مردم‌شناسی جشنواره عمار در گفتگو با دکتر ابراهیم فیاض

فیاض: جشنواره عمار، فرم‌شکن و گفتمان‌شکن است/ عمار «مردم» را به «مردم» نشان می‌دهد

نویسنده:

زمان انتشار: ۰۸:۲۵ ۱۳۹۳/۱۰/۱۵

روز اولي كه امام به بهشت زهرا آمدند، سینما را با تمدن همراه کردند. گفتند ما با سينما مخالف نيستيم، با تمدن مخالف نيستيم، با فحشا مخالفيم. يعني فحشا ضدّمردم است. اما سينما و تمدن برای مردم است. اگر سينما را مردمي كنيم، حتماً تمدن‌ساز خواهد بود. كاري كه «عمار» دارد مي‌كند، نگاهي براي آينده و ساختن تمدن ايراني‌اسلامي با همین پدیده سينماست.

درآمد: «جشنواره مردمی فیلم عمار» حالا پنج ساله شده و تعداد آثارش از بیست اثر در سال اول، به بیش از 4000 هزار اثر در سال پنجم رسیره که  از این تعداد، هفتصد اثر از کشورهای خارجی ارسال شده است.  به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی(ejtemaee.ir) سال گذشته، هم‌زمان با آغاز به کار بخش بین‌الملل جشنواره و دریافت آثار خارجی، رسانه‌های خارجی نیز به این جشنواره پرداختند، اما هنوز برخی از رسانه‌های داخلی ترجیح می‌دهند با «سکوت» از کنار آن بگذرند. گزارش بی.بی.سی که سال گذشته با هدف به‌چالش‌کشیدن این جشنواره منتشر شد، نشان از آغاز بازخوردهای بین‌المللی این جشنواره دارد. 
پایگاه «علوم اجتماعی اسلامی‌ ایرانی» در نظر دارد از موضع نظری به نقد و بررسی جشنواره و آثار شاخص آن بپردازد. آنچه از نظر می گذرانید گفتگوی نادر طالب زاده دبیر جشنواره عمار و دکتر ابراهیم فیاض مردم شناس و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است:(فیلم گفتگو)

افت جامعه در سینما دیده می‌شود

مجری: فضاي مجازي و توليدات سينمايي، عرصه نبردي است كه ابزارهاي اصلي آن نشانه‌هاي ديداري هستند. در كشور ما سينما از بدو ورود، محل توجه مردم بوده. ساخت فيلم‌هاي فراوان و برگزاري جشنواره‌هاي متعدد در اين زمينه، نشانگر اهميت سينما در جامعه ماست؛ هرچند كه همواره انتقاداتي هم به آن مي‌شود.

از سال 1389 جشنواره‌اي با نام «جشنواره مردمی فیلم عمار»، با هدف حمايت از توليدات سينماييِ دارای درون‌مايه ارزشي و انقلابي برپا شد. در این برنامه برای بررسي اهداف و آثار جشنواره عمار كه چهارمين دوره آن به‌تازگی برگزار شده، از دو مهمان گرامي، جناب آقاي نادر طالب‌زاده دبير محترم جشنواره عمار و جناب آقاي دكتر فياض عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، دعوت كرديم.

فیاض: وقتي سليمان اوغلو، فيلم‌هاي ايراني را مي‌ديد، بلند مي‌شد و مي‌گفت «چي بود!». من نقد مي‌كردم، اما او مي‌گفت نه، اين خودش زيبا بود. حالا اگر داورهاي خارجي وارد این ماجرا شوند، يقين دارم كه اين حالت بيشتر به آن‌ها دست مي‌دهد. چون اين‌ها اين‌قدر فرم را مي‌شكنند و سكانس‌هاي سينمايي خلاق دارند، که آدم تعجب می‌کند. بعضي از سكانس‌هاي فيلم‌هاي كوتاهي كه بچه‌ها توليد كرده‌اند، مي‌تواند مثل سكانس‌هاي برجسته فيلم‌هاي بلند سینماگران حرفه‌ای باشد.

آقاي طالب‌زاده، می‌خواهیم در طليعه گفت‌وگو، يك بحث كلي راجع به جشنواره‌ها داشته باشيم. با توجه به اينكه جشنواره‌هاي سینمایی زيادي در كشور برگزار مي‌شود، بفرمایید که اصولاً هدف از برگزاري جشنواره‌ها چیست و آن‌ها چقدر مي‌توانند در حوزه سينما تأثيرگذاري داشته باشند؟

طالب‌زاده: جشنواره‌ها ويترين آثار هنري سمعي‌بصري هر كشوری هستند که به‌مثابه يك حوزه فرهنگي از ابتدای پيدايش سينما در كشورهايي كه از اول صاحب اين صنعت بودند، پدید آمدند. در كشور ما قبل از انقلاب هم بود و بعد از انقلاب رونق خاصي پيدا كردند، چون بخش سينمايي با توجه به موضوع آن، از همان ابتدا خاص بود و درخشش داشت. بنابراين از همان سال سوم يا چهارم، جشنواره فجر را داشتيم و در همان دهه اول چهار پنج جشنواره مهم ديگر اضافه شد، مانند «جشنواره كودك اصفهان»، «جشنواره سينماحقيقت»، «جشنواره شهيد آويني» و «جشنواره رشد». اين‌ها ويترين فرهنگ و هنر بصري كشور و آيينه و نبض جامعه است. وقتي جامعه در هر عرصه‌اي افت مي‌كند، این افت در سينما و دیگر آثار بصری ديده مي‌شود. اين وضعیت در همه جشنواره‌ها هست كه شايد فجر مهم‌ترينِ آن‌ها باشد كه ويترين تمام سينماي ايران است. البته بقيه جشنواره‌ها هم به همان مقدار بااهميت بوده‌اند.

ویژگی «عمار» برجسته‌سازي كاراكترهاي درون فرهنگ ايراني با هويت ايراني و انقلابي است. همان‌طور که گفتم، بنيان‌گذار اين قصه هم شهيد آويني بود و این جشنواره دارد کار شهيد آويني را بسط سینمايي مي‌دهد.

وقتی «قهرمان‌های ناپیدا» پیدا می‌شوند

مجري: حالا سراغ جشنواره فيلم عمار برويم. آقاي دكتر فياض، اين جشنواره چقدر مي‌تواند در سينماي ايران نقش داشته باشد؟ با توجه به اينكه جشنواره جديدي است و درونمايه متفاوتی دارد، چقدر مي‌تواند در عرضه چهره جدیدی از سينماي ايران موفق باشد؟

فياض: جشنواره عمار به‌دنبال كاراكترهايي است كه غالباً در جشنواره‌هاي رسمي ديده نمي‌شود. كاراكتر قهرمان‌هايي كه در جامعه هستند.

مجري: با چه هدفي اين شخصيت‌ها را تعقيب مي‌كند؟

فياض: اين‌ها جامعه ما هستند. مثلاً الآن ياد يك خانم روستايي افتادم. اطرف شهرستان خود ما، احمدآباد پل آبگينه، يك خانمي بود كه چند سال پيش مرحوم شد. اینکه او سال‌هاي سال با ساختار آن روستا، چطور بهداشت را رعايت مي‌كرد، چطور كار مي‌كرد، چطور مديريت توليد مي‌كرد و چطور بچه‌هايي تربيت كرد كه در آن روستا بچه‌هاي موفقي هستند، من را به یاد کاراکترهاي زنی می‌اندازد که فردوسي ترسيم و برجسته مي‌كند، یعنی يك خانم قهرمان حماسي. اين كاراكترها در ايران بسیار زیادند، اما متأسفانه ممكن است در سينماهاي رسمي دیده نشوند. كار جشنواره عمار اين است كه اين كاراكترهايي را كه در ايران پراكنده هستند، نشان بدهد. مثل كاري كه شهيد آويني مي‌كرد؛ چه قبل از جنگ كه به سيستان و بلوچستان رفت و  چه بعد از جنگ كه مثلاً يك رزمنده روستايي را نشان می‌داد. اين تفاوت به این خاطر است كه هم خود «عمار» يك جشنواره مردمي است و هم كساني اين فيلم‌ها را مي‌سازند، خودشان در محيط هستند. این کارگردان‌ها، سوژه‌ها را مي‌بينند و با چشم سينمايي بُرش مي‌زنند. بعد دوربين را مي‌كارند و کار را شروع مي‌كنند. موقعي كه آدم اين قهرمان‌های ناپیدا، مانند رزمندگان، را می‌بیند که بي‌نام‌ونشان هستند اما قهرمانانه كار كردند، شوكه مي‌شود.

يادم هست سال 1364 توي جاده سوسنگرد ايستاده بودم که دیدم يك پسر كوچکی پشت يك لودر خيلي بزرگ نشسته و خاکریز درست می‌کند. وقتي او را ديدم، همين‌طور ماندم. يك كتابي را که داشتم مطالعه مي‌كردم، به او هديه كردم. من احساسم را نمي‌دانستم. يك بچه شانزده هفده ساله كوچك پشت آن لودر بزرگ، چطور خاكريز مي‌زد. ویژگی «عمار» برجسته‌سازي كاراكترهاي درون فرهنگ ايراني با هويت ايراني و انقلابي است. همان‌طور که گفتم، بنيان‌گذار اين قصه هم شهيد آويني بود و این جشنواره دارد کار شهيد آويني را بسط سینمايي مي‌دهد.

 جشنواره عمار بعد از سي سال به وجود مي‌آيد، به این دلیل که يك خلأ وجود داشت که پُر نشده بود. همه چيز در همه جشنواره‌ها بود، ولي بحث بر سر این بود كه چه كسي مي‌خواهد درباره انقلاب اسلامي به‌مثابه یک پدیده بین‌المللی صحبت كند.

نادر طالب زاده

محور اصلی جشنواره عمار، حمایت از انقلاب اسلامی است

مجري: آقاي طالب‌زاده، به‌لحاظ گفتماني، اين جشنواره چه رويكردي را اتخاذ كرده؟ اين جشنواره يك واژه «مردمی» را همراه خودش دارد كه نوعی چرایی را در ذهن ايجاد مي‌کند.

طالب‌زاده: بگذاريد با اين مطلب شروع كنم كه تمام آن جشنواره‌های دیگر در يك دهه به وجود آمدند اما جشنواره عمار به‌نوعی خودبه‌خود بعد از سی سال به وجود مي‌آيد. يعني طبيعت نظامي كه حركت بالنده‌اي دارد، ايدئولوژي دارد و افق دارد، داشتن يك سينماي قوي هم هست كه ايران از همان دهه اول پيدا كرد. سينماي بين‌المللي هم پيدا كرد. سينمای جشنواره‌اي هم بود، اما اين‌گونه نبود.

درواقع اين وظيفه سيستم است كه به بهترين نحو بتواند خودش را ارائه كند. جشنواره عمار بعد از سي سال به وجود مي‌آيد، به این دلیل که يك خلأ وجود داشت که پُر نشده بود. همه چيز در همه جشنواره‌ها بود، ولي بحث بر سر این بود كه چه كسي مي‌خواهد درباره انقلاب اسلامي به‌مثابه یک پدیده بین‌المللی صحبت كند. این يك موضوع ويژه ويژه است، مثل سينماي كودك، مثل سينماي جنگ، مثل مستندسازي؛ موضوعی که اهل فکر و اهل حقیقت به‌دنبال آن هستند که اصلاً خيلي‌هايشان مسلمان هم نيستند. لذا بعد از سي سال این جشنواره برپا شد که ريشه‌هاي آن در همان افكار شهيد آويني بود.

محور اصلي در «عمار» که هیچ تعارفی هم در آن ندارد، بحث حاميان انقلاب اسلامي است؛ يعني كساني كه حيات‌شان وابسته به بقاي اين انقلاب است و احساس مي‌كنند نقش و تکلیف دارند. اين هم يك نعمت خدايي است كه داده مي‌شود. این بچه‌ها به طرف موضوعاتي مي‌روند كه كسي جرئت مي‌كند برود؛ مثلاً «فرار مغزها»، «اقتصاد اسلامي»، «مبارزه با فقر»، «فتنه 88» و… اگر كسي مستند خوبي درباره فتنه 88 داشته باشد، شايد جشنواره‌هاي ديگر قبول نكنند و بگويند اين سيستم را به‌هم مي‌ريزد، اما در «عمار»، هم توجه مي‌شود، هم تشويق مي‌شود و هم اين كه اصلاً يك قسمتي براي رسيدگي به اين موضوع داريم. بچه‌ها هم انصافاً دارند كارهاي خوبي مي‌سازند و هر سال قوی‌تر می‌شوند. اعتماد به نفسي كه پيدا كرده‌اند، به‌رغم اینکه هیچ بودجه‌ای ندارند، خيلي چشم‌گير است. جشنواره عمار هم مانند جنگ، با نبودِ امكانات مالي كافي در صحنه است.

کارگردان‌های «عمار» مي‌خواهند فضای موجود را بشكنند

مجري: آقای فیاض شما هم درباره تفاوت این جشنواره با جشنواره‌های دیگر توضیح بدهید. با توجه به وجود جشنواره‌های دیگر که برخی از آن‌ها هم ارزشی هستند مثل جشنواره شهید آوینی، ضرورت ایجاد جشنواره عمار چه بود؟

فياض: اولاً اينكه جشنواره عمار بنيانگذار نداشته، يعني جمعي بوده، مثل يك NGO كه تشكيل مي‌شود. روز اول با حدود بیست اثر آغاز شده و الآن به بیش از دو هزار اثر رسیده. خب، اين بحث اتفاقاً هم هويت و هم ماهيت جشنواره عمار را نشان مي‌دهد كه هيچ چیزی جاي آن را پر نمي‌كند. جشنواره فجر بيشتر يك جشنواره رسمي و ويتريني است که سينماگران برجسته سعي مي‌كنند آثارشان را برسانند. البته آن هم به جاي خودش محفوظ است. من خودم در جشنواره فجر بوده‌ام و مي‌دانم چه سيستمي دارد. ولي در جشنواره عمار، فقط بحث خود جشنواره مطرح نيست. آثاري كه به اين جشنواره می‌رسد، عجيب و غريب است و وقتی ما در جایگاه داور، هركدام از آثار را مي‌بينيم، شوكه مي‌شویم. يعني اين افقي كه اين پسر یا دخترِ فیلم‌ساز ديده، نمي‌توانيم ببينيم. مثلاً من خودم در دانشگاه می‌بینم که وقتی به دانشجويان اهميت مي‌دهيم و بعد خلاقيت‌شان را مي‌بينيم، واقعاً شوكه مي‌شويم. بارها شده كه يك دانشجو جمله‌اي مي‌گويد و من شوكه مي‌شوم. من هيچ‌وقت با اين سن و سال نمی‌توانم مثل او باشم. چون او نسل بعدي است، نسل خلاق است. بحث من اين است كه غالب این کارگردان‌ها جوان هستند. يعني مشتري‌هاي «عمار»، آدم‌هاي مسن و حرفه‌اي نيستند كه بخواهند خيلي از پارامترها را مانند جشنواره فجر در نظر بگيرند. اين‌ها مي‌خواهند فضای موجود را بشكنند.

مجري: خودجوش شركت مي‌كنند يا الزاماتي وجود دارد كه فقط جوان‌ها باشند؟

 فیاض: در جشنواره عمار، فقط بحث خود جشنواره مطرح نيست. آثاري كه به اين جشنواره می‌رسد، عجيب و غريب است و وقتی ما در جایگاه داور، هركدام از آثار را مي‌بينيم، شوكه مي‌شویم. يعني اين افقي كه اين پسر یا دخترِ فیلم‌ساز ديده، نمي‌توانيم ببينيم.

فياض: بله خودجوش است. يعني عشق است. با يك شوري مي‌آيند. آقای طالب‌زاده به نظرم شما بايد يك مستند از پشت صحنه خود «عمار» بسازيد که ببينند چه خبر است و چه شوري هست. حالا سن من يك مقدار بالاست و واقعاً نمي‌توانم در این شور با اين‌ها هماوردي كنم. ببينيد، چند نکته هست. اين‌ها هم در بُعد فرم، فرم‌شكن هستند. يعني فرم‌هاي سينمايي را مي‌شكنند. خلاقيت است ديگر.  چون جوان و نوآور هستند، فرم‌ها را مي‌شكنند. موقعي كه آدم نگاه مي‌كند، شوكه می‌شود. من در جشنواره فجر، داور بين‌الملل بودم و مي‌ديدم که مثلاً سليمان اوغلوی تركيه‌ای، يك فيلم ايراني كه مي‌ديد، شوكه مي‌شد. من مي‌دانم اگر سليمان اوغلو براي داوري جشنواره عمار مي‌آمد، بيشتر تحريك مي‌شد. إن‌شاءالله سال بعد اگر شده مسئولان جشنواره از جيب هم بگذارند، بايد داورهاي بين‌المللي و سينماگران مشهور را هم بياورند. آن‌ها اصلاً شوكه مي‌شوند. وقتي سليمان اوغلو، فيلم‌هاي ايراني را مي‌ديد، بلند مي‌شد و مي‌گفت «چي بود!». من نقد مي‌كردم، اما او مي‌گفت نه، اين خودش زيبا بود. حالا اگر داورهاي خارجي وارد این ماجرا شوند، يقين دارم كه اين حالت بيشتر به آن‌ها دست مي‌دهد. چون اين‌ها اين‌قدر فرم را مي‌شكنند و سكانس‌هاي سينمايي خلاق دارند، که آدم تعجب می‌کند. بعضي از سكانس‌هاي فيلم‌هاي كوتاهي كه بچه‌ها توليد كرده‌اند، مي‌تواند مثل سكانس‌هاي برجسته فيلم‌هاي بلند سینماگران حرفه‌ای باشد.

دوم بحث محتواست كه ايشان گفت. الآن يك گفتمان جهاني داريم كه در سينماي ما هم خيلي انعكاس دارد. من خيلي وقت‌ها با اين داوران و فيلم‌سازان برجسته در جشنواره فجر بودم. تا فيلم را مي‌ديدند، مي‌گفتند اين كه كپيِ فلان فيلم آمريكايي است. اما اين مشکل در جشنواره عمار نيست. چون در ايران يك واقعيت‌هاي استثنايي وجود دارد، مثل همان خانم که گفتم و كاراكتر او هميشه در ذهنم هست. حالا باید دنبال اين كاراكترها گشت، مثل همين كاري كه شهيد آويني مي‌گفت. قبل از شهيد آويني، مرحوم جلال آل‌احمد مي‌گفت كه ما بايد واقعيت انحصاري ايران را در خود روستاها ببينيم. او می‌گفت 55 هزار روستا داريم و من توانستم 5500 روستا را ببينم. يعني يك‌دهم آن را دیده. ما الآن جرئت نداریم درباره روستاهاي ايران حرف بزنیم. چون روستاهاي ايران، مركز توليد فرهنگ بزرگ ايراني هستند. اين روستاهای خاموش، همان‌هايي هستند كه اين‌همه توليد در كشور ايجاد مي‌كنند، در جبهه و جنگ چقدر كار كردند، در شعر و ادبيات دستی داشتند و فرهنگ ايراني را در روستاهاي ما شكل دادند. شهرستان‌های ما هم این‌طورند. آدم وقتی به شهرستان‌ها می‌رود و مثلاً كوه‌ها را می‌بیند، «خيال» برانگیخته می‌شود. همه‌جا اين خيال‌ها هست. فقط كافي است كه اين خيال‌ها به دوربين عكاسي تبديل بشود و يك داستان و نريشن روي آن بيايد. افق جهاني را هم در نظر بگيريم و با یک افق جهاني توليد كنيم. من به این کار يقين دارم. مثل كورساوا كه شروع كرد به نشان دادنِ واقعيت‌هاي نديده‌اي كه مربوط به ژاپن قبل از جنگ جهاني اول است. بعد گفتند او دارد ژاپن را تحقير مي‌كند ولي بعد معلوم شد كه کار او اعزاز ژاپن بود. فرهنگ قديمي ژاپن را كه در ژاپنِ مدرن ناديده شد، نشان داد.

مجري: به نظر شما اين كه ما بياييم يك كاراكتري را از داخل يك روستايي بياوريم و در سطح ملي مطرح كنيم، كار سختي نمي‌شود؟ و این سختی به چه چیزی برمی‌گردد؟ به تكنيك‌هايي به كار گرفته مي‌شود؟ يا به آن غناي فرهنگي كه وجود دارد ولي خفته است؟

 فیاض: من خيلي وقت‌ها با اين داوران و فيلم‌سازان برجسته در جشنواره فجر بودم. تا فيلم را مي‌ديدند، مي‌گفتند اين كه كپيِ فلان فيلم آمريكايي است. اما اين مشکل در جشنواره عمار نيست. چون در ايران يك واقعيت‌هاي استثنايي وجود دارد

فياض: ببينيد، بر فرض كيارستمي اين كارها را كرد؛ کما اینکه سه‌گانه زلزله را ساخت و اتفاقاً در جهان هم برد. ممكن است كيارستمي حرفه‌اي باشد، اما من يقين دارم بچه‌هاي ما اين افق‌هاي سينما را بيشتر دارند و به همین خاطر این جشنواره روز به روز بُعد جهاني پيدا خواهد كرد. همين سينماگران برجسته خودمان، وقتی روی بحث فرهنگ بومي و روابط ميني‌مال كار مي‌كنند، ببينيد چقدر خارجي‌ها استقبال می‌کنند. من به يكي‌شان که نااميد بود، گفتم فيلمت را به خارج از كشور ببر و ببين چه مي‌شود. اين قدر نااميد شده بود که باورش نمي‌شد. موقعي كه فيلمش به اروپا و روسيه و ژاپن رفت، همان ژاپنی‌ها شوكه شدند. چقدر تشويق کردند. مي‌گفت من اصلاً باور نمي‌كردم.

حالا بايد بحث بعدي را مطرح كنيم كه جشنواره عمار بايد در بُعد جهاني چكار كند. متأسفانه ما هنوز اين كار را نكرده‌ايم. بايد روي سايت كار كنيم و اين سايت را برجسته كنيم. اگر بتوانيم فرم‌هاي تصويري را كه يك زبان جهاني است، با همين داخلي خودمان و با استاندارد جهاني ترسيم كنيم، من يقين دارم كه يكي از تأثيرگذارترين جشنواره‌ها در جهان خواهد شد. مثل كورساوا كه در جهان تأثير زیادی گذاشت و آدم هرچه فيلم‌هايش را نگاه مي‌كند، باز هم احساس خستگي نمي‌كند. همين بچه‌هايي كه الآن كوتاه‌ساز و عمارساز هستند، بعداً فيلم‌هاي بلند جهاني مي‌سازند. همين كه تا امروز از بيست اثر به 2200 اثر رسيده‌ایم، در داخل و خارج، نشان مي‌دهد كه در آينده چه وضعي خواهیم داشت.

حضور فیلم‌هایی که رسانه‌های آمریکایی نشان نمی‌دهند

مجري: آقاي طالب‌زاده، آثار ارسالی در بخش بین‌الملل، با چه ملاحظاتي در جشنواره گنجانده شده؟

طالب‌زاده: دراین‌باره نبايد فراموش كنيم که گفتمان انقلاب اسلامي، گفتمان مهيّجي است. از این جهت، دنیا از ما عقب است. الآن دارند تلاش مي‌كنند و يك موقعي مي‌رسند. روشنفكران آن‌ها كه جلوتر از زمان هستند، الآن با ما مرتبط شده‌اند. در همين بخش بین‌الملل، فراخوان داديم و گفته بودیم ما بيشتر از بيست سي فیلم را نمي‌رسيم زيرنويس كنيم. اما دیدیم هفتصد اثر آمد. يكي از این آثار در رابطه با سربازان آمريكايي است كه از جنگ ويتنام برگشته‌اند. یعنی درباره حادثه مي‌لاي است که سال 1968 در ويتنام اتفاق مي‌افتد. يك گردان آمريكايي يك روستا را قتل عام مي‌كنند. حالا همان آمريكايي‌هايي كه قتل عام كرده بودند، امروز جلوی دوربین دارند مي‌گويند كه چه اتفاقی افتاد. این از آن فیلم‌هايي است كه در رسانه‌هاي آمريكايي نشان نمي‌دهند و به اينجا آمده. يا آقاي جان پليگر، يك مستندساز معروف استراليايي كه چندين جايزه بزرگ گرفته، فيلم آخرش را به نام «اتوپيا» فرستاد که درباره بوميان استراليا و برخورد دولت انگليس با اين‌هاست. این فیلم افشاگری می‌کند و مثلاً می‌گوید دولت انگلیس، نه دویست سال پیش، بلکه همین پنجاه سال پيش، این بومیان را زنجير كرده و با آن‌ها مثل حيوان برخورد مي‌كرد. او نتوانست بیاید. اما تماس گرفت و گفت دلم مي‌خواست مي‌آمدم. گفت این فیلم هنوز توي سينماهاي استراليا نيامده ولي دوست دارم توی «عمار» بيايد. چون او با توجه به سابقه جشنواره و آثاری که از پارسال دیده، می‌داند که پيشتازان این‌ها هستند. پليگر، 73 سال سن دارد و يك الگوي قوي براي همه مستندسازان جهان است.

با این اوصاف، «عمار» اين ظرفيت را دارد که چنین افرادی را جمع کند. لذا از همين الآن يك افقي از كارهايي كه در پيش است، لمس مي‌كنيم؛ افقی که واقعي است و اين جشنواره دارد با ضرباهنگ زمان به‌سمت آن می‌رود. خدا مي‌داند كه سال بعد چه ايده‌هايي خواهد آمد و چه حركت‌هاي جديدي انجام خواهد شد. من مطمئن هستم در همين اجراي جشنواره عمار يك ايده‌هايي خواهد آمد كه جشنواره‌هاي ديگر به آن توجه خواهند كرد.

 فیاض: الآن چون جشنواره عمار مستقيم روي زندگي مردم تمرکز کرده، دارد بازتوليد جامعِ هنريِ زندگي ايراني را با تنوع مكاني و زماني انجام مي‌دهد. يعني الآن جشنواره عمار تبدیل به يك آيينه بزرگ ايراني براي ديدن جامعه ايراني شده؛ هم براي گذشته، هم براي حال و هم براي آينده. يعني حتي آينده را هم تصوير مي‌كند

 

«عمار»، فرم‌شکن و گفتمان‌شکن است

مجري: آقاي دكتر فياض، عمومی‌پنداشتن مخاطب در جشنواره‌ای که به آن می‌گوییم «مردمی»، چه تصویری را از هنر می‌سازد؟

فياض: يك نكته بسيار مهمي كه متأسفانه در ايران از آن غافليم، اين است كه هنر در ايران فانتزي است. همه به يك چيز تزئيني مي‌گوييم هنر. حال اينكه هنر بعد از دين، بزرگ‌ترين عامل معرفتي جامعه است. حالا به سينما هم مي‌رسيم. مثلاً الآن چون هنر ما ضعيف است، نمي‌توانيم ماشين طراحي كنيم. الآن توي پلت‌فرم ماشين مانده‌ايم و مجبوريم با خارجي‌ها قراداد ببنديم. چون هنوز زيبایی‌شناسي ماشين را نفهميده‌ايم. مثلاً مردم مي‌گويند، سپر فلان ماشين كه در ايران توليد مي‌شود، اگر چند سانت پايين‌تر مي‌آمد زيباتر بود. بعد خودشان دخالت مي‌كنند و يك چيزي زير سپر آن ماشين مي‌چسبانند.

طالب‌زاده: خود آمريكايي‌ها هميشه طراحان ايتاليايي مي‌آورند. خودشان حريف طراحي نمي‌شوند.

فياض: تمام شد و رفت. پلت‌فرم مهم است. يعني صورت خارجي تكنولوژي ـ‌تکنولوژی در همه‌چیز اعم از موشک، ماشین، ساختمان و…‌ـ‌ كه سبب پيشرفت يك جامعه است، هنر است و زيبايي‌شناسي اساس هنر است. الآن چون جشنواره عمار مستقيم روي زندگي مردم تمرکز کرده، دارد بازتوليد جامعِ هنريِ زندگي ايراني را با تنوع مكاني و زماني انجام مي‌دهد. يعني الآن جشنواره عمار تبدیل به يك آيينه بزرگ ايراني براي ديدن جامعه ايراني شده؛ هم براي گذشته، هم براي حال و هم براي آينده. يعني حتي آينده را هم تصوير مي‌كند.

روزي كه مستند «آخوند چيني» را نشان داد، او داشت مي‌گفت الآن آخوندي در آلمان هست که نه‌تنها بر هفت زبان مثل آلماني و فرانسه و انگليسي مسلط است، بلکه به هفت لهجه كردي هم حرف مي‌زند. همين چند روز پيش يكي از روزنامه‌هاي خودمان با او مصاحبه كرده بود. من شوكه شدم. آخوندي كه توي اروپاست، قيافه‌اش را نگاه بكني مثل يك آدم استخواني عادي است، ولي اين آدم در آلمان چه كارها كرده. تمام قسمت‌های آلمان و دانشگاه‌هايش را هم مي‌شناسد. آن آخوند چيني هم این‌طور است. بدون اینکه كسي به او پول داده باشد، خودش رفته و زبان چيني ياد گرفته و به چین رفته. در چین جاهايي هست كه غذا خوردن در آن‌ها براي ما سخت است. من خودم به آن قسمت‌ها رفته‌ام. واقعاً فقط مي‌شود بيسكويت و موز و این‌جور چیزها را خورد. نمي‌شود غذايش را خورد. حالا با این وضعیت، اين آخوند ما خودش رفته چيني ياد گرفته، ارتباط برقرار كرده و خودش دارد كار مي‌كند. نه كاري به رأيزن فرهنگي دارد، نه كاري به سفارت دارد، نه به كس دیگر. اين دارد آينده را نشان مي‌دهد كه آخوندهايي بلند مي‌شوند که مثل كشيشان سابق بروند در دنيا حرف بزنند و كار بكنند.

همان‌طور که گفتم، چون جشنواره عمار فرم‌شكن و گفتمان‌شكن است، هميشه نگاه رو به آينده دارد و با خلاقيت مي‌تواند آينده جامعه ما را ترسيم كند. الآن اين كار را كرده‌اند. نمونه‌اش بچه‌هايي هستند كه برای ساخت «میراث آلبرتا2» به خارج از كشور رفتند و درباره فرار مغزها بحث كردند و بعد آمدند فیلم را در دانشگاه صنعتي شريف نمايش دادند. خود اين باعث شد كه در دانشگاه شریف كه بزرگترين دانشگاه فنی است و بيشترين مهاجرفرست است و به‌عبارتی فقط یک پلّه پرتاب است، دانشجویان در يك آيينه‌اي ببينند که به خارج از کشور بروند یا نه. من یک شب در دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) بودم و دیدم بین بچه‌هايي كه در منطق و رياضي، مغز متفكر بودند، بحث شده كه ما برويم يا نرويم. يعني الآن در میان نخبگان شك به وجود آمده.

حالا شماره سه را هم دارند مي‌سازند و این دارد آينده ما را نشان مي‌دهد كه نخبگان ما در ايران چكار كنند. من خودم در دانشگاه‌هایی كه مي‌روم، اين را مي‌بينم. در دانشگاه تهران كه ما هستيم، بچه‌ها خيلي خلاقيت دارند. فقط كافي است يك تلنگري به این دانشجو زده شود؛ یعنی تصويري كه ببيند و باور كند. آن موقع اين دانشجو كاملاً يك آدم ملي مي‌شود. یعنی اگر «فراملي» هم فكر کند، «ملي» كار مي‌كند.

اینکه بچه‌ها به‌تدریج حرف‌هايي مي‌زنند كه نشان می‌دهد ديگر خیلی‌ها عشق آن طرف را پيدا نمي‌كنند، براي خارجی‌ها خيلي بد است. رفتن نخبگان ما به کشورهای آن‌ها، از نفت براي‌شان مهم‌تر است. «ناسا» گفته بود ما يك كاري كرديم كه ديگر بچه‌هاي ايران برنگردند. اما الآن ما متخصص هوافضا داريم و داريم هواپيما و موشك مي‌سازيم. ما باید اين را تا آنجا كه بشود نشان بدهيم تا بچه‌ها ببینند که اگر مي‌خواهند فضا بروند، در ايران مي‌تواند كار كنند و ديگر نیازی نیست به ناسا بروند.

فیاض: یک جوانی در روستای مازو در لرستان بود که شهید آوینی از او فیلم گرفته بود. او با پای قطع‌شده در دوره جنگ براي جبهه پول جمع مي‌كرد. الآن دلم مي‌خواهد پيدايش كنم. یک‌بار به‌خاطر اين كه قطار من را جا گذاشت، يك روز در آنجا ماندم. در آن يك روزي كه من آنجا بودم، دیدم که چطور روستا به روستا می‌رفتند و براي جبهه چه كارها مي‌كردند

متأسفانه جشنواره فجر بيشتر يك جشنواره ويتريني فيلم‌هاي سينماي ايران است و به همین خاطر خيلي به اين مسائل نپرداخته. چون يك حالت خاص روشنفكری و استعلايي دارد. ولي جشنواره عمار، «مردمي» است. شما زندگي عموم مردم را ببينيد که چقدر گستردگی دارد. حالا اگر ما بتوانيم اين را آينه‌وار به خود مردم نشان بدهيم، به موفقیت رسیده‌ایم. جشنواره عمار این ایده را به توليد رسانده كه صورت‌هاي زندگي مردم را در زندگي روزمره‌شان نشان بدهد. یعنی از نخبگان گرفته تا اقشار دیگر. چون مردم همه اين‌ها هستند؛ نخبگان هستند و غيرنخبگان هم هستند. بياييم اين‌ها را بازتوليد بكنيم و بعد دوباره به خود مردم نشان بدهيم؛ نه توي سينما، بلکه توي مساجد، خانه‌ها و جاهای دیگر. با اين سيستم ديجيتال كه الآن داريم، همه به‌راحتی مي‌توانند ببينند.

يكي دیگر از بحث‌هاي جالب هم اين است كه الآن جوان‌ها دارند در جشنواره ديده مي‌شوند. هيچ وقت يك جوان نمي‌تواند به اين سادگي دیده شود. فقط مي‌تواند دنبال يك كارگردان برجسته بدود.

فیاض: اين آخوند ما خودش رفته چيني ياد گرفته، ارتباط برقرار كرده و خودش دارد كار مي‌كند. نه كاري به رأيزن فرهنگي دارد، نه كاري به سفارت دارد، نه به كس دیگر. اين دارد آينده را نشان مي‌دهد كه آخوندهايي بلند مي‌شوند که مثل كشيشان سابق بروند در دنيا حرف بزنند و كار بكنند.

مستندسازی در دانشگاه‌های ایران تبدیل به یک فرهنگ شده

مجري: حالا يك نگراني ايجاد مي‌شود. تأكيد زياد روي جوانان که تجربه زیادی ندارند و بعد تأکید بر سوژه و محتوا، ممكن است اين سؤال را در ذهن ايجاد كند که اين جشنواره از جنبه ساختار و تكنيك‌هاي لازم براي ساخت يك مستند، از غناي كافي برخوردار هست؟

طالب‌زاده: اتفاقاً ما حداقل در مستند يك رتبه خوبي داريم. واقعاً رتبه خوبي داريم. مثلاً دو گروه خوب مستندساز در دانشگاه شريف هستند كه همه‌شان مهندسند و هيچ ربطي به رسانه و مستندسازي ندارد. بچه‌ها فقط يك مدتي در همين پايگاهي كه پايگاه جشنواره عمار است، دوره ديده‌اند. حالا مستندساز شده‌اند و هر بار كه فيلم مي‌سازند،‌ شبكه‌هاي مستند خارج درباره آن‌ها بحث می‌کنند. سيصد دانشگاه اين‌ها را نشان مي‌دهند. من خودم به دانشگاه شريف رفتم تا يكي از اين فيلم‌ها را ببينم. توي سالن تربيت بدني نمايش دادند و بليت هم فروختند. پنج هزار نفر بودند. بعد از فیلم هم سه ساعت درباره‌اش بحث کردند. این باعث شده كه دانشگاه‌هاي ديگر هم از دانشگاه شريف تقليد كنند و مستندسازي راه بيندازند و این کار الآن يك فرهنگ شده. همه گروه‌هاي متعهد به انقلاب در دانشگاه‌هاي ايران دارند تقليد مي‌كنند. در حالی که در دانشگاه‌هاي خارج و در آمريكا هم چنین فضایی نيست. اين نشان مي‌دهد كه بستر عقيدتي ايران چقدر بالاست و مردم و اين جوان‌ها چقدر پای كار هستند. در همين دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (راه) كه آقاي وحید جليلي كمك مي‌كنند و كلاس برگزار مي‌شود، از همان اوايل «يزدان تفنگ ندارد» ساخته شد. بعد «مهارنشده» با نريشن انگليسی به‌مثابه یک فيلم بين‌المللي در رابطه با حقوق هسته‌اي ايران ساخته شد كه شما مي‌توانيد در دانشگاه هاروارد هم اکران کنید، چون بوي تبليغات نمي‌دهد. من دو سال پيش در يك جشنواره‌اي داور بودم. این فیلم کاندید بود اما داورها به آن رأي ندادند. يعني آن را بزرگ نكردند. در صورتي كه به نظر من فيلم اول بود. اتفاقاً آن سال در سطح ایران مطرح شد و سال بعد در سطح جهان مطرح شد. پس كيفيت بالاست.

از اين مرحله پايين‌تر، عده زيادي هستند كه آموزش نديده‌اند ولي به‌شکل تجربي کار می‌کنند. در چهارمين جشنواره، خيلي كارهاي تميزي آمده بود. در بخش انيميشن كارهاي بسيار زيبايي بود. البته بايد از مراكز مختلف تشكر بكنيم كه سفارش دادند و كارهاي زيبايي ساختند. «صبا» كار خيلي خوبي ساخته. «اوج» كارهاي خيلي خوبي ساخته. مثلاً اگر شما بخواهید درباره هوانيروز فیلم بسازید و عملیات‌ها را بازسازي كنيد، خيلي خرج دارد. بلند كردن يك كبري، خرج زیادی دارد. اما با انيميشن سه‌بعدي، این بازسازی را به‌زیبایی انجام داده‌اند.

در همين دوره چهارم ما مي‌بينيم كه همه کارها از لحاظ تكنيكي فاخر هستند. كار ابتدايي خط‌خطي و كج‌وكوله نداريم. بچه‌ها دارند به اعتمادبه‌نفس مي‌رسند. این را بگذارید در کنار اینكه این آثار در بيش از 1200 روستا نمايش داده می‌شود.

مجري: چطور نمايش داده مي‌شود؟

فیاض

 طالب زاده: من يك دوره‌اي در زمان جنگ در ستاد پشتيباني جهاد بودم. بيشتر داوطلبان نيروهاي مهندسي رزمي، همين راننده‌هاي بولدوز و لودرها، يا از شهرستان‌هاي كوچك بودند يا از روستاها. يك پسر 15ساله پشت لودر مي‌پريد. اين غول را مثل پروانه تكان مي‌داد و شبانه يك سنگر مي‌ساخت. روستاها بسيار بسيار مهم هستند. ویژگی جشنواره عمار اين است كه بتواند بچه روستايي را تحريك كند كه اگر استعدادي در فيلم‌سازي دارد، احساس کند که «من هم می‌توانم» و توي صحنه بيايد

طالب‌زاده: اينها از شش ماه يا يك سال قبل با روستاها در ارتباط هستند. مثلاً از یک مركز فرهنگي تماس مي‌گيرند و درخواست مي‌كنند. اينجا هم اعلام مي‌كند كه ما با شما همكاري مي‌كنيم. سيستم پروژكشن و همه چیز چك مي‌شود كه چي داريد و چي نداريد. وضع آن روستا مشخص مي‌شود. بعد پک فیلم‌ها را براي‌شان مي‌فرستند. يعني بچه‌هاي روستاهاي ايران دارند فيلم‌هاي هنري و فرهنگی باكيفيت ایرانی و خارجی را در مسجد یا مدرسه می‌بینند. فرهنگ بصري مردم نباید فقط در جشنواره‌ها و سينماهاي تهران و شهرهای بزرگ ارتقا پیدا کند. اینکه فیلم‌های «عمار» در بيش از 1200 روستا اکران می‌شود، يك حركت فرهنگي مهم است. خيلي از حاميان سياسي انقلاب در روستاها هستند. من يك دوره‌اي در زمان جنگ در ستاد پشتيباني جهاد بودم. بيشتر داوطلبان نيروهاي مهندسي رزمي، همين راننده‌هاي بولدوز و لودرها، يا از شهرستان‌هاي كوچك بودند يا از روستاها. يك پسر 15ساله پشت لودر مي‌پريد. اين غول را مثل پروانه تكان مي‌داد و شبانه يك سنگر مي‌ساخت. روستاها بسيار بسيار مهم هستند. ویژگی جشنواره عمار اين است كه بتواند بچه روستايي را تحريك كند كه اگر استعدادي در فيلم‌سازي دارد، احساس کند که «من هم می‌توانم» و توي صحنه بيايد. البته نهادهای هنری دیگر، دارند فعاليت مي‌كنند و در خيلي از شهرها هم هستند. اما در روستاها نيستند.

تنها چيزي كه قدرت بيان آینده را دارد، هنر است

مجري: آقاي فياض، آقاي طالب‌زاده اشاره خيلي خوبي داشتند به اينكه این جشنواره يك تغيير و تحولي در روستاها ايجاد مي‌كند. با توجه به اينكه شما فعال دانشگاهي هستيد و با توجه به اینکه جوان‌ها و روستاها در این جشنواره هدف‌گذاري شده‌اند، از منظر تحقيق و پژوهش واقعاً بازخوردي دريافت شده تا با توجه به آن، يك هدف‌گذاري مشخص‌تري براي سال آينده جشنواره بشود؟

فياض: من گفتم كه نگاه هنر هميشه به آينده است. خصوصاً وقتي كه جهان غيرمتعيّن شده، مثلاً الآن. چون واقعيت‌ها از تئوري‌ها پيشي گرفته‌اند. دانشگاه‌ها از آينده وا مانده‌اند. من دارم اين را مي‌بينم. در دانشگاه‌هاي اروپا و آمريكا واقعاً وا مانده‌اند. چون من رفتم آنجا و سخنراني كردم و ديدم. با آن‌ها ارتباط دارم. من چند روز پیش با آدم‌هاي متفكر اتريش صحبت مي‌كردم و سال نوی میلادی را به آن‌ها تبريك مي‌گفتم. بعد از اینکه صحبت کردم، دیدم در اينكه تحولات جهاني چطور جلو مي‌رود، مانده‌اند. الآن تنها چيزي كه قدرت بيان آینده را دارد، هنر است. به همين دليل الآن تمام دنيا دارند روي هنر كار مي‌كنند؛ هنرهايي كه معطوف به جامعه خود باشد، تقليدي نباشد و فرماليستي نباشد. متأسفانه سينماي ما هميشه ضربه‌هايش را از همين تقليد فرماليستي خورده و ضربه‌هايي كه خورده،‌ يا چپ و ماركسيستي بوده يا راست و ليبراليستي يا شاهنشاهي؛ به‌هرحال چيزي بوده که ارتباطي با زندگي مردم نداشته. يعني اگر سينماي مهرجويي قبل از انقلاب و بعد از انقلاب مي‌ماند و هنوز هم در جشنواره فجر مي‌آيد، به این دلیل است که سعي كرده كه جبهه مردمي را داشته باشد. مثلاً اینکه يك كاراكتري مثل آن كارگر شهرداري را نشان بدهد، الآن چقدر در ايران چقدر برجسته شده و باعث شده كه به اين‌ها احترام بگذارند. موقعي كه ما روي اين كاراكترها کار می‌کنیم، خودبه‌خود برجسته مي‌شود.

من يك نكته در رابطه با روستائيان بگوم. روستاهاي ما هميشه مظهر توليد حكمت بوده. دنبال فلسفه و عرفان به معناي تخصصي‌اش نبوده، بلکه دنبال حكمت بوده. آقاي مطهري اين را بحث مي‌كند. مي‌گويد خارجي‌ها كه مي‌رفتند و با روستاييان صحبت مي‌كردند، مي‌گفتند اين‌ها را از كجا ياد گرفتيد، مي‌گفتند ما فكر مي‌كنيم؛ ممكن است دانشش را نداشته باشيم، اما فکر می‌کنیم. اين تازه مربوط به قبل از انقلاب است. الآن بعد از انقلاب، چون روستاها كوچكند و به‌طور مستقيم با توليد در تماسند، ديگر از نظر ذهني بازي نمي‌خورند. یعنی دیگر این‌طور نیست که بخواهند از واقعيت دور شوند و بيايند در فضاي استعلايي تهران و شمال شهر بنشينند كه غالب سينماگران ما آنجا هستند و آدم‌هايي آنجا هستند كه زندگي‌شان مرفه است و چشم آینده همه‌شان غرب است. البته همه‌شان را نمي‌گويم. آدمهاي ايراني‌مسلك هم آنجا هستند. به‌هرحال روستایی‌ها مستقيم این واقعيت‌ها را مي‌بينند. پس سرشان كلاه نمي‌رود. درضمن اين بچه‌ها الآن باسواد شده‌اند. من در مسجد احمدآباد پل آبگينه رفتم و دیدم بچه‌ها ليسانس و فوق‌ليسانس بودند. ديگر آن روستايي كه در ذهن شماست، تمام شد. همان آدمِ فوق‌ليسانس، دارد كشاورزي مي‌كند. همان آدم هنر را هم مي‌فهمد. كتاب را هم مي‌فهمد. الآن رفته‌اند و كتابخانه تشكيل داده‌اند. تمام تجهيزات را اضافه كرده‌اند. مردم روستا پول مي‌دهند و پروژكتور می‌خرند. آن روستايي مي‌خواهد شب در خانه بنشيند. خب به‌جای آن مي‌رود در مسجد مي‌نشيند و فیلم می‌بیند. این فيلم‌ها هم كه با مسجد منافات ندارد. تازه براي جشنواره عمار نذر هم می‌کنند. اين‌ها خيلي خوب است. خودم توي آن مسجد نشستم. خودم مسئول اکران فیلم‌ها را ديدم و پرسیدم برای اين کار چقدر پول از مردم گرفتي. گفت مردم خيلي دارند پول مي‌دهند. چون مردم مي‌بينند این اکران‌کننده‌ها آدم‌هاي سالمي هستند. اين پول‌ها هم جايي نمي‌رود جز براي خرج در روستا. يعني دارد نهادهاي اجتماعي روستا شكل داده مي‌شود. الآن من خودم كه به آن مسجد مي‌روم و اين جوان‌ها را در مسجد مي‌بينم شوكه مي‌شوم. خيلي از روستاها همين‌طور است. مثلاً من روستاهاي پشت كوه رفتم و این اوضاع را دیدم؛ جاهايي كه حتي جاده ارتباط ماشيني ندارند. مي‌خواهم بگويم اين‌قدر كاراكتر داريم كه اگر بخواهم بگويم وقت گرفته مي‌شود. مثلاً یک جوانی در روستای مازو در لرستان بود که شهید آوینی از او فیلم گرفته بود. او با پای قطع‌شده در دوره جنگ براي جبهه پول جمع مي‌كرد. الآن دلم مي‌خواهد پيدايش كنم. یک‌بار به‌خاطر اين كه قطار من را جا گذاشت، يك روز در آنجا ماندم. در آن يك روزي كه من آنجا بودم، دیدم که چطور روستا به روستا می‌رفتند و براي جبهه چه كارها مي‌كردند. اگر اين كاراكترها در سينماي آمريكا بودند، چه مي‌كردند؟

فیاض: تنها چيزي كه قدرت بيان آینده را دارد، هنر است. به همين دليل الآن تمام دنيا دارند روي هنر كار مي‌كنند؛ هنرهايي كه معطوف به جامعه خود باشد، تقليدي نباشد و فرماليستي نباشد. متأسفانه سينماي ما هميشه ضربه‌هايش را از همين تقليد فرماليستي خورده و ضربه‌هايي كه خورده،‌ يا چپ و ماركسيستي بوده يا راست و ليبراليستي يا شاهنشاهي؛ به‌هرحال چيزي بوده که ارتباطي با زندگي مردم نداشته.

ببينيد، روستاهاي ما به‌خاطر اين كه آدم‌هايي بسيار جدي هستند، مفاهيم غافل‌كننده فلسفي غربي ندارند. زندگي مستقيم دارند و به‌شدت عاطفي هستند و درواقع «انسان» هستند. اینجاست که مفاهيم انساني توليد مي‌شود. مثلاً مردم‌شناسي اقتصادي در ايران واقعاً يك بحث مهمي است. مثلاً یک‌بار با بچه‌ها به بابلسر رفته بودم. در بازار شمال به بچه‌ها گفتم فقط به حركات اين خانم‌هايي كه دارند كالاهاي‌شان را مي‌فروشند نگاه كنيد، نوع خنده‌ها، شادابي، لباس‌ها و… اصلاً آدم به آن بازار كه مي‌رود، براي خريد نمي‌رود. براي لذت مي‌رود؛ لذت ارتباطات انساني. شما ببینید چه چيزهايي دارند توليد مي‌كنند. همان روستايي كه رفته تخم غازش را توليد كرده و حالا آمده بفروشد، می‌خواهد يك چيزي هم بخرد و به روستايش برود. به‌هرحال من مردم‌شناس هستم و همین‌طور مي‌گردم و سعي مي‌كنم با چشمانم خوب ببینم. اين نكته مهمي است؛ نكته مهمي كه ما در سينماي عمار داريم و آن  اينكه داريم «ديدن» را عوض مي‌كنيم.

الآن يك بحثي هست كه آلمان‌ها شروع كرده‌اند به نام «نقد ديدن»؛ یعنی اینکه چگونه ببينيم. تمام اين رسانه‌هايي كه در دنيا مي‌بينيد، می‌خواهند ديدنِ ما را شكل بدهند. متأسفانه رسانه‌هاي داخلي ما هم از رسانه‌های آمریکایی تقلید کرده و ديدن را عوض مي‌كنند. مثلاً از آن‌ها یاد می‌گیریم چطور دوربین را بکاریم. بگذارید یک مثالی بزنم. باور كنيد من يك ترم به دانشجويان افغانستانيِ فوق‌لیسانس درس دادم، شايد قوي‌ترين تيمي بود كه من به آن‌ها درس دادم. چون ديدم آن‌قدر نگاه مشتاقی دارند و دنبال علم و فكرند كه آدم شوكه مي‌شود. شيعه‌هاي افغانستان بودند كه همان‌ها بعداً استاد دانشگاه شدند. الآن ما افغانستان را چطوري نشان داديم؟ همان‌طور كه اروپايي‌ها دوربين گذاشتند، ما هم كاشتيم. ما در كشورهاي اسلامي و بقيه كشورها خيلي از زيبايي‌ها را نديديم.

الآن جشنواره عمار مي‌خواهد نقدِ ديدن را مطرح كند. يعني مي‌خواهد دیدنی درست كند كه برای ما ايراني‌هاست. دوربين را جايي بكاريم كه برخاسته از ديدن ما ايراني‌ها باشد، نه ديدني كه برای غرب است.

فیاض: ديگر آن روستايي كه در ذهن شماست، تمام شد. همان آدمِ فوق‌ليسانس، دارد كشاورزي مي‌كند. همان آدم هنر را هم مي‌فهمد. كتاب را هم مي‌فهمد. الآن رفته‌اند و كتابخانه تشكيل داده‌اند. تمام تجهيزات را اضافه كرده‌اند. مردم روستا پول مي‌دهند و پروژكتور می‌خرند. آن روستايي مي‌خواهد شب در خانه بنشيند. خب به‌جای آن مي‌رود در مسجد مي‌نشيند و فیلم می‌بیند

گروه جديدي به بدنه سينماي داستاني ايران تزريق می‌شوند

مجري: باب خيلي خوبي را در بحث باز كرديد. آقای طالب‌زاده، با توجه به مباحث آقای فیاض و با توجه به اینکه سال‌هاست با معضل رابطه مردم و سینما دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، الآن جشنواره عمار چقدر مي‌تواند آن رابطه مسالمت‌آميز مردم و سينما را رونق بدهد؟

طالب‌زاده: نگاه «عمار»، نگاه حمايت از يك حركت انقلابی و ارزشي است. در بخش مستند كمابيش موفق شده و رو به توسعه است. كارهاي داستاني را هم بچه‌ها شروع كرده‌اند منتهی نياز به تدريس و آموزش و كارگاه دارند. ولي امكان اينكه جشنواره عمار بتواند يك فضاي جديدي براي روايت يك قصه پيدا كند، زياد است. البته الآن داريم فكر مي‌كنيم و آموزش بچه‌هاي مستعد براي داستان‌سازي را طراحي مي‌كنيم.

مجري: خيلي‌ها می‌گویند ما كجا برويم آموزش ببينيم. آيا «عمار» يك پيشينه آموزشي دارد؟

طالب‌زاده: بله. ما دو دوره براي مستند داشتيم و دوره بعدي براي آموزش فيلمسازي داستاني است. قرار است يك گزينش داشته باشيم. بعد از گزينش، افرادي انتخاب مي‌شوند كه تشخيص مي‌دهيم استعداد اين كار را دارند. این دوره، يك يا دو ترم در مرحله اول دارد. يعني اول باید بتوانند زيبايي‌شناسي سينمايي را تشخيص بدهند و بعد توليد داشته باشند. در مرحله بعد كارگاه‌هايي را زير نظر يك يا دو استادي كه در سينماي ايران باسابقه هستند، ايجاد مي‌كنيم تا اين‌ها بتوانند سؤال كنند. بتوانند مباحث مختلف از جمله دكوپاژها، مهندسي دوربين، فيلمنامه، شخصیت‌پردازی و… را یاد بگیرند. در آن قسمت مستند، خود آن بچه‌های قبلی براي بقيه الگو شده‌اند. بنابراین ايجاد كلاس هم مهم است. كسي كه بخواهد مستندسازي حرفه‌ای را پیش بگیرد، بايد كلاس برود. چون این کار، زیاد هم في‌البداهه نيست. مگر اين كه خودش بتواند به خودش خوب درس بدهد؛ يعني مهندسي معكوس كند. ولي در هر صورت همه اين‌ها دوره مي‌خواهد. نگاه هم نمي‌كنيم كه مراكز دانشگاهي چه چیزی را درس داده‌اند و خروجی‌شان چه بوده. اين يك دوره خاصي است كه بايد با فرمولي كه خودمان فكر مي‌كنيم باشد. به اين ترتيب بعد از سه چهار سال يك گروه جديدي به بدنه سينماي داستاني ايران تزريق می‌شوند. اين افق نگاه ماست.

اگر سينما را مردمي كنيم، حتماً تمدن‌ساز خواهد بود

مجري: من مي‌خواهم يك سؤالي طرح بكنم که هر دو بزرگوار پاسخ بدهند. جشنواره عمار چقدر مي‌تواند نقش ايفا كند در این کار كه ظرفيت‌ها و ارزش‌هاي لايه‌هاي مختلف اجتماعي ايران را مانند زمان جنگ در مسير تعالي كشور بياورد؟

طالب‌زاده: من فكر مي‌كنم خيلي مي‌تواند اثرگذار باشد. به‌خاطر اينكه همين بستر روستا را دارد كه موفق بوده. ضمن اینکه ما كارهاي برجسته‌اي داشتيم و افقي براي تربيت نيرو داريم. در اینجا دارد به همان كاري كه فکر می‌شود که بايد در دانشگاهها انجام شود. البته از استادان ديگر هم استفاده مي‌شود كه شايد در دانشگاه‌ها هم باشند. اين كاملاً از همين الآن مشهود است. يعني يك هيجان دروني هست و مي‌بينم كه امكان‌پذير است.

 فياض: روز اولي كه امام به بهشت زهرا آمدند، سینما را با تمدن همراه کردند. گفتند ما با سينما مخالف نيستيم، با تمدن مخالف نيستيم، با فحشا مخالفيم. يعني فحشا ضدّمردم است. اما سينما و تمدن برای مردم است. اگر سينما را مردمي كنيم، حتماً تمدن‌ساز خواهد بود. كاري كه «عمار» دارد مي‌كند، نگاهي براي آينده و ساختن تمدن ايراني‌اسلامي با همین پدیده سينماست. چون تمام دانش‌هاي بشري در سينما متجلي مي‌شود. الآن چون جامعه ما رشد كرده، سينماي ما از نظر دانشي دارد سينماي جهاني مي‌شود. كاري كه «عمار» دارد مي‌كند، این است که‌ آن سينمايي را كه خيلي جلو رفت و متأسفانه در سطح جهاني خيلي جشنواره‌اي شد، برمی‌گردانند و سینما را از درون مردم شروع مي‌كند؛ یعنی نمايش خود مردم به خود مردم. زمانی که مردم خودشان با اين سينما خودآگاهي پيدا كردند، خصوصاً خودآگاهي تاريخي و خودآگاهي حال و خودآگاهي به آينده، حتماً در پي آن تمدن خواهد بود.

مجري: متشکرم از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه