نقدی بر نظر جان فوران درباره فرهنگ سیاسی مقاومت در ایران

فرهنگ سیاسی مقاومت انقلاب ایران اصیل یا واکنشی؟

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۴:۰۶ ۱۳۹۲/۰۵/۲

در این تحلیل ها فرهنگ دینی مقاومت نه امری اصیل که به عنوان یک ابزار سیاسی برای متحد شدن و ائتلاف اقشار مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. این مساله به کرات در آثار افرادی چون جان فورن در کتاب مقاومتهای شکننده و آبراهامیان و نیکی کدی و در شکل ضعیف ترش در کار فوکو درباب انقلاب اسلامی ( که شیعه را بیشتر یک گفتمان و بیان سیاسی می داند) و افراد دیگری دیده می شود.

در بسیاری از تحلیل ها راجع به انقلاب اسلامی بسیار شنیده می شود که ” یکی از دلایل مقبولیت امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب ، ادبیات ویژه سازش ناپذیر وی بوده است. در اصل در زمان انقلاب اسلامی  به واسطه کنار رفتن ایدئولوژی های اصلاح گرایانه لیبرال و نیز انقلابی مارکسیستی به خاطر سرکوب حکومت ،  ادبیاتی و قرائتی از دین مورد توجه مردم قرار گرفت که صرف نظر از محتوای آن سازش ناپذیر و رادیکال بود که می توانست راهگشای شرایط انقلابی باشد”( برای نمونه تحلیل آبراهامیان از انقلاب اسلامی در «ایران بین دو انقلاب»).

در این تحلیل ها فرهنگ دینی مقاومت نه امری اصیل که به عنوان یک ابزار سیاسی برای متحد شدن و ائتلاف  اقشار مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. این مساله به کرات در آثار افرادی چون جان فورن در کتاب مقاومتهای شکننده و آبراهامیان و نیکی کدی  و در شکل ضعیف ترش در کار فوکو درباب انقلاب اسلامی ( که شیعه را بیشتر یک  گفتمان و بیان سیاسی می داند) و افراد دیگری دیده می شود.

جان فورن نیز معتقد است برای اینکه طبقات و اقشار مختلف اجتماعی بتوانند با هم متحد شوند و علیه نظام حاکم قیام کنند نیاز به فرهنگ سیاسی مقاومت و مخالفت با حاکمیت دارند که می توانند آن را از منابع مختلفی مانند ایدئولوژی ها ، سنتهای فرهنگی ، احساسات ملی ، سوسیالیسم و… بدست آورند. (پناهی, 1389 ص. 180) پس از نظر وی نیز ابتدا مخالفت ها به خاطر مسائل ساختاری شکل میگیرد و انقلابی ها  با توجه به شرایط و مقتضیات موجود به یکی از ایدئولوژی هایی که بتواند مخالفت آنها را مستحکمتر و اجتماعی تر بکند چنگ می زنند و آن را به عنوان ابزاری برای پیشبرد مخالفت خود استفاده می کنند و این فرهنگ مقاومت نه امری  اصیل و ذاتی آن جامعه که به عنوان یک ابزار کارآمد در آن مقطع زمانی مورد توجه اکثریت انقلابی قرار گرفته است.

 حال سوال این است که آیا واقعا فرهنگ سیاسی مقاومت در زمان انقلاب اسلامی در واکنش به شرایط انقلابی شکل گرفته است یا امری اصیل بوده است؟ آیا خود این فرهنگ مقاومت شیعه در طول تاریخ نبوده است که سهم عمده ای در تحقق شرایط انقلابی داشته است؟

واژه فرهنگ سیاسی، که در ابتدا هردر آن را ابداع کرد،جنبه‏های خاصی از فرهنگ عمومی جامعه را، که به زندگی سیاسی نظر دارد، بیان می‏کند و به مسائلی مانند چگونه حکومت کردن معطوف است. در تعریف بال «فرهنگ سیاسی، ترکیبی از امتیازها، اعتقادات، شور و احساس و ارزشهای جامعه است که با نظام سیاسی و مسائل سیاسی ارتباط دارد.» نزد پای و وربا «فرهنگ سیاسی از نظام اعتقادی تجربی، نمادهای معنادار و ارزشهایی که نمایانگر کیفیت انجام فعالیتهای  سیاسی‏اند، تشکیل می‏یابد». (کشاورز, 1375, ص. 173)

آلموند فرهنگ سیاسی را ” الگوی نگرشها و سمت گیری های فردی نسبت به سیاست در میان اعضای یک نظام” تعریف می کند. از دیدگاه آلموند هر نظام سیاسی متضمن یک الگوی خاص از جهت گیری به سوی کنش های سیاسی است. (شریف, 1381, ص. 8) جهتگیری به معنی داشتن استعداد و آمادگی، (Predisposition) برای اقدام سیاسی است که عواملی نظیر سنت، خاطرات تاریخی، انگیزه‏ها، هنجارها، احساسات، عواطف و نمادها این اقدامات را تعیین می‏کنند. (کشاورز, 1375, ص. 173) از نظر آلموند هر فرهنگ سیاسی توزیع خاصی از ایستارها، ارزش ها، احساسات، اطلاعات و مهارت‌های سیاسی است. (ابوطالبی, 1384, ص. 11)

لوسین پای در باره فرهنگ سیاسی می گوید که سنت های یک جامعه ، روح نهادهای عمومی آن ، هیجانات و عقل جمعی شهروندی و همچنین سبک و رمزهای عمل رهبران آن نتایج تصادفی تجربه تاریخی نیستند ، بلکه به عنوان جزیی از یک کل معنا دار ، با هم ترکیب و تناسب یافته و یک مجموعه به هم پیوسته و معقول از روابط را به وجود می آورند. در واقع فرهنگ سیاسی برای فرد ، خطوط راهنمای کنترل بر رفتار سیاسی موثر و برای اجتماع ، ساخت نظام یافته ای از ارزشها و ملاحظات معقول را فراهم می آورد. (شریف, 1381, ص. 8)

 در تعریف دیگری در مورد فرهنگ سیاسی گفته اند: «جنبه‌های خاصی از فرهنگ عمومی جامعه که به زندگی سیاسی نظر دارد و به مسائلی چون چگونه حکومت کردن و چگونگی حکومت می پردازد، فرهنگ سیاسی می نامند. (عالم, سال نهم, ص. 151)به نقل از (ابوطالبی, 1384, ص. 11)

سیدنی وربا در تعریف فرهنگ سیاسی می گوید: «فرهنگ سیاسی عبارت است از نظام باورهای تجربه پذیر، نهادها و ارزش هایی که پایه و مبنای کنش سیاسی است. (ابوطالبی, 1384, ص. 11)

آلموند و وربا فرهنگ سیاسی را براِیندی از نگرش ها و جهت گیری های همه اعضای آن جامعه می داند که می توان این نگرشهای فردی را  در سه مقوله دسته بندی کرد:1- شناختی 2- احساسی 3- ارزشی (شریف, 1381, ص. 11)

در نظریه فوران به علت ساختارهای اجتماعی سنتی و نیز شرایط نظام جهانی ، توسعه وابسته مشکلات اقتصادی و اجتماعی حادی را ایجاد می کند. بدلیل متمرکز بودن قدرت در دست حاکم ، اقشار خواهان مشارکت در امر سیاسی برای حل مشکلات خود هستند که با مقاومت و سرکوب دولت  انحصاری و شخصی مواجه می شوند. در چنین وضعی هرگاه شرایط معینی دست دهد ، اتحادی گسترده از طبقات مختلف علیه دولت شکل می گیرد تا جایی که ممکن است طبقه متوسط و حتی طبقه بالا با مردم همنوا شوند ولی برای این همنوایی نیاز به یک فرهنگ سیاسی مقاومت دارند که می تواند از منابع و ایدئولوژی های مختلف تامین گردد. در این زمان شورش های انقلابی می توانند شکل بگیرند و سبب تضعیف دولت و تقویت نیروهای انقلابی شوند. دو عامل آخر در این وضعیت تعیین کننده است: یکی بروز بحران اقتصادی در اثر شرایط داخلی و خارجی است که سبب تشدید نارضایتی ها می شود. دومین عامل هم نظام جهانی باز است که راه را برای نظارت و نفوذ قدرتهای خارجی و حمایت از جنبش انقلابی فراهم می کند. (پناهی, 1389 ص. 178-181)

با توجه به طرح مساله ای که در بالا صورت گرفت یکی از فرضیاتی که از نظریه فوران استخراج می شود این است:

شرایط ساختاری( دولت سرکوبگر ، انحصاری و شخصی) باعث ایجاد فرهنگ سیاسی مقاومت می گردد.

آنچه واضح و مبرهن است این است که در این فرضیه فرهنگ مقاومت در واکنش به شرایط ساختاری ایجاد می شود و شاید از همین جهت باشد که نویسندگان وی را در چهارچوب نظریه های تضاد گرای ساختاری دسته بندی کرده اند. زیرا هم تضادگراها که بیشتر بر تنازع منافع مادی و اقتصادی در بین طبقات اجتماعی تاکید می کنند و هم ساختار گراها (بر خلاف نگاههای پدیدارشناسانه به امر اجتماعی) فرهنگ را امری دست دوم و روبنایی نسبت به منافع طبقاتی و ساختارهای اجتماعی ، اقتصادی می بینند.

در نتیجه  بر اساس این فرضیه و در یک نگاه تطبیقی با انقلاب اسلامی “فرهنگ سیاسی مقاومت در انقلاب اسلامی نه امری اصیل که یک ابزار سیاسی و یک واکنش  برای اتحاد موقت مردم جهت سرنگونی شاه بوده است.”

 فورن معتقد است که واقعیت های سیاسی و اقتصادی چندی سبب شد که واکنش های مخالف طی دهه های 1960 و 1970 در قالب مجموعه های متنوعی افزایش یابد. امام خمینی در تبعیدگاه خود در عراق ، به انتقاد شدید از اقتدار پادشاهی پرداخت و بیش از پیش مشکلات اجتماعی کشور را به سلطه منافع آمریکا و پادشاه دیکتاتور و سرکوبگر نسبت داد. علی شریعتی ، متفکر غیر روحانی این تفسیر مبارزه جویانه از اسلام را رادیکال تر ساخت. فورن موضوع فرهنگ را در ارتباط با توسعه وابسته می بیند  به طوری که به باور وی اگر توسعه وابسته نباشد فرهنگ مقاومت شکل نمی گیرد. (صادقی, 1378 ص. 350-356)

با توجه به نگرش فورن ، رهبری انقلاب اسلامی بوسیله امام خمینی به شکل یک نقش سیاسی توجیه می شود و نه یک قالب سیاسی و دینی. از این رو به نظر وی ، رستاخیز اسلامی معلول انقلاب است و نه علت آن و در کار فورن انقلاب اسلامی به انقلاب 57 تبدیل می گردد. حال آنکه اگر نیک بنگریم انقلاب اسلامی ادامه منطقی نهضت های شیعی از سربداران گرفته تا نهضت 15 خرداد است که در اندیشه اکثریت مردم شیعه مذهب ایران در پی تحقق عینی حاکمیت نایب امام زمان بوده است. همانطور که خود فورن هم (در کتاب مقاومت های شکننده) اشاره می کند شاهان ایرانی در دوره های گوناگون برای کسب مشروعیت نزد مردم ، علاوه بر استفاده از مشروعیت جبری ، به نمایندگی از نواب امام زمان  نیز استناد می کرده اند. بیان شاه طهماسب به محقق کرکی ، مقدس اردبیلی  به شاه عباس و فتحعلی شاه به شیخ جعفر نجفی در تاریخ مضبوط است. (زاهدزاهدانی, 1378 ص. 340) همچنین اصالتا تاریخ شیعه با مقاومت و شورش علیه حکام جور گره خورده است زیرا که بر خلاف اهل سنت که حاکم برآمده از نصب خلیفه قبلی و یا هیات حل و عقد است در نگاه شیعی حکومت تنها حق امام عادل است و تا بر قراری این حکومت هیچ حکومتی مشروعیت ندارد و از این نگاه برخی چون مرحوم شریعتی شیعه را یک حزب انقلابی تمام عیار می داند! از این جهت فرهنگ سیاسی مقاومت نه پیامد انقلاب که خود علت موجده انقلاب به حساب می آید.

ورای پیشینه و انگاره های تاریخی ، جرقه های اولیه انقلاب اسلامی سال 57 در قیام 15 خرداد و مبارزاتی زده شد که امام خمینی بعد از آن به عنوان یک رهبر سیاسی – دینی ،  کار خود را آغاز می کند و عده ای با انگیزه های عمدتا دینی ، با اخلاص از ایشان پیروی می کنند . این هسته اولیه در کنار دیگر عوامل باعث بسیج همه اقشار ملت و مشارکت انان در تظاهرات خیابانی در سالهای 56 و 57 گردید.

البته  در کار فورن این تقلیل نقش روحانیت اصیل شیعه و فرهنگ دینی شیعی تنها محدود به انقلاب اسلامی نمی شود. برای مثال وی در بیان پدیده نهضت بابیه، فورن آن را پیامد بی عدالتی اقتصادی و در مقابل دولت و روحانیت متعصب ارزیابی می کند. در حالی که شورش های بابیه مبتنی بر اعتقاد امام زمان و این توهم که ایشان ظهور کرده است با توجه دخالت دولت خارجی (انگلیس) و همکاری دولت صورت گرفته است. در تحلیل نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز فورن، نقش آیت الله کاشانی را در بسیج مردم و نقش فدائیان اسلام در ایجاد فضای رعب و وحشت در دل سپردگان و مجریان سیاست های خارجی ، نادیده گرفته است. (زاهدزاهدانی, 1378 ص. 341)

اعتبار دینی سیاسی ایت الله کاشانی در بسیج توده مردم درباره پشتیبانی از اصل ملی شدن نفت و سرنگونی قوام ونیز تسلیم شاه به خواسته های دکتر مصدق نقش اساسی داشت. درباره فدائیان اسلام به عنوان گروهی که طبق عرف آن روز ، دارای اقدامات تروریستی بود تنها جایگاه دینی باعث می شد که مردم و جامعه آن ها را تحمل کنند و آنان بتوانند قدرت عمل در صحنه سیاسی پیدا کنند. اگر جایگاه و منزلت دینی به عنوان یک پدیده اجتماعی وجود نمی داشت ، نه آیت الله کاشانی می توانست چنان نقشی داشته باشد و نه فدائیان اسلام دارای اعتبار اجتماعی می گشت. از این جهت اولا فرهنگ مقاومت سیاسی در ایران شیعی نه یک پدیده ما بعد انقلابی که به عنوان یک فرهنگ ساری و جاری در  زمینه ها و پیشینه تاریخی و تمدنی این انقلاب دیده می شود..

نقش نهاد مذهب در تحولات اجتماعی ایران امری اصیل است. اگر بخواهیم نگاهی تاریخی به این قضیه داشته باشیم در زمان صفویه مکتب شیعه عامل مشروعیت بخش به نظام سیاسی آن زمان گردید و این عامل با افت و خیز در تاریخ باقی ماند تا زمان انقلاب اسلامی که به شکل اصل ولایت فقیه درآمد. در چند دوره گذشته تنها در زمان نادرشاه بود که برای اقتدار سیاسی از عامل مشروعیت دینی استفاده نشد و دوام هم نیاورد. حتی در دوران پهلوی که تلاش اساسی برای سکولاریزاسیون نظام اجتماعی بود ، به جز تکیه بر نیروی نظامی ، به صورت ظاهری و صوری با توسل به ائمه اطهار و ادعای نظر کردگی برای خود، آنان مشروعیت اقتدار در میان توده های مردم دست و پا می کردند.

این مطلب که خود فورن هم با توجه به شواهد تاریخی به آن اشاره می کند موجب تاسیس نهادی در ایران شده است که ورای روحانیت و رفتارهای فردی یا حتی گروهی آنان در نزد مردم ، اعتبار و اثر دارد. نهادی که از اعتقاد به امامت و امام زمان در جنبه نظری آغاز می شود و با پیروی از مرجع تقلید و سازمان مرجعیت و در دوران جدید ، تبعیت از ولایت فقیه در بعد عملی ادامه می یابد( (زاهدزاهدانی, 1378 ص. 339)

رفتارهای فردی روحانیون که عناصر انسانی این نهاد هستند چندان مهم نیستند. نهاد امامت در قلب و رفتار ملت ایران جایگاه مخصوص و به خود دارد و تعیین کننده اعتقادی و رفتاری بخش عظیمی از ملت ایران است که خود را شیعیان معتقد می داند. فورن بدون توجه به جایگاه این نهاد و با عدم درک مطابق با واقع مذهب شیعه ، ملاک ارزیابی خود از نقش روحانیت در تاریخ ایران را آرا و رفتارهای فردی آنان گرفته و با در نظر گرفتن این افراد به عنوان یک قشر و یا گروه اجتماعی،درباره نقش اجتماعی آنان داوری کرده است. (زاهدزاهدانی, 1378 ص. 339-340)

بنا براین در کار فورن امام خمینی تنها به عنوان یک شخصیت ساده زیست کاریزما که  در این وهله  (ودر زمانه ای که ادبیات مارکسیستی و سوسیالیستی و چپ گرایانه جذابیتهای زیادی در دنیا دارد ) شعارهای جذاب وضد امپریالیستی می دهد و بر نقش مستضعفان تاکید می کند ، مورد توجه مردم قرار می گیرد و به بافت دینی فرهنگی  شیعی ایرانیان و سابقه تاریخی و تمدنی آنان در برابر حکام ظلم و جور توجه نمی شود. کثرت قیامهای شیعیان در طول تاریخ در برابر حکام جور و ظلم اموی و عباسی و… در قبل از مواجهه ایران با تجدد و نیز قیامهایی چون تنباکو، ماجرای قتل گریبایدوف ، انقلاب مشروطه، قیام مسجد گوهر شاد ،نهضت ملی شدن صنعت نفت ، قیام پانزده خرداد و دهها قیام دیگر نیز نظر فورن را در اتخاذ فرهنگ سیاسی شیعه به عنوان یک فرهنگ مقاومت تاریخی جلب نمی کند.  از این جهت اخیر شکل گیری فرهنگ مقاومت نه در دوران ما بعد انقلابی و نه به شکل پیامدی که خود اصلا می تواند علت وقوع انقلاب باشد کما اینکه برخی از متفکرین بومی نیز علت موجده انقلاب را همین فرهنگ مقاومت سیاسی شیعه در طول تاریخ و در مقابل ایدئولوژی های مادی گرایانه می دانند که در این زمان در شکل حکومت استبدادی و وابسته به غرب قاجاریه و پهلوی رخ نموده بود.

منابع:

پناهی, محمدحسین. 1389. نظریه های انقلاب:وقوع ، فرایندها و پیامدها. تهران : سمت, 1389.

درآمدی بر فرهنگ سیاسی در ایران. کشاورز, عباس. 1375. 1375, نقد و نظر, ص. 172-192.

زاهدزاهدانی, سید سعید. 1378. نقدی بر تاریخ اجتماعی ایران به روایت فورن. [مؤلف كتاب] مجموعه مقالات با نظارت علمی موسی نجفی. غرب و انقلاب اسلامی جلد اول. قم : انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی, 1378.

شریف, محمدرضا. 1381. انقلاب آرام: در آمدی بر تحول فرهنگ سیاسی در ایران. تهران : روزنه, 1381.

صادقی, سعید. 1378. بررسی نظریه پردازی جان فورن درباره انقلاب اسلامی. [مؤلف كتاب] مجموعه مقالات با نظارت علمی موسی نجفی. غرب و انقلاب اسلامی جلد اول. قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی, 1378.

فهم فرهنگ سیاسی. عالم, عبدالرحمن. سال نهم. سال نهم, فصلنامه سیاست خارجی, ص. 151.

نقش فرهنگ سیاسی شیعه در انقلاب اسلامی ایران. ابوطالبی, مهدی. 1384. 1384, معرفت, ص. 10-23.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه