در ادامه پرونده «لحظه های انقلاب» محمود گلاب دره یی

لحظه های انقلاب: پیشقراول ادبیات مقاومت

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۹:۴۶ ۱۳۹۲/۱۲/۴

محمود گلاب‎دره‎ییِ که با روشن فکران دمخورِ عضو کانون نویسندگانِ پهلویِ در اروپا تحصیل کرده، که به گفته خود تقید زیادی هم به دین ندارد؛ در اوج انقلاب ملت ایران، صدایی را شنید و امری را به جان و دل آزمود که به جرئت می‎توان گفت اکثر غریب به اتفاق هنرمندان روشنفکر اسم و رسم دار این مملکت نخواستند آن را ببینند و بشنوند. و این چنین است که لحظه‎های انقلاب را وقتی می‎خوانی چنان روح انقلاب57 تو را در بر می‎گیرد که یقین می‎کنی چیزی غیر از این نبوده.

سیمین دانشور  با خواندن رمان  «لحظه های انقلاب» محمود گلاب دره یی گفته بود : “این کتاب، مستند گونه‌ای‌ست از لحظه‌های اسطوره‌ای انقلاب مردم ایران، که نویسنده با گوشت و خون و عصب خود شخصا آزموده، یک نوع ادبیات تجربی است. پیش درآمد ادبیات انقلابی‌ست که در انتظارش بودم.” پیش از این سپهر بایگان در یادداشتی از علل دیده نشدن این اثر فاخر پرسیده بود. در ادامه متین جعفری به مقایسه میان «لحظه های انقلاب » و «پیکره ماروسی» هنری میلز پرداخته است.

نمی‎دانم خوانندگان این سطور اثری از هنری میلر خوانده‎اند یا نه. آثار هنری میلر عجیب و حیرت انگیزاند، چنان که در میان منتقدان غربی نیز این اعجاب وجود دارد و نمی‎دانند آثارش را در چه قالبی بگنجانند: رمان؟ خاطره؟ زندگی‌نامه داستانی و یا…؟ اگر لحظه‎های انقلاب محمود گلاب‎دره‎یی را نیز خوانده باشید به این حیرت خواهید رسید. میان نوشته‌های این دو شباهتی بسیاری وجود دارد. از جملة آن نثر جنون زده و روایت‌های بی واهمه آنها در پرداختن به وضعیت و حالات مختلف مردم و اجتماع است. و البته بسی مایه خوشحالی‌ست برای همجو منی که این کتاب در چاپ جدیدش بدون سانسورهای احمقانه ناشر قبلی دوباره به بازار آمد. بگذریم که نمی‌خواهم این فرصت را از دست داده و به انواع سانسور، خاصه خود سانسوری‌های ایدئولوژیک و کورکورانه – که توسط هر دوجناح مدعی آزادی بیان درکشور اجرا می‎شود- بپردازم.

باری، صحنه ادبیات ما با مردی مواجه شده بود که صریح و بی‌پروا از مردم روایت می‌کرد، و این بی پروایی او مانند دیگر نویسندگان وطنی بهره‌ای جو زده از سکس و خشونت نداشت، بلکه با جان خود سخنان دل مردم خویش را قلم میزد. و اصلا به همین دلیل است که طلایه دار ظهور ادبیاتی جدید در این مرز و بوم می‌شود. چنان که سیمین دانشور، بانوی داستان ایران با خواندش گفت: “این کتاب، مستند گونه‌ای‌ست از لحظه‌های اسطوره‌ای انقلاب مردم ایران، که نویسنده با گوشت و خون و عصب خود شخصا آزموده، یک نوع ادبیات تجربی است. پیش درآمد ادبیات انقلابی‌ست که در انتظارش بودم.”

در دیگر شباهت‌های این دو نویسنده باید گفت که هر دو همه چیز را از آن خود می‎کنند. یعنی راوی صرف نبودند و درش تامل می‎‎کردند. و در لحظه خلق اثر به قول حکیم متاله از عقل اول به عقل ثانی میرفتند و آنچه را که در آنجا می‌دیدند بازگو می‌کردند. هنری میلر در غرب سکس و خشونت حقیقی که در دل و جان غربی‎ها نشسته را می‌دید و تمنیات آنان را می‌نوشت و گلابدره‌ای هم طلب مردم سرزمین خویش را که انقلاب اسلامی را به دنبال داشت روایت می‌کرد.

در «پیکره ماروسی» ماجرا سفر هنری میلر به یونان آن سرزمین اساطیر وتراژدی است و قهرمان که خود اوست به کشف همه چیز می‌پردازد و بی واهمه نفسانیاتش را بیان می‎دارد و هر سخنی از دیگران می‎شنود نه به عین، بلکه آنی را که به گوش جان شنیده و فهمیده را بیان می‌کند؛ و گلاب‎دره‎یی نیز در «لحظه‌های انقلاب» خود چنین است.

در واقع هر دوی این نویسندگان بزرگ عوالم خویش، روحی را که در وجود مردم آن سرزمین درک می‎کنند بیان می‎دارند؛ و این کاری است که از عهده کسی جز متفکران و هنرمندان بر نمی‎آید. این مسئله چنان در لحظه‎های انقلاب و پیکره ماروسی جریان دارد که تمامی اثر محشون از آن است.

سبب اهمیت و نیز تفاوت این دو آن است که یونان به اذعان بسیاری از متفکران وفیلسوفان دنیا در صدر تمدن غرب و اساساً غرب صورت تکامل یافته و یا به قولی منحط یافته آن دوره بزرگ و تمنّای بازگشت به آن عصر طلایی است و انقلاب اسلامی ایران نیز سر سلسله تحولی عظیم و بنیانی در عالم شده و داعیه دار بازگشت به دوران دینی و مقدمه سازی برای حکومت دینی جهانی است.

لحضه‎های انقلاب را هر چه که نام گذارید اثری انقلابی است و در زمره ادبیات مقاومت وپایداری قرار می گیرد. «ادبیات مقاومت و پایداری ادبیاتی است که برای دفاع از حق و عدالت و اثبات حقیقت، ظهور و بروز پیدا می‎کند.(1)» و صد البته که این مسئله در میان هر قوم و ملتی بسته به ایده‎آل‎هایشان تعریف می‎شود. و بهتر است لحظه‎های انقلاب را در زمره ادبیات مقاومت انقلابی قرار دهیم، زیرا «مقاومت انقلابی در مقام نفی کل عالم موجود، و رسیدن به عالم موعود یا آماده شدن برای زندگی در چنین عالمی است… در مقاومت انقلابی، که اغلب با مقاومت شورشی خلط می‎شود، موضوع تفکر انقلابیون، گذر از عالم کنونی است، و بدین معنا فقط انقلاب اسلامی در چهارصد سال تاریخ معاصر چنین خصلتی دارد.»(2)

مسئله دیگر در لحظه‎های انقلاب روحی است که در این اثر جریان دارد. بگذارید منظورم را با کمک گرفتن از مثالی بهتر بیان کنم. در طی بیش از 30 سال از عمر انقلاب اسلامی و نوشته شدن و چاپ بسیاری آثار داستانی چه در این باب و چه در باب دفاع مقدس، هماره یک کمبود بزرگ گریبان ما و آثارمان را گرفته است. اکثریت این آثار روح و درون مایه انقلاب و دفاع مقدس که همه ما به نحوی با آن آشنایی داریم و تجربه نموده ایم را ندارند. به راستی چرا؟

جواب دادن به این سوال مجال بیشتری می‎طلبد که در این مقال نمی‎گنجد و البته از میزان علم نگارنده نیز خارج است. اما همین بس محمود گلاب‎دره‎ییِ  که با روشن فکران دمخورِ عضو کانون نویسندگانِ پهلویِ در اروپا تحصیل کرده، که به گفته خود تقید زیادی هم به دین ندارد؛ در اوج انقلاب ملت ایران، صدایی را شنید و امری را به جان و دل آزمود که به جرئت می‎توان گفت اکثر غریب به اتفاق هنرمندان روشنفکر اسم و رسم دار این مملکت نخواستند آن را ببینند و بشنوند. و این چنین است که لحظه‎های انقلاب را وقتی می‎خوانی چنان روح انقلاب57 تو را در بر می‎گیرد که یقین می‎کنی چیزی غیر از این نبوده.

شاید بتوان به این اثر برخی ایرادات جزئی ساختاری را – البته اگر در قالب خاصی مانند رمان قرارش دهی- گرفت. اما فارغ از این قیل و قال های نقادانه باید گفت که کمتر اثری در این سی و اندی سال در ادبیات مقاومت و نیز هیچ اثری در باره این تحول بنیان کن به قد و قواره لحظه‎های انقلاب می‎رسد.

«آن عصر طلایی سکر آمیز دهه اول انقلاب که با دفاع مقدس همراه بود، هنر و شعر و ادبیاتی را پدید آورد، که بی سابقه بود. به رغم گرفتاری نسل کنونی انقلاب در حجاب سوم غیبت، حماسه‎ای خلق شد که در جهان بی سلبقه بود. این حماسه ادبیات خاص خود را ابداع کرد، که در خاطرات و فرهنگ جبهه از یک سو، و شعر و نثر انقلاب از سوی دیگر عرضه شد. توفان ادبی و فکری انقلاب چنان نیرومند برپا شد، که همه مرعوب آن شدند و مدتی با بهت و بیخودی دست به گریبان بودند. ده سال طول کشید که آنان مستی خود را از دست بدهند، و به حال بیداری در آیند.

دوباره تاریخ حجاب سوم مضاعف به رنسانس فرهنگی غربی مشابهی در ایران، در ده ساله دوم انقلاب به وقوع پیوست. یاران اولیه بدری و اُحدی انقلاب به ادبیات انفعال و غفلت روی آوردند، و روزمرگی قبل از انقلاب به نحو فرسایشی بر یاران نخستین انقلاب و آن‎ها که اساساً نسبتی با انقلاب ندارند غلبه کرده است، و امروز با خشونت کلامی همه میراث معنوی احیا شده در انقلاب و جبهه – الا جنبه ناسوتی‎اش- را نفی می‎کنند… (3)»

1-    حقیقت وهنر دینی- مددپور- سوره مهر- صفحه315

2-    حقیقت وهنر دینی- مددپور- سوره مهر- صفحه316

3-    حقیقت وهنر دینی- مددپور- سوره مهر- صفحه339

متین جعفری

۱ دیدگاه

    سلام و درود و دستمریزاد از اینکه سایت تقریبا هر روز مطلب تازه دارد.
    فقط لطفا مطالب جدید را بعد از مطالب قبل قرار دهید و تاریخ ها را جابجا نکنید. مخاطب هنگام مراجعه دچار سردرگمی می شود. دیروز یکی سایت را دیده و امروز می بیند مطالبی قبل از مطالبی که دیروز دیده در سایت هست و متعجب می شود که آیا حافظه اش دچار مشکل شده یا مدیران سایت هی مطالب را جابجا می کنند.
    بهتر است مطالب به ترتیب زمانی که در سایت نمایش داده می شود مرتب باشد. یعنی اگر مطلبی ساعت 8 فلان روز نمایش داده می شود، مطلبی که ساعت 9 همان روز قرار داده می شود بعد از مطلب قبلی باشد نه قبل از آن.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه