ضرورت تغییر محتوای علوم انسانی بر مبنای فرهنگ و نیازهای بومی و اسلامی

زمان انتشار: ۱۴:۱۹ ۱۳۹۰/۱۲/۴

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر الهی خراسانی در گفت وگویی کوتاه با کمیته خبری نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی بر ضرورت تغییر محتوای علوم انسانی بر مبنای فرهنگ و نیازهای بومی و اسلامی تاکید کرد. رئیس بنیاد پژوهش‏های اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به مفهوم بومی سازی و اسلامی کردن علوم گفت: علوم جدید و مبانی آن ها با فرهنگ و نیازهای تمام بشر تناسب کافی ندارند. در ادامه مشروح این گفت وگوی کوتاه را می خوانیم.

 نظر شما در مورد مفهوم و
ماهیت علوم انسانی اسلامی چیست؟

علوم انسانی به علومی گفته می شود که
بر اساس نظام توحیدی به انسان و مسائل و مباحث آن می پردازد. در این نظام، مبنا و
جهت علوم را حکمت اسلامی تعیین می کند.

علوم انسانی اسلامی عبارت از علومی
است که انسان و ویژگی های فردی و اجتماعی او را در آینه تعالیم و دستورات اسلامی
مورد بررسی قرار می دهد. طرح این بحث، زمینه مباحث دیگری چون: بومی سازی علوم، علم
بومی، اسلامی سازی علوم، علم دینی و علم اسلامی گردیده است.

مراد از اسلامی کردن یا بومی سازی
علوم، طرد علوم موجود نیست، بلکه مراد آن است که بتوانیم با تغییرهایی چند، علوم
را با فرهنگ و نیازهای بومی متناسب سازیم، زیرا علوم جدید و مبانی آن ها با فرهنگ و
نیازهای تمام بشر تناسب کافی ندارند. از این رو ضرورت دارد که مفاهیم، فرضیه ها و
مبانی آن ها تصحیح و تعدیل و با عناصر و زیرساخت های بومی ترکیب شوند.

 در مقطع کنونی
انقلاب اسلامی ایران، تا چه حد پیگیری این موضوع را ضروری می دانید؟

شناخت علوم انسانی در پرتو تعالیم و
آموزه های اسلامی، ما را در رسیدن به یک نظام جامع اسلامی کمک شایانی می نماید؛
نظامی که در آن تمام بخش های جامعه از اقتصاد، مدیریت، سیاست، حقوق، فرهنگ و هنر و
غیره براساس اصول و مبانی اسلامی سامان یافته اند. این امر مهم و خطیر در صورتی
محقق می شود که اندیشمندان و صاحب نظران جامعه در دو مرحله کشف و تنقیح مبانی
معرفتی این علوم و صدور آن به جوامع دیگر به منظور فراهم آوردن امکان مقایسه میان
مدل های معرفتی اسلامی و غیر اسلامی تلاش مستمر داشته باشند.

 جنابعالی برای
نحوه تداوم پیگیری موضوع علوم انسانی اسلامی چه پیشنهادهایی دارید؟

پختگی و رونق مباحث علوم انسانی
اسلامی، توجه به شرایط و لوازم منطقی ای است که به شرح زیر تقدیم می گردد:

– رشد
این حرکت فکری نیازمند بازبینی و تنقیح و تحول در قوانین، برنامه ریزی ها،
دیدگاه ها و نگرش های مختلف حاکم بر جامعه و پذیرش یک نظام جامع سازمان یافته
به نام نظام جمهوری اسلامی می باشد. (تلاش برای تحقق وحدت رویه ها).

– توجه
جدی به مقوله پژوهش در محیط های علمی به منظور کشف اصول و مبانی انسان شناسانه
اسلامی، جهت گیری های معرفتی و روشی علوم انسانی اسلامی. (لازمه این امر
برگزاری همایش ها، کارگاه های علمی و پژوهشی با محوریت موضوعاتی چون ماهیت
تمدن ساز علوم انسانی اسلامی، ساختار هندسی و معرفتی علوم اسلامی، الگوهای
انسان شناختی و جامعه شناختی اسلامی، تطبیق مبانی و مبادی علوم انسانی اسلامی
و غیر اسلامی، گذشته و حال و آینده علوم انسانی اسلامی و… می باشد.)

– بها
دادن به مباحث علم شناسی و رونق معرفت های درجه دوم در کنار معرفت های درجه
یک به منظور تنقیح و بازسازی مبادی و مبانی علوم انسانی اسلامی.

– درج
واحدهای دانشگاهی و حوزوی با محوریت ماهیت، غایت، روش علوم انسانی اسلامی،
مناسبات میان علوم انسانی اسلامی، ساختار علوم میان رشته ای مثل: مدیریت
اسلامی، روان شناسی اسلامی، جامعه شناسی اسلامی و…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه