عنوان پایان نامه: ابن خلدون و متفکران اروپایی؛ مقایسه عصبیت و فلسفه تاریخ ابن خلدون با آراء متاخرانش

زمان انتشار: ۱۰:۳۲ ۱۳۹۰/۰۷/۷

نگارنده: حسینی‌زاد، مجید
استاد راهنما: غلامعباس توسلی
رشته و مقطع تحصیلی: علوم اجتماعی، کارشناسی ارشد
سال و محل اخذ مدرک: 1366، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی

 

چکیده: نیروی محرکه عصبیت مهمترین دستاورد ابن خلدون در زمینه اجتماعی است. در جریان تحول، وقتی خانوده‌ای بر دیگران تسلط یافت، چون ستیزه‌جوئی و تفوق‌طلبی، ذاتی انسان است و همچنین هدف عصبیت نیز میباشد. این گروه با اقوام دیگر و سپس با دولتهای در حال اضمحلال، وارد مبارزه شده و مرتباً رشد می‌کند و این رشد رابطه مستقیم با میزان عصبیتش دارد و هرچه عصبیت قومی قویتر باشد، سرزمینهای بیشتری به چنگ می‌آورد به عبارت ساده، جنگ در ابتدا و انتهای کار یک دولت، ضروری است . استقرار دولت تنها با برخوردی که در آن پیروزی نصیب گروه همبسته و منسجم است عملی می‌گردد و این امر در مورد مذهب نیز صادق است ، یک مذهب جدید صرفاً با ستیزه می‌تواند وجود خود را تثبیت کند و زمانی موفق است که از یک عصبیت قومی بهره‌مند باشد. البته وقتی مذهب مستقر شد، می‌تواند همبستگی را تقویت و حتی با متمرکز کردن فکر و احساسات در یک هدف مشترک، جایگزین انسجام قبیله شود و در نظر وی فتوحات اولیه مسلمانان نتیجه همین تلفیق همبستگی دینی و قبیله‌ای بود. به هرحال برای اینکه دولتی مستقر شود، وجود همبستگی ضروری است اما وقتی مستقر شد، همبستگی‌اش کاهش می‌یابد. دولت در مراحل اولیه منسجم است ولی در طول زمان تغییر و زوال آن آغاز میشود. زندگی بی‌تحرک و تجمل‌پرستی در آنها اوج می‌گیرد و کم‌کم عصبیت آنها را از بین میبرد. حکومت متمرکز ضعیف شده و قدرت در دست حکام محلی قرار می‌گیرد. رشد تجمل‌پرستی به مالیاتهای سنگین منتهی شده و باعث شورشهای مردمی میگردد و دولت ضعیف شده و دستخوش دگرگونیهای درونی و بیرونی میشود و سرانجام بدست گروهی بدوی و دارای عصبیتی قوی، سرنگون میشود. این خلاصه‌ ای از نظرات ابن خلدون است ، به نظر وی پدیده اجتماع از این قوانین پیروی می‌کند و این قوانین بر “مجموعه‌ها” مؤثر است و توسط افراد تغییر نمی‌پذیرد و قوانین اجتماعی به شیوهای یکسان در انواع مشابه ساختی عمل می‌کنند، یعنی بعنوان مثال، قوانین رفتار بادیه‌نشینی، بدون تفاوت شامل حال اعراب بدوی، ترکمن‌ها، بربرها و کردها میشود و علاوه بر آن جوامع، بر طبق تماس مردم با طبقات به عنوان حاصلی از تقلیدها و امتزاجها، تغییر یا تکامل می‌پذیرد و تمام این تحولات براساس “عصبیت” یا انسجام گروهی که خصیصه ممتاز جامعه است صورت می‌گیرد. مشاهده میشود که آراء ابن خلدون در مقدمه، منظومه کمال یافته‌ای از جامعه‌شناسی است و علم عمران نیز چیزی نیست مگر یک دستگاه جامعه‌شناسی، هر چند که جهت کمک به تاریخ وضع شده است ولی علل اصلی و اساسی تحول تاریخ را در ساختمانهای اقتصادی و اجتماعی جستجو می‌کند و از این نظر بسیار پیش از مطرح شدن قوانین جامعه‌شناسی بصورت امروزی، وی این قوانین را بیان کرده است . اهمیت این بررسی نیز در همین نکته نهفته میباشد، در کشف قوانین امروزی در آراء ابن خلدون و بخشیدن فضل تقدم به وی.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه