طرح دستنامه مهندسی سریع ”امت اسلام“

زمان انتشار: ۱۴:۰۰ ۱۳۹۱/۰۳/۲۱

در شرایطی که اگر «امت اسلام» متحد بودند، در وانفسای بحران های چندلایه ی دنیا که همه از «انرژی» و در یک سطح عمیق تر، از «اعتقاد» آب می خورد، می توانستند به اتکاء تسلط خود بر منابع «انرژی» و «اعتقاد»، آرزوهای عظیم احیاگران فداکار سیصد ساله اخیر امت اسلام را چه راحت تحقق بخشند «تکه تکه شدن»، مسأله اصلی است که باید فکری برای آن کرد.
امروز، می توان شرایطی را فراهم آورد که «به سرعت»، «امت اسلام» دور هم جمع شوند و برای این منظور، گروه های فکری رایانه ای کوچک، و در عین حال آگاه و هماهنگ لازم است.

مقدمه

– تکه تکه شدن «امت اسلام»…

– «تکه تکه شدن» در تمام سطوح. در درون مرزهای ملی «امت اسلام» و میان
دولت های فعال.

– در واقع، تکه تکه شدن، یک مسأله اصلی برای شرایط حال حاضر «امت اسلام»
است.

– اصلی ترین نگرانی و عامل تعیین کننده برای ایرانی ها در درون مرزهای
ملی، بی گمان شکاف تهران/غیرتهران است. به جای ایفای نقش تاریخی خود، باید مشغول پاسخ
دادن به تهرانی هایی باشیم که می خواهند همچنان ایران را ببلعند. بلوای هشتاد و هشت
به راه می افتد و این بخش از «امت اسلام» معطل حل بدیهیات می شود. بله؛ مسأله «تکه
تکه شدن» است.

– و در مناسبات میان ایران/عربستان هم، تکه تکه شدن و قطبی شدن، برخوردهای
سهمگینی را موجب شده است که چیزی از یک نبرد واقعی کم ندارد. عربستان به جای اسرائیل
می رزمد و نقش اخ الیهود را پذیرفته است. پس، اینجا هم مسأله «تکه تکه شدن» است.

– بله؛ «تکه تکه شدن»، مسأله اصلی است که باید فکری برای آن کرد.

– در شرایطی که اگر «امت اسلام» متحد بودند، در وانفسای بحران های
چندلایه ی دنیا که همه از «انرژی» و در یک سطح عمیق تر، از «اعتقاد» آب می خورد،
می توانستند به اتکاء تسلط خود بر منابع «انرژی» و «اعتقاد»، آرزوهای عظیم احیاگران
فداکار سیصد ساله اخیر امت اسلام را چه راحت تحقق بخشند.

– و در دنیای اسلام، سه تکه، لا اقل سه تکه، دور از هم، برای هم نقشه
می کشند و به هم مشغولند؛ عربستان و قطر و اردن و ترکیه و اسرائیل در یک سوی، و ایران
و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین در یک سوی دیگر، و ممالک میان حال و درگیر و مصیبت
زده ی دیگر. لااقل، امت اسلام، در سرزمین اسلامی سه تکه شده است و نمی تواند از مزیت
های نسبی تاریخی خویش برای پیشبرد آرمان های تاریخی خویش بهره ببرند. آن ها در شرایطی
هستند. این سه تکه را اضافه کنید به بریدگان و دین فروشان و خودفروختگان که در دو
سوی اقیانوس اطلس خیمه زده اند و نزد خدای خود روزی می خورند تا روزی بتوانند به
«امت» خود ضربه ای کاری بنوازند که جای خود دارند.

– این ها، یعنی مصایب «امت» اسلام، در یک مقطع تاریخی که می شد روزگار
طلایی «ما» باشد.

– و امروز، می توان شرایطی را فراهم آورد که «به سرعت»، «امت اسلام»
دور هم جمع شوند و برای این منظور، گروه های فکری رایانه ای کوچک، و در عین حال آگاه
و هماهنگ لازم است.

– به نظر من، اتحاد «سریع» امت اسلام، با مقدمات موجود، و خصوصاً شبکه
های اجتماعی رایانه ای، البته به کمک «گروه های فکری رایانه ای کوچک و آگاه و هماهنگ»
میسر است.

– این، اصل ادعای این مقال است.

برهان:

– نخستین گام، برای بازسازی «امت اسلام»، بی گمان تأکید و حساسیت گفتمانی
بر شرایط تاریخی برآمدن «امت اسلام» است. «امت»، محصول فرآیند بلندمدت و پیچیدۀ تحول
تاریخی است. «امت»، گروه اجتماعی بزرگی است که با ترکیبی از چندین نوع رابطه (اقتصادی،
سیاسی، زبانی، فرهنگی، دینی، جغرافیایی، و تاریخی) و بازتاب ذهنی این روابط در «آگاهی
جمعی» قوام یافته است. برای احیاء و تحکیم بازتاب ذهنی هستی تاریخی «امت اسلام»، باید
«خاطرۀ» مشترک که به مثابه «تقدیر» یا لااقل به عنوان هستۀ تشکیل دهنده ی آن گروه قلمداد
می گردد، را گوشزد و یادآوری کرد. «امت» اسلام، هرگز طرح جاه طلبانه یا خودپسندانه
ی احیاگران ملهم از سید جمال الدین حسینی اسدآبادی نبوده است. احیاگران، تنها به شرطی
می توانستند مفهوم «امت» اسلام را به وجود آورند که پیشاپیش، پاره ای شرایط عینی برای
تشکیل امت فراهم آمده باشد. تصور این که احیای امت اسلامی زیر سر سید جمال الدین حسینی
اسدآبادی یا محمد اقبال لاهوری و محمد علی جناح یا آیت ا… روح ا… موسوی خمینی بوده
است، از تبیین این مسأله عاجز خواهد بود که چرا در امپراطوری عثمانی، شبه قاره هند،
و ایران، این چنین در شرایط متفاوت تاریخی، ایده های «امت» اسلامی برخواسته است.

– گام بعد، افشای پیوندهای تنگاتنگ فرهنگی است که روابط اجتماعی عمیق
تری را در درون «امت اسلام» امکان پذیر می سازد. در واقع، حضور دیرپای اسلام، در
پهنه وسیعی از جهان، شرایط فرهنگی مشابهی را در نقاط دوردست فراهم آورده است که باید
با شناخت، سپس، اعلام و نهایتاً اصرار بر آن ها، از آن ها دستمایه هایی برای بازسازی
امت اسلام ساخت. این کار، اولویت و فوریت دارد و فوریت آن را می توان با تکنولوژی ارتباطاتی
جدید در شبکه های اجتماعی پوشش داد. باید جزء به جزء، این شرایط فرهنگی بررسی شود،
و از کوچک ترین زمینه ی مشترک، برای جذب گروه های همفکر در سراسر «امت اسلام» و از
طریق شبکه های اجتماعی استفاده کرد.

– یک اقدام مهم دیگر، کشف و اصرار بر مفهوم برابری تمام اعضای «امت
اسلام» است که به صورت یک جامعه ی مدنی سازمان یافته اند. بنیادگرایان اسلامی، در
نسبت با سایر امت سازان امروز، یعنی بنیادگرایان مسیحی و یهودی، این امتیاز را دارند
که بر مبنای آموزه های دین شان که هنوز هم بدون تحریف مانده است، مفهومی از شهروندی
جهانی زیر سایه اعتقاد و دین و ایمان دارند که به همه اعضای امت، انگیزه و رمق یکسان
برای پشتیبانی از روند امت سازی می بخشد.

– پس از تدارک این مقدمات فکری، در جریان تحقق عملی «امت اسلام»، بحران های
اجتماعی یا سیاسی حاصل از تشتت امت اسلام، باید به درستی فهم و درک شوند و توسط «گروه
های فکری رایانه ای کوچک و آگاه و هماهنگ»، به عنوان محصول تشتت در امت اسلام به مردم
معرفی شوند. در این صورت است که تنش ها و چشم اندازهای جدیدی آشکار خواهد شد.

– برای آن که این روشنگری ها به مطالبه و اقدام هماهنگ برای شکل دهی
به «امت اسلام» تبدیل شود، باید توضیحات «گروه های فکری رایانه ای کوچک و آگاه و
هماهنگ»، به پیدایی نارضایتی در میان بخش مهمی از جمعیت، از نظم متشتت موجود منتهی
شود، و از دست رفتن ایمان مردم نسبت به نظام های اخلاقی متفرق موجود، بویژه افت مشروعیت
مذاهب تفرقه افکن را به همراه آورد. از دست رفتن مشروعیت مذاهب تفرقه افکن، حتی اگر
تنها به بخش کوچکی از متفکران آن مذاهب محدود شود هم مهم است، چرا که متفکران مذاهب
با شناخت های محلی از ظرفیت ها، مزیت های بیشتری برای انتقال و اشاعه ایده دارند.

– در گام بعد، باید حداقلی از پویایی عمودی اجتماعی به بار آید که در
آن، تلفیقی از نخبگان تمام سکتورهای اصلی امت متشتت، عضویت داشته باشند. برای این منظور،
باید سطح بالایی از ارتباط اجتماعی، شامل سواد، عمومیت تحصیلات و مناسبات بازار و از
همه مهم تر، شبکه های اجتماعی را تدارک دید و نقاط جنبش اجتماعی برای اتحاد امت را
در محل های تضاد منابع، سازمان داد. رهبران جنبش، باید به نحو پخته و عمیقی از روابط
درونی میان چشمداشت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، و نیز ساختارهای درونی هر یک از
آن ها و خواسته های مشخصی که از آن ها سرچشمه می گیرند، مطلع باشند. در عین حال،
باید بدانند که این چشمداشت ها و ساختارهای درونی، می توانند کاملاً تغییر یابند، و
همه باید نسبت به تغییرات آن حساس باشند. پس، «گروه های فکری رایانه ای کوچک و آگاه
و هماهنگ»، احتیاج به یک اتاق فرمان هوشمند و حساس نسبت به تغییرات دارند.

– در نهایت راه، وقتی جنبش های اجتماعی موفق شدند خواسته های سیاسی
معطوف به شکل گیری «امت اسلامی» را در مقیاس محلی اولویت بخشند، خود جنبش، ناگزیر به
میدان نبرد با معاندان، بر سر کسب قدرت تبدیل می گردد؛ تحت این شرایط، این خطر هست
که رهبری جنبش ها، مشخصاً از رهبران دینی به لایه های حرفه ای منتقل گردد، که خطر
بازگشت سیکل، به فروپاشی و ضعف امت تقویت می شود. در واقع، رهبران دینی آگاه، باید
از انتقال ناجور قدرت به لایه های حرفه ای که علی الاصول و گه گاه بدون ملاحظات اعتقادی
عمل می کنند، پرهیز نمایند تا بصیرت و حکمت امت، همچنان روح «امت اسلام» را حفظ نماید.
به عنوان یک برنامه ضمیمه، آموزش و فعالیت عقیدتی، همیشه یک کلید برای حفظ تغییرات
خوب است و همراه نگاه داشتن لایه های حرفه ای با لایه های اعتقادی و فکری است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه