فاجعه شعور سیاسی در تجمع مقابل سفارت عربستان

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۰:۳۳ ۱۳۹۴/۰۱/۲۴

شعار «سفارت سعودی تعطیل باید گردد» که از قضا خواسته‌ی بیانیه نیز بود، تقاضای جمعی از کودکان ریش و سبیل دارِ هیجان زده بود که در شرایط احساسی، خواسته‌ی احساسی را مطرح کرده بودند، خواسته‌ای که حتی پس از کشتار ناجوانمردانه حجاج در سال 66 در عربستان مورد توجه قرار نگرفت و به جای آنکه در بیانیه پایانی در پی معذرت خواهی رسمی حکومت آل سعود و مجازات خاطیان باشند، اباطیلی از جمله تعطیلی سفارت بیان شد.

این تجمع (اعتراض در مقابل سفارت عربستان در 22 فروردین) علی رغم آنکه می توانست منظورها و اهداف دیگری از جمله اعتراض به حملات جنگنده ‌های آل سعود به مردم غیرنظامی یمن و آتش افروزی و حمایت مالی و تسلیحاتی از تروریست های داعشی داشته باشد، با این حال یگانه هدف این تظاهرات مربوط به تعرض و آزار و اذیت دو نوجوان هم وطنمان در فرودگاه بود، به طوری که هیچ شعاری در دفاع و حمایت از مردم مظلوم یمن سر داده نشد.

تجمع در مقابل سفارت عربستان از چند بعد قابل توجه بود که به اختصار در زیر به توضیح آنها پرداخته می شود.

1- عدم سازمان دهی 2- شعارها 3- تضادهای قومی و هویتی با دوگانه‌ی ایرانی – عربی 4- اتحاد زیر سایه استبداد

1- عدم سازمان دهی: هیچ تشکل و نهادی چه در غالب تشکل های دانشجویی (بسیج و انجمن اسلامی و…) و چه اصناف و جنبش های مدنی، بیانیه شرکت در تجمع را نداده بودند و به همین دلیل شعارهای بیهوده و سطحی که فرسنگ ها از شعور و عقلانیت سیاسی فاصله داشت، سر داده می شد. همچنین هیچ رهبرِ تجمعی وجود نداشت و هر کس مایل بود، بر روی بلندی ای قرار می گرفت و با داد و هوار و شعار دادن جمعیت معترض را همراه و هدایت می کرد.

در حالی که، تجمع می توانست تبدیل به راهپیمایی شود و با همراه کردن جمعیت بیشتر، رنگ و بوی رسانه ای و بین المللی قابل توجهی به خود گیرد و تذکری به تمام جهان باشد که ایرانی در هر کجای دنیا که باشد مورد حمایت هموطنانش است تا رفتاری شایسته و بایسته متناسب با شان او صورت گیرد. با این حال این اعتراض، به تجمع در مقابل سفارت عربستان با جمعیت 400 الی 500 نفری محدود شد.

2- شعارها: نفرت تاریخی معترضان که از دل زمان و از گورها بیرون کشیده شده، بر زبان شان جاری و ساری بود، به شکلی که حتی کوروش ضد عرب و از بابک خرم دین مدد جسته شد (بابک خرم دین، به پاخیز به پا خیز).

شعارهایی از قبیل «بکش پایین پرچمو، آتیش بزن پرچمو (اشاره به پرچم آل سعود بدون توجه به عبارت لا اله الله لا)/ ملخ خور حیا کن، خاکم را رها کن/ واویلا واویلا، عرب گم شو بیرون»/ و… به وضوح نشان از ضعف و پایین بودن شعور سیاسی تظاهرکنندگان و قافیه پردازی بدون آنکه فکر نغز و پرمغزی درون کلمات باشد، می‌داد. به طوری که اگر کشوری مثل فرانسه، چین و به طور کلی کشورهای غیر عرب، چنین عملی را انجام داده بودند، به سختی واژه‌ای برای اعتراض و یا تحقیر آنها پیدا می کردند و یا شعار «سفارت سعودی تعطیل باید گردد» که از قضا خواسته‌ی بیانیه نیز بود، تقاضای جمعی از کودکان ریش و سبیل دارِ هیجان زده بود که در شرایط احساسی، خواسته‌ی احساسی را مطرح کرده بودند، خواسته‌ای که حتی پس از کشتار ناجوانمردانه حجاج در سال 66 در عربستان مورد توجه قرار نگرفت و به جای آنکه در بیانیه پایانی در پی معذرت خواهی رسمی حکومت آل سعود و مجازات خاطیان باشند، اباطیلی از جمله تعطیلی سفارت بیان شد.

3- تضادها و دوگانه ی ایرانی – عربی: اگر تا دیروز نفرت نسبت به اعراب به 14 قرن پیش بازمی‌گشت، در این تظاهرات گروهی از عرب ستیزان دامنه ی زمانی این نفرت را به دوره ی هخامنشیان بسط دادند و حتی کوروش را با تمام احترامی که بر اقوام و مذاهب قائل بود، ضد عرب کردند و خواستار بازگشت خشایارشاه برای نابودی ریاض شدند. («ننگ است ملخ خوار چنین خش بکشد/ خش روی نجابت سیاوش بکشد/ ای کاش خشایار شبی برگردد/ تا خاک ریاض را به آتش بکشد»)و عملاً با چنین شعارهایی اعتراض نسبت به آل سعود را با اعتراض نسبت به اعراب که جمعیت قابل توجهی در منطقه دارند، تعویض کردند و به تعبیر مارکس آنچه که انسانی بود، حیوانی شد (یک امر خاص به یک امر عام تبدیل شد).

4- اتحاد زیر سایه استبداد: نکته آخر آنکه بخش قابل توجهی از این جمع بویی از تکثرگرایی و پذیرش اندیشه مخالف نبرده بودند، به شکلی که وقتی یکی از روحانیون سرشناس تلویزیون مایل بود تا بر روی بلندی قرار بگیرد و اعتراض خود را بیان و یا سخنرانی کند با واکنش معترضان برای کنار گذاشتن عبایش (تیپ ایده آل ظاهر بینی)  مواجه شد و جمعیت مانع سخنرانی او شدند. (اگر که اتحاده، عباش رو دربیاره)

فی الواقع مدارا و مسامحه نکردن با دیگران (هر کس که می خواهد باشد) تبدیل به یکی از اجزای لاینفک هویتی ما شده که در فضاهای متفاوت، امکان گفتگو را از ما سلب و تنش های هویتی را دامن می زند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه