گفتگو درباره یک پایان نامه با یک دانشجوی جهادی

تقلید از الگوهای وارداتی اشتغال زایی در توسعه روستایی

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

دانشجو: هادی فلاحی

دانشگاه: دانشگاه علامه طباطبایی

زمان: 1392

زمان انتشار: ۱۲:۱۹ ۱۳۹۳/۱۱/۱۰

در کشور ما مدل جامعی برای اشتغال روستایی وجود ندارد. الگوهایی که در بخش کسب و کار روستایی پیاده شده است، اکثرا کپی برداری از کشورهای خارجی بوده، (از بنگلادش، آمریکا، اسکاندیناوی، و…) که در کشور بدون هیچ بومی سازی انجام شده است. مدل جامعی وجود ندارد، و از طرفی هم عوامل به درستی شناسایی نشده اند. برای مثال، دولت می خواست بگوید که من اشتغال زایی می کنم، می گفت n میلیارد تومان بودجه به بانک‌های کشور تزریق می کنیم و به ازای هر 10 میلیون تومان یک فرصت شغلی ایجادخواهد شد. اما متوجه نبود که مشکل آن روستایی پول نیست، وام بانکی نیست، مثلا مشکل آن روستایی که در منوجان است، سند ملکی اش است

با توجه به اینکه، توسعه‌ی کشاورزی و توسعه‌ی روستایی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار جامعه در نظر گرفته می شود، مناسب دیده شد تا با هادی فلاحی دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی در رشته جامعه شناسی (گرایش) کسب و کار که پایان نامه خود را در زمینه‌ی بررسی موانع موثر بر توسعه‌ی روستایی انجام داده است، گفت‌وگویی داشته باشیم که متن زیر قسمت اول گفتگ‌وگویی است که با ایشان انجام شده است.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه دانشگاهی تحصیل کرده اید یا در حال تحصیل می باشید؟

فلاحی: بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هادی فلاحی هستم و مقطع کارشناسی را در دانشگاه شاهد و در رشته ی مدیریت صنعتی گذراندم و مقطع کارشناسی ارشد را در رشته ی جامعه شناسی؛ گرایش کسب و کار در دانشگاه علامه طباطبایی به اتمام رساندم.

موضوع تحقیق پایان نامه تان را به طور دقیق ذکر نمایید.

در پایان نامه ام، با توجه به سابقه ای  که از سال 89 در جنوب کرمان در شهرستان منوجان داشتم،  و به طور مستقیم پروژه ی اشتغال زایی منوجانِ کرمان را پیگیری می کردم، سعی کردم به واسطه ی همین سابقه ای که دارم، پایان نامه ام را در همان منطقه تعریف کنم که موضوع دقیق آن عبارت است از: بررسی عوامل موثر برتوسعه ی کارآفرینی روستایی.

چه چیزی باعث شد که این موضوع انتخاب کنید؟

به موازات تاسیس موسسه « ثمرات ارزش آفرینان»، مجموعه نخبگان اشتغال زاییِ اردوهای جهادی در گروه های مختلف گرد هم آمدند که موجب تجمیع تجربیات بین گروه ها بود

 بنده از سال 85 در فضای اردوهای جهادی هستم و یک سری کارهایی را مخصوصا در حوزه ی اشتغال زایی جهادی با برخی از دوستان شروع کرده بودیم. یعنی از همان سال 85 ما تیم تخصصی راه انداختیم و در این وادی وارد شدیم، به طوری که خیلی از دوستانی که با ما بودند تصمیم گرفتند که رشته ی تحصیلی شان را در مقطع کارشناسی ارشد و در رشته ی کسب و کار و «کارآفرینی» بخوانند تا با تخصص و تسلط بیشتری بتوانند در حوزه ی اشتغال زایی روستایی، در مناطق محروم کار کنند. همچنین پس از اینکه دوستان فارغ التحصیل شدند، موسسه ای را  تحت عنوان ثمرات ارزش آفرینان تاسیس کردیم که فیلد اصلی کارش، اشتغال زایی روستایی در مناطق محروم کشور، با رویکرد کارآفرینی اجتماعی می باشد. به موازات تاسیس این موسسه، چند ساختار دیگر هم تشکیل شد، که مجموعه نخبگان اشتغال زاییِ اردوهای جهادی در گروه های مختلف را گرد هم آورد که موجب تجمیع تجربیات بین گروه ها بود و اتفاقات خوبی در آن افتاد.

با توجه به اینکه هیچ پشتوانه ی مالی، دولتی و حقوقی نداشتیم، توانستیم نزدیک به 400 نفر اشتغال زایی ایجاد کنیم

به طور کلی، چه قبل از تاسیس رسمی این موسسه، و چه بعد از آن، مجموعه ای که باهم فعالیت داشتیم، ودر شش استان کار می کردیم، توانستیم نزدیک به 400 نفر اشتغال زایی ایجاد کنیم، که با توجه به اینکه هیچ پشتوانه ی مالی، دولتی و حقوقی نداشتیم، با این شرایط، به نظرم آمار کمی به نظر نمی رسد.

برای مثال در یک روستا به نام داشلوجه، در شهرستان خدابنده ی زنجان، کارگاه خیاطی ای دایر شد که الان 60 نفر در آن مشغول به کارند و حتی مهاجرت معکوس پیش آمد و  افرادی که از آن روستا به تهران آمده بودند و در بازار تهران کارگری می کردند، برگشته اند و در روستای خود مشغول شده اند و در آنجا کار می کنند.  همچنین سعی کردیم تمام دغدغه مان، کارمان، تحصیلمان، زندگی مان، با هم همپوشانی داشته باشند و به همین دلیل در مقطع کارشناسی ارشد به رشته ی کارآفرینی روی آوردم.

همه ی مبانی غربی را به ما خوراندند

ولی متاسفانه، به دلیل ضعف نظام آموزش عالی کشور بود، یا عدم تطابق علایق و برنامه های ما با سیستم آموزش عالی، موجب شد تا از چیزی که در فوق لیسانس انتظار داشتیم تا کمک کار داستان ما شود، ایجاد نشد. یعنی در فوق لیسانس ما دو سال (البته من به خاطر پایان نامه ام سه سال)  تحصیل کردیم، و دیدیم که اکثرا همه ی مبانی غربی را به ما خوراندند، مبانی ای که شاید بتوان گفت نهایتا 25 درصد در کشور ما کارآیی داشته باشند، و بقیه ی آن تئوری هایی بود که از این گوش می آمد و از آن گوش می رفت. چیزهای اینطوری را در فوق لیسانس تجربه کردیم، ولی در پایان نامه، چه من و چه سایر دوستان، تصمیم گرفتیم که بیاییم روی این موضوع کار کنیم و در این زمینه تولید محتوا کنیم.

لطفا  به طور چکیده پایان نامه تان را توضیح دهید؟

سیاست گذاری که در سطح ملی برنامه ریزی می کند، فوق العاده از بهره برداری روستایی ما که در مناطق محروم کار می کند فاصله دارد

فلاحی: ما در 7-6 سالی که کار کردیم، این خلا را در سیاست گذاری های بخش اشتغال دیدیم که سیاست گذاری که در سطح ملی برنامه ریزی می کند، فوق العاده از بهره برداری روستایی ما که در مناطق محروم کار می کند فاصله دارد. اتفاقی که می افتد این است که می بینیم در یک طرف سیاست ها را طوری ارائه می کنند که همه چیز باید در یک بازه ی زمانی مشخص انجام شود و در یک شرایط خاص پیاده شود، که در بهینه ترین حالت دیده می شود که مثلا در یک سال ،طبق سیاستی که ابلاغ می شود، باید یک کسب و کار راه بیفتد، در صورتی که این اتفاق نمی افتد، و دلیل آن همان فاصله است.برای مثال یکی از خِبرگانی که من در پایان نامه ام به سراغ آن ها رفتم خانم دکتری است که در موسسه ی پژوهش های برنامه ریزی در جهاد کشاورزی که یکی از استراژیک ترین ارگان های ملّی در بخش اشتغال زایی روستایی می باشد، مشغول به فعالیت است. این خانم می گفت که من 8 سال است در اینجا نشسته ام، به من ماموریت نمی دهند که بروم و یک روستا را از نزدیک ببینم، و دارم برای روستای ندیده و نشناخته ام تصمیم گیری و برنامه ریزی می کنم، و خلاصه این فاصله آنقدر زیاد است که می بینیم در بعضی جاها آن تطابق و تجانسی که باید وجود داشته باشد، وجود ندارد.

از طرفی یک کار 10 متولی دارد، و از طرفی هنگام  عمل هیچ متولی ای ندارد.

برای مثال آقای بهمنی، رئیس بانک مرکزی، در ابتدای سال 92 در شورای عالی پول و اعتبار گفتند برای هر 10 میلیون تومان یک نفر ضامن معتبر کفایت می کند، ولی این اتفاق در کجای کشور افتاد؟ مثلا در شهرستان منوجان که ما در آن مشغول به کار هستیم، هنوز هم برای هر 5 میلیون تومان 2 نفر ضامن کارمند رسمی بدون هیچ سو سابقه و پیشینه ی ضمانتی می خواهد. فاصله زیاد است. از طرفی می بینیم که در بخش اشتغال 10 ارگان هستند که ادعای مسئولیت می کنند و اشتغال زایی را وظیفه ی خود می دانند، اما از طرفی دیگر، برای اینکه یک پروژه به نتیجه برسد، هیچ ارگانی مسئولیت را به گردن نمی گیرد.

در واقع با توجه به این مباحثی که فرمودید، باید گفت شما در پایان نامه به دنبال کشف موانع اشتغال زایی بودید

در کشور از طرفی موازی کاری وجود دارد، و از طرفی جزیره ای عمل کردن

فلاحی: دقیقا. من دیدم که در کشور از طرفی موازی کاری وجود دارد، و از طرفی جزیره ای عمل کردن.  یعنی وارد بخش اشتغال هستند و از عملکرد یکدیگر بی خبرند. به عبارتی عدم همگرایی و هماهنگی بین بخشی و بین دستگاهی وجود دارد. این مهم ترین معضلی است که آسیب آن را افراد روستایی می بینند.

در کشور ما مدل جامعی برای اشتغال روستایی وجود ندارد و الگوهای اشتغال زایی از سایر کشورها بدون بومی سازی انجام شده است.

چرا این اتفاق افتاد؟ چون در کشور ما مدل جامعی برای اشتغال روستایی وجود ندارد. الگوهایی که در بخش کسب و کار روستایی پیاده شده است، اکثرا کپی برداری از کشورهای خارجی بوده، (از بنگلادش، آمریکا، اسکاندیناوی، و…) که در کشور بدون هیچ بومی سازی انجام شده است. مدل جامعی وجود ندارد، و از طرفی هم عوامل به درستی شناسایی نشده اند. برای مثال، دولت می خواست بگوید که من اشتغال زایی می کنم، می گفت n میلیارد تومان بودجه به بانک‌های کشور تزریق می کنیم و به ازای هر 10 میلیون تومان یک فرصت شغلی ایجادخواهد شد. اما متوجه نبود که مشکل آن روستایی پول نیست، وام بانکی نیست، مثلا مشکل آن روستایی که در منوجان است، سند ملکی اش است، چرا که شما می بینید 700 کیلومتر مربع مساحت شهرستان است، و حتی 1 مترمربع از آن هم چه در شهر و چه روستا سند ندارد. شما بیایید و کل بودجه ی مملکت را در آن بانک بریزید، وقتی او وثیقه ندارد که در بانک بگذارد و نمی تواند برداشت کند فایده ندارد.

دائما در سیاست هایمان به طور مکانیکی عمل می کنیم

نتیجه چه شده؟ اینکه می بینیم 87 درصد از اعتبار تخصیصی به خزانه برگشت خورده است، یعنی جذب تسهیلات بانکی در جنوب کرمان تنها 13 درصد بوده است. یعنی عوامل به درستی شناسایی نشده و بنابراین نمی دانیم نقطه ی کور داستان کجاست که آنجا را درست کنیم و دائما در سیاست هایمان به طور مکانیکی عمل می کنیم، و پول تزریق می کنیم، که پول برگشت  و یا انحراف می خورد، یعنی بهره بردار بخش عمده ای از تسهیلات، کارمندان بانک بوده اند. یعنی تسهیلاتی که قرار بوده ارزان قیمت باشد که روستایی کشاورزی کند و تولید را بچرخاند و اقتصاد مقاومتی شکل بگیرد، چه شد و کجا رفت؟ من در پایان نامه ام این عوامل را شناسایی کرده ام که ببینم گره های کار در کسب و کار روستایی کجاست، و این عوامل اولویت بندی شده اند، که دولت الان باید کجا را اصلاح کند.

 این عوامل که شما به آن اشاره کردید یا اهم یافته های تحقیق شما، شامل چه مواردی می شود؟  

مهم ترین چیزی که در سیکل کسب و کار روستایی مورد نیاز است، این است که یک روستایی خودش را باور داشته باشد

تحقیقی که بنده داشتم با روش نظریه ی مبنایی کار شده است که بیس این روش مبتنی بر مصاحبه است. با انجام این مصاحبه ها، در نهایت عواملی که به دنبال آن بودیم به دست آمد. عوامل بررسی شده در این تحقیق در سه سطح قرار دارند: 1- شرایط علی، یا شرایط زمینه ساز، 2- عوامل میانجی (عوامل محوری) و 3- علّت ها.

 در بحث شرایط علی، یعنی زیربنای تعیین سطح، سه دسته عوامل را شناسایی کردیم که عبارتند از: عوامل زیرساختی، عوامل قانونی و عوامل فرهنگی و اجتماعی.

در این تحقیق محوری ترین عواملی که تحت عنوان عوامل محوری در گرندد تئوری (نظریه ی مبنایی) بر رون آن بحث شد، عوامل فردی بودند. به عبارتی مهم ترین چیزی که در سیکل کسب و کار روستایی مورد نیاز است، این است که یک روستایی خودش را باور داشته باشد، به خودش اطمینان داشته باشد،  نترسد، از اینکه اگر 2 بار پیش مسئول اداره ای رفت و به او نه گفتند، پا پس نکشد، بماند و ادامه بدهد.

این مشکلات را شما در آن منطقه می دیدید؟

نتیجه ای که استخراج شد، نتیجه ای بود که در تجربه ی چند ساله ام آن را لمس کرده بودم

فلاحی:  بله، عرض کردم تقریبا از سال 89 در آن منطقه ام، و تقریبا هر 2 ماه یکبار یک سفر 10 روزه به آنجا دارم و با خیلی از اهالی منطقه رفیق هستیم و با آن ها ارتباط نزدیک داریم. همچنین در دفاع پایان نامه ام، ارتباط و تطابق یافته هایم را با پیشینه ی نظری بررسی می کنم، اما چیزی که در خروجی کار برای خود من مهم است، این است که نتیجه ای که استخراج شده، نتیجه ای است که من آن را در تجربه ی چند ساله ام لمس کرده ام، و شخصا تاییدش می کنم. این عوامل در سطوح مختلف طبقه بندی شده اند و ما در مدل پایانی مان 9 دسته عوامل کلی را داشتیم، که در نهایت این ها با هم افزایی به تراکنشی می رسیدند که دو مسیر، الف) توانمندی فردی و اجتماعی است، و ب) سهولت راه اندازی کسب شکل می دادند که در واقع اشتغال کارآفرینی روستایی را در منطقه توسعه می دهند.

برای اینکه تصویر واضح تری از پایان نامه شما داشته باشیم، خواهش می کنم، اگر ممکن است در مورد پایان نامه با جزئیات بیشتری صحبت کنید. مثلا بگویید منظور از عوامل زیرساختی این 4 مورد است، منظور از عوامل قانونی این 5 مورد است و عوامل فرهنگی اجتماعی این 3 مورد را شامل می شود.

 فلاحی: در شرایط علی مان، سه دسته عوامل را داشتیم که عرض کردم.

مثلا عوامل زیرساختی ما شامل زیرساخت های عمرانی و تاسیساتی، زیرساخت های اطلاعاتی و ارتباطی، زیرساخت های مالی و اقتصادی، زیرساخت های ترویجی و آموزشی و زیرساخت های اداری و قانونی بود و هر کدام از این زیر ساخت ها شاخصه هایی دارند، مثلا در زیرساخت های عمرانی و تاسیساتی، یکی از عواملی که باید به آن توجه کافی شود، همین وضعیت مالکیت اراضی و مستند سازی آن است، که اسناد ملکی آن باید به دست افراد برسد و این زیربنایی ترین حالتی است که باید در آن سیکل دنبال شود یا  دسترسی به منابع انرژی و آبی (آب و برق و گاز و تلفن و انرژی) وجود ندارد و یا آب و برق هم خیلی محدود است، و حتی خیلی از روستاییان منطقه آب آشامیدن هم ندارند و برق بسیاری از روستاها در همین دهه ی اخیر کشیده شده است، و جاده و راه مشکلات خاص خودش را داردکه باید در رابطه با این موضوع تدبیری اندیشیده شود.

زیر ساخت های اطلاعاتی و ارتباطی روستایی، اگر اشتباه نکنم  تنها در 19 روستا از شهرستان فعال شده است، در صورتی که شهرستان منوجان 268 پارچه آبادی دارد، که این زیر ساخت های ارتباطی، نسبت به کل روستاها خیلی کم است.

در رابطه با زیرساخت های حمل و نقل، در شهرستان های کویری مثل منوجان در جنوب کرمان، فاصله ی روستاها خیلی زیاد است. به عبارتی لازم است زیرساخت حمل و نقلی وجود داشته باشد که افراد بتوانند به مراکز جمعیتی راحت تردد کنند و این زیر ساخت های نامناسب حمل و نقلی هم به نوبه ی خود محدودیت هایی را ایجاد می کند.

در بحث عوامل فرهنگی- اجتماعی مواردی که جز شد، عوامل خانوادگی و عوامل جمعیت شناختی بود.

در بعضی از روستاها می بینیم هنوز همان نظام ارباب رعیتی حاکم است، و حتی یک سری از آدم‌ها و طوایف خودشان را غلام فرض می‌کنند

عوامل خانوادگی به این بر می گردد که وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده ی فردی که بخواهد وارد حوزه ی کسب و کار شود چگونه است، و اینکه آیا مردم این خانواده را به عنوان یک خانواده ی مطرح می شناسند، یا آنکه آن خانواده، یک خانواده ی توسری خور بوده است. مثلا در شهرستان منوجان یا قلعه گنج  در بعضی از روستاها می بینیم هنوز همان نظام ارباب رعیتی حاکم است، و حتی یک سری از آدم‌ها و طوایف خودشان را غلام فرض می‌کنند.آن غلام اصلا به خودش اجازه نمی دهد و چنین نگرش و باوری در دورنش وجود ندارد که بخواهد برود و کسب و کار راه بیندازد. وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده خیلی مهم است، برای اینکه درک و همکاری و حمایت خانواده را در پی دارد.

عوامل جمعیت شناختی را هم بفرمایید.

فلاحی: عوامل جمعیت شناختی بیشتر شامل بحث سن، جنس، و سطح سواد، مذهب و  بحث های اینچنینی است که محیط بر کسب و کار است. مثلا در شهرستان منوجان اکثر افراد شیعه هستند، ولی مثلا روستایی وجود دارد که اهالی آن اهل تسنن هستند که باعث می شود برای ارتباط گیری با فضای کسب و کار محدودیت هایی به وجود آید. برای مثال خود ما می خواستیم در سراوان تجارت خرما کنیم و یک نفر فرستادیم که برود آنجا و خرما‌ها را بخرد و بیاورد، ولی سنّی ها به پایش تیر زده بودند، که ما با شیعه ها معامله نمی کنیم و … . سطح سواد هم بسیار مهم است. برای مثال یکی از مصاحبه شونده ها می گفت که سطح سواد بر روی فرهنگ مردم تاثیر می‌گذارد، و برای مثال اگر بخواهیم یک شرکت تعاونی بزنیم، اگر مردم تحصیلات و سواد حتی در حد خواندن و نوشتن داشته باشند، ، بهتر می توانند درک کنند که من چه می‌گویم.

نوعی شهرزدگی و مصرف گرایی در روستاها به وجود آمده است

در بحث سرمایه ی اجتماعی جامعه‌ی روستایی مان، ما تعهد اجتماعی و  اصالت فرهنگی اهالی را رصد کردیم. به نظرم اصالت فرهنگی روستا خیلی مهم است، چرا که بافت روستایی کشور ما از ابتدا بافتی بوده که آدمی که در آن بوده، از ابتدا اهل کار بوده است. یعنی وقتی من در خانواده ای در یک روستا به دنیا می‌آمدم، موظف بودم بروم سر زمینم و کار کنم، چه بخواهم و چه نخواهم، زندگی این را به من القا می کرد. الان می بینیم چه اتفاقی افتاده؟ ارتباط روستاها با شهر زیاد شده و شهرزدگی در روستاها به وجود آمده است، یعنی روستاها مصرف گرا شده اند. برای مثال در همین منوجان من روستایی را می شناسم که تخم مرغشان را هم از شهر می خرند، نانشان را هم از شهر می خرند. ولی اگر اصالت فرهنگی روستا حفظ شود، به کارآفرینی که می‌خواهد در روستا کار کند، کمک می کند تا راحت تر بتواند کار کند.

اگر موافق باشید، عوامل قانونی را هم توضیح دهید و پس از آن به سراغ عوامل میانجی و 9 عامل یا علت برویم.

قانون ها متناسب با مقتضیات محلی نیستند

فلاحی: عوامل قانونی که داشتیم بحث قوانین و مقررات اقتصادی بود، که چنانچه عرض کردم به خاطر فاصله ی قانونگذار و بهره بردار، تفاوت ها زیاد است، یعنی مثلا می بینیم در بحث ما، قانون بهبود فضای کسب و کار را تصویب کرده اند، ولی در شهرستان هیچ اتفاقی نیفتاده است، یعنی اصلا این قانون برای آن روستا طراحی نشده، بلکه برای تهران طراحی شده است. یعنی در فضای قانونی ما، یک قانون ثابت را برای کل کشور می بندند،و یک تجویز ثابت برای کل کشور ارائه می دهند، در صورتی که تفاوت های زیرساختی اش را نمی بینند. مثلا در بحث منابع طبیعی، من اگر بخواهم در منوجان یک زمین منابع طبیعی را بگیرم، در واقع دارم بیابان خدا را آباد می کنم، و دولت باید به خاطر این کار به من بها بدهد، امتیاز بدهد، و تشویقم کند، ولی اگر در شمال از منابع طبیعی زمین بگیرم، دارم جنگل را خراب می کنم. این ها تفاوت دارند، در صورتی که قانون یکی است، همان بوروکراسی که باید من در جنوب کرمان طی کنم تا بیابان بگیرم، همان بوروکراسی را باید در شمال طی کنم تا جنگل بگیرم. این قانون ها به نظرم متناسب با مقتضیات محلی نیست.

شفافیت در دستورالعمل ها وجود ندارد

از طرف دیگر شفافیت در دستورالعمل ها وجود ندارد. برای مثال در آخر سال 90، شورای عالی توسعه ی بخش کشاورزی به ریاست آقای رحیمی تشکیل شد و به شهرستان ها نیز ابلاغیه ارسال شد که فرماندار هر شهرستان باید کمیسیون توسعه ی بخش کشاورزی را تشکیل دهد و خود فرماندار هم باید رئیس آن شورا باشد. با این حال در بخشنامه گفته نشده بود که این کمیسیون چه کار باید کند، حوزه ی اختیاراتش چیست.  بعد، مثلا در بخشنامه ی بعدی با کمی شفافیت بیشتر به فرماندار اختیاراتی داده بودند، ولی آن بخشنامه با بخشنامه ی اداره‌ی آب تناقض داشت، و عملاً اختیاری که به فرماندار داده بودند، هیچ کارایی ای نداشت. ضمن اینکه در بسیاری از موارد کارشناس هایی که در محل هستند، به دلیل اینکه سطح تحصیلات شان پایین است، نتوانسته اند دستورالعمل را بفهمند، و اگر امتیاز و تسهیلاتی که به شهرستان رسیده است، به خاطر اینکه کارشناس آن را درک نکرده، استفاده نشده است.

متاسفانه قوانین متناسب با شرایط محلی دیده نمی شود

ضوابط بانکی هم داستان خاص خودش را دارد، مثلا ما در شهرستان های محرومی مثل منوجان یا در خدابنده‌ی زنجان شاهد هستیم که اسناد ملکی وجود ندارد و زمین ها وقف هستند.کل کارمند های شهرستان منوجان با در نظر گرفتن کارمندان اداره ی آموزش و پرورش  تنها 1500 نفر هستند. 1500 نفر در مقابل هفتاد هزار نفر جمعیت. در قانون بانکی نیز آمده است که کارمندی که می خواهد ضامن شود ، نباید هیچ پرونده ی ضمانتی قبلی ای داشته باشد. بنابراین حتی اگر با اصل لانه کبوتری هم حساب کنیم، شرایط جور نمی باشد. یعنی متاسفانه قوانین متناسب با شرایط محلی دیده نمی شود. یا مثلاً بانک مهر اقتصاد که عامل بانکی طرح اقتصاد مقاومتی است، نزدیک ترین شعبه ی آن در جیرفت است که با منوجان 200 کیلومتر فاصله دارد، و در شرایط وامش می گوید که وثیقه ای که به بانک معرفی می شود، باید برای جیرفت باشد، نه برای منوجان. ضمن اینکه حتی اگر سند هم گیر بیاوریم، که سخت گیر می آید، کارشناس بانک ارزش سند را حداکثر 50 درصد حساب می کند. برای اینکه اگر نتوانستی پول بانک را پس بدهی، سریعا بتواند آن را در مزایده بفروشد و به پول تبدیل کند. یعنی می بینیم اولا در منوجان سند نیست، ثانیا ارزش سندی که وجود دارد بسیار پایین هست، و ثالثاً کارشناسی که وجود دارد قیمت آن سند را پایین تر هم می کند و همه ی این ها دست به دست همدیگر می دهند که وام در نهایت به دست بهره بردار اصلی اش نرسد. این هم ضوابط بانکی.

در روستاهایی که بررسی کردم، اختلافات طایفه ای زیاد و ارتباطات اجتماعی روستاییان ضعیف بود

در عوامل فرهنگی و اجتماعی، دو موضوع دیگر هست که به نظرم مهم است گفته شود؛ یکی بحث ارتباطات اجتماعی است، چه ارتباطات درون روستایی و چه ارتباطات برون روستایی. به عبارتی فرد بتواند با فامیل و طایفه اش ارتباط برقرار کند، که متاسفانه در بعضی از روستاهای شهرستان منوجان، اختلاف طایفه ای زیادی (در حد کشت و کشتار) وجود دارد و این ارتباطات اجتماعی ضعیف است. و اگر فرد بتواند روابط اجتماعی اش را (چه درون محلی و چه فرا محلی) بسط دهد، می تواند برای خودش کسب و کاری را ایجاد نماید.

در بحث زیرساخت ها، زیرساخت های آموزشی و ترویجی مهم است، که در منطقه خیلی ضعیف است. به عبارتی دیگر، خیلی از روستاها فضای تحصیلی رسمی مثل مدارس را ندارند، و حتی آن هایی هم که دارند خیلی ضعیف اند. همچنین فضاهای غیر رسمی مثل مراکز آموزش فنی و حرفه ای یا آموزشگاه های آزاد در منطقه خیلی محدود است.

صندوق های ضمانت سرمایه گذاری، حضور فعالی در مناطق محروم ندارند

همچنین اگر بخواهیم در مورد زیرساخت های مالی و اقتصادیش صحبت کنیم، باید بگوییم که پوشش خدمات بیمه ای در منطقه ی منوجان خیلی ضعیف است و صندوق های ضمانت سرمایه گذاری، حضور فعالی در مناطق محروم ندارند و عمده ی خدمات آن ها در حوزه‌ی کلان شهر‌ها می‌چرخد.

میشه بفرمایید از لحاظ نظری طرحتان چه مفاهیم جدیدی را به علوم اجتماعی اضافه کرده است، یا چه سود و فایده ای برای جامعه داشته است و اینکه به اصطلاح چطور می شود از این تجربه ای که در این چند ساله داشتید استفاده و بهره برداری کرد؟

در مدل استخراجی مان، ادبیات موضوع را چند قدمی پیش بردیم

فلاحی: تحقیق من با روش گروندد تئوری کار شد و زمانی از این روش استفاده می شود که نظریه های قبلی نتوانند یک موضوع را به طور کامل تبیین کنند. و در واقع این روش وقتی استفاده می شود که مبانی نظری یک موضوع محدود باشد. در این پروژه هم ما همین جریان را داشتیم و به دنبال یک مدل بومی در کشور بودیم، چیزی که خیلی کم به آن پرداخته شده و اگر هم به آن پرداخته شده است، این منابع در دسترس نبودند. بنابراین در تحقیقم، نظریات قبلی را مطالعه کردیم که البته بیشتر آنها خارجی بودند. نزدیک به 100 منبع در این تحقیق مطالعه شد که البته 80 منبع ادبیاتی بود و موضوع را بررسی می کرد و20 منبع هم مربوط به روش تحقیقی بود. در ادبیات مطالعه شده، دیدیم که یک سری عوامل و مواردی که ما در کشور داریم دیده نمی شود یا به آن توجه نشده است. بنابراین در مدل استخراجی مان، ادبیات موضوع را چند قدمی پیش بردیم و یک سری عواملی را که در تحقیقات پیشین به آن توجه نشده بود، در این تحقیق مورد اشاره قرار گرفتند که خدمت شما عرض کردم. مثلا در بحث عوامل اقتصادی، شرایط مالی، تامین مالی و بحث های بانکی، می بینید که بانک مرکزی تصویب کرده است که به ازای 10 میلیون تومان وام، تنها 1 ضامن لازم است ولی شعبه ی محلی به ازای 5 میلیون 2 ضامن می خواهد و این مصوبه را اجرا نمی کند. مشکل عدم اجرای این مصوبه این بود که ابلاغیه ای از مرکز صادر شده و به دست آن شعبه رسیده این است که در آخر آن ابلاغیه، تبصره ای وجود دارد که در آن کلیه ی مسئولیت معوقات این تسهیلات را بر عهده ی مدیر شعبه قرار می دهد و مدیر شعبه وقتی می بیند قرار است این همه مسئولیت را بپذیرد، سفت تر می گیرد که مشکل شخصی ای برای خودش پیش نیاید. این است که خود آن بخشنامه ایراد دارد، یعنی عملا خود آن بخشنامه و ابلاغیه مانع تراشی می کند. این گونه ظرایف کار خیلی وقت ها دیده نمی شود

تحقیق تان از نظر عملی و اجرایی چه فایده ای می تواند برای توسعه ی روستایی داشته باشد؟

تا وقتی اطلاعات خامی نباشد، این داستان ها آب در هاون کوبیدن است

فلاحی: چیزی که می تواند مهم ترین خروجی این کار باشد، تقریب سیاست های بخش اشتغال و اشتغال روستایی با مقتضیات محلی می باشد. به عبارتی این تحقیق باعث می شود تا سیاست گذاری مان را بهینه کنیم و از این حالت مکانیکی فعلی درش بیاوریم و مولتی آیتمش کنیم. اینکه بگوییم چه مولفه هایی است و به چه چیزهایی باید پرداخته شود و به چه چیزهایی پرداخته نشود و اینکه اولویت بندی ها چه چیزی است. به نظرم مهم ترین خروجی این کار می تواند این نکته ای که عرض کردم باشد.

ضمن اینکه من در آخر پایان نامه ام نزدیک 20 سیاست پیشنهادی را بر اساس یافته هایم آورده ام، که چه سیاستی باید اتخاذ شود و متولی این سیاست چه دستگاهی است، یا مثلا فرمانداری، جهاد کشاورزی، وزارت کار و… هر کدام کجای پازل باید بازی کنند. به نظرم نکته ای که خیلی ضعف است و اولویت دارد که به آن پرداخته شود، همین زیرساخت های اطلاعاتی و پژوهشی است. بنابراین لازم است شما مبنای اطلاعاتی را در منطقه داشته باشید تا یک پله به بالاتر بیایید و تحلیلش کنید و تا وقتی اطلاعات خامی نباشد، این داستان ها آب در هاون کوبیدن است.

۱ دیدگاه

    فاطمه حجت زاده :

    باسلام و خسته نباشید موضوع پایان نامه من
    /
    ……………..ثصعتا یس سس

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه