شانتال موف در این مقاله محدودیت‌های گونه‌ای از پلورالیسم را نشان می‌دهد که در دو کتاب «لیبرالیسم سیاسی» و «قانون ملل» جان راولز معرفی شده است.

محدودیت‌های پلورالیسم جان راولز

نویسنده:

منبع: ترجمان

زمان انتشار: ۱۶:۲۷ ۱۳۹۳/۰۷/۱۲

جامعه آرمانی راولز جامعه‌ای است که سیاست از آن حذف شده است. مجموعه‌ای از مفاهیم لیبرال عدالت که توسط شهروندان عاقل و معقول و کسانی که براساس آن اصول و دستورات عمل می‌کنند به صورت متقابل به رسمیت شناخته شده ‌است. احتمالاً آنها برداشت‌های متفاوت و حتی متضادی از خیر دارند، اما آن [تفاوت‌ها] صرفاً مسائل خصوصی‌اند و در زندگی عمومی دخالت نمی‌کنند.


چکیده: این مقاله کاستی‌ها و محدودیت‌های گونه‌ای از پلورالیسم را نشان می‌دهد که در دو کتاب لیبرالیسم سیاسی و قانون ملل جان راولز معرفی شده است. مطابق این بحث، راولز وضعیتی کاملاً سیاسی را با این ادعا که افتراق میان امر مشروع و نامشروع توسط عقلانیت و اخلاق تعیین می‌شود، انکار می‌کند. طردها با توجیهی عقلانی ارائه شده و بُعد خصمانه (آنتی‌گونیستیک) سیاست به رسمیت شناخته نمی‌شود. این مقاله همچنین با «آرمان‌شهر واقع‌گرایانه » راولز مخالفت می‌کند؛ ادعایی که علی‌رغم ارجاع به جوامع سلسله مراتبی نجیب، به جهان‌شمول تلقی کردن مدل لیبرالی غربی می رسد.

بخشی از مقاله:
جامعه آرمانی راولز جامعه‌ای است که سیاست از آن حذف شده است. مجموعه‌ای از مفاهیم لیبرال عدالت که توسط شهروندان عاقل و معقول و کسانی که براساس آن اصول و دستورات عمل می‌کنند به صورت متقابل به رسمیت شناخته شده ‌است. احتمالاً آنها برداشت‌های متفاوت و حتی متضادی از خیر دارند، اما آن [تفاوت‌ها] صرفاً مسائل خصوصی‌اند و در زندگی عمومی دخالت نمی‌کنند. تضاد منافع در مورد موضوعات اقتصادی و اجتماعی(اگر همچنان رخ می‌دهد) به آرامی با گفت‌وگو درون چارچوب توجیه عمومی و با استناد به اصول عدالت که مورد تایید همگان قرار گرفته است، رفع می‌شود. اگر فردی نامعقول و غیر عقلانی به مخالفت با وضعیت امور اجتماعی بپردازد و قصد برهم زدن اجماع را داشته باشد؛ باید -به اجبار- وادار به اطاعت از اصول عدالت شود. راولز با روشی نسبتاً ریاکارانه ادعا می‌کند، با توجه به اینکه افراد فوق کسانی‌اند که غیرمعقولانه عمل می‌کنند؛ این نوع اجبار سرکوب و ظلم محسوب نمی‌شود. این امر به او اجازه می‌دهد تا به این نتیجه برسد که لیبرال‌ها می‌توانند مخالفان خود را چنان که او می‌گوید «بدون سرزنش» به زور مجبور [به اطاعت] کنند.

تصور می‌کنم این روش برای یک کثرت‌گرای لیبرال که انتظار رسیدن به جامعه‌ای بسامان را دارد بسیار مشکل‌آفرین خواهد بود. به نظر من مشکل در برداشت ناقص راولز از سیاست نهفته است که صرفاً به تخصیص منافع میان رقبایی که آماده پذیرش راه‌حلی عقلانی‌اند، تقلیل می‌یابد. چراکه او معتقد است می‌توان منازعات و درگیری‌های سیاسی را به کمک برداشت خاصی از عدالت -که به ایده «مزیت عقلانی افراد » در چارچوب الزامات ناشی از امر معقول برمی‌گردد- رفع کرد. براساس نظریه او شهروندان به مثابه افراد آزاد و برابر به خیرهای یکسانی نیاز دارند، زیرا برداشت آنها از خیر (که می‌تواند متفاوت و متمایز باشد) نیازمند ترقی و پیشرفت تقریبی آنان در خیرات اولیه‌ ی یکسان است. خیراتی چون آزادی‌ها، فرصت‌ها، حقوق اساسی یکسان و اهداف همگانی نظیر درآمد و ثروت و زمینه‌های اجتماعی عزت نفس که از همه خیرات دیگر حمایت می‌کند. بنابراین هنگامی که پاسخی منصفانه برای توزیع این خیرات اولیه پیدا می‌شود، رقابتی که قبلاً در حوزه سیاسی وجود داشت از میان می‌رود. علاوه بر این، فرض امکان دسترسی به توافق بر سر عدالت، سناریویی با این پیش‌فرض است که بازیگران سیاسی تنها توسط آنچه به عنوان مزیت عقلانی خود می‌بینند، هدایت می‌شوند. احساسات از قلمرو سیاست حذف می‌شوند و این قلمرو به عرصه‌ای بی‌طرف برای منافع رقیب تقلیل می‌یابد. همان‌گونه که برخی از منتقدان راولز هم اشاره کرده‌اند، او آشکارا مجبور به حذف پدیده حسادت از مدل خود بوده‌است. چیزی که به راستی کل ساختار او را بی‌ثبات کرده است. مفهوم امر سیاسی در ابعاد خصمانه آن در چنین رویکردی کاملاً از دست رفته‌است. در واقع لیبرالیسم سیاسی دقیقاً دردکشیدن برای از میان بردن رقابت‌ها است. جامعه‌ بسامانی که لیبرالیسم سیاسی ارائه می‌کند، جامعه‌ای است که در آن خصومت، خشونت، زور و سرکوب از میان رفته‌است. اما این تنها از آن رو است که آنها [خصومت و …] را از طریق کاربست ترفندی هوشمندانه پنهان کرده‌اند: تمایز میان پلورالیسم ساده و معقول. طردها اینگونه توجیه می‌شوند که محصول کاربست آزادانه توجیه عمومی‌‌ای اند که محدوده یک اجماع ممکن را مشخص می‌کند. حذف یک دیدگاه از آن رو است که عقل آن را ایجاب می‌کند. در این روش، عقلانیت کلید حل «تناقض لیبرالیسم » است: چگونه در حالی که مخافان را حذف می‌کنید همچنان بی‌طرف باقی می‌مانید؟

متن کامل مقاله را در فرمت pdf از اینجا  دریافت کنید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه