علم و دین : از تعارض تا گفت و گو

زمان انتشار: ۱۵:۱۱ ۱۳۹۰/۰۳/۲۳

کتاب علم و دین از تعارض تا گفتگو، توسط جان اف.هات استاد دانشگاه جرج تاون آمریکا نوشته شده است. از نظر هات کتاب مقدمه ­ای است برمسائل اساسی علم و دین در جهان امروز که برای غیر متخصصان نوشته شده است. او معتقداست که تا وقتی که ما لا اقل یک وضوح اولیه در مورد راه­ های موجود نگرش به موضوع علم و دین بدست نیاوریم، گفت و گو بین این دو مقوله نمی ­تواند شروع شود. هات در کتاب خود بر خلاف بسیاری از کتب دیگری که در این زمینه نوشته شده است و به همه موضوعات مطرح شده در زمینه علم و دین را بازگو می­ کنند، سعی نموده است که روی مسائل خاصی تکیه نماید و آنها را تا حدودی به تفصیل مورد بحث قرار دهد. این کتاب 9مسأله را برگزیده و به هریک از آنها فصلی مجزا اختصاص داده است:1- آیا دین مخالف علم است؟ 2- آیا علم یک خدای شخصی را نفی می­ کند؟ 3 – آیا تکامل وجود خدا  را رد می­کند؟ 4- آیا حیات قابل تحویل به شیمی است؟ 5- آیا جهان مخلوق است؟ 6- آیا ما به اینجا تعلق داریم؟ 7- چرا در طبیعت پیچیدگی یافت می­شود؟ 8- آیا جهان هدف دارد؟9- آیا دین مسئول بحران محیط­زیست است؟

مؤلف در هر یک از این مسائل مناظره­ای بین چهار مکتب فکری که او آن را چهار راه اصلی می­ داند که توسط کسانی که درباره این مسئله فکر کرده ­اند و درکشان از رابطه علم و دین بیان نموده ­اند ترتیب داده است. مواضع این رویکردها را به گونه­ای ارائه می دهد که گوئی نمایندگان آنها حاضرند و به عنوان اول شخص با خواننده مواجه می ­شوند و استدلال خودرا ارائه می­ دهند. او در تقسیم­ بندی خود آنانی که را که معتقدند دین کاملاً مخالف علم است یا اینکه علم دین را بی­اعتبار می­کند و علم جدید با دین آشتی ناپذیر است را موضع تعارض می ­نامد. بعض دیگری که اصرار می ­کنند دین و علم آن قدر واضح با هم فرق دارند که تعارض بین آنها منطقاً غیر ممکن است. دین و علم هر دو معتبر هستند اما ما باید به طور دقیق هر یک را از دیگری جدا کنیم. عمده تعارض بین علم جدید و دین ناشی از آن است که این دو حوزه متمایز و درهم تنیده ­اند؛ علم باید به توصیف جهان فیزیکی و نحوه پیدایش آن بپردازد و دین با مسائلی از قبیل سرشت خداوند و معنای وجود سر و کار دارد اما بسیاری از دانشمندان، علم خود را با نظام عقیدتی خویش آغشته می­ کنند، هات این را رویکرد تمایز می­نامد. گروه  سوم که او آن را نگرش تلاقی می ­داند استدلال می­ کنند که گرچه دین و علم از هم متمایز هستند، علم همواره مقتضیاتی برای دین دارد و برعکس. علم و دین ضرورتاً تعامل دارند و لذا دین و الهیات نباید پیشرفت ­های جدید علم را فراموش کنند. این گروه می­ پذیرند که علم و دین از لحاظ منطقی و زبانی متمایزند. اما معتقدند که در دنیای واقعی نمی­ توان آنها را به سهولتی که رویکرد تمایز فرض می­ کند از هم جدا کرد. در این مکتب، یافته­ ها و بصیرت­های علم را به کار می­ برند تا بصیرت­های دینی را تائید کنند. برای مثال تکامل ­پذیرفته می­ شود و سپس تلاش می­ شود ببینند چگونه می­توان خدا را در آن وارد کرد. دانش علمی می­ تواند ایمان دینی را وسعت بخشد و ایمان دینی شناخت جهان را عمیق ­تر می­ کند. آنچه علم درباره جهان به ما می ­آموزد در برداشت دینی ما مؤثر خواهد بود.همچنین وقتی علم با سئوالاتی از قبیل چرا اصلاً جهانی وجود دارد؟ و چرا جهان نظامند و قابل فهم است؟ که خود قادر به پاسخگویی به آنها نیست امکان تلقی هست.  و بالاخره چهارمین راه نگاه کردن به این رابطه- که مشابه با نگرش سوم-  است، ولی منطقاً از آن متمایز می­باشد، روی راه­های عمیق اما در عین حال مهمی که دین به نحو مثبت ماجرای علمی کشف را تائید می­کند تأکید دارد. آن دنبال یافتن راه­هایی است که در آنها دین، بدون دخالت در کار علم، راه را برای بعضی از مفاهیم آن آماده می ­سازد و حتی نوعی خاص از حمایت از انها را فراهم می­ کند، هات آن را تائید جست و جوی علمی برای حقیقت می ­نامد. بدین معنا که دانشمندان، به طور ضمنی، با این ایمان کار می ­کنند که جهان فیزیکی، جهانی ساده، زیبا، عقلانی و قابل فهم است. بدون این ایمان دلیلی بر انجام آزمایش­ها با نظریه­ پردازی­ ها نیست. دین آن انگیزه­ای را که به دانش علمی منتهی می­شود تائید می­ کند و از کوشش علمی برای معنادار ساختن جهان به طور کامل، حمایت می­ نماید و حتی آن را تقویت می­ کند. دین مؤید اعتمادی است که ضرورتاً زیربنای علم است.  جان هات خود میان رویکردهای تلاقی و تائید در تردد است و معتقد است که رویکرد تلاقی اگر با رویکرد تائید تکمیل شود و مفیدترین و معقولترین پاسخ را به تنش تلخی که تعداد زیادی از دانشمندان را از درک دین بازداشته است و حتی تعداد بیشتری از مردم متدین را از لذات اکتشاف علمی محروم کرده است فراهم می ­کند.دکتر مهدی گلشنی در مقدمه ­ای که بر ترجمه این کتاب می­ نویسد به این نکته اشاره می­ کند که کتاب حاضر خالی از تسامحات علمی نیست به طور مثال هات فرض می­کند که جهان از لحاظ ابعاد متناهی است  در حالی که کیهان شناسی معاصر به این مسأله جواب قطعی نداده است. همچنین در بحث اینکه آیا حیات قابل تحویل به شیمی است؟ او تمایزی بین حالات نبات و انسان قائل نمی­ شود و منظور از تحویل را نیز خوب روشن نمی ­کند که آیا منظور قرائت قوی از تحویل ­گرایی است یا قرائت ضعیف. طبق قرائت ضعیف، در سیستم­های پیچیده، پدیده ­های جدیدی ظاهر می­ شود و علمی که سطح رویین را مطالعه می­ کند شامل مفاهیمی می­ شود که در سطوح زیرین نمودی ندارند؛ اما طبق قرائت قوی، در سطح رویین عنصر یا اصلی اساساً جدید ظاهر می ­شود.دکتر گلشنی معتقد است که مشکل عمده کتاب جان هات دیدگاه­ های کلامی وی است که نه تنها با الهیات اسلامی سازگار نیست، بلکه حتی بسیاری از مسیحیان نیز آن را قبول ندارند. هات به الهیات پویشی معتقد است و تأثر از بزرگان فلسفه پویشی وایتهد را به سهولت می­توان در آثار او نشان داد. اما سوای از این موضوعات کتاب بعضی از مسائل جاری حوزه علم و دین را مطرح و به خوبی تبیین کرده است. و خلط­های علم­ مداری افراطی را به درستی توضیح داده است( هرچند خود به نحو دیگری به دام علم ­مداری افتاده است) و دیگر اینکه مواضعی را که اکنون در میان بعضی از الهیون متنفذ مسیحی رایج است به خوبی تشریح می­ کند. که با این بیان لزوم توجه بیشتر جامعه حوزوی و دانشگاهی ما به مسائلی که اکنون در محافل علمی و فلسفی غرب در زمینه الهیات مطرح است و تبیین و تشریح دیدگاه­ های اسلامی در مورد این موضوعات و نقد دیدگاه­ های انحرافی بیش از پیش احساس می­ شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه