دو نقد با یک کلیک!

فیلم «پنج ستاره» دغدغه ای فاقد روایت

نویسنده: ٬

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۶:۱۱ ۱۳۹۳/۰۴/۱۱

ساخته مهشید افشار زاده به عنوان یک فیلم اولی اگرچه دغدغه های خوبی را پوشش می دهد و فارغ از هرگونه مسئله پردازی های فانتزی که سینمای امروز ما درگیر آن است به زندگی و دغدغه های قشر ضعیف جامعه نزدیک شده است اما فاقد فرم و روایت منسجم و خلاق است لذا داستان کشش لازم را نداشته وقادر نیست با مخاطب ارتباط برقرار کند.

فاطمه حبیبی – “پنج ستاره”  اولین ساخته بلند مهشید افشارزاده است که در بخش نگاه نو جشنواره فجر سی و دوم حضور دارد. فیلم روایت زندگی “مریم” دختری است از طبقات پایین جامعه که برای پرداخت هزینه های تحصیل خود مشغول به کار در یک هتل پنج ستاره می شود.

داستان فیلم از روایت قوی و منسجمی برخوردار نیست دچار تشتت و سرگردانی است. فیلم با طرح مسئله ناتوانی خانواده ای متعلق به قشر پایین جامعه ازهزینه های تحصیلی دانشگاه دخترشان آغاز می شود. اما این مسئله تحت الشعاع شرایط شغلی دختر قرار می گیرد، به طوری که برای مخاطب سوال برانگیز که مریم دختر دانشجوی فیلم کی به درس و دانشگاهش می رسد.

نقش ها و شخصیت ها کلیشه ای اند  به طور مثال حسادت بچه گانه معاون پذیرش هتل به دخترتازه وارد در جمع کارکنان وکلیشه اتهام دزدی  از اتاق بازیگر خارجی مدعو به ایران ، به  مریم برای اینکه او را از چشم رضا بیندازد و یا آه و ناله های  مکرر ملیحه از وضعیت زندگی اش.

فیلم از شخصیت پردازی عمیقی برخوردار نیست . بازی های ضعیف و کلیشه ای ارتباط گیری مخاطب با فیلم را بسیار دشوار می سازد. روایت زندگی زری و ملیحه دو همکار مریم در هتل ، روایت دقیق و عمیقی که به نتیجه گیری بهتر از فیلم منجر شود، نیست.  چنانچه هر یک گرفتار یکسری مشکلات خانوادگی اند که این  مشکلات  به خوبی روایت نمی شود تا مخاطب بتواند با شخصیت ها ارتباط برقرار کند. به طور مثال مخاطب صرفا ازطریق تماس های تلفنی این دو شخصیت فیلم باید با مشکلاتشان ارتباط برقرار کند.

روابط منطقی تعریف شده و منسجمی بین شخصیت ها نیست. شخصیت ها  در کنار یکدیگر به خوبی جاگیری نشده اند و دایما مخاطب را با سوال روبرو می سازند. کارگردان صرفا با حضور هم دانشگاهی متمول مریم (شقایق) در فیلم سعی کرده است اختلاف طبقاتی را در فضای دانشگاه نشان دهد لذا این شخصیت مانند وصله ای ناجور و بی ربط به “مریم”  در فیلم ظاهر شده است و یا اینکه رضا و معاون پذیرش هتل چگونه با وجود تفاوت های عمیق  اخلاقی یکدیگر را برای ازدواج انتخاب کرده اند.

در کنار انتقادات ساختاری  که به فیلم وارد است باید گفت فیلم قابلیت موضوعی خوبی دارد. این مسئله که عده ای از افراد جامعه برای تامین مخارج خود،  کار و درس را باهم پیش می برند. کار برای آنها عار نیست و لزوما پدرو مادر خود را مسئول تامین مخارج تحصیلی خود نمی داننداز نقاط قوت تثر محسوب می شود.

در جریان داستان  کلی  فیلم  مسئله ها و دغدغه های جزیی تری نیز  بازنمایی می شوند که در فضای امروز جامعه ما با ارزش اند و جامعه ما به  تقویت آنها نیاز دارد  از قبیل  زندگی با شرافت  و مناعت طبع  بعضی از اقشار پایین جامعه که در عین نیاز حاضر نیستند دست به دزدی از اموال مسافران هتل بزنند و یا  صاحبان سرمایه و کار با وجدان کاری بالا که به کارمند خود احترام می گذارند و او را درک می کنند، در ارتباط خوبی که با او دارند به خوبی او را می شناسند و مشکلاتش را می فهمند.  تلاش رییس هتل برای استخدام مریم و تنظیم ساعت کاری او با لحاظ کردن  اینکه او دانشجوست  و یا پیگیر ی های رضا (شهاب حسینی) در اثبات بی گناهی سه کارمند هتل به خوبی گویای این مطلب است .

 از جمله نقاط قوت فیلم شخصیت پدر خانواده است که در عین بی پولی سعی دارد به خانواده اش سخت نگذرد،  بانشاط و پرانرژی است و زندگی اش را دوست دارد چنانچه می بینیم  برای دخترش گوشی می خورد، سفارش می کند که در دانشگاه غذای خوب بخورد.

سکانس  رفتار با اعتماد به نفس دختر دانشجوی فیلم “مریم” وقتی که هم دانشگاهی اش او را در لباس کارمند هتل در  میهمانی تشریفاتی  هتل می بیند در حالی که  خیلی راحت و بدون هیچ خجالتی با  او روبرو می شود و یا سکانس ابتدایی فیلم  که “مریم” بدون هیچ گونه پنهان کاری و یا دروغی به”شقایق” هم دانشگاهی اش می گوید: ” ممکنه نتونم ثبت نام کنم چون هزینه اش زیاده و پدر منم یه کارگر ساده است”، از سکانس های خوب فیلم به شمار می روند.  بازنمایی مریم در محل کار، اینگونه که  خود را درگیر رقابت ها و حسادت های زنانه اطرافیان نکرده و به دور از هر کینه ورزی به کار خود می پردازد و به طور کلی شخصیت پردازی “مریم” به عنوان دختر بیست ساله ای که عاقلانه در شرایط سخت زندگی شان اهل داد و ناله و گله و شکایت نیست و سعی کرده است شرایط  زندگی شان را بپذیرد از نقاط مثبت فیلم محسوب می شود.

به طور کلی ایجاد فضایی برای بیان دغدغه های قشر کارگر که در حاشیه فیلمسازی جامعه ما  قرار گرفته اند از نقاط  ارزشمند فیلم محسوب می شود اما این  نکته،  مهم است  که ” ایده خوب در قالب و فرم خوب ” به دل می نشیند. ساخته مهشید افشار زاده به عنوان یک فیلم اولی اگرچه دغدغه های خوبی را پوشش می دهد  و فارغ از هرگونه  مسئله پردازی های  فانتزی که سینمای امروز ما درگیر آن است به زندگی  و دغدغه های قشر ضعیف جامعه نزدیک شده است اما فاقد فرم و روایت منسجم  و خلاق است لذا داستان کشش لازم را نداشته وقادر نیست با مخاطب ارتباط برقرار کند.

نیلوفرشاهین نیا – هر کس که توانست دوربینی را خاموش و روشن کند و یا از روی یک داستان، بلند بخواند؛ قابلیت ساختن یک فیلم را دارد به زعم بنده البته، بعد از دیدن فیلم پنج ستاره!

فیلم، داستان دختر جوانی است که در دانشگاه آزاد پذیرفته می‌شود و برای تأمین هزینه‌های دانشگاه مجبور به کار در یک هتل می شود. در هتل زنان متفاوتی مشغول به کارند که هرکدام سرگذشت خاص خود را دارند. تقریباً ۵۰ دقیقۀ ابتدایی فیلم صرفاً به معرفی بازیگران متعدد کار می‌گذرد و داستان که پر از شخصیت‌های پِرت است که در روند داستان هیچ تأثیری ندارند، هرز می‌رود. در واقع تماشاگر تا نیمه‌های فیلم گرۀ اصلی فیلم را شاهد نیست و صرفاً با خاله‌زنک بازی‌ها و مزه‌پراکنی‌های بهنوش بختیاری فیلم جلو می‌رود.

شخصیت اصلی فیلم که مریم نام دارد، مورد حمایت رضا، مدیر جوان پرسنل هتل است و همین باعث حسادت دیگر زنان شاغل در هتل می‌شود. البته مریم یک رقیب عشقی سرسخت هم دارد که خانم محتشمی نامی‌ست که مدیر قسمت دیگری از هتل است. همین حسادت زنانه سبب‌ساز گرۀ اصلی داستان می‌شود که البته برخلاف معمول در یک سوم پایانی فیلم یا دست بالا در نیمۀ دوم فیلم رقم می‌خورد.
آمیتاباچان به هتل مذکور آمده، و مریم و دو زن دیگر مسئول تمیز کردن اتاق اویند و در این حین ساعت جناب باچان گم می‌شود و ظن مسئولین هتل به سمت مریم است که باز هم با حمایت رضا در دیداری که با آمیتا باچان دارند، او از شکایت خود صرف‌نظر می‌کند و در اقدامی خیرخواهانه نفری صد دلار به این سه زن می‌دهد! اما محتشمی از شکایت خود صرفه نظر نمی‌کند و خواهان بازداشت دزد که مریم و یا دو خدمۀ دیگر باشند، است. رضا با قولی که به محتشمی می‌دهد، متوجه می‌شود که گم شدن ساعت کارِ او بوده که برای آزارِ مریم، این نمایش را ترتیب داده و بدین گونه فیلم با رسوایی محتشمی به پایان می‌رسد.

فیلم از کمترین منطق دراماتیک برخوردار نیست و در فقر داستان به سر می‌برد. در واقع بیشتر فیلم به نشان دادن خوبی‌های مریم و بدجنسی محتشمی و توجه‌های رضا به مریم می‌گذرد، بدون اینکه اجزاء داستان در هدفی از پیش تعیین شده کنار هم قرار بگیرند.
فیلم پر از شخصیت‌های پراکنده و بی‌ربط است که اصلاً معلوم نیست چرا در فیلم حضور دارند. شقایق دوست مریم، دختر پولداری‌ست که هم دانشگاهی مریم است را در دو سکانس می‌بینیم بدون اینکه این حضور معنایی در بر داشته باشد و شاید صرفاً برای نشان دادن فاصلۀ طبقاتی به بدترین نحو ممکن در فیلم گنجانده شده یا مثلاً زری که صرفاً برای مزه‌پراکنی و خالی نبودن عریضه در فیلم سرگردان است یا حتی آوردن صرفاً اسم آمیتاباچان و مطرح کردن او مشخص نیست با محتوای کلی فیلم چه تناسبی دارد که البته در شکل بسیار نازلی اتفاق می‌افتد. شخصیت‌ها به شدت کلیشه‌ای و سطحی نوشته شده‌اند و از هیچ لایۀ درونی برخوردار نیستند. مریم یک دختر خوبِ قانع است، مادرش یک زنِ خوب مهربان است. رضا یک مرد مهربانِ با مسئولیت است و بدمن یا بدومنِ فیلم، سرکار خانم محتشمی، به شیوۀ مادر سیندرلا تصویر شده است که به کارکنان، مدام زور می‌گوید و خدمه از ترس او جرأت هیچ‌گونه اظهار نظری ندارند.

البته از حق نگذریم، در این آشفته بازار سینما که سینماگران هرچه نکبت و بدبختی است به بهانۀ انتقاد از وضع کنونی، روی پرده می‌آورند؛ مثبت بودن شخصیت‌های اصلیِ این فیلم و از همه مهم‌تر، ویژگی‌های مریم و گرمای خانوادۀ او قابل تحسین است. اما ای کاش فرم این کار تا این حد ضعیف نبود که این حُسن در پشت بازی‌های ضعیف و فیلم‌نامۀ از هم گسیخته‌اش گم شود

۲ دیدگاه

    مطمئئنم که هر دو عزیز چیزی از فیلم نفهمیدن
    منظور فیلم نه این فیلم که مفهوم واژه ی فیلمه
    یه احتماله دیگه هم مطرح ولی بعیده و اونم تفاوت در نسخه ی جشنواره با نسخه ی اکرانه

    سینا :

    به نظرم خیلی سطحی و سکانس به سکانس تحلیل کرده اید!
    اصلا دقتی به جریان کل داستان نداشتید

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه