علوم اجتماعی و مردم؛ تمایز، تشابه یا انقطاع

زمان انتشار: ۲۳:۳۳ ۱۳۹۱/۰۷/۱۵

با مطالعه افکار هریک از اندیشمندان علوم اجتماعی تا حد زیادی می توان به نگاه آنان درمورد دوگانه نظریه و عمل پی برد. در این یادداشت سعی داریم به دو ریکرد متفاوت در این زمینه و تخاصم بین دو طرز فکر اشاره کوتاهی داشته باشیم و تا حدی به این نتیجه نزدیک شویم که در مسیر رسیدن به علوم اجتماعی بومی- اسلامی و درون زاد، از کدام یک از این راه ها باید عبور کنیم و آیا اساساً مسیر میانه ای بین این دو معبر وجود دارد و یا حداقل قابل ایجاد می باشد یا خیر.

دغدغه
بسیاری از جامعه شناسان از همان زمان ظهور اندیشه اجتماعی به شکل یک حوزه علمی،
برقراری پیوند بین نظریه و عمل، ذهن و عین، زبان علمی و زبان عامه و به تعبیر دیگر
بین جامعه شناسی و مشکلات جامعه بوده است. با توجه به اینکه یکی از اهداف سایت
علوم اجتماعی اسلامی- ایرانی پرداختن به مسائل اجتماعی روز می باشد، بیان جهت گیری
سایت در این زمینه ضروری است.

با مطالعه
افکار هریک از اندیشمندان علوم اجتماعی تا حد زیادی می توان به نگاه آنان درمورد
دوگانه فوق پی برد. در این یادداشت سعی داریم به دو ریکرد متفاوت در این زمینه و
تخاصم بین دو طرز فکر اشاره کوتاهی داشته باشیم و تا حدی به این نتیجه نزدیک شویم
که در مسیر رسیدن به علوم اجتماعی بومی- اسلامی و درون زاد، از کدام یک از این راه ها
باید عبور کنیم و آیا اساساً مسیر میانه ای بین این دو معبر وجود دارد و یا حداقل
قابل ایجاد می باشد یا خیر. بررسی این موضوع خود نیازمند قضاوت راجع به این می باشد
که شروع علوم اجتماعی از ذهن بوده است یا از واقعیت و باید دانست که چنین قضاوتی
کاری بس دشوار و نیازمند تعمق و تأمل بسیار بوده و از موضوع این مقاله خارج است.
هرچند بحث پیرامون آن جهت طی نمودن مسیر پیش رو ضروری به نظر می رسد.

از یک جهت رویکرد پراگماتیستی در
جامعه شناسی به جای آنکه تنها به حقیقت مطلق ایده ها بپردازد، نگاهی هم به
پیامدهای اجتماعی آن دارد و نوعی رویکرد عمل گرایانه به اندیشه است؛ به طوری که
اندیشه ها را به واسطه مطلوبیت اجتماعی شان دارای ارزش می داند. از طرف دیگر
رویکردهای ذهن گرا که نسبت چندانی با واقعیت های ملموس ندارند مطرح می شوند. در
این میان یکی از متفکرانی که با ارائه نظریه ای سطح کلان که به دنبال این بود که
نظریه، مفروضات و مقولات اصلی لازم برای علم اجتماعی یکپارچه و واحد را فراهم آورد
تالکوت پارسونز بوده است. و در مقابل برداشت او از جامعه شناسی باید از هموطن
رادیکال وی یعنی سی رایت میلز نام برد. علت نام بردن از این دو متفکر در یادداشت
حاضر این است که میلز و پارسونز نماینده دو برداشت بی نهایت متفاوت از جامعه شناسی اند.
برخلاف پارسونز، میلز جامعه شناسی را گفتمانی عمومی می دانست و معتقد بود نقش
نظریه این است که راهنمای تحلیل اجتماعی تجربی باشد. میلز به دنبال ایجاد جامعه شناسی
مردمی و همگانی و پارسونز در جستجوی جامعه شناسی علمی و تخصصی بوده است. در واقع
میلز رسالت جامعه شناسی را این می پنداشت که محملی برای گفتمان اجتماعی به شکل
عمومی و انتقادی باشد تا با انتقاد از وضع حاضر به واقعیت های تجربی احترام
بگذارد. در واقع جامعه شناسی باید توجهش را از مسائل باریک بینانه و تخصصی به موضوعات
حیات عمومی معطوف کند.

با این تفصیل باید دانست که اولین
قدم برای رسیدن به علم بومی و به طور اخص علوم اجتماعی اسلامی، انتقاد از وضعیت
موجود است. در حقیقت این انتقاد نباید صرفاً پرداختن به امور ذهنی و تخصصی باشد؛
بلکه پرداختن به مسائل روز کشور با نگاه و رویکردی متفاوت از دیدگاه های غالب
موجود، می تواند گامی هرچند کوچک در طی این مسیر طولانی باشد. با توجه به اینکه
سایت سعی دارد در کنار تلاش های نظری، به بحث مسائل اجتماعی ایران، به عنوان بخشی
جداگانه اهتمام ویژه ای داشته باشد، ضروری تا راه میانه ای از بین دو نوع جهت گیری
فوق الذکر انتخاب کند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه