ما و جامعه مصرفی

زمان انتشار: ۱۴:۰۱ ۱۳۹۰/۱۰/۲۹

به صرف ظاهر اقتصادی این شعارها نباید دچار اقتصادزدگی در نظر و عمل شویم و تاکیدات فرهنگی و علمی ایشان را فراموش کنیم، بویژه اینکه ایشان هم با طرح عنوان “الگوی جامع” به تمامی ابعاد نیازهای کشور توجه داشته و جهاد علمی در تمامی زمینه ها را بارها و بارها مقدم بر همه چیز دانسته اند. ایشان بخصوص در حوزه نظریه پردازی در علوم انسانی کوشیده اند تا به موازات پیشرفت علوم مهندسی و تکنولوژیک کشور، علوم انسانی و پشتوانه های نظری برای پیشرفت هم حاصل آید.

سال 1390 به عنوان سال جهاد اقتصادی، ادامه تاکیدات با صبغه
غالبا اقتصادی مقام معظم رهبری در دهه پیشرفت و عدالت است که در قالب شعارهای
مختلف از جمله “اصلاح الگوی مصرف”، “پیشرفت و عدالت”،
“اقتصاد مقاومتی”، “الگوی جامع پیشرفت” و نهایتا “جهاد
اقتصادی” مطرح شده اند. البته در این باره باید دو نکته را مد نظر داشت، نخست
اینکه به صرف ظاهر اقتصادی این شعارها نباید دچار اقتصادزدگی در نظر و عمل شویم و
تاکیدات فرهنگی و علمی ایشان را فراموش کنیم، بویژه اینکه ایشان هم با طرح عنوان
“الگوی جامع” به تمامی ابعاد نیازهای کشور توجه داشته و جهاد علمی در
تمامی زمینه ها را بارها و بارها مقدم بر همه چیز دانسته اند. ایشان بخصوص در حوزه
نظریه پردازی در علوم انسانی کوشیده اند تا به موازات پیشرفت علوم مهندسی و
تکنولوژیک کشور، علوم انسانی و پشتوانه های نظری برای پیشرفت هم حاصل آید.

دوم آنکه علیرغم تاکید ایشان روی موضوعات ریز کاربردی مثل
اصلاح الگوی مصرف، باز هم می بینیم که برداشت هعای حداقلی از این تعابیر همچنان
غلبه دارد و عده ای دچار کج فهمی و کم فهمی اند. در این باره باید توجه کرد که
اصلاح الگوی مصرف نه بمعنای حداقلی(صرفه جویی و پرهیز از اسراف) بلکه به معنای
بهبود فرهنگ مصرف است که شامل مواردی از قبیل زیر می شود:

1- صرفه جویی که در آیین اسلام بر آن تاکید بسیار شده و ابعاد
آن برای همه آشکار است.

2- تغییر الگوی فرد محور و مصرف گرا که مختص جوامع توسعه
یافته است که تلاش مجریان شان بر آنست که کالای تولید خود را که حاصل دهه های
متعدد صنعتی سازی کشور است به مصرف عموم برسانند تا عرضه و تقاضا متوازن شود،

3- تغییر گرایش مصرف کالاهای خارجی به تولیدات داخلی.

در رابطه با مورد دوم و تغییر الگوی مصرف غربی که بر مبنای
مصرف هر چه بیشتر است، کافی است موضوع بنزین و حمل و نقل عمومی را در تهران مثال
برنیم. آنهم در شرایطی که طرح هدفمند سازی یارانه ها از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی
ارائه شد و نخستین گام برجسته عملی در زمینه اصلاح ساختار اقتصادی ایران که قسمت
عظیمی از آن به موضوع سوخت و اصلاح مصرف آن بر می گردد در مرحله اجراست، با رعایت
نکاتی چون: 1- تغییر الگوی مسافرت درون شهری مردم از اتومبیل شخصی به وسائط حمل و
نقل عمومی 2- تغییر الگوی خرید خودروهای شخصی از پر مصرف به کم مصرف 3- سیاست
گذاری مدیران برای تغییر الگوی مصرف سوخت از بنزین به گاز مایع 4- اجرای طرح کلان
و جسورانه ای چون سهمیه بندی بنزین می توان موجبات هدفمندی و قانونمندی مصرف فراهم
آورد.

موضوع هماهنگی مردم و مسئولان و یا تقاضا و عرضه در مساله
تغییر الگوی مصرف زمانی مهم می نماید که بدانیم چگونه کشوری صنعتی چون امریکا در
حل این ماجرا بازماند و شرکتهای بزرگ تولید خودروی این کشور به مرز ورشکستگی
رسیدند. در امریکا و بتبع از بازار جهانی خودرو زمانی که افزایش قیمت ناگهانی بنزین
و دیگر فراورده های نفتی پیش آمد بازار مصرف سریع تر از تولید کنندگان انعطاف نشان
داد و مردم به یکباره از خرید خودروهای پر مصرف امریکایی روی گردانده و به
خودروهای کم مصرف ژاپنی روی آوردند، در نتیجه این تولید کنندگان امریکایی بودند که
ضرر کردند. در کشور ما هم با اجرای طرح سهمیه بندی مردم ناگهان از اتومبیل های
مختلف دل کنده و به خودروی پراید که تنها ویژگی مثبت اش مصرف بالنسبه کمتر است روی
آوردند و در نتیجه شاهد بودیم که سایپا افزایش سود داشت و ایران خودرو که نمی
توانست بازار را به خوبی مدیران سایپا درک و تامین کند، از قافله باز ماند.

لذا ساماندهی “الگوی مصرف” و بالتبع آن “الگوی
تولید” امری است مهم که ما تاکنون از آن غافل بوده ایم، و اینجاست که پای
اصلاح “الگوی آموزشی” هم به میان می آید. سالها پیش از مدیر عامل ایران
خودرو پرسیدند چرا ما که فعالیت صنعتی در زمینه خودرو را همزمان با کره جنوبی و با
کپی برداری از انگلستان آغاز کردیم همچنان همان پیکان را تولید می کنیم در حالیکه
آنها که از ژاپن کپی برداری کردند حالا هیوندا و دوو تولید می کنند؟ او هم پاسخی
بدین مضمون داده بود که به نظر شما آیا فقط من و کارخانه ام عقب مانده ایم؟ بروید
و ببینید که دانشگاه های شما هم پیکانی است و استادتان هم همین طور. آنها دانشجوی
پیکانی تولید می کنند و مهندس پیکانی به من تحویل می دهند. من هم با مهندس پیکانی
نمی توانم چیز بهتری به شما تحویل بدهم!

این مشکل فرهنگی ما، بیش از آنکه به صنعت مربوط باشد، به
خود جامعه به طور عام و دانشجویان به طور خاص بر می گردد. دانشجوی مهندسی شیمی ما که
افتخارش مصرف محصولات بهداشتی و آرایشی خارجی و کمد خوابگاهش انبانی از محصولات
نیوه آ و امثالهم است، دانشجوی مکانیک ما که در حسرت اتومبیل های تولید ژاپن و
آلمان، عکسهای مجله ماشین (که بیش از آنکه مجله علمی و آموزشی باشد، نشریه زرد تبلیغاتی
و حسرت آفرین است) را تورق می کند، دانشجوی الکترونیک ما که نیمی از وقت کلاس را
به بازی با مبایل نوکیا سری فلان و امثالهم می کند، دانشجوی مهندسی کامپیوتر ما که
امتیازش نسب به دیگران، در سرعت دستیابی به نسخه های دانلودی نرم افزارهای خارجی و
در بهترین حالت توانایی هر چه بیشتر در شکستن قفل آنهاست، آیا متوجه نیست که این
مصرف کالاهای خارجی است که مانع از گسترش هر چه بیشتر کارخانه های داخلی و عدم جذب
متخصصان در بازار کار می شود؟ همین آقای مهندس به محض فارغ التحصیلی فریاد می کند
که آی بخش خصوصی و دولتی، بیایید که من مهندس شدم! مرا دریابید و استخدام کنید!
(همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم) اینجاست که باز به ضرورت اصلاح الگوی
مصرف می رسیم و تسلسل منطقی این مسائل ظاهرا بی ارتباط (اصلاح الگوی مصرف، اصلاح
الگوی تولید و اصلاح الگوی آموزشی) شکل می گیرد. فارغ التحصیل دانشگاه های ما
انتظار دارد تا سریعا مشغول کار در کارخانه ای شود، بی آنکه بپذیرد که همان الگوی
غلط مصرف اوست که کارخانه ها را ورشکست کرده است. در حالی که دانشجوی امریکایی و
اروپایی اولا چنین انتظاری از بازار اشتغال ندارد، دوما خود بدنبال ایجاد فرصت و
اشتغال سازی جدید است.

اینها مسائلی است که توجه به آن در بسط موضوع “اصلاح
الگوی مصرف” می تواند رهگشای کار ما باشد وگرنه نگریستن به موضوع مذکور از
دریچه “صرفه جویی” و تیزرهای “هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی
خاموشی” راه به جایی نخواهد برد، که اگر قرار بر روال گذشته بود، هیچ نیازی
به نامگذاری سال 88 بدین نام احساس نمی شد و همان آگهی های تلویزیونی کافی می بود!
در کنار این استراتژی های آموزشی و صنعتی، راهکارهای اقتصادی در محدودیت ورود
کالاهای خارجی، تلاش در جهت خودکفایی و ارتقای مزیت نسبی تولیدات داخل، همچون بازی
با ارزش ارز ملی در قبال ارزهای خارجی تاثیرات مهمتری دارد که خود مجال دیگری را
می طلبد.

آنچه در پیش رو داریدپرونده «جامعه مصرفی» است که قصد دارد به موضوع مصرف گرایی از منظر علوم اجتماعی بپردازد. 

در این پرونده خواهید خواند:

جامعه مصرفی و منتقدان آن: بررسی سیر تحولات نظریات جامعه شناسانه نقد مصرف گرایی

فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ انقلابی: جامعه شناسی مصرف در ایران در گفتگو با دکتر ابراهیم رزاقی 

نگاهی به تاکیدات رهبری در حوزه اصلاح الگوی مصرف 

ما و جامعه مصرفی 

به هم ریختن الگوهای مصرف: نقد جامعه شناسانه مصرف گرایی در جوامع امروزین 

ما و ستاد فرماندهی جامعه مصرفی: پیشنهادهایی برای مواجهه با رسانه های سرمایه داری 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه