طرحی جدید برای تحلیل فلسفه اجتماعی انقلاب

زمان انتشار: ۲۰:۳۵ ۱۳۹۱/۰۶/۱۳

هر چند مرور متونی که تخصصی به مساله پیدایی و نتایج انقلاب های – بویژه – یک سده اخیر پرداخته اند؛ جالب و آموزنده است ( خصصوصا مرور ومطالعه متنی مانند نظریه پردازی انقلاب ها از جان فوران – که خوشبختانه به فارسی نیز ترجمه شده است) اما متاسفانه زاویه نگاه اجتماعی به انقلاب (ها) به خصوص انقلاب اسلامی 1357 هم چنان “سیاسی امنیتی”( !؟) است.حسن و قبح چنین نگاه سیاسی امنیتی این است که انقلاب ها یا دیو معرفی می شوند و یا دلبر.

 برای پرهیز از چنین نگاه
سیاه و سفیدی به انقلاب ها لازم است – البته در کنار ” نظریه اجتماعی انقلاب ها”
  به فلسفه اجتماعی انقلاب ها توجه کنیم.یعنی
باید بتوان به این دو پرسش بنیانی( که متاسفانه درادبیات “مطالعات انقلاب”
کم تر مورد توجه قرار گرفته اند) پاسخ داد:

 1.چرا انقلاب ضروری است؟

 2.انقلاب ها ضرورتا چه باید انجام دهند؟

 پرسش اول قلب فلسفه اجتماعی انقلاب است. به
راستی چرا باید مردم بی پناه با به خطر انداختن جان خود و در آویختن با دولت های تا
دندان مسلح خود را در معرض مرگ قرار دهند؛آن هم وقتی که می توانند یا بی تفاوت بمانند
و به همین زندگی کج دار و مریز خود ادامه دهند تا امر حق سر برسد (مانند فارس ها) یا
با حمایت صوری نان زیادی و پاداش بیشتر از دولت دریافت کنند ( مانند عربستانی ها و
کویتی ها و قطری ها و اماراتی ها ) یا در بهترین حالت نظاره گر و منتظر مرگ تدریجی
دولت هایشان باشند( بازهم مانند فارس ها و برخی عرب های مرفه ) و یا در خلسه متافیزیکی
وخلوت عارفانه خود برای فروریختن بساط ظلم دولت دعا کنند وبرظالمان سیاست پیشه نفرین
فرستند( بازهم مانند فارس ها و برخی عرب های مرفه) .عرب های خاورمیانه و شمال افریقا
که سی سال و اندی چنین کردند وبدترین دولت های عربی ممکن (مورد حمایت غرب مدعی دموکراسی)
را تحمل کردند؛ نمونه جالب توجهی از مردمانی هستند که نظریه اجتماعی انقلاب ها باید
ایده – رویه کار آنان را تحلیل کند. به همین منوال است تحلیل انگیزش فارس هایی که بی
جنبش اند.اما تحلیل فلسفه اجتماعی انقلاب را کاری دیگرباید.فلسفه اجتماعی انقلاب باید
بتواند ضرورت انقلاب های عربی پیش روی ( از”تحقق یافته” آن{ تونس،مصر، لیبی
ویمن } تا ” درحال تحقق” آن{سوریه و بحرین} و ….) را روایت کند.به راستی
پرسش این است :چرا عرب ها باید انقلاب کنند ؟ .پاسخ های محتمل و مستند
  و موجه به این پرسش یقینا از عهده “جامعه شناسی
انقلاب” که فقط با وجه واقع گرایی سروکار دارد بر نمی آید ؛ لازم است به فلسفه
اجتماعی انقلاب که دغدغه آن وجه ارزشی و هنجاری وایدئال است روی آورد.

 اما پرسش دوم ، رکن فلسفه اجتماعی انقلاب
است.به راستی انقلاب ها ( برای نمونه انقلاب های عربی واقع شده و یا انقلاب ها ی در
دست وقوع ) باید چه انجام دهند؟از انقلاب ها انتظار می رود چه دسته گلی به سر مردمان
آرزومند بزنند؟ اصولا انقلاب ها باید کدامین بهشت موعود را محقق کنند؟پرسش هایی از
این دست ، دستاویزی است برای تحلیل فلسفه اجتماعی انقلاب.به نظرنگارنده ارزیابی نتایج
انقلاب باید منحصر شود به ارزیابی سیاست تدبیر و مدیریت یک انقلاب آن هم
  از دید فلسفه اجتماعی و لذا محدود شود به  کاویدن صریح و شفاف و منصفانه چند مقوله اساسی
:

 الف.انقلاب باید با مقوله حقیقت ( علم و دین
) چه نسبتی برقرار کند؟

 ب.انقلاب باید با مقوله عدالت ( عدالت حقوقی
، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی ) چه معامله ای داشته باشد؟

 پ. انقلاب باید با مقوله آزادی ( آزادی های
سیاسی اجتماعی فرهنگی ) چگونه مواجه شود؟

 ت. انقلاب باید مقوله امنیت ( امنیت فردی
/ جمعی ؛ امنیت داخلی / خارجی ؛ امنیت سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی حقوقی) را چگونه
تدبیر کند؟

 ث.انقلاب باید به مقوله رفاه ( اقتصادی اجتماعی
) چگونه نگاه وعمل کند؟

 ببابراین مشخص می شود که در تحلیل فلسفه اجتماعی
انقلاب ضرورتا باید تبیین شود که انقلاب چگونه باید حقیقت و امنیت و عدالت و آزادی
و رفاه را تدبیر و مدیریت کند؟

به همین منوال برعهده نظریه اجتماعی انقلاب
و جامعه شناسی انقلاب هست که تحقق واقعی این تدبیر و مدیریت را در مورد یک انقلاب خاص
( مثلا انقلاب اسلامی 57  یا به صورت مقایسه ای در مورد تعدادی از انقلاب ها ( مثلا
انقلاب های عربی پیش روی ) به کار گیرد.از این طریق می توان به درستی فهمید که یک
انقلاب مانند انقلاب اسلامی ایران واقعا طی سه دهه گذشته چه دستاوردهایی در زمینه تحقق
دین داری و علم گرایی ؛ ایجاد امنیت برای مردم؛ تقویت و توسعه آزادی و رفاه
  برای مردم؛ و نهایتا تحقق عدالت مردمی  داشته است.فلسفه اجتماعی انقلاب نیز در این جا می
تواند به ما کمک کند تا مقایسه و ارزیابی از پتانسیل های حقیقی انقلاب ( “آن چه
یک انقلاب تاریخا می توانست انجام دهد” ) و پیامدهای واقعی انقلاب (
” آن چه یک انقلاب اجتماعا توانسته است انجام دهد”) داشته باشیم(؟!).

 نگارنده امیدوار است بتواند به سهم خود در
پیشبرد این طرح نظری جدید تلاش کند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه