها به بخشی از آن اشاره می شود.
سرعت پیروزی انقلاب و گستردگی اجتماعی آن و حاکمیّت نظام جمهوری اسلامی، امکان پالایش نیروهای انقلابی را از معاند و سودجو و بسترسازیهای لازم فرهنگی لازم را فراهم نکرد و لذا با بروز جنگ نیز این ناهمگونیهای اجتماعی و سیاسی و تضادهای فرهنگی نمود بیشتری یافت که گاهی نیز به صورت جریانات انحراف سیاسی ودشمنی بانظام مردمی اسلامی متظاهر گشت. جریان هشت سال دفاع مقدس نیز گاهی فرصت و زمینه مناسبی برای بروز این گونه ناهنجاریهای اجتماعی و سیاسی شده بود بویژه  با نفوذ لیبرالها و وابستگان استکباری در بدنه مدیریّتی نظام، برجستگی امر و آثار ویرانگر آن کاملاً خود را نمایان ساخت و بر همگان آشکار نمود.
ایجاد جوّ ناآرام سیاسی و فشارهای روانی از سوی گروهکها و تفرقه افکنی در صفوف ملت با تحریک عوامل خارجی در سایه حاکمیت لیبرالهاوضعی را به وجود آورد که برای نیروهای مؤمن و حتی خود حضرت امام نیز (ره) قابل تحمّل نبود (تاریخ دفاع مقدس: 51-50) .
شاعر انقلاب با برخورداری از ویژگیهای زمان آگاهی و در نگرش های جامعه شناختی ادبی خود، نارسایی ها و توطئه هایی را که کشور ما در سالهای آغازین جنگ به وسیله معاندان و خائنان با آن روبه رو بود، بــررسی و عنوان می کند و منشأ و ریشه آنها را نیز نقشه های شوم شیطان بزرگ، آمریکا و یا انگلستان معرفی می کند:
… گه با معاند، گه منافق در نبرد است
از هر کرانش فتنه، دامنگیر گشته
یکسو به مصدر، خائنی مصدر نشین است
خلق مسلمان، نامسلمانی کند ساز
از هر کران نقش خیانت آشکار است
تفتیش شرق و غرب از هر سو هویداست
بادردمندی در پی درمان درد است
هر تار مویی بر تنش شمشیر گشته
یک سو به معبر، رهزنی اندر کمین است
قوم منافق، ناموافق خواند آواز
انگشت ابلیس زمان، هر سو به کار است
رنگ خیانت برلوای فتنه پیداست
(کاروان سپیده:71)
خیانت لیبرالها بویژه بنی صدر نیز که جریان دفاع مقدس رادر مسیر سقوط و سراشیبی قرار داده بود از جمله نگرانیهای اجتماعی و سیاسی ادبیّات این دوره به شمار می آید:
یک طرف جنگ عراق و یک طرف رنگ نفاق
اهرمن رخت برهمن کرده برتن، وای اگر
همّت از پیرمغان خواهم که پیمان بشکنم
سست عهدی  بین از آن کو، بوسه زد  بر دست تو
نقشها بینم پی تاراج این کاشانه باز
فرق نگذاریم بین محرم و بیگانه باز
بر سیه مستی که خواهد بشکند پیمانه دست دست در دست عدو بنهاده بی شرمانه باز
(همان:104)
یکی از رویکردهای سیاسی دشمن که از آغاز پیروزی انقلاب تا امروز ادامه داشته است، ایجاد تفرقه بین مردم و دامن زدن به اختلافات قومی در سراسر کشور بود. به همین منظور با تحریک اقوام محلّی و القای نظریه های جدایی طلبی تلاش می کرد ارکان انسجام و وحدت عمومی ملّت را سست و ناپایدار سازد.
درگیری های مرزی در استانهای کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان در کنار شورشهای آذربایجان و ترکمن صحرا موجب شد نیروهای نظامی کشور بویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بحرانهای داخلی درگیر شود و فرصت لازم را برای گسترش سازمان نظامی در خود نیابد (تاریخ دفاع مقدس:60) .
آن یک که حکم فتنه از بیگانه دارد
و آن یک لوای ترکمن بر می افرازد
بس خانه ویران می شود، بس خانمانها
برخاک می افتد نهانی آشنایی
دعوی کُرد و فارس در این خانه دارد
آهنگ ناساز جدایی می نوازد
هر سو به نام ترک و کرد و ترکمان ها
با تیشه قومیّت و ملّی گرایی
(کاروان سپیده: 171)
نقش ویران کنندۀ منافقان دردشمنی بانظام مردمی و اسلامی و ترور شخصیتهای مؤثّر و پایه گذار جمهوری اسلامی از جمله حوادث تلخ و ناگواری است که هنوز هم دلهای ملت مسلمان و داغدیده ما از آنها رنجور است. این کوردلان تاریخ، که به تعبیر حضرت امام (ره) از کفار نیز بدترند در لباس دوستی و با شعارهای به ظاهر دینی خود، سنگین ترین لطمات را بر
پیکره خونبار نظام اسلامی وارد کردند:
ما را بردار ! بیمی از خصم برون نیست
باید که این زخم نهان با اشک شستن
باید که مولا وار سر به چَه برآریم
گر هست دردیمان جز از زخم درون نیست
باید که این سرّ نهان باخویش گفتن
آنجا زدرد آشنا فریاد آریم
(هزار دامن گل سرخ:27)
یکی از فجایع غیربشری را، که این دسته از کوردلان و مزدوران بیگانه مرتکب آن شدند، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 و شهادت 72 تن از یاران وفادار و ملّت وار حضرت امام (ره) بود. در اشعار اغلب شاعران دفاع مقدّس،
صحنه های دلخراش این جنایات ترسیم شده است؛ مردانی می گوید:
هفتاد و دو شاهد بهشتی
با نغمه آسمانی عشق
از کوچه خاک پیر رفتند
در هفتم ماه تیر رفت  (خون نامه خاک:29)
سبزواری هم چنین  سروده است :
عرصه نگردد تهی، گرچه ز همسنگران
راه رجا بسته نیست، گرچه رجایی برفت
راه رجایی به جاست، شور رهایی به پاست
بی هنران را بگو، گنج هنر زان ماست
گه جگری می درند، گاه سری می رود
ریشه به جا باد اگر، برگ و بری می ر ود
گرچه ز نام آوران، ناموری می رود
گرچه ز ملک هنر با هنری می رود
(کاروان سپیده: 145)
در کوران جنگ  با دشمنان انقلاب و نظام اسلامی، عده ای از افراد سودجو و عاری از تعهّدات دینی و مردمی در پی تأمین منافع و مصالح مادی و نفسانی خود بودند و بی اعتنا به رنج و آلام و مبارزات همه جانبه مردم نه تنها خود و فرزندان خود را از مشارکت در مقاومت مردمی بر حذر می داشتند، بلکه با ارتکاب هر نوع فساد و بی اعتنایی به مردم، رنج و آلام آنان را دو چندان می کردند:
باش تا غوکان ازین دریا روند
شیر مردان سینه بر سنگر زنند
چابکان در رزم با بیگانه اند
هر کجا خواب وخور است، آنجا روند
خوش نشینان دم زخواب و خور زنند
خوشخوران در فکر آب و دانه اند
(کاروان سپیده: 174)
در این میان عده ای نیز با تظاهر به دینداری و ریاکاری، سعی در ایجاد حصاری مصون برای اجرای مقاصد شیطانی خود داشتند. در آن زمانی که مردان و جوانان ما در سنگرهای مقاومت به خاک و خون می غلتیدند، عده ای نیز عافیت طلبی را در کنج خانه ها و بازارها برای خود انتخاب می کردند. چهره متظاهر و عافیت طلب این دسته از فرصت طلبان در شعر مقاومت چنین ترسیم شده است:
این شما هستید هر ساعت زده نقشی دگر
این زمان در کسوت دیگر پدیدار آمدید
…گرچه نشنیدید از اسلام جز با رنگ صلاه
…یاری رزمندگان را رو به خوزستان کنید
همچو بو قلمون به صد رنگ آمده  اندر خرام
برفریب خلق ایران از خوّاص و از عوام
ورچه نشناسید از احکام جز نام صیام
ای به دامنها کشیده پای، بردارید گام
(کاروان سپیده: 301)
علیرضا قزوه هم سیمای عافیت طلبان بی درد و به ظاهر متدیّن را چنین نشان می دهد:

او در پاک کردن حساب مردم، مهارتی خاص دارد / و از ولاالضّالین همه ایراد می گیرد/ هر وقت جنگ جدّی می شد/ به جبهه می رفت/ و یک تغار آب پرتقال تگری می خورد/ او از خدا چند هزار رکعت طلبکار است/ و خاطرخواه جیب های برآمده/ بی خبر از همه جا/ برای بنیاد نبوّت صلوات می فرستد/ و گاه مارکوس رامحکوم می کند/ تا سیاستش عین دیانتش باشد/ (از نخلستان تا خیابان: 80) و نیز می گوید: بعضی برای جنگ شعار می دهند/ و خودشان از جاده شمال به جبهه می روند (همان).
یک جریان تهدید آمیز و یک فرایند حساب شده از سوی دشمنان ومعاندان نظام مردمی و اسلامی، تهدیدات اقتصادی است که از طریق احتکار یا اختلال در سیستم اقتصادی و زندگی کشور و گاهی نیز با ترویج فرهنگ مصرف گرایی صورت می گیرد.  این امر از سویی، موجب افزایش فاصله طبقاتی و از سویی، فراموشی فرهنگ مقاومت و پایداری در کشور می گردد و «ضد ارزشها» جایگزین «ارزشها»  می شود. قزوه می گوید:
همسایه بغلی ما شخص شریفی است/ با هشتصد متر بنا/  (از نخلستان تا خیابان:80).و نیز می گوید: امسال در خیابان ولی عصر (عج)/ هیچ کس مثل خود آقا غریب نبود! (همان:99) .و باز می گوید: امسال تاکسیها به پاهای قطع شده/ با دنده  چهار احترام می گذاشتند (همان:68).
سبزواری هم آور ده است :
حجره پروران که باشد دینشان، دنیایشان
تا فقیران را قبا از تن، کله از سر برند
خون مردم می مکند و نیش بر مردم زنند
از پی دینار، دنیا را به آتش می کشند
قوت جان مستمندان را به یغما می برند
غیر خورد و خواب و شهوت با جهان بیگانه اند
چشم قانون دور باد از حجره وانبارشان
سایه افکن باد بر سر گنبد دوّارشان
کیش زالو هست و نیش عقرب جرّارشان
این حرامی پیشگان گرم است خوش بازارشان
باشد از خون شهیدان غازه رخسارشان
فطرت خنزیر بین در خصلت و اطوارشان
(کاروان سپیده: 411)
افزایش فاصله طبقاتی، پیدایش ثروتهای بادآورده و بی توجّهی به ارزشهای مقاومت و نیز به حقوق مسلّم و طبیعی مستضعفان، راه را برای کمرنگ شدن آرمانهای انقلابی باز می کند. فقرا  در پی تأمین نیازهای زندگی و ثروتمندان و زراندوزان نیز درصدد تجمل؛ از اینجاست که هر دو گروه به نوعی از مسیر انقلاب دور می افتند و به فرمایش حضرت امام (ره) انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان می افتد. ابن خلدون در این باره می گوید:
«دوران ظفر، دوران قدرت، دوره تجمّل و فراغت، دوره خرسندی و سرانجام، دوره اسراف وتبذیر و انحطاط. در دوران آخر، عصبیّت و همبستگی اجتماعی از بین می رود و تن آسایی، تجمّل و حاکمیت روابط فزونی می گیرد» (انقلاب اسلامی و چرایی و …ص170). استاد شهید مطهری در بررسـی اجمـالی نهضتهای اسـلامی، جملات حکیمانه ای در این خصوص دارند. ایشان می فرمایند: «هر نهضت، مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می کند، سنگینی اش به دوش افراد مؤمن، مخلص و فداکار است، اما همین که به  بارنشست و یا لااقل نشانه های بار دادن آشکار شد و شکوفه های درخت هویدا شد، افراد فرصت طلب نفوذ می کنند… تاآنجاکه انقلابیون مؤمن و فداکار اولیّه را از میدان به در می کنند … انقلاب فرزند خور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت طلبان است که فاجعه به بار می آورد (بررسی نهضت های اسلامی در صد سال اخیر: 94-93) . شاعر انقلاب ما نیز با دیدن فقر و تبعیضهای اجتماعی، چنین فضای دو گانه جامه را به تصویر کشیده، خون دل خوردن ولی نعمتان  انقلاب و نظام را در مقابل مرفهان بی درد بیان کرده است:
بگذار حاجی آقا برای امام حسین (ع) بوقلمون بکشد/ و مرغ کوپنی/ برایش واژه خنده داری باشد/ بگذار صغری سر بچه هایش را/ با سیراب وشیر دان گرم کند/ امام خون دل بخورد/ حلیمه به خاک سیاه بنشیند/ و حاجی آقا صیغه چهاردهمش را بخواند! (از نخلستان تا خیابان:81) .
شاعر با اشاره به خونخواری عده ای سودجو نیز می گوید:
درمیدان انقلاب/ اتحادیه خرید و فروش کوپن/ حوصله مردم را سر آورده است/ دلّالان کامپیوتر و روغن چراغ/ دلالان شیر مرغ و جان آدمیزاد/ با ارز غیر آزاد، تجارت می کنند/ شرکتهای ثبت نشده/ سیاست بازان لرد مستضعف/ جیب برهای با جواز/ جیب برهای بی جواز/ غولهای پوشیده در لباس مذهب…/ خجالت هم چیز نایابی است (همان:90).
در چنین اوضاع آشفته و غفلت نیروهای مذهبی و انقلابی، هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن نیز آغاز می شود و به فرمایش مقام معظم رهبری، شبیخون فرهنگی و خانمان برانداز؛ علیرضا قزوه می گوید:
«و باز همان آش بود و همان کاسه/ و سان گلاسه/ کافه گلاسه/و بستنی های هفت رنگ ایتالیایی/ کفّاره این همه غفلتمان بود وقتی دندان عقلمان عاریه ای باشد/ باید هم عکس هنر پیشه ها را بزرگ کنند و سردمداران یونسکو/ برای حفظ پرستیژ حافظ/ عکس شهیدان دانشگاه را جمع کنند/ روزنامه ها بنویسند: «خانم ها برای تناسب اندام/ از یوگا استفاده کنند» (همان:76).
شاعر گوشه ای از تأثیر پذیری مردم از تهاجم فرهنگی را نیز این گونه به تصویر می کشد:
«کامبیز خان دوست دارد پسرش را آلفرد صدا کنند/ آلفرد فکر می کند که از دماغ فیل افتاده است/ گیتی گیتار را ترجیح
می دهد/ سوزی بی آنکه خجالت بکشد/ نامه بوی فرزندانش را برای مادرش می خواند/ رادیو از ماووت
می گوید/(همان:88) .
تهاجم فرهنگی ، نظام آموزشی کشور را نیز تحت شعاع خود قرار داده است. گرایش مردم به مدرک گرایی و کسب مدارج رفاه طلبی و منصب جویی، نوعی مسابقه نیز برای کسب مدرک، حتّی با شهریه های سنگین، بین افراد متموّل صورت می گیرد. در این میان افراد کم درآمد از شانس و امکان کمتری برخوردارند و به این ترتیب فاصله طبقاتی میان این دو گروه از جامعه باز افزایش می یابد:
پسر خوانده های مایکل جاکسون به دانشگاه می روند/ انیشتن بی خواب می ماند/ دیوار مسافرخانه های ناصر خسرو/ فرمول نسبیّت را ازبر می کنند (همان:87) .
غرب زدگی و دوری از هویّتهای ملّی و دینی گاهی بر روشنفکران و طبقات دانشگاهی و حتی متون درسی دانشگاهی نیز سایه افکنده است.
از تأثیرات منفی تهاجم فرهنگی، کلیشه ای شدن تحصیلات دانشگاهی و تسامح متولیّان امور علمی هنری و فرهنگی است بگونه ای که یا غرق سخنان و موضوعات تکراری ادبی و علمی می شوند یا به علم گرایی و روشنفکری تظاهر می کنند: دانشگاه به کلیله و دمنه معتاد است/ معلّم ها به رونویسی از تکلیف کبری اکتفا کرده اند/ و هنرمندان هم مرتب برای هم جادو و جنبل می کنند/ شعرای سبک قصیده و عینک/ برای اهل قبور شعر می خوانند (همان:80 و 87).و یا: با این همه در دانشگاه ما/ یک استاد پاپیون می زند/ و فرانسه صحبت می کند (همان:87) .
آثارویرانگرتهاجم فرهنگی در همه زمینه ها مشهود است. آن فضا و دنیاهای مقدّس و روحانی ایثار و شهادت، حماسه و رشادت کم کم رنگ می بازد و حتّی دامن هنرمندان خلّاق و نقش آفرین ما را نیز در برمی گیرد. بیشتر این قشر نیز آثار هنری و ادبی خود را به صورت نمایشی و فرمایشی و صرفاً به منظور  ارائه در نشستها و جشنوارهها در آورده و ملاک مقبولیت خود را نیز رضایت و حسن نظر غربی ها و روشنفکران وابسته قرار داده اند:
… امروز هم بینش هنرمندان/ از سقف تالار ما بالاتر نمی رود/ … نقاشها فکر می کنند، زندگی یعنی فتح قله پیکاسو
/ خطّاط ها برای خدا/ خط ونشان می کشند/ قصه نویسهای شنگول/ در زمستان هم حبّه انگور می خورند/ شاعران را میل جاودانه شدن کور کرده است/ (همان: 86) .
از اینجاست که شاعر دفاع مقدس با دیدن فاصله های طولانی و شکاف بین فرهنگ ایثار و شهادت و عادات بی هویتی و دنیا گرایی، دریغ و درد شنیدن و فریاد جرس کاروانیان خون و شهادت او را به شیون و مویه وا می دارد:
مرا کشت خاموشی لاله ها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا
کجایند مستان جام الست
همانان که از وادی دیگرند
دریغ از فراموشی لاله ها
کجایند مردان بی ادّعا
دلیران عاشق، شهیدان مست
همانان که گمنام و نام آورند
(همان:64)
عبدالجبّار کاکایی هم  به یاد سروهای پیشانی سبز قافله، چنین نوحه سرایی می کند:
راستی آن جنگل مغرور و طوفانی کجاست؟
تا به دست خاک بسپاریم مشتی خاک را
ردّ پای سروهای سبز پیشانی کجاست؟
آن به باران رفته بی چتر و بارانی کجاست؟
(آوازهای نسل سرخ:87)
این حسرت جا ماندن از قافله شهیدان  و یادآن دوران دلدادگی و رونق عشق و ایثار، گاهی خانه دل شاعر را چنان ابری و نمناک می کند که دوباره در آرزوی رسیدن به آن آسمان بارانی فریاد می کشد:
ای گامهای ما که نشستید دیر دیر
افسوس! با نسیم نبودید هم مسیر
ابری است خانه ام، چه کنم ای ستاره ها
ما «نان و گل» برای چه در سفره چیده ایم
ای دستهای ما که شکستید زود زود!
اندوه! با پرنده نبودید هم سرور
آیا دری به سمت شما می توان گشود؟
«نوبت» رسیده بود، ولی «عاشقی» نبود
(عشق ناتمام:95)
عبدالجبار کاکایی آثار ویرانگر دنیاگرایی و فراموشی فرهنگ و هویّت ملی و دینی را تا به آن حد بیان می دارد که حتّی ایمان او و هویّت ملی و اسلامی وگاهی ایمان پرشور دیروزی افراد را مخدوش و متزلزل کرده است. این دگر گشت فرهنگی ورویکردهای نافرجام اجتماعی را عبدالجباری کاکایی چنین به ترسیم می کشاند:
سنگ با خواب اقاقی های گلدانم چه کرد؟
ذوالفقار خفته در زنگار غیبت سربرآر
خشک شد خونی که بر تیغ شهامت داشتیم
بادِ باقیمانده نام مرا باخویش برد
باد بازیگوش باخاک شهیدانم چه کرد؟
سینه را بگشا ببین اندوه باجانم چه کرد؟
غفلت تردید با شمشیر عریانم چه کرد؟
مستی امروز با دیروز ایمانم چه کرد؟
(آوازهای نسل سرخ:103)
در آنچه گفته شد ، گوشه هایی از دقت نظر و حساسیّتهای اجتماعی شاعران دفاع مقدس نمایان بود که از دیدگاه جامعه شناسی ادبی با محوریّت اجتماعی و سیاسی بررسی شد. بر این اساس در شعر دفاع مقدّس، اغلب جلوه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگاران زندگی شاعران ترسیم شده است بگونه ای که آن را می توان آیینه تمام نمای سیمای روزگاران ادبیات دفاع مقدس نامید؛ آنچه از فرایند تغییر و دگرگونیهای فرهنگی واجتماعی و ناهمسویی آنها با آرمانهای شهیدان و فرهنگ هشت سال دفاع مقدس بود دراغلب سروده های  شاعران دفاع مقدس کاملاً مشهود و نمایان است؛ محورهایی که انقلاب را از مسیر اصلی خود باز می دارد و راه برای سستی ارکان نظام اسلامی و سلطه بیگانگان هموار می کند؛ گسستهای فرهنگی، کمرنگ شدن ارزشهای انقلاب و آرمانهای دفاع مقدس، دنیاگرایی و تضییع حقوق اجتماعی به دست عده ای افراد سودجو از جمله دغدغه های اصلی ادبیات دفاع مقدس بود. در این راستا نفوذ فرصت طلبان و منافقان به نسج و پایه های مدیریتی کشور و ایجاد جوّ نارضایتی و ناامنی در جامعه، دامن زدن به اختلافات قومی و منطقه ای نیز از ترفندهای مخرّب دشمنان و معاندان نظام اسلامی مورد توجه و تذکر شاعران متعهد و مردمی ادبیات دفاع مقدس به شمار می آید .
توجه به ارزشهای والای دینی، آرمانهای شهداء و پیروی از رهبری انقلاب و سرانجام ایجاد همدلی و وفاق عمومی، مؤثرترین عامل عزت و سربلندی ملت مسلمان و پایدار ایران در مقابل توطئه ها و دسیسه های دشمنان داخلی و خارجی معرفی شده است .

منابع
1- آل احمد، جلال . نون و القلم، تهران، انتشارات رواق، 1356.
2-  ………………….. .  نامه ها، تهران،  نشر ]بی نا[، 1357 .
3- اسکار پیت، روبرو. جامعه شناسی ادبیّات، ترجمه مرتضی کتبی، تهران، انتشارات سمت،1374.
4- باستید، روژه .  هنر و جامعه، ترجمه غفّار حسینی، تهران، انتشارات توس،1374.
5- بیگی حبیب آبادی، پرویز. حماسه همیشه جاوید، تهران، نشر و فرهنگ گستر، 1382 .
6- پوینده، محمد جعفر.  تادام آخر، به کوشش سیما صاحبی، تهران، نشر چشمه،1378.
7- سبزواری، حمید.  کاروان سپیده، تهران،  حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1368.
8- سنگری، محمدرضا.  نقد و بررسی ادبیّات منظوم دفاع مقدّس، ج3، تهران، انتشارات پالیزان. 1380.
9- قزوه، علیرضا .  از نخلستان تا خیابان، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1376.
10- کاشانی، سپیده .  هزار دامن گل سرخ، تهران، سازمان حفظ و آثار و ارزش های دفاع مقدس (حوزه هنری)، 1373.
11- کاکایی، عبدالجبّار. آوزاهای نسل سرخ، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1375.
12- کمری، علیرضا . یاد مانا، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1381 .
13- گلدمن، لوسین .  جامعه، فرهنگ و ادبیات، ترجمه محمّد جعفر پوینده، تهران، نشر چشمه، 1376.
14- گروه نویسندگان،  انقلاب اسلامی و چرایی وچگونگی رخداد آن، قم، نشر معارف، 1381.
15- محمودی، سهیل. عشق ناتمام، تهران، مؤسسه نقش سیمرغ، 1369.
16- مردانی، نصرالله. خون نامه خاک، تهران، انتشارات کیهان، 1364.
17- منصوری لاریجانی، اسماعیل.  تاریخ دفاع مقدس، تهران،  نشر اسلیمی، 1380.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه