طنز-گزارش پنجمین کنفرانس علمی بین المللی چالشها و راهکارها!

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۷:۱۹ ۱۳۹۲/۰۴/۱۵

در این قسمت به مهمترین قسمت کنفرانس رسیدیم که همه حضار برای آن بی تابی میکردند که همان پذیرایی باشه! از شما چه پنهان که از اول کنفرانس میدیدیم که هی سینی های موز و پرتقال و کیوی و نارنگی رو می آرن و می برن و شکم خودمونو صابون زده بودیم که در این گرونی میوه یه دلی از عزا در میاریم! که دوباره جغد شوم خبر آورد که بیخود شکم خودتو صابون نزنین چون این میوه ها مال کنفرانس ما نیست و مال کنفرانس بغلیه!

گزارش همایش از: دکتر داریوش دانشجو [1]

همانگونه که میدانیم بازار برگزاری کنفرانس، همایش و سمینهار در کشور بنا به دلایل معلوم و نامعلوم بسیار گرم است. به نقل از یک آدمی که نسبتا سرش به تنش می ارزید، اگر لیست کنفرانسها، همایش ها و سمینارهایی که هر سال در کشور برگزار می شود را به یک آدم صاحبنظر که از خارج آمده باشد نشان دهید به احتمال قطع به یقین در حالی که دهانش از تعجب باز مانده است خواهد گفت :”یس. اوکی. وری نایس. نات بد. می بی. بابا شما خودتون هم میدونین دنبال چی هستین؟!؟!”

به هر حال از آنجا که ما در بسیاری از کنفرانس ها حضور فعال داریم در ادامه گزارش مبسوطی از پنجمین کنفرانس علمی بین المللی چالش ها و راهکارها که بنده به اتفاق تعدادی از دوستان که یکی از اونها به دلیل اینکه همیشه خبرهای بد میاره به جغد شوم(!) معروفه در آن شرکت کرده بودیم، به عرض می رسانیم.

در بدو ورود ما و دوستان به پذیرش که همه فکر و ذکرما (و نیز بقیه شرکت کنندگان!) این بود که خدا کنه کیفی که میدن چرمی و مرغوب باشه که متاسفانه امیدهامون موقعی به یأس بدل شد که جغد شوم که زودتر کیفشو گرفته بود خبر آورد که  از همین کیف های در پیت چینیه که دور و اطراف میدون انقلاب دستفروش ها دونه ای شیش و پونصد (فوقش سنگ بترکه هفت تومن) میفروشن. بدتر اینکه آرم کنفرانس را هم روش چاپ کرده بودن که دیگه هیچ طوری نمی شد به دستفروشهای محترم قالب کرد که اقلا پول یه کیلو نارنگی ازش دربیاد! داخل کیف هم بجز یه خودکار درپیت و تعدادی بروشور چیز دیگه ای نبود.

در ابتدای مراسم دکتر متملق نژاد دبیر کنفرانس قصیده صد و پنجاه بیتی در مدح معاونین وزیر و یکی دوتا از روسا و مدیران کل سازمانهای دولتی که قدم رنجه کرده بودند و در این هوای سرد و با وجود مشغله فراوان کاری(!!) تشریف آورده بودند قرائت کرد که مضمون کلی آن این بود که خلاصه مسئولین عزیز هوای مارو در اون مواردی که میدونم و میدونید داشته باشید!

در ادامه از مهمان خارجی پروفسور بزغالوف که موهای طلائی رنگ داشت و بنا به معرفی مجری بیمزه مراسم از یکی از کشورهای اروپایی تشریف آورده بود دعوت شد که به ایراد سخنرانی بپردازد که متن سخنرانی ایشان به همراه ترجمه همزمان در زیر آورده شده است:

Professor Bozghalof: I am teacher. You are student. I go to school every day. Iran is beautiful. I love you! Goodbye!

مترجم همزمان: بله ایشان مطالب علمی بسیار مهمی در مورد راهکارهای چالش زدایی و نقش و تاثیر بسیار حیاتی آن در توسعه مطرح نمودند و بر اهمیت یه هفت هشت ده تا چیز هم تاکید کردند.

البته بعدا کاشف به عمل اومد که به دلیل اینکه مهمان خارجی درخواست مبلغ قابل توجهی برای اومدن کرده و برگزار کنندگان کنفرانس هم دیدن که اگه اون مبلغ رو بدن واسه خودشون چیزی نمی ماسه، مهمون خارجی رو بیخیال شدن و از یکی از کارکنان خدوم و زحمتکش فرودگاه که آشنایی نصفه نیمه ای با زبان داشته دعوت کردن که بیاد یه پولی بگیره و موی سرشو رنگ کنن و یه متن از پیش نوشته شده بهش بدن بخونه . خلاصه یه نیم ساعتی جور مهمون خارجی رو بکشه! (این جریان واقعی است. در یکی از کنفرانس ها که مهمون خارجی نیومده بوده یه بنده خدایی رو از فرودگاه آورده بودن به عنوان مهمان خارجی قالب کرده بودند به ملت! به جان خودم راست میگم/توضیح مترجم)

در این قسمت به مهمترین قسمت کنفرانس رسیدیم که همه حضار برای آن بی تابی میکردند که همان پذیرایی باشه! از شما چه پنهان که از اول کنفرانس میدیدیم که هی سینی های موز و پرتقال و کیوی و نارنگی رو می آرن و می برن و شکم خودمونو صابون زده بودیم که در این گرونی میوه یه دلی از عزا در میاریم! که دوباره جغد شوم خبر آورد که بیخود شکم خودتو صابون نزنین چون این میوه ها مال کنفرانس ما نیست و مال کنفرانس بغلیه! گفتیم مگه سالن بغل هم کنفرانسه؟! تازه فهمیدیم که نه تنها در سالن بغل کنفرانس سالانه انجمن مایه داران ایران در حال برگزاریه بلکه در سالن های طبقات بالاتر هم کنفرانسه! طبقه دوم کنفرانس نهادینه سازی، طبقه سوم کنفرانس فرهنگ سازی، طبقه سوم کنفرانس بسترسازی و طبقه چهارم کنفرانس خصوصی بازی! گفتم بابا عجب کنفرانس بازاریه!!

ضمنا در اثر هجوم شرکت کنندگان برای پذیرایی که شیرینی دانمارکی و چای نپتون بیشتر نبود نزدیک بود زیر دست و پا له شویم که خدا رحم کرد و جون سالم به در بردیم!

در ادامه دکتر عقل کل زاده به ایراد سخنرانی پرداختند که مضمون کلی فرمایشات ایشون هم این بود که در اروپا و آمریکا و ژاپن و کره و بقیه اوضاع خوبه و در کشور ما اوضاع خرابه! (که اینو خودمون از قبل هم میدونستیم!) و یه مقداری آمار در تایید این فرمایشات به خورد حضار دادند!

در اینجا به نقطه اوج کنفرانس که همون نهار باشه رسیدیم که باز جغد شوم خبر داد که اون بره بریون هایی که روی میز رستوران گذاشته بودن هم مال ما نیست و مال کنفرانس خصوصی بازیه و به دلیل کمبود حجم نقدینگی (یا احتمالا افزایش حاشیه سود برگزاری کنفرانس!) نهار ما یه کوبیده یخ کرده بیشتر نبود که فکر کنم از کبابی های اطراف میدان راه آهن آورده بودند! (به دلیل گرانی، گوجه هم نگذاشته بودن!)

بعد از نهار هم چند دقیقه ای هم در غرفه های کنفرانس چرخیدیم که غرفه ها هم بجز شکلات کاکائویی و کیسه پلاستیکی تبلیغاتی چیز دیگری برای ارائه نداشتند و وجاهت ظاهری غرفه داران هم نتوانست بازدید کننده چندانی جذب کند!

در پایان پیچوندیم. (به معنی اینکه کنفرانس بعد از ظهر هم ادامه داشت ولی ما جیم زدیم و رفتیم  دنبال زندگیمون!)

جغد شوم هم خبر آورد که دزد محترم ضبط ماشین رو کان لم یکن تلقی کرده! و ما از این مشارکتی که در علم کشور داشتیم بالکل پشیمان شدیم؛ (خوب شد که دزدها هم از برکات بی شمار کنفرانس بی بهره نموندن). در نهایت

کنفرانس ما به سر رسید         متاسفانه کلاغه هم کماکان به خونه ش نرسید

 


[1] دکترای مدیریت گتره ای، استادیار دانشگاه آزاد واحد سرکوچه

۵ دیدگاه

    کامران :

    خیلی عالی بود. زبان حال کنفرانسهای پرهزینه و بی فایده این روزها

    یونس بهاروند :

    سلام
    با تشکر از مطلب، اما این رو همه می دونیم، درد مشترک همه کنفرانس ها و سمینارها همینه. داخل و خارج هم نداره. البته شاید بعضی کشورها با نظم و هدفمندی بیشتری برگزار بشه، اما اونها هم از این قاعده مستثنی نیستن.
    نکته اینکه بایست یه راه جایگزین برای این مساله پیدا کرد. به هر حال اظهار نظر و همفکری در زمینه های مختلف نیازی ضروری و امری الزامیه. نمیشه از اون صرف نظر کرد. اما این روش های اینچنینی، حقیقتا تلف کردن و ضایع کردن افراد، زمان، سرمایه ها و هزینه هاست. امیدوارم دوستانی که احیانا نظری در این زمینه دارن، اون رو مدون کنن و انشاالله این معضل دامن گیر مجامع علمی هم حل بشه.
    موفق باشید.

    کامران :

    اجازه بدهید چندان با نظر شما آقای بهاروند موافق نباشم که می فرمایید که سایر کشورها هم از این قاعده مستثنی نیستند. آیا شما با اطلاعات دقیق این اظهار نظر را می فرمایید؟ بعید میدانم که این تعداد کنفرانس و همایش و سمینار مطلقا بی فایده در هیچ جای جهان برگزار شود. حداقل از لحاظ کمیت

    مرتضی شائقی :

    طنز بسیار جالبی بود. من که خودم از نزدیک مشابه این حالتها رو توی کنفرانسا دیدم. از این دست مطالب تو سایت بیشتر استفاده کنید.

    الن :

    وقتي كل علم سر كاره از كنفرانس ها چه توقعي ندارين؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه