یادداشتی در واکنش به مصاحبه دکتر زائری و یادداشت دکتر حاجی حیدری

فروش علم، نابودی فرهنگ در دولت توسعه گرای اقتصادی!

نویسنده:

زمان انتشار: ۲۱:۳۱ ۱۳۹۳/۰۸/۲۵

به نظر می رسد اگر این سخن دکتر زائری را بپذیریم که “برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد.” و نیز اگر این کبری را از طرف بنده به آن اضافه کنیم که “دولت های توسعه گرا اغلب مرکز محور عمل می کنند” نتیجۀ آن، از میان رفتن بیشتر و بیشتر فرهنگ های حاشیه ای کشور است.

رضا قائمی نیک دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران و از فعالان دانشجویی در زمینه علوم اجتماعی و علاقمند به حوزه هایی چون فلسفه علوم اجتماعی، الهیات اجتماعی و نظریه اجتماعی متفکران مسلمان است که پیش از این یادداشت ها، مقالات و ترجمه هایی از وی در این حوزه ها منتشر شده است. قائمی نیک ذیل گزارش مصاحبه منتشر شده دکتر زائری در این پایگاه با عنوان ” دولت به دنبال بازی با کارت وزارت علوم است/دولت های توسعه گرای اقتصادی دانشگاه را بیشتر مزاحم می بینند تا پایگاه سیاسی”  کامنت مفصلی نگاشته است که در آن به یادداشت دکتر حاجی حیدری با عنوان : “باید «دانشگاه» را از «مرگ حتمی» نجات دهیم” نیز اشاره کرده است. مرور این یادداشت کوتاه خالی از لطف نیست:

به نظر می رسد اگر این سخن دکتر زائری را بپذیریم که “برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد.” و نیز اگر این کبری را از طرف بنده به آن اضافه کنیم که “دولت های توسعه گرا اغلب مرکز محور عمل می کنند” نتیجۀ آن، از میان رفتن بیشتر و بیشتر فرهنگ های حاشیه ای کشور است. در نتیجه در عمل این روند منجر به تخریب فرهنگ های حاشیه ای با ابزارهای اقتصادی و سرمایه ای می شود. در این فرایند فرهنگ ها و به تبع آن دانش های حاشیه ای به این دلیل که نمی توانند در روند های جهانی اقتصاد سرمایه داری نقشی ایفا کنند به مرور حذف می شوند. برای فهم این مسئله نیازی نیست که خیلی انتزاعی فکر کنیم. نمونۀ عینی این مسئله خود را در جایی نشان می دهد که نوشتن مقاله علمی-پژوهشی اولاً با هزینۀ شخصی صورت می گیرد (فی المثل برای هر مقاله علمی-پژوهشی 300 تا 400 هزار تومان) و ثانیاً جمع کردنِ رزومه علمی (گاهی به هر قیمت) و گرفتن مدارک تحصیلی، به عنوان نوعی سرمایه گذاری بلند مدت تلقی می شود که پس از عضویت در هیئت علمی یا اخذ مناصب بالاتر در سازمان های اجرایی جبران می شود.
در این میان همه ایده های خلاقانه، حاشیه ای، برخاسته از متن جامعه و نظایر آنها اسیر قیمت گذاری و سلیقۀ مرکز محور می شود.
این روند در مقاله های علمی علوم انسانی منجر به روندی می شود که متاسفانه اکنون در میان بسیاری از دانشجویان رایج است و آن DATA GENERATE است. بسیاری از مقاله های علمی-پژوهشی با تکیه بر تولید داده های سلیقه ای و کاملاً فردی نوشته می شوند. در این شیوه نویسنده مقاله حتی زحمت جمع آوری داده از اینترنت را هم به خود نمی دهد و کاملاً به صورت فردی داده هایی را جعل می کند. همانطور که دکتر حاجی حیدری هم فرموده اند نتیجه عینی دیگر این روند، فروش پایان نامه و مقالات در بازار است. متاسفانه این روند حتی به برخی حوزه های علمیه هم کشیده شده است. دکتر حاجی حیدری در انتهای یادداشت “باید دانشگاه را از مرگ حتمی نجات دهیم” به درستی اشاره کرده اند که این روند در رشته های فنی و پزشکی هم وجود دارد.
اما حتی با فرض نادیده انگاشتن پایان نامه نویسی و روندهایی نظیر DATA GENERATE، رویکردی که دولت توسعه گرا و مرکز محور در قبال دانشگاه در پیش می گیرد، به نظر می رسد پیامد نامساعد دیگری هم داشته باشد. اگر مجددا به این جمله دقت کنیم که “برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد” می توان با اندکی تحقیق دریافت که اغلب مقالات علمی-پژوهشی در رشته های فنی و پزشکی، معطوف به حل یک مسئله در دانشگاه های کشورهای اروپایی و امریکایی است. این روندی رایج در اغلب رشته های فنی و پزشکی کشور است که فاصلۀ دانش آنها با دانش کشورهای اروپایی کمتر از علوم انسانی است. روند سادۀ آن اینطور است: مسئله ای از سوی دانشمندان یک رشته فنی یا پزشکی، مثلاً مکانیک یا برق و مانند آنها در یکی از رشته ها و دانشگاه های اروپا یا امریکا و بعضا ژاپن و چین و شاید روسیه مطرح می شود. دانشجو یا استاد ایرانی به خاطر افزایش درجه علمی یا حتی در صورت خوش بینانه برای پیشرفت علم، آن مسئله خاص که گاهی مربوط به مسائل خاص جوامع اروپایی یا امریکایی است را حل می کند و مقاله را به زبان انگلیسی منتشر می کند (می دانیم که در رشته های فنی، بالاخص در دانشگاه های سطح بالای کشور اساسا مقاله به زبان فارسی، چندان خریداری ندارد). این در حالی است که اساساً تعین عینی آن مسئله در جامعه ما و در کشور ایران وجود ندارد. این دانشجو با انتشار این مقاله تبدیل به استاد می شود و طبیعتاً همان مسئله را به تبدیل به یک مسئله برای علم یا کشورش می کند و اگر به حوزه سیاست گذاری کشور هم راه بیابد، آن مسئله علمی را با تعینات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اش وارد کشور می کند.
متاسفانه اگر بپذیریم که دولت های توسعه گرای اقتصادی، مرکز محور هستند که به نظر اینجانب هستند، وزارت علوم دولت توسعه گرا هیچ کاری جز تخریب فرهنگ های حاشیه ای از طریق علم انجام نمی دهد. مهمترین تفاوت این دولت با دولت های توسعه گرای قبلی این است که این دولت، توسعه مدل غربی که به قول دکتر زائری هماهنگ با روندهای سرمایه داری جهانی است را در قالب علم و فرهنگ انجام می دهد. به نظر می رسد تقابلی که در وزارت علوم مطرح شده است، پاسخ جامعه و فرهنگ های غیر مرکزگرا و ناهماهنگ با روندهای جهانی اقتصاد سرمایه داری به این روند باشد. و نیز به نظر می رسد این دولت بر موجی سوار شده است که در دولت پیش نسبت به علم و تولید علم ایجاد شده بود. روند تولید علم بومی که در دولت قبل ایجاد شده بود، اکنون گرفتار رقابت های سیاسی و مرکزمحورانه شده است.

مسئله اینجاست که خرید و فروش علم با پول و ثروت، هرچند مشکلات عینی جامعه را تا حدی حل خواهد کرد، اما در دراز مدت نتیجه ای جز اضمحلال خلاقیت های فکری نخواهد داشت. با توجه به سرعت تحولات در اثر پیشرفت تکنولوژی، این فاصلۀ درازمدت چندان زیاد هم نیست و به سرعت نتیجه منفیِ آن متوجه برنامه های کلی کشور و نظام در بخش های مختلف، مخصوصا در دانشگاه که در راس همه آنها، تربیت نیروهای متدین، اخلاق مدار، دانشمند و به قول دکتر حاجی حیدری، تربیت تیپ «پزشک قاطع و برنامه دار و حکیم و بصیر» خواهد شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه