گروه مطالعات فرهنگی شهر

شهرهای مصرفی

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

نویسنده کتاب: استیون مایلز / مالکوم مایلز ، ترجمه مرتضی قلیچ و محمدحسن خطیبی

انتشارات: تیسا

زمان: 1392

زمان انتشار: ۲۰:۲۵ ۱۳۹۳/۰۲/۲۰

برنامه ريزان شهري، معماران و صاحبان قدرت از جملة نیروهای اصلی وپیش برنده ی این “انقلاب مصرفی”به شمار مي روند. مصرف انبوه، از يك سو باعث تغيير بافت شهري (ازجمله رشد قارچ گونة مراكز خريد، فروشگاه ها، مراكز فراغتي و غيره ) شده ، از سوي ديگر، شهر نيز با طراحي فضاهاي مصرفي خاص خود به شيوه هاي گوناگون ساكنان و بازديدكنندگان را به مصرف مفرط ترغيب مي كند.

امروزه تمامي شهرها در تكاپوي ايجاد امكانات براي مصرف هستند.به عبارت ديگر، شهرها به واسطه امكاناتي كه براي مصرف فراهم مي كنند ،تعريف مي شوند.كتاب شهرهاي مصرفي با نگرشي انتقادي به رويه مصرفي شدن شهرها نگاشته شده است. نويسندگان كتاب معتقدند بين “شهر مدرن” و “مصرف انبوه “تقارني تاريخي وجود دارد. جان كلام كتاب حاضر اين است كه برنامه ريزان شهري، معماران و صاحبان قدرت از جملة نیروهای اصلی وپیش برنده ی این “انقلاب مصرفی”به شمار مي روند. مصرف انبوه، از يك سو باعث تغيير بافت شهري (ازجمله رشد قارچ گونة مراكز خريد، فروشگاه ها، مراكز فراغتي و غيره ) شده ، از سوي ديگر، شهر نيز با طراحي فضاهاي مصرفي خاص خود به شيوه هاي گوناگون ساكنان و بازديدكنندگان را به مصرف مفرط ترغيب مي كند. در دوران كنوني كه گفتمان بازار آزاد در آن غالب است، اماكن و فضاهاي شهري همچون كالاهايي زيبا و فريبنده در ويترين عرضه مي شوند و ساكنان شهر نيز شهر را از همين دريچه مي نگرند. اگر بخواهيم از عبارت گئورگ زيمل استفاده کنیم ، مي توانيم بگوييم كه مصرف، « حيات ذهني »وچارچوب فکری انسان معاصر را برمي سازد. انسان ها ديگر فقط شهروند در شهر نيستند ؛ بلكه مصرف كنندگان در شهر يا مصرف كنندة شهري به حساب مي آيند. در نگاه نويسندگان كتاب حاضر، مصرف ، محصول فرعي انباشت ثروت در شهر نيست و فراتر از مقوله اي صرفاً اقتصادي است.آنان براي مصرف، ماهيتي فرهنگي قائلند كه در شكل دهي تاريخي زندگي معاصر شهري نقشي كاملاً كانوني دارد. شهر مصرفي، ميراثي برآمده از قرن هجدهم است و هرچه به سمت تاريخ معاصر پيش مي رويم، شهرهاي مبتني بر مصرف وبطور مشخص  « مصرف فرهنگي » نمود بيشتري مي يابند که از آنها با عنوان شهرهای پسا صنعتی . « شهرهاي پسا مدرن » یاد می کنند

پژوهشگران در تمامي فصول اين كتاب، نگاه نقادانه خود را برجسته؛ و در هر فصل به موازات مباحث نظري، نمونه اي از شهري اروپايي را بررسي كرده اند. ايشان معتقدند شهر مصرفي فقط و فقط به يك منظور برساخته مي شود: تحقق اميال يك گروه اجتماعي قدرتمند به بهاي قرباني شدن گروه هاي اجتماعي بدون قدرت. نويسندگان علاوه بر نقد مصرف زدگي مفرط شهرها، در فصل هاي پاياني ، « مصرف سبز » . یا « مصرف بديل » را مطرح کرده اند. مصرف سبز بدیل آن نوع كالاها و خدماتي است كه از نظر زيست محيطي مخرب نيستند يا اثر تخريبي كمتري دارند. ازجمله راهبردهاي ديگري كه منجر به تغيير الگو يا سبك زندگي جديد مي شود، استفادة حداكثري از وسايل حمل ونقل عمومي شهري به جاي وسايل حمل ونقل شخصي است. به زعم نويسندگان، درپيش گرفتن چنين راهبردي به زيان خودروسازان و صنايع نفتي خواهد بود . تردد با وسايل حمل ونقل عمومي، استفاده حداقلي از كالاهاي آرايشي و به طوركلي بازنگري جدي در خواسته ها و نيازهاي واقعي و مقاومت در برابر نيازها و خواسته هاي كاذب ميتواند زمينه ساز فرهنگ مصرف بديل باشد.

شهرنشینی معاصر درایران نیز به طور فزاینده ای به سوی مصرفی شدن رهسپار است. باوجود این، بیشتر مطالعاتی که به بررسی شهر وکلانشهرها می پردازند، تغییرات جمعیت، بیکاری، ناامنی، حاشینه نشینی، انباشت ثروت و مسائل اجتماعی را در بر میگرند. و از منظر فرهنگی کمتر به شهر نگاه می شود. این کتاب برای تحلیل شهر با رویکرد فرهنگی موثر می باشد.

نویسندگان از ابتدای بحث سوالات بنیادی را مطرح می کنند و متعقدند درواقع همه شهرها به نوعی از”شهرهای مصرفی” بشمار می روند. اما باید دید آیا در زندگی شهری چیزی فراتر از فرصت مصرف هم وجود دارد؟آیا شهرها به بواسطه تدارک امکاناتی که برای مصرف دارند، تعریف می شوند؟ آیا مصرف، آینده­ ای امیدبخش را به شهرها و شهروندان شهرهای ماپیشکش میکند یا به سادگی در صدد چیاول گذشته آنهاست؟

درکتاب حاضر نویسندگان، به دنبال ارائه تحلیل انتقادی از تاثیر مصرف بر زندگی شهری دهه آغازین قرن بیست ویکم هستند. از برخی جنبه ها شهر مصرفی، محصول اسطوره ای است از جامعه کنونی که مارا به مصرف وا می دارد؛ در واقع می توان چنین استدلال کرد که شهر مصرفی چیزی جز محصول تخلیل موهوم برنامه ریزان شهری، معماران وآرمان گراهای شهری نیست.در واقع مصرف برای برنامه ریزان وتوسعه گران،دستاوردهای بسیاری بهمراه دارد ولی چه چیزی عاید مصرف کنندگان می شود؟

به اعتقاد نویسندگان گرچه مصرف فواید وپیامدهای مثبتی نیزدارد ولی اثرات منفی نیزدارد. نگارندگان در صدد مقابله با بت سازی مصرف هستند. و این مسئله که مصرف، همواره پیامدهای مثبتی دارد، فرض ساده انگارانه ای است. و مصرف به طور اجتناب ناپذیری به نفع گروهی ازمصرف کنندگان،اما به قمیت قربانی کردن افراد زیادی تمام میشود(ص21).

نویسندگان مطرح میکنند که مصرف فزاینده در زندگی شهری نه تنها نحوه ارتباط ما انسانها با محیط های شهری را تغییر میدهد، شیوه نگریستن به خودمان را نیز دگرگون میکند، مصرف در نگهداشت وتداوم زندگی شهری نقش کانونی ایفا میکند، اما درآخر همان اندازه که تامین کننده است تقسیم کننده نیز می باشد.

ساختارکتاب:

در فصل اول با “عنوان تامین یا تفکیک “به دنبال بیان این مطلب هستند که کارکردمصرف در جامعه تامین نیازهاست یا تکفیک کننده مردم و گروه های اجتماعی،و براین باور هستند که مصرف را بایستی از منظرخاص خود تحلیل کرد،بدون اینکه پیوسته به دنبال تبیین”کارکردهایی” باشیم که تصور می شودبرای نظام تولید سرمایه داری ایفا میکند.

فصل دوم به طور تاریخی و به طور خلاصه به برخی از پیشرفت های تاریخی زمینه ساز شکل گیری میراث بلندمدت اشاره دارد. دراین فصل، بعد از مباحث اصلی در زمان ظهور”انقلاب مصرف کننده”وپیدایش مصرف توده ای، به تاثیر مراکز خرید بر بافت شهری، و با جزئیات بیشتر، به تاثیر سوپرمارکت ها پرداخته است. فصل دوم به این داعیه         می رسدکه تجاری شدن شهر از طریق مراکز خرید اساساً معنای حس مکان شهری را از بین می برد.

فصل سوم: به شهر به مثابه محل مصرفی فرهنگی می نگرد،یعنی شکل گیری ادراک بیرونی از شهر به عنوان مقصد فرهنگی و ارتباط بین بازنمایی فرهنگی و اقتصاد نمادین شهر، به بحث گذاشته می شود.در این فصل درباره تاثیر احتمالی بازاریابی فرهنگی بر شیوه های زندگی ساکنان شهر پرسش می شود.بدین منظور ،نمونه شهرنیورک که از دهه 1970به بعد با محل های فرهنگی وقطب نهادهای بین المللی شهرت یافته است، مورد واکاوی قرار میگرد.

فصل چهارم:به بررسی مصرف مکان شهری در گردشگری می پردازد،هم پوشانی هایی بین بازاریابی فرهنگی و گردشگری وجود دارد.بدین منظور شهر بارسلونا به عنوان نمونه بارزی از برنامه ریزی گردشگری فرهنگی امروزی مورد برریسی قرار گرفته است.

فصل پنجم:پیدایش بخشی از اشکال معماری شهری را که در واکنش به رشد مصرف ظهور یافته اند،واکاوی می کند،این موضوع با بحث درباره بازارهای سرپوشیده پاریس در قرن نوزدهم،به عنوا اولین گونه معماری طراحی برای مصرف،بسترمنده شده است.

فصل ششم:به این موضوع اختصاص دارد که سیاست مداران برپایه چه ابزارهای جذابی می توانند نشاطی دوباره به شهرببخشند و در واقع شهرنشاط آوری خلق کنند.از یک سو می توان مدعی شد که قمار وشرط بندی شکلی از مصرف است که حیات جدیدی به مکان های شهری که برای بقا تلاش میکنند؛می بخشد،از سوی دیگر،می توان گفت این حیات بخشی به شهر موجب سازگاری شهر با شرط بندی وایجادشهر بدون اجتماع می شود.دراین فصل به خلق “فضای  غیرواقعی” ناشی از شرط بندی توجه می شود که مرزهای بین خطر واقعیت را می زداید.

فصل هفتم:درصدد نقد برداشت های ما از چیزی است که شهر مصرفی را بر می سازد.بحث اصلی این است که مصرف تاثیر عمیقی برشیوه زندگی،یعنی همان شیوه زندگی شهری ما،گذاشته است.این فصل به تاثیر چشم اندازه های شهری می پردازد.

فصل هشتم،از علایق متدوال در حوزه مصرف شهری کمی جدا شده است و به جنبه های ظهور مصرف سبز، به عنوان طرح های سبزیجات ارگانیگ پرداخته است.آگاهی از مصرف زیست محیطی هنوز بخش کوچکی ازبازار عمومی در تولید محصولات به شمار می رود، اما مبلغان به حمایت فراگیر از انگیزه های”سبز”برخاسته اند. درعین حال عضویت در سازمان های حامی محیط زیست نیز به سرعت در حال رشد است. درفصل هشتم این پرسش مطرح می شود که مصرف کنندگان تا چه حد می توانند در مصرفشان محیط زیست را در نظر بگیرند. به عبارت دیگر، مصرف کنندگان تاچه حد میتوانند بامصرف سبز گامی به سوی سبک زندگی بدیل بردارند.

در فصل پایانی، با توجه به موضوعات یادشده  به این موضوع می پردازد که شهر عملا به واسطه مصرف:”تهی”شده است ؛درواقع، اعتقاد کورکورانه تولید کنندگان در مصرف نیز ظاهر شده است؛ عقیده ای مبنی بر اینکه مصرف اساساً از نظر اجتماعی متمایز کننده است و حس تمایز اجتماعی در شهر مصرفی در زندگی های مردم بی واسطه تر از هر جای دیگر است.

این کتاب دغدغه این واقعیت را دارد که در برابر هر برنده بازنده ای وجود دارد. به رغم حدی از عاملیت که مصرف گرایی به مصرف کنندگان می بخشد، مصرف کنندگان هرکدام در حد و اندازه خودشان قربانیان جامعه مصرفی اند. و از طرفی براین امر نیز تاکید میکند نباید به اشتباه فرض شودکه این فرایندها اساساً جدید هستند وبه تازگی به وجود آمده اند. مثلا بیشتر تحلیل های دگرگونی اجتماعی میل به بزرگ نمایی دارند؛ تا جایی که می گویند زمان کنونی با گذشته گسست اساسی دارد. بلکه حرکت به سوی جامعه مصرف کننده فرایند تاریخی بلندمدتی است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه