جامعه شناسی عاشورا و سنت های عزاداری در گفتگو با دکتر محمدرضا جوادی یگانه

عاشورا به مثابه عنصر هویت و انسجام فرهنگی

زمان انتشار: ۱۱:۵۳ ۱۳۹۳/۰۸/۲۹

دکتر محمدرضا جوادی یگانه دارای مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. مصاحبه ما با ایشان درباره عناصر هویتی و هویت بخش عاشورا، در طبقه پنجم دانشکده و دفتر ایشان یعنی معاونت پژوهشی انجام شد.

س: جایگاه عاشورا و عزاداری امام حسین در سنت ایرانی اسلامی ما چیست؟

عاشورا و عزاداری برای عاشورا دو نقش هویتی و اجتماعی دارد

من معتقد هستم که عاشورا و عزاداری عاشورا دو تا نقش متفاوت دارد، یکی نقش هویتی و دیگری نقش اجتماعی. من ابتدا به نقش هویتی اش می پردازم و بعد به نقش اجتماعی اش. طبیعتاً تفکیک هویت ایرانی- اسلامی کار دشواری است. آنهایی هم که تفکیک می کنند، مثلا بعضی از سنتها را، ایرانی و بعضی را اسلامی می گویند، این کارشان را نمی توان تفکیک چندان دقیقی دانست. در هر حال، بخشهای گوناگون سنت را که گفته می شود، بعضی هایش ایرانی و بعضیهایش اسلامی است، بالاخره یک تفکیک است و مشخص نیست چقدر ایرانیها به سنت اسلامی رفته چقدر اسلامی ها، اسلام واقعی است. روی اینها بحث است اما منطقا آن چیزی که ما راجع به سنت ایرانی اسلامی داریم یک ترکیب است. ظاهرا این ترکیب به خوبی در عزاداری عاشورا و در سنت ما از عاشورا به خوبی خودش را نشان می دهد. طبیعتاً عاشورا بیش از این که ایرانی باشد صددرصد اسلامی است، یعنی یک تلاش اصلاحی است در درون اسلام و توسط برگزیده ترین شخصیت جامعه اسلامی، برای بازگرداندن اسلام به مسیر اصلی خودش. پس عاشورا کاملا اسلامی است و ایرانی نیست. اما این سنت کاملا اسلامی در فضای جامعة ایران با عناصر جامعة ایران به خوبی سازگار شده است. یکی از اندیشمندان تعبیر بسیار جالبی داشت که اسلام مظروف است و ایران ظرف است. یعنی ایران ظرفی است برای مظروفی به نام اسلام. حداقل برای سنت عزاداری ما یک چنین مظروفی را داریم. البته عزاداری فقط عزاداری ایرانی نیست. پاکستان، هند، لبنان، عراق هر کدام یک سنتی دارند. ما به ترکیب خاصی رسیده ایم که این ترکیب خاص خیلی با بقیة کشورهای شیعة دیگر متفاوت نیست، اما با جامعة ایران سازگار شده است. بنابراین می توانیم بگوییم که در مسئلة عاشورا بیش از این که ایرانیت نقش داشته باشد، اسلامیت نقش داشته است. یعنی یک سنت کاملا اسلامی است که در ایران پیاده می شود. در مجموع عاشورا یک سنت اسلامی است، که در ایران دارد اجرا می شود، نه یک سنت ایرانی اسلامی.

س: اما برخی معتقدند که خیلی از این عناصر از مسیحیت آمده و مظروف هم خیلی ایرانی نیست.

نه! اگر قرار باشد ایرانی باشد، برخی می گویند بعضی از عناصر مراسم محرم، برگرفته از آیین های ایرانی مانند سوگ سیاوش سیاوش است و… اینها حرفهایی است که زده می شود، ولی آیا واقعاً شما نسبتی میان این دو می بینید؟ یا آن کسانی که می آیند سبک و ایده تازه ای را در شعر عزاداری می آورند و عزاداری را متحول می کنند، آیا از مسیحیت الهام می گیرند؟ جواب قطعا منفی است. اما همه جا سنت سوگ و آیین آن، تقریبا به یک شکل است. اجازه بدهید من همینجا تفاوت سوگ و عزاداری را بگویم. کسی که پدرش فوت شده، متأثر و متأسف است، ولی عزاداری یک جور احساس ابتهاج است احساس شادی است یعنی به تعبیر دکتر شریعتی “عید خون شیعه” و “عید” است. تأسف مردم از عاشورا، تأسفی از نوع تأسف مرگ پدر یا مرگ نزدیکان نیست، لذاست که بعد از تمام شدن مراسم عزاداری، مردم سرحال هستند و احساس ابتهاج و بهجت و نشاط می کنند و سر سفرة اطعام بعد از مراسم عزا، گاه یکدیگر شوخی هم می کنند. چون سبک شده اند. یعنی این افسردگی نیست، مناسک و آیین است. خوب آیین همه جا هست. من می توانم نشانه هایی از دورکیم در کتاب “صور بنیادین حیات دینی” برایتان نشان دهم. در بومی های استرالیا، که شبیه آیین های ما هستند. همه جای دنیا آیین یک عناصر مشترک دارد. عزاداری هم یک آیین مذهبی است که هر سال و عیناً تکرار می شود قوانین آن روشن و ثابت است اگر این را مبنا بگیریم، اولا انسانها یک طور عزاداری می کنند ثانیاً ریشه های آن مشترک است این یک بحث متفاوت است برگردیم به بحث اولمان. من می خواهم بگویم عزاداری محرم یک عزاداری اسلامی است که ایرانیها دارند انجام می دهند. پس اگر بپذیریم ایرانیها دارند یک کار کاملا اسلامی انجام می دهند این یک نوع تلفیق سنت ایرانی اسلامی می شود یعنی ایرانیان مسلمان یک عمل اسلامی انجام می دهند. من در سوالات شما یک باب تازه راجع به بحث اجتماعی باز می کنم، من یک مقداری برجسته و پر رنگ می کنم طبیعتاً به این غلیظی نیست و فقط برای  فهم بیشتر  آن را برجسته و پررنگ می کنم. یک عده معتقدند که ما در ایران دولت مدرن نداریم – دولت به معنای آن نهاد کلی ای که همة جامعه را اداره کند و به این معنا حکومت نداریم و معتقدند که ما از تورم جامعة مدنی رنج می بریم و هیچ وقت دولت نداشتیم. می گویند شاه از سر ضعف، با به جان هم انداختن عناصر جامعه حکومت خودش را می چرخاند. شاه تعزیه گردان اعظم بوده است. بعضی از جهانگردان خارجی که به ایران می آمدند، تعجب می کردند که چگونه است که با وجود فقدان دولت (یعنی دولتی که حرف آخر را بزند) جامعة ایران به حیات خویش ادامه می دهد. آن جهانگرد ندیده بود، ولی به نظر من، این همان نقش اجتماعی عاشورا است که ما از آن غفلت کرده ایم یعنی سالی یک بار جامعة ایران صورتبندی مجدد می شود، دوباره شکل می گیرد و تجدید حیات می کند.

ما کاملاً یک روحیه جمعی داریم

ما همیشه این قول مشهور را پذیرفته ایم که مردم ایران اهل کار جمعی نیستند. ولی ببینید امشب، شب اول محرم است. هیئتها از کسی پول نمی گیرند، بودجة دولتی و تخصیص اعتبار ندارند و خود مردم هیئتهای کوچه و خیابان را راه می اندازند. شما یک هیئت می بینید که برای محرم آماده نباشد؟ شام، مداح، سیستم صوتی و پارچه های سیاه داخل هیئتش آماده نباشد؟ همه دارند کار خود را به خوبی انجام می دهند، اینها اگر کار جمعی نیست، پس چیست؟ اتفاقاً ما از شدت کار جمعی به تصلّب رسیده ایم، یعنی هیچ هیئتی در ایران نیست که بتواند شب دوم محرم مثلاً روزة حر نخواند، همه جایش ثابت است و نمی توانید به هیچ جای آن دست بزنید. بنابراین ما کاملاً یک روحیه جمعی داریم. ما سالی دو بار، یعنی در  محرم و ماه رمضان این تجلی روحیه جمعی را می بینیم. اگر پارسال یادتان باشد روز قدس جمعه بود و عید فطر یکشنبه بود. روز قدس در تهران با یک سری تنشها و تظاهرات و درگیریها و پرخاش برگزار شد، ولی روز عید فطر هیچ مشکلی نداشتیم. آن چیزی که جامعة ایران را سرپا نگه می دارد دین است و همین یعنی جدای از بعد معرفت شناختی دین و عناصر دیگر دین، عنصر اجتماعی است.

آن چیزی که  به جامعة ایران سالی یک بار سامان می دهد، عزاداری محرم است مشخص است که مردم یک عمل کاملاً دینی را انجام می دهند، یعنی کسی که برای محرم سیاه می پوشد و حالا امروزی رفتار می کند و پشت ماشینش یا حسین می نویسد، یک عمل کاملا دینی انجام می دهد. همچنین است روضه رفتن و هیئت رفتن. بنابراین آن چیزی که جامعة ایران را سالی یک بار سامان می کند و مردم را به یکدیگر نزدیک و انسجام اجتماعی ایجاد می کند، عزاداری محرم است، جایی که همة جامعة ایران در یک چیز مشترک هستند و همة فضای جامعه ایران با هر سبک و سیاق و ایده ای عزاداری می کنند. بنابراین عزاداری محرم در کنار کارکرد هویتی اش- که به آن برخواهم گشت- ، دارای  بعد انسجام بخشی است، یعنی جامعة ایران را سرپا نگه می دارد و از مخاطره نجات می دهد و دولت نسبتاً ضعیف را جامعة نسبتاً قوی – که هر سال در عاشورا تقویت شده- سرپا نگه می دارد. بنابراین اگر از این منطق نگاه کنیم جامعة قدرت گرفته از عاشورا، جامعة بسیار قدرتمندی است و من معتقدم این جامعه قطعاً از دولت به معنای state قدرتمندتر است. شما در عزاداری ضعف نمی بینید، نمی بینید که کسی در عزاداری و از هیئت اختلاس کرده باشد، یا مثلا کسی در عزاداری گوشت ناسالم بدهد، افراد بهترین هدایایشان را تقدیم می کنند. پس عاشورا به همان دلیل که اجتماعی است، به همان دلیل هویتی است. یعنی ما تمام هویتمان با عاشورا پیوند خورده است و اینقدر این بعد اجتماعی و بعد هویتی بزرگ است که از فرط بزرگی متوجه آن نمی شویم. شما از امشب می بینید به تدریح افراد جامعه شروع می کنند به سیاه پوشیدن و تقریباً روز عاشورا کسی نیست که سیاه نپوشیده باشد، یعنی تقریباً همه هویتشان را با عاشورا میزان می کنند. مردم به راحتی می پذیرند ترافیک را. می خواهم بگویم که اینقدر این عاشورا بزرگ است که ما در عاشورا غرق هستیم، یعنی فرهنگ ایرانی با عاشورا خودش را بازتولید می کند. بنابراین بجای اینکه بیاییم چهار تا عنصر پیدا کنیم مثلا اینکه خلیج فارس جزء عناصر هویتی ما هست یا نه، به این توجه کنیم که واقعاً عاشورا برجسته ترین عنصر هویتی و اجتماعی ما است که از فرط ظهور دیده نمی شود. راجع به دستور زبان می گویند، وقتی دستور زبان ایجاد می شود که زبان منحط شود و یک عده فکر نگه داشتن زبان بیفتند. عاشورا آنقدر بزرگ است که به کسی احتیاج ندارد که نگهش دارد. و هر نوع دخالت دستوری در آن هم معمولا غلط است. عاشورا هم کارکرد هویتی دارد که بیش از اندازه بزرگ است یعنی ما هویت خودمان را با عاشورا تعریف می کنیم و همچنین کارکرد اجتماعی دارد. در کارکرد هویتی اش آن چیزی که مهم است این است که هر چه ما به عاشورا رجوع کنیم یک اسلام خالص می بینیم. یعنی ایرانی هویت خودش را با اسلام دارد تعریف می کند یعنی ما سالی یک بار با عاشورا بعد اسلامی هویتمان غنی و پر رنگ می شود.

س: شما به کارکرد هویتی و انسجامی اشاره کردید. اما اگر بخواهیم اینها را در یک کل بزرگتر ترکیب کنیم، آیا می توان از کارکردهای اجتماعی “عاشورا” و “محرم” بهره برد؟ مثلا در همان بحث خلیج فارس که اشاره کردید که ما می خواهیم هویت جمعی مان را با این چیزها تقویت کنیم. اگر بخواهیم بعد هویتی و انسجامی را به صورت مشخص تر با یکدیگر ترکیب کنیم و یک هویت جمعی برای کل کشور ایجاد کنیم.

حتی در مشروطه که غیر دینی ترین جنبش مردم ایران است، باز هم همة عناصر این جنبش، مربوط به عزاداری است

من می خواهم بگویم اصلا شما برای اجزای دیگر این هویت، نقشی به اندازه محرم می بینید؟ چیز دیگری می بینید که قابل مقایسه با عاشورا باشد؟ قابل مقایسه نیست. این مساله اختصاص به این زمان ندارد، جدای از انقلاب اسلامی که اسلامی ترین حرکت جمعی ایرانیان در طول تاریخ آن است، حتی در جنبش خیابانی سال گذشته هم (جدای از نیت و اهداف) باز عناصر مذهبی را می بینید یعنی سبز بودن کاملاً مذهبی و شیعی است و شعار الله اکبر. در جریان جنگ های ایران و روس و حتی در مشروطه که غیر دینی ترین جنبش مردم ایران است، باز هم همة عناصرش عزاداری است. سینه می زنند و روضه می خوانند. شما نشان بدهید که ایرانیان هویت جمعی دیگری دارند که غیر از این باشد. هویت جمعی چیزیست که در جمع و در عمل جمعی بروز می کند. اخیراً شاهدیم شادیهای مذهبی هم دارند هویت جمعی پیدا می کنند، مثلاً شب نیمة شعبان، ولی اینقدرها گسترده نیست. اما راجع به خلیج فارس ما ظهور و بروزی داشتیم؟ یعنی هویت جمعی ای بر مبنای آن داشته ایم؟ چند نفر، عمدتا در عرصه مجازی، اعتراض می کنند. اما تظاهرات و راهپیمایی نیست، حرکت جمعی شکل نمی گیرد. آنجایی که در ایران جمع شکل می گیرد فقط براساس محرم است. آن جملة امام خمینی(ره) که می فرمایند همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است، به این معنا ناظر است و شما در جامعة ایران هیچ مراسم و آیین دیگری (مانند نوروز و یلدا) را نمی بینید که مطلقاً با محرم قابل مقایسه باشد. چندین سال پیش عید نوروز به محرم افتاده بود، آیا مردم شک داشتند که اگر نوروز و محرم روی هم بیفتد، چه باید بکنند؟ شک نیست که نوروز ذیل محرم تعریف می شود.

س: شما این سیر را چگونه می بینید؟ آیا این میزانی که می فرمایید بزرگ و بدیهی است؛ در این سیری که طی می کنیم، کمرنگ شده یا اینکه همیشه ثابت مانده است؟

معتقد نیستم که کمرنگ شده است، بعضی از نگرانی هایی که دارید خیلی شکلی و مربوط به فرم است تا محتوا. اولاً بالاخره در مناسک عاشورا یک تغییری داده می شود، مثلا آدمها لهجه دارند و بنابراین یک صبغه ای به محرم اضافه می کنند. مثلاً پشت نویسی ماشین یک کار جدید است، شاید فردا تی شرتی مد بشود که که روی آن راجع به امام حسین با نقاشی خط نوشته باشند. تصور من این است که اصولا دینداری (منظورم دینداری اجتماعی است نه دینداری رساله ای و فقهی)، در جامعة ایران همیشه افزایش پیدا کرده است و مشخصاً در این سالها افزایش پیدا کرده و کم هم نشده است. تغییر شکل پیدا کرده است که آن تغییر شکلها هم بیشتر صوری است محتوایی خیلی تغییر پیدا نکرده است و افزایش هم پیدا کرده است.

عزاداریها از حماسه به سمت مصیبت در حال تغییر است

یعنی شما این تغییر شکلهایی که بوجود می آید – مثلا سبکهایی که در عزاداری بوجود می آید، مداحیهای جدید یا شعرهایی که با نگاه دینی و مذهبی مناسب نیست، آهنگها و ریتمهایی که خیلی مناسب عزاداری نیست- با نگاه شما اینها را به لحاظ اجتماعی باید انحراف تلقی کنیم یا همان بازتولید این مناسک و عزداری در دوران جدید بدانیم؟ من مقاله ای نوشته ام درباره تغییر شعر عزاداریها، از حماسه به تراژدی و از تراژدی به مصیبت، یعنی  یک زمانی اگر مادری فوت می کرد حتماً روضة حضرت زهرا (س) را می خواندند، ولی الان روضة همان مادر را می خوانند که مادر تو دو تا دختر داری و… یعنی  عزاداریها از حماسه به سمت مصیبت در حال تغییر است. من این بخشها را متوجه می شوم. یک جایی عناصر پاپ در حال وارد شدن است. اینها وجود دارد و کسی هم آن را انکار نمی کند و نگرانی هم در باره آن هست. اما به نظر من دو تا را باید از یکدیگر تفکیک کنیم. اول اینکه آیا انحراف وجود دارد یا خیر. دوم اینکه اگر وجود دارد، این انحراف چقدر است و چگونه باید اصلاح شود. درباره مساله اول، به نظر من بیش از این که انحراف وجود داشته باشد، تفاوت وجود دارد. سه چهار سال پیش CD هایی منشتر شد (لابد با بودجه دولتی) که نشان می داد که مداحی ها مشکل پیدا کرده است. من خیلی متأثر شدم وقتی که مداحی مثل مرحوم سید ذاکر را کنار یک آدم ناشناسی گذاشته بودند که پیانویی می نوازد و شعری برای امام حسین می خواند، و هر دو را با یک چوب رانده بودند. عزاداری امام حسین است عزاداری حالا خواند که خواند. یا در میدان محسنی تهران، افراد شمع دست می گیرند و به قول شما عناصر مسیحی اش بیشتر است. خوب باشد، ولی ایا این مسائل آنقدر برجسته است و زیاد شده است که ما بخواهیم همت مان را روی اینها بگذاریم؟ نه. این تغییرات، بیشتر مد است. اگر قرار است ایراد بگیرید، چرا به پشت نویسی ماشین ایراد نمی گیرید؟ یک کار جوانانه و هنرمندانة امروزی است و بعد از ده روز هم پاک می کنند. آنهمه عزاداری های محرم بزرگ و عظیم است که این مشکلات در برابرش بزرگ نیست.

حکومت (به معنای دستگاه دولتی و بخشنامه) صلاحیت و توانایی دخالت در امر عاشورا را ندارد

مساله دوم و مهمتر از این که انحراف هست یا خیر، نحوه مداخله برای اصلاح آن است. حکومت صلاحیت و توانایی دخالت در امر عاشورا را ندارد. حکومت به معنای دستگاه دولتی و بخشنامه و اجرا است نه راس نظام و مرجعیت. در ماجرای اخیر، یک نهاد وابسته به حکومت، مرکز رسیدگی به امور مساجد، بخشنامه ای داده است که در مساجد «نباید» برهنه شد و سینه زد. مداحان (مانند حاج منصور ارضی و سعید حدادیان و دیگران) در برابر این بخشنامه اعتراض کرده اند و حتی گفتند که ما باید از مسجد به حسینیه برویم! این مهم است که مداحان درجه یک تهران این را می گویند. آیت الله وحید هم فتوا دادند که (اگر نامحرم ناظر نباشد) برهنه سینه زدن، نه تنها ایراد ندارد بلکه ثواب هم دارد. یعنی فتوا می آید در رد این بخشنامه. اگر برهنه سینه زدن، ناپسند هم باشد، مسئله این است که چه کسی باید با آن برخورد کند؟ یا تمثال ائمه علیهم السلام، تمثال نادرست است، اما کسی که تمثال را در هیئت می گذارد، پلیس باید با آن برخورد کند؟ برای حذف تمثال ائمه، باید مردم را آگاه کرد و یک جریان اجتماعی شکل بگیرد، مثل همین CD ها که نشان دادند مداحی سخیف، بد است. شأن مذهبی، شأن ارشادی و شان اجتماعی با شأن انتظامی متفاوت است. من در روستای خودمان می دیدم که یک پارچه ای زده اند روی تصویری که  تمثال حضرت ابوالفضل بود. کسی که از روی اعتقاد تمثالی و پرچمی درست کرده و اکنون پلیس از او می خواهد که این تصویر را بپوشان، چه تصوری می کند؟ من نمی گویم  تمثال خوب است. اما با کسی که را نصب می کند، باید ارشادش کنید نه با قوة قهریه حکومت جلویش را  بگیرید. اگر بخواهید این کار را بکنید چقدر موفق خواهید بود؟ هر وقت حکومت وارد هیئت شده و به آن دست زده، بدتر شده است. عزاداری به این خوبی دارد برگزار می شود به چه دلیل وارد می شوند؟ ببینید مداحان با روحانیون و مراجع با بخشهای تبلیغی حکومت همه باید دست به دست یکدیگر بدهند و ارشاد کنند. اگر می گویید شعر مداحی بد است، از جریان شعر سالم حمایت کنید. شعر خوب دست شان باشد، شعر خوب می خوانند. تشویق کنید مداح را که برود ببیند سبک عزاداری خوب چیست، سبک عزاداری خوب را در تلویزیون نشان دهید و تشویق کنید نه این که اجبار کنید. به جای روشهای اجباری که جواب نمی دهد، باید از روشهای تشویقی استفاده کنیم. یعنی بگوییم من به این هیئت امکانات می دهم نه فقط امکانات مادی، آموزش، کلاس رایگان، CD، کتاب شعر و..، اینهاست که به تدریج جواب می دهد. اما ما معمولا می خواهیم از دم دست ترین و سریع ترین شیوه ها استفاده کنیم و معمولا جامعه هم به شدت به پاسخ می دهد. مثل پاسخی که جامعه مذهبی به آن بخشنامه داد. بحث فتوا با دخالت یک سازمان دولتی تفاوت دارد. مساله دیگر اینکه توقع داریم همه آدمها یک طور عزاداری کنند، خیلی درست نیست. ما در جامعة ایران آدمهایی داریم که در ماه رمضان هر وقت حالش را دارند روزه می گیرند، هر وقت هم ندارند نمی گیرند و حتی قضای آن را هم نمی گیرند. دو روز روزه می گیرد مابقی آن را نمی گیرد، شاید در آن دو روز هم نماز نمی خواند. ولی نیت می کند و روزه می گیرد و موقع افطار هم حال خوشی دارد و دعا می کند .خب این آدم که روضه ای که می خواهد گوش دهد روضة حاج منصور نیست که، روضه دیگری گوش می دهد. ما چه حقی داریم که بگوییم عزاداری نکند. طبیعتاً آدمی که اینطوری روزه می گیرد، وقتی عزاداری هم می می رود موهای سرش بیرون است، یا آن پسری که به هیئت به سبک خود می رود، قصد دختر بازی ندارد، به خاطر اینکه هزار جای دیگر برای دختر بازی دارد. ما که نگاه می کنیم می گوییم اینها عزاداری مختلط دارند انجام می دهند. خب عزاداری او همین است تو یک پله آن را بیاور بالاتر. نه اینکه جلوی عزاداری او را بگیریم. به نظرم اینقدر شور نیست که ما داریم شور اش می کنیم. اینها زندگیشان مختلط است، عزاداریشان هم مختلط است. چه کار به عزاداری آنها دارید. یک درخواستی ابراهیم حاتمی کیا در جلسه ای از رهبر انقلاب کردند که آقا به ما درجه بدهید بدانیم ما چیکاره هستیم که هر کسی نیاید به ما بگوید که تو داری فیلم ضد جنگ می سازی. ستاد امور مساجد تهران در عزاداری بیشتر صاحب نظر است یا حاج منصور ارضی؟ باید تصمیم گیری در اختیار بزرگان مداحی و منبری ها و روحانیون شهرها و مراجع باشد، نه سازمان های اجرایی. آنکه بالای منبر است می داند که همه جور آدمی در عزاداری می آید، تحمل هم می کند. جامعة ایرانی دارای یک سنت بسیار غنی اسلامی است که با امثال فارسی1 یا عزاداری میدان محسنی از بین نمی رود و سالی یک بار هم با عاشورا خودش را تازه و زنده می کند، جامعه هم رو به بهبود است و اینقدر بد و رو به زوال نیست. نسل جوان امروز هم اگر جنگ شود، به جبهه می روند. ما قدر نمی دانیم.

در زمینة عزاداری عاشورا، سنت باید کار خودش را بکند و حکومت بهتر است که دخالت نکند

به همین طریق، در زمینة عزاداری عاشورا، سنت باید کار خودش را بکند و حکومت بهتر است که دخالت نکند. سنت یعنی رأسش مرجعیت، روحانیون مساجد و روحانیون بزرگ شهرها، بعد مداح ها و هیئتی ها. اینها بهتر اداره می کنند تا دولت. اتفاقا یکی از آن جاهایی که اثبات می کند که نظام اجتماعی در ایران بدون حضور دولت می تواند دوام داشته باشد (بین نظام اجتماعی و کل جامعه تمایز می گذارم)، همین عاشورا است. شما حساب کنید در هر کوچه ای یک هیئت است و این یعنی بزرگترین نماد حضور جمعی ایرانیان، در یکی از آنها قتل یا دعوا و درگیری نیست، دزدی و اختلاس نیست، آتش سوزی نیست، کمتر اتفاق و سانحه ای رخ می دهد. در این برنامه عظیم اتفاقی نمی افتد. یعنی در حیطه امور اجتماعی، بین دولت و سنت عاشورایی، سنت عاشورایی خیلی موفق تر است. انحراف هم هست، ولی انحراف را سنت باید درست کند همان سنتی که سه چهار سال است که به مساله  مداحی توجه می کند، همان سنت بیاید سینه زنی را هم درست کند، ولی بدون استفاده از قدرت و زور حکومت. صحبتهای آیت الله جوادی آملی را ببینید می گوید آقای روحانی محترم، چند جا وعده نده، که با تمام شدن سخنرانی، از این هیئت بروی هیئت بعدی. یک هیئت بمان. از قبل از شروع سخنرانی باش، شام هم می دهند، باش. در این صورت، جلوی شما خیلی از کارها را نمی کنند. روحانی باید بایستد و اداره کند. آخوند وقتی می رود، مداح می شود آخوند هیئت. چیزی که آقای جوادی آملی به عنوان نقطه انحراف در پاکستان دیدند که ذاکر آنجا را اداره می کند.

س: پس به این صورت جمع بندی می کنیم که باید تاثیرگذاری و اصلاح عزاداری از دل سنت انجام شود، یعنی فتوای مرجعیت که از جنس همان مذهب است باید آن را اصلاح کند، نه برخورد انتظامی که از یک جنس دیگر است

اگر بخواهد اصلاحی هم صورت بگیرد، باید با فشار اجتماعی باشد نه قدرت حکومتی پلیس، ارشاد، صدا و سیما، من هر بار گفته ام اصلا صدا و سیما صلاحیت ورود به ماجرای عاشورا را ندارد. وقتی سنت عزاداری موفق است برای چه صدا و سیما باید وارد شود؟ ببینید، پلیس حفظ امنیت را به عهده دارد ولی دخالت در هیئت نباید بکند. ارشاد می تواند کار ارشادی کند ولی نباید به چاپخانه بگوید چاپخانه چاپ نکن. این خیلی مهم است که عزاداریها را دولت نمی تواند واردش شود. بهتر است سنت کار خودش را انجام دهد. سنت در عزاداری کاملا موفق است و دولت وارد آن نشود بهتر است. اگر بخواهد اصلاحی هم صورت بگیرد، باید با فشار اجتماعی باشد نه قدرت حکومتی. مراجع بگویند بد است، روحانی بالای منبر بایستد و نقد کند، کسی که آخوند را بیرون نمی کند بایستد و بگوید این کار بد است. خجالت می کشند و نمی کنند.

س: همان فشار هنجاری.

فشار اجتماعی و فشار هنجاری، فشار اجتماعی به جای قدرت. کسی را که غیبت می کند یا نماز نمی خواند، زندان که نمی اندازند، یک کسی تذکر شفاهی می دهد، امر و نهی می کند نگاه از سر ناراحتی به او می کند…

س: شما در صحبتهایتان یک اشاره ای کردید به این که ما در هیئت هایمان داریم یک سیستم را پیاده می کنیم که ممکن است در جای دیگر نتوانیم. به فرض می گویند ما ایرانی ها در خیلی زمینه ها نمی توانیم کار جمعی کنیم اما در مدل هیئت می بینیم که می توانیم کار جمعی انجام دهیم. به نظر شما می شود از همین سیستمی که در هیئت داریم یک مدل استخراج کنیم و به جاهای دیگر تعمیم بدهیم؟

کار جمعی ما در حوزه اجتماعی، هر جایی که نزدیک به هیئت باشد موفق است

کار جمعی ما در حوزه اجتماعی، هر جایی که نزدیک به هیئت باشد موفق است. مثلا در مراسم سوگواری و ترحیم، اگر نگاه کنید می بینید همه چیزش منظم شکل می گیرد، باز هم کار جمعی انجام می شود. می توان این الگو را بگیریم، چون ما یک جا در جامعة ایران، کار جمعی داریم که بسیار هم موفق است و مشکل ندارد. باید ببینیم چه چیزی در عزاداری و سیستم هیئتی حضور دارد که اینقدر خوب عمل می کند تا بتوانیم از آن در جاهای دیگرهم استفاده بکنیم و مدیریت عاشورایی را در جامعه ایران به کار ببریم. هیئتی عمل کردن یعنی مدیریت جهادی داشتن. گاهی اوقات تصور ما از هیئتی کار کردن، یک کار بی برنامه است و این تصویری است خلاف واقع. اول باید از هیئت و مدیریت هیئتی اعادة حیثیثت کنیم. هیئت منظم است و سیستم های رسمی و اداری به اندازة هیئت منظم نیست. هیئت نظم اجتماعی دارد منتها تلاش نکردیم که مدلش را در بیاوریم. از اول توی سرمان زده اند که ایرانیها کار جمعی را بلد نیستند و ما هم باور کرده ایم. اما واقعا داریم کار جمعی می کنیم. کجای دنیا کار جمعی به این وسعت و عظمت می کنند؟ یک جای دیگری به من نشان بدهید که به این اندازه کار جمعی می کنند. ببینید بزرگترین اجتماع مردم دنیا حتی حج نیست، عاشورا و اربعین در کربلا است که شش میلیون نفر عزادار می آیند. خب بزرگترین اجتماع از ماست، بزرگترین مراسم از ماست، ولی از فرط ظهور باور نداریم.

س: حالا این الگو را می توانیم به عنوان یک ساختار رقیب برای آن چیزی که کشورهای دیگر حزب و… می دانند در نظر بگیریم؟

هیئتی عمل کردن یعنی مدیریت جهادی داشتن

اگر بخواهیم جامعه شناسانه تحلیل بکنیم ما دو حوزه داریم یکی اقتصاد و سیاست و دیگری حوزه اجتماع. این دو حوزه با یکدیگر تفاوت دارد چون درحوزة اجتماع  قدرت و پول وجود ندارد، اما در حوزة سیاست قدرت وجود دارد و در حوزه سیاست پول. بنابراین آوردن مدل کار جمعی ایرانیان از حوزة اجتماعی به حوزة سیاست و اقتصاد دشوار است و مثلا جای حزب را نمی گیرد. شاید بهتر باشد روابط اجتماعی را از مدل هیئت استخراج کنیم. هیئت همیشگی شود، مثلا دو-سه هفته یک بار، یا در هر کوچه یک هیئت باشد، تا نوعی انسجام اجتماعی شکل بگیرد. اگر در محرم جرم کم رخ می دهد، چون هر چه ارتباط چهره به چهرة آدمها بیشتر شود، میزان جرم کم می شود در خیلی از کشورهای دنیا تلاش می کنند که اجتماع community را تقویت بکنند، ما الان اجتماع را داریم، به جای اینکه بخواهیم آن را تبدیل به حزب کنیم، شورای محله یا شورایاری را از هیئت محله بگیریم. یعنی محله دارای هیئت باشد و با آن هویت محله ای را شکل بدهیم، کما اینکه تهران قدیم آن داشت. حوزة اجتماع را براساس هیئت شکل بدهیم، نه حوزة سیاست یا اقتصاد را که منطق آن کاملا متفاوت است.

۱ دیدگاه

    محمود :

    مقاله بدی نبود برای یکبار خواندن . به نظر میرسد بحث علمی جامعه شناختی با مباحث سیاسی بیش از حد قاطی شده و بیشتر دغدغه های دخالت دولت در مراسم عاشورا مطرح بود تا موضوع اصلی بحث. برخی مثالها هم بیربط به موضوع بود که خیلی تو ذوق می زد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه