مظفر اقبال

طرح بحثی پیرامون اسلامی‌سازی علم

نویسنده:

منبع: ترجمان

زمان انتشار: ۲۰:۰۸ ۱۳۹۳/۰۱/۱

مظفر اقبال در این مقاله، با پرداختن به تاریخ صدر اسلام، در پی فهم این نکته است که اسلام، چه قابلیت هایی برای پروراندن علم در بستر خود داشته است.

می‌توان گفت که رابطۀ بین اسلام، دین و علم، در طولِ این سه دورۀ متمایز پیش رفته است:

الف) از صدر اسلام تا پیدایش علم مدرن؛ ب) از پیدایش علم مدرن در سرزمین‌های اسلامی تا میانۀ قرن بیستم؛ ج) از میانۀ قرن بیستم تا کنون. این مرحله‌بندی از پیشِ خود نیست، بلکه از ماهیت عینیِ تاریخِ خودِ علم برخاسته است، چرا که علم‌ورزی، در قالب تغییرات مبنایی از زمان انقلاب علمی به پیش رفته است.

پیش از راهی شدن به این کاوش، نکته‌ای را دربارۀ خود اسلام باید گفت: اسلام، با وجود حضور پررنگش در رسانه‌ها، از ادیانی است که در دنیا کمتر فهمیده شده‌اند. اینکه فهم دین، مسئله‌ای دشوار شده است از سویی به‌خاطر وجود رویدادهای معاصر است که در فهم اسلام در غرب مشارکت دارند و از سوی دیگر، به‌خاطر وجود بستۀ تاریخی‌ای است که در زیر چشم‌اندازهای غیر مسلمین در باب دین، مسکوت مانده‌اند. خودِ قرن بیستم، نمایی تازه از چگونگی درک اسلام، دیده است؛ در آغاز قرن بیستم، برای آنکه جنبۀ تبلیغی اسلام فراموش شود، افراد بسیاری بر روی آن پژوهش می‌کردند، یا دست‌کم، تبدیل به دینی شده بود، بدون توان سیاست، آنچنان که بیشتر پیروانش در مستعمراتی زندگی می‌کردند که به اشغال و سلطۀ قدرت‌های اروپایی در آمده بود. در آغاز قرن بیست و یکم، کلمۀ «اسلام» کلمۀ رایجی شده است و به‌ندرت روزی می‌گذرد که در تیتر اخبار، اشاره‌ای به اسلام و مسلمانان نشود. اما این توجه زیاد، آن فهمی از دین را ایجاد نکرده که بر مبنای منابع آن باشد. پوشش گستردۀ خبری از حوادثی که مسئولیت آن‌ها به‌عهده گرفته شده، فضای تحریف پیام اسلام را پُر کرده است. پس ضروری است بررسی کوتاهی از ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، در مکه، شهرکی دور دست در عربستان، داشته باشیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه