نقد دکتر حامد حاجی حیدری بر کتاب«جامعه شناسی ایران» دکتر جلایی پور

ضعف مفرط نظری در کتاب ”جامعه‌شناسی ایران“ (1)

نویسنده:

منبع: فیلو جامعه شناسی

زمان انتشار: ۱۶:۵۹ ۱۳۹۳/۰۱/۱۷

این کتاب، یادداشت‌های روزنامه‌نگارانه منقطعی، حاوی بلند بلند تصور کردن مؤلف محترم، به منظور نافرجام فهم مسائل سیاسی ایران از یک دیدگاه متعصبانه اصلاح‌طلبانه است که به لحاظ مفهومی آشفته، به لحاظ مستندات نارسا، به لحاظ نظری یکسره فارغ‌بال، به لحاظ روشی «بی‌روش»، و به لحاظ زمانه تاریخ‌گذشته است؛

عیارسنجی اول

پس از آن که کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی” که عمدتاً نگارش کرایج کالهون و همکارانش بود، به نام دکتر حمید رضا جلایی پور، منتشر گردید، اکنون، انتشار کتاب “جامعه شناسی ایران”، اعتراضاتی نو برانگیخته است.

اعتراضات، بیشتر به دلیل تعریضات بی پرده و آزار دهنده دکتر حمید رضا جلایی پور نسبت به انقلاب اسلامی و میراث آن ابراز شد، ولی به لحاظ فنی و اصولی، آن چه این کتاب را از ریشه قابل شماتت می سازد، همان ضعف مفرط نگارنده ، در تحلیل نظری است، که همین ضعف، قبلاً موجب آن “سرقت علمی” شد. البته برداشت های ناصحیح نگارنده از جامعه شناسی ایران، جای تعریض دارد، اما پرداخت ریشه ای و اصولی به این نارسایی ها، با تتبع در ضعف مفرط نگارنده در تحلیل نظری جامعه شناسی میسر است.

کار نقادی کتاب “جامعه شناسی ایران” را باید از همین جا آغاز کرد. ریشه هر چه نقطه ضعف در این کتاب است، اصولاً در همین جاست؛ ضعف مفرط در تحلیل نظری. کار نقادی کتاب “جامعه شناسی ایران” را باید از همین جا آغاز کرد…

حکایت کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی” چیست؟
کتابی که به نام حمید رضا جلایی پور (مؤلف و مترجم اول) و جمال محمدی (مؤلف و مترجم دوم) معرفی شد، دقیقاً حاوی پانصد صفحه مطلب است که از این پانصد صفحه، 332 صفحه، یعنی، 66/4 درصد از کتاب نوشته و ویراسته کرایج کالهون است. دقیقاً دو سوم کتاب، نوشته کسی است که نامی از او در شناسنامه و روی جلد کتاب نیامده است، کرایج کالهون. مترجم تمام این بخش ها نیز دکتر جمال محمدی بوده اند که ایشان هم به عنوان مؤلف و مترجم دوم معرفی شده است. مشاهده می فرمایید که این نحو معرفی کتاب، دقیقاً هیچ تناسبی نه با تألیف و نه با ترجمه کتاب ندارد.

کل آن چه دکتر حمید رضا جلایی پور، در این کتاب نوشته اند، 42 صفحه، معادل 8/4 درصد است که آن هم حاوی تبحر نگارنده در تحلیل نظری نیست، و جالب آن که محتوای این 28 صفحه، در همین کتاب اخیر، با عنوان “جامعه شناسی ایران”، به مخاطبان ارائه شده است.

از این 42 صفحه، 28 صفحه، به مباحث کلی از قبیل اهمیت استعمال نظریه پرداخته شده است، و 14 صفحه پایانی کتاب هم به آسیب شناسی جامعه ایران و موضوع اعتیاد پرداخته است.

در مجموع این کتاب 9 نویسنده دارد که سهم هر یک به این شرح است: کرایج کالهون( 332 صفحه از 500 صفحه، 66/4 درصد)، تونی بیلتن( 34 صفحه، 6/8 درصد)، آنتونی گیدنز (25 صفحه، 5 درصد)، جاناتان ترنر (25 صفحه، 5 درصد)، کریس جنکس (22 صفحه، 4/4 درصد)، و جفری الکزندر و “محمد” رضا جلایی پور (20 صفحه، 4 درصد). دکتر “حمید” رضا جلایی پور تنها 28 صفحه، معادل 8/4درصد از کتاب را نگارش فرموده اند. همین.

‏‏ عیارسنجی دوم
در عیارسنجی اول از کتاب “جامعه شناسی ایران” دکتر حمید رضا جلایی پور، گفتیم که این کتاب، در استمرار ضعف مفرطی متولد شده است که پیش از آن، کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی” از همان ضعف مفرط برآمده بود.
البته در این میان، یک تمایز محرز میان کتاب قبلی و فعلی هست؛

کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی”، مخاطب و خریدار کتاب را چندان شگفت زده و مغبون نمی کند. به هر حال، هر چند که عمده کتاب، به رغم آن چه بر روی جلد نوشته شده است، نوشته دکتر حمید رضا جلایی پور نیست، ولی از آن بهتر است، نوشته کرایج کالهون و همکاران اوست از انتشارات فوق معتبر “بلکول” و با ترجمه درخشان دکتر جمال محمدی؛ چه بهتر…؛ مدت هاست که این بخش ها را به عنوان منبع فرعی درس نظریه های جامعه شناسی سه، به دانشجویان معرفی می کنم.

ولی کتاب “جامعه شناسی ایران”، جداً مخاطب و خصوصاً خریدار را که مبلغ 355000 ریال را در عصر فراگیر شدن استعمال ایبوک های رایگان متحمل شده است، مبهوت و مغبون می کند، از آن رو که کتاب با همه ضعف های نظری عمیقش، اصلاً “جامعه شناسی ایران” نیست. اطلاق عنوان “جامعه شناسی ایران” برازنده این کتاب نیست. این کتاب، حاوی توصیف و تحلیل منظمی از نهادهای اجتماعی ایران نیست.
‏‏***
در یک سطح پایین تر، توقعات را تعدیل می کنیم، و به “جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران” رضایت می دهیم. اما این هم نیست…

به طرز اسف باری، تنها در فصل ششم (48 صفحه از 533صفحه، معادل 9 درصد کتاب)، برخی مسائل اجتماعی ایران “فهرست شده اند” که آن پرداخت هم، با ارائه اطلاعات مستند تاریخی و حتی امروزی همراه نیست، و عمدتاً با ارجاعات مبهمی در انتهای پاراگراف ها همراهی می شود و گاهی هم نمی شود (به وضع ارجاعات در این کتاب جداگانه خواهیم پرداخت).

اسف بارتر این که متوجه می شوید بخش هایی از همین پرداخت به مسائل اجتماعی ایران هم آشناست، و قبلاً در کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی”، جزء همان 8 درصد قلیل نوشته مؤلف محترم بوده است؛ همان جا که احساس می کردید که پول کتاب نظریه ها داده اید، ولی پرداخت نامربوطی به “اعتیاد” را متحمل می شوید.

اسف بارتر این که از مجموع 533 صفحه مطلب کتاب “جامعه شناسی ایران”، 154 صفحه (29 درصد کتاب) نیز به جامعه شناسی ایران و حتی جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران هم مربوط نیست، بلکه همان ملاحظات روش شناختی لزوم استعمال نظریه در تحقیق است که قبلاً در کتاب “نظریه های متأخر جامعه شناسی”، و قبل از آن در یک روزنامه و بعد، در یک مقاله مجله ای سراغ دارید. بدتر آن که می بینید خود مؤلف تنها موعظه می کند، و پرداخت خود او به مسائل کتاب، یکسره فارغ از نظریه است.

خب؛ پس، واقعاً کتاب “جامعه شناسی ایران” چیست؟ 29 درصد کتاب که تکرار تذکر لزوم استعمال نظریه در تحقیق است، 9 درصد کتاب که فهرست ناکاملی از مسائل اجتماعی ایران بدون اطلاعات مستند است، که این 38 درصد، کم و بیش در مقالات و کتاب های قبلی مؤلف ملحوظ بوده است. بقیه کتاب چیست؟

بقیه کتاب، پرداخت پراکنده ای به موضوعات سیاسی است.
خب؛ همین هم غنیمت است. یعنی، پس از پرداخت مبلغ 355000 ریال، لااقل، یک کتاب “جامعه شناسی سیاسی ایران” داریم؟ نه… .

این کتاب، حتی یک پرداخت سیستماتیک به “جامعه شناسی سیاسی ایران”، فی المثل شبیه آن چه دکتر حسین بشیریه نگاشته است، یا حتی به سبک و نسقی که خود نویسنده در ابتدای کتاب تشویق می کند نیست. هیچ سازه نظری در مورد نهاد سیاست، سازمان دهنده گفتارهای منقطع روزنامه ای که آشکارا ناهماهنگ و ناویراسته کنار هم چیده شده اند، نیست. خبری از بررسی نهاد سیاست در متن سایر نهادها نیست. هیچ برداشت تاریخی و تطبیقی منظمی در مورد مؤلفه های نهاد حکمرانی و قدرت در ایران یافت نمی شود.
‏‏***
اگر باز هم سطح توقع خود را تغییر دهیم، شاید راضی شویم پس از پرداخت مبلغ 355000 ریال، یک کتاب “سیاست شناسی ایران” داشته باشیم. شاید کتاب، پرداخت منظم و سیستماتیک در مورد رفتار دستگاه قدرت باشد، و برای دانشجویان علوم اجتماعی که نه، برای دانشجویان ارجمند علوم سیاسی مفید افتد. ولی این هم نیست… به عبارت دیگر، این کتاب نه تنها یک تحلیل نهادی منظم در مورد سیاست ایرانی نیست، بلکه تحلیلی از بازی قدرت بازی گران سیاست هم ارائه نمی دهد.

پس کتاب “جامعه شناسی ایران” چیست؟…
این کتاب، یادداشت های روزنامه نگارانه منقطعی، حاوی بلند بلند تصور کردن مؤلف محترم، به منظور نافرجام فهم مسائل سیاسی ایران از یک دیدگاه متعصبانه اصلاح طلبانه است که به لحاظ مفهومی آشفته، به لحاظ مستندات نارسا، به لحاظ نظری یکسره فارغ بال، به لحاظ روشی “بی روش”، و به لحاظ زمانه، تاریخ گذشته است؛ همین.
ادامه دارد…‏

۱ دیدگاه

    دانش جو :

    اون 40 صفحه ای هم که خود عالی مقام نوشته تو نظریه های جامعه شناسی متاخر خیلی ژورنالیستی و ساده انگارانه است….

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه