در برنامه تلویزیونی "حذف و اضافه" مطرح شد:

فیاض:در دانش تقلیدی خلاقیت معنایی ندارد/ایزدخواه: امتحانات معلول ساختار بيمار آموزش عالي ماست

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۴:۱۹ ۱۳۹۳/۰۴/۴

در بعضي دانشگاه هاي ما مسئله فراتر از جزوه است و حتي سوال اساتيد نيز تكراري است و دانشجوها سر اينكه استاد اين ترم كدام دسته از سري سوال هاي ثابتش را قرار است ارائه دهد، با يكديگر شرط بندي مي كنند.

‫پنجمین قسمت  برنامه تلویزیونی «حذف و اضافه» با محوریت بررسی نظام ارزشیابی در دانشگاه ها، با حضور دکتر ابراهیم فیاض، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و روح الله ایزدخواه، دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوزی از شبکه سوم سیما پخش شد

به گزارش «پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی» ،  ‫پنجمین قسمت  برنامه تلویزیونی «حذف و اضافه» با محوریت بررسی نظام ارزشیابی در دانشگاه ها، با حضور آقایان فیاض، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و ایزدخواه، دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوزی از شبکه سوم سیما پخش شد.

در این قسمت، ایرادات و معضلات نظام ارزشیابی امتحانات در سیستم دانشگاهی کشور از قبیل پدیده تقلب، جزوه های کم حجم و کپی شده ، سوالات و منابع کم اهمیت وتکراری و … مورد بررسی تخصصی قرار گرفت.

مباحثه با اولین سوال مجری برنامه در رابطه با جزوه های کم حجم شروع شد:

در دانشگاه جزوه هاي كم حجم خيلي رواج دارد، آیا محتواي علمي كه در اين جزوه ها ارائه مي شود ، نياز علمي كشور را تامين مي كند يا خير؟

فياض، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز با اشاره به مشکلات دیگر ساختار آموزش عالی کشور بیان کرد: به اين مسئله از دو بعد مي توان پرداخت، دانشجو را متهم كنيم يا ساختار را كه بنده معتقدم ساختار دانشي دانشگاه  متهم است.

در بعضي دانشگاه هاي ما مسئله فراتر از جزوه است و حتي سوال اساتيد نيز تكراري است و دانشجوها سر اينكه استاد اين ترم كدام دسته از سري سوال هاي ثابتش را قرار است ارائه دهد، با يكديگر شرط بندي مي كنند.

وی ادامه داد: اگر به من باشد، معتقدم كه اصلا بايد امتحان حذف بشود و دانشجو به جاي امتحان تحقيق و پژوهش ارائه دهد.

دانشجو، دانش آموز نيست كه درس ياد بگيرد بلکه بايد به دنبال دانش باشد، اما دانشگاه ترجيح مي دهد كه من استاد به جاي آنكه از دانشجو پژوهش بخواهم، خيلي ساده امتحان برگزار كنم و مسئله را حل و فصل كنم، چرا که دریافت پژوهش دردسر زیادی دارد.

دانشجو، دانش آموز نيست كه درس ياد بگيرد بلکه بايد به دنبال دانش باشد، اما دانشگاه ترجيح مي دهد كه من استاد به جاي آنكه از دانشجو پژوهش بخواهم، خيلي ساده امتحان برگزار كنم و مسئله را حل و فصل كنم، چرا که دریافت پژوهش دردسر زیادی دارد.

فیاض همچنین اظهار کرد: سيستم آموزشي ما يك تقليد ناقص از غرب است و براي خلاقيت دانشجو جايگاهي قائل نيست و نهايت ارزشيابي تحصيلات دانشجو را در طراحي سوال و برگزاري امتحان مي بيند.

در اين سيستم آموزشي قرار نيست كسي متفكر و خلاق شود، قرار است ما يك سري منابع تقليدي بياوريم و بدهيم دانشجو همان منابع ترجمه شده فاجعه آميز را مطالعه و حفظ كند.

مثل فوتبالمان كه كاملا تقليدي است؛ در تمام دنيا كشورهاي مطرح مدل فوتبال خودشان را دارند و به مدارج بالا دست پيدا مي كنند اما در كشور ما هيچ خلاقيتي وجود ندارد.

مخاطب سوال دوم، ایزدخواه بود و مجری از وی پرسید: به نظر شما نظام مطلوب ارزشيابي در آموزش عالي چيست؟

ايزدخواه، دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوزی نیز پاسخ داد: بحث امتحانات معلول ساختار بيمار آموزش عالي ماست. مثلا يك جرياني را براي من تعريف كردند كه استاد دانشگاه از روي جزوه به دانشجوها تدريس مي كرده و يك بار كه جزوه ها بر حسب اتفاق سر كلاس بهم مي ريزد استاد كلاس را تعطيل مي‌كند!

يا مثلا جزوه استاد در چاپ سال 1362 با چاپ سال 1387 هيچ تفاوتي با هم نداشته است؛ خب اين ها ضعف ساختار آموزشي ما است و به نظر من عامل اول و اصلي ضعف در اين زمينه استاد است.

وی ادامه داد: البته اساتيدي هم داشته ايم كه خلاقيت دانشجو را تحريك مي كنند و به آن حتي در ارزشيابي اهميت بسیار زیادی مي دهند.

اساتيدي داريم كه كتاب هاي فوق العاده اي نوشته اند و آنقدر اين استاد پر مغز تدريس مي كند كه دانشجو تا يك ساعت پس از كلاس هم پاي مباحثه استاد مي نشيند.

اساتيد ديگري نيز هستند كه حتي جزوه هم ندارند و آنقدر شيوا تدريس مي كنند كه دانشجو ولع مطالعه متون مرتبط با مبحث را نيز پيدا مي كتد.

ایزدخواه خاطرنشان کرد: اگر استاد انگيزه و تعهد نداشته باشد و متفكر نباشد، اين اتفاق نمي افتد كسي كه خودش متفكر نيست نمي تواند متفكر تربيت كند.

مجری برنامه نیز با اشاره به اینکه تا به حال هميشه علت اصلي اخراج اساتيد يا سياسي بوده يا اخلاقي، سوال کرد: آيا تا كنون براي ضعف علمي هم اخراج داشته ايم؟ آيا ارزشيابي جدي براي اساتيد در دانشگاه داريم؟

ایزدخواه نیز اینطور جواب داد که: باید برخی تابوها را در دانشگاه بشکنیم، نمی شود که یک سری از هنجارها هنوز حاکم باشد و توقع داشته باشیم دانشگاه متحول شود.

وی افزود: به نظر من اولین حرکت این است که باید حاشیه امن اساتید در دانشگاه ها از بین برود؛ حتی  یک پزشک هم اگر دو بار شاکی داشته باشد مجوز وی را لغو می کنند، اما در دانشگاه هیچ مجرایی برای شکایت از استاد نداریم.

باید حاشیه امن اساتید در دانشگاه ها از بین برود؛ حتی  یک پزشک هم اگر دو بار شاکی داشته باشد مجوز وی را لغو می کنند، اما در دانشگاه هیچ مجرایی برای شکایت از استاد نداریم.

ایزدخواه همچنین با اشاره ای به معضل اساتید کم کار گفت: دانشجو به عینه می بیند که استاد به او املا می گوید به جای تدریس علمی، اما هیچ کاری از دستش بر نمی آید.

این دانشجوی مقطع دکتری همچنین ادامه داد: به نظر من اولین گام در تحول آموزش عالی این است که این تابوها را زیر سوال برد و اجازه بدهیم دانشجو این اختیار را داشته باشد که اگر استادی ضعیف است با او درس نگیرد؛ همان طور که در حوزه علمیه هم رواج دارد.

در ادامه مجری برنامه با بیان اینکه دانشجوها خلاقیت و استعداد زیادی دارند، از فیاض سوال کرد: این نظام ارزشیابی کمکی به رشد این خلاقیت ها می کند؟

فیاض با صراحت پاسخ داد: اگر دانش تقلیدی باشد، خلاقیت معنایی ندارد.

وی با اشاره به صحبت های ایزدخواه بیان کرد: استادهایی که آقای ایزدخواه گفتند، در اقلیت هستند و رشد و ارتقای جایگاه دانشگاهی ندارند، اکثر اساتیدی که اهل دانش هستند در حد دانشیاری مانده اند.

استادی می شناسم که تمام مراحل استادی اش را با آی اس آی گذرانده است، یعنی یک جلد کتاب یا یک مقاله در ایران چاپ نکرده است.

مجری برنامه نیز گفت: آیا مقالات آی اس آی را خودشان واقعا انجام داده اند؟

فیاض نیز جواب داد: از واضحات است که به کمک دانشجوها این مقالات را انجام داده و  ثبت کرده اند گاهی هم که ممکن است تقلبی و خریداری شده باشد.

این استاد دانشگاه در ادامه صحبت هایش بیان کرد: جالب است که همین دانشجوهایی که اینجا خلاقیت زیادی ندارند، وقتی خارج از کشور می روند خیلی سریع خلاق می شوند، چون نظام آموزشی آنجا تقلیدی نیست و متعلق به خودشان است.

دانشجوی ما ممکن است در آنجا برای ارائه یک پایان نامه دو دکتری بگیرد، به دلیل اینکه خیلی پر محتوا است؛ آنوقت در ایران خود من یک دانشجوی فوق لیسانس داشته ام که پایان نامه 1400 صفحه ای نوشته بود و اگر خارج از کشور ارائه می شد قطعا سه یا چهار دکتری به اون تعلق می گرفت، اما اینجا حتی چاپش هم نکردند.

وی افزود: در ایران بر عکس تمام دنیاست، دانشجو و استاد خلاق سیستم آموزشی را اذیت می کند، نمونه‌اش هم استاد مطهری و استاد شریعتی که هر دو استاد‌یار بودند و به آن ها اجازه ندادند در دانشگاه پیشرفت ارتقایی داشته باشند.

اين عضو هيئت علمي دانشگاه تهران با اشاره به ضعف ساختاري سيستم آموزش عالي بيان كرد: 1500 سال از بوعلی سینا گذشته، نظام آموزش عالی ما چند تا بو علی سینای دیگر تولید کرده است؟

همه چیز در ایران در آموزش عالی تقلیدی شده است؛ دانشگاه ما پیشرو نیست و اقتدار عمومی در جامعه ایجاد نمی کند.

وي با بيان اينكه نظام آموزشی ما ضد خلاقیت است افزود: سیستم آموزش عالی فقط به این فکر می کند که دانشجو، معتاد نشود، پرخاشگر نشود، سیاسی نشود اما اصلا به این فکر نیست که دانشجو را خلاق کند؛ به دانشجو به چشم یک تهدید نگاه می کنند نه یک فرصت.

فياض همچنين به مسئله يك دانش آموز نخبه ايراني اشاره كرد و گفت: پسر یکی از اساتید در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد و چون علاقه زیادی به ریاضی داشت، اجازه خواسته بود که به عنوان مستمع آزاد سر کلاس دانشگاه صنعتی شریف حاضر شود، اما به او این اجازه را ندادند؛ همین پسر را بردند آکسفورد، آنجا توانست یک معادله ای که 40 سال بود حل نشده بود را حل کند و به او مدرک دکتری آکسفورد دادند.

چرا سیستم ضد خلاقیت باعث می شود که ما نیروهای جوانمان را از دست بدهیم؟

سوال بعدي مجري برنامه از ايزدخواه اين بود كه: به نظر شما آيا مقالات چاپ شده در آی اس آی می‌تواند معیار خوبی برای سنجش توان علمی کشور باشد؟

ایزدخواه گفت: داشته های ما برای ایجاد تحول کم نیست، ما قدرت تحول را داریم نرخ اختراع در ایران خیلی بالاست اما اجازه تحرک داده نمی شود، ساختار و سیاست های اجرایی در سیستم معیوب است.

وب ادامه داد: یکی از دکتر های خارجی در یک همایش بین المللی به من می گفتدر ایران ساختارها آماده است و شما آماده تیک آف هستید.

آنجا فکر می کردند ما لیسانس نفت نداریم و تعجب می کردند که ما حتي دکتری نفت هم داریم؛ ما اینهمه فارغ التحصیل داریم در این رشته ها در حالی که عمان برای یک لیسانس نفت 4 نفر را از کل کشورش به اروپا بورسیه کرده است.

باید تابوهای جلودارنده از تحرک شکسته شود تا بتوانیم به مقاطع بالا دست پیدا کنیم.

سوال بعدي از فياض پرسيده شد: باید چه کرد که زمینه خلاقیت ایجاد شود؟

استاد دانشگاه تهران پاسخ داد: اگر دولت واقعا تصمیم بگیرد که دانشگاه را برگرداند به خود کشور و «ایران» محور علوم واقع شود، مشکل حل می شود.

مثلا در زمینه پزشکی گیاهی پاکستان خیلی از ما جلوتر است ولی در ایران بر خلاف قول هایی که داده شد، پزشکی شیمیایی اجازه نمی دهد فعالیت صورت بگیرد و تمام متخصصان ایرانی این صنعت که از پاکستان آمده بود فعالیت کنند مجددا باز گشتند به کشور پاکستان.

وي ادامه داد: در مردم شناسی هم که ما 30 سال است که مقطع فوق لیسناس را داریم، تازه یک سال است که دوره دکتری را شروع کرده ایم در حالی که در رشته جامعه شناسی که غربی است، در چند رشته گوناگون دکتری وجود دارد.

در مردم شناسی هم که ما 30 سال است که مقطع فوق لیسناس را داریم، تازه یک سال است که دوره دکتری را شروع کرده ایم در حالی که در رشته جامعه شناسی که غربی است، در چند رشته گوناگون دکتری وجود دارد.

مجري برنامه اين باربا سوالي در رابطه با تقلب سراغ ايزدخواه رفت و پرسيد: چه چیزی باعث می شود دانشجو درگير پدیده ای به نام تقلب بشود؟

وي در ادامه به ريشه يابي موضوع پرداخته و  بيان كرد : پدیده ای در سیستم نظام آموزشی ما رخ داده و آن این است که یک حرص و ولعی افراد را حتی پیش ار ورود به دانشگاه به فکر گرفتن مدرک می اندازد.

از مقطع راهنمایی دانش آموز درگیر کلاس کنکور برای ورود به دانشگاه و گرفتن مدرک است، این کنکور زدگی و مدرک زدگی یک بیماری است که در ایران رواج پیدا کرده، در حالی که در نظام های سلامت خارج از کشور به این نحو نیست.

دوستان من در فنلاند تحصیل می کردند، و می گفتند اینجا دانشجویانی می آیند و از دوره 5 ساله دکتری فقط2 سال آن را می خوانند و بعد انصراف می دهند، چرا که معتقدند 3 سال بعدی برای گرفتن مدرک است و ما مدرک نمی خواهیم.

نظام آموزشی ما نیاز به روان درمانی دارد، در شیوه دکتری 5 استاد با یک دانشجو در گیر هستند و از این 5 استاد، 4 نفر فقط در گیر روش تحقیق هستند و به محتوی نمی پردازند.

من نوعی وقتی سوال تحقیقم را ارائه می دهم از من می پرسند که سوالت را از کدام رفرنس آورده ای و اجازه نمی دهند سوال شخصی  مبنای تحقیقات باشد. این یک تابو و طاعون است اما می توان رفعش کرد.

مجري به عنوان سوال پاياني از فياض پرسيد: شنیده ام که در امتحان های شما امکان تقلب وجود ندارد، چه گونه است؟

اين استاد دانشگاه تهران نيز در پاسخ چگونگي شيوه تدريس و روند ارزشيابي درسش را به اين نحو شرح داد: من در امتحان سوال حفظی نمی دهم، یک سوال استنباطی می دهم که دانشجو اگر سر کلاس نبوده باشد، نمی تواند جواب بدهد.

وي افزود: هر ترم موضوع تدریسم با ترم گذشته متفاوت است و از مقطع دکتری مستمع آزاد دارم؛ همین ترم مردم شناسی اقتصاد داشتم و برخی از دانشجوها برگه سفید تحویل دادند، حال آنکه یک دانشجوی خلاق 4 صفحه مدل ترسیم کرده بود.

دانشجوها گاهی برگه امتحانی شان را زیراکس می گیرند، چون خلاقیت زیادی به خرج داده اند.

در انتها هر دو ميهمان برنامه به صورت مجزا مباحث خود را جمع بندي كردند.

ايزدخواه، دانشجوي دكتري مديريت تكنولوژي صحبت هاي خود را اينطور جمع بندي كرد كه: بعضي ممكن است اين نتيجه را از مبحث تقلب بگيرند كه دانشجوهاي ايراني تنبل هستند؛ بايد بگويم كه هرگز اينطور نيست.

وي افزود: منظور ما از ضعف در ساختار، ساختار بروكراتيك و اداري و دولتي نيست؛ ممكن است در قانون صحيح باشد اما در عمل درست اجرا نشود. بايد ساختار درونمايه سيستم را تغيير داد.

فياض، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران نيز صحبت هاي خود را بيان يك راهكار خاتمه داد و بيان كرد: من يك خواهش راهبردي و كاملا كاربردي دارم.

وي ادامه داد: همه ما اساتيد، اگر بتوانيم يك موضوع جديد را بدون در گير شدن با اجازه هاي سازماني و بروراتيك شروع بكنيم، حركت خوبي شروع مي شود.

متاسفانه ترمز براي ايجاد رفرنس جديد زياد است، خود من مدت هاست مي خواهم سر فصل جديد مردم شناسي جنسي را شروع بكنم اما دانشگاه اين اجازه را نمي دهد.

بايد هر استادي يك رفرنس جديد را شروع كند، و بداند كه مهم دانشجو است كه بپسندد؛ اگر اين سيستم حوزه علميه قديم را پيش بگيريم خلاقيت و به روزرساني علمي صورت مي گيرد.

ما بايد بتوانيم براي تمام رشته ها مقطع دكتري داشته باشيم تا فرار مغرها اتفاق نيافتد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه