مدیریت جهادی با عقلانیت و کرامات انسانی

نویسنده:

منبع: سایت قم-همسو

زمان انتشار: ۱۳:۲۴ ۱۳۹۲/۰۳/۸

اگر روحیه جهادی داشتن و فکر خدا و مردم بودن و اجابت حق الله و حق الناس کردن و به طور کلی، تحقق الگوی مدیریت اسلامی در مدیریت سالهای گذشته کشور در حوزه های مختلف، باعث دستاوردهای درخشان در کشور شد که اوج آن را می توان در دوران جنگ و مدیریت جنگ حضرت امام و دستاوردهای کلان کشور در دوره مدیریت کلان مقام معظم رهبری دید، ضعف در برخی مدیران سه قوه و مدیران میانه و خُرد کشور در طول سالهای گذشته، آفت ها و موانعی را بر سر راه انقلاب ایجاد کرده است.

مقدمه

عصری را که در آن زندگی می­کنیم، عصر پیچیدگی، تحول و تغییر نامیده­ اند. سازمان­ ها در چنین عصری همواره در دو لبه نظم و بی ­نظمی قرار دارند و دائم بین دو حالت تغییر و ثبات در رفت ­و آمدند. حرکت سازمان ­ها و نهادهای مدیریتی از توجه صرف به مولفه ­هایی همچون عقلانیت، علم ­محوری و تخصص­گرایی و… که در رویکردهای سنتی مدیریت بدان تاکید می ­شد به سمت توجه به معنویت، رعایت اخلاقیات و ارزش­ های انسانی توام با عقلانیت در حرکت است.

بسیاری از مدیران، معنویت را به عنوان منبعی پایدار برای سازمان ­ها دانسته ­اند که می­ تواند به آنها در زمان­ های پرتلاطم و آشوب­ زده و تعارضات گوناگون یاری رساند و تناقضات میان نظم و بی ­نظمی و اختلال را در سازمان ها حل ­و فصل کند. توجه به معنویت در مبانی دینی و اسلامی نیز به شدت مورد تاکید بوده و امروزه با پیشرفت­ های علم مدیریت تاثیر معنویت بر شاخص­ های کارآمدی و کارایی، سلامت سازمانی، خدمت ­دهی مناسب، بهره­ وری، تکریم و… بر هیچ­کس پوشیده نیست. در این نوشتار می کوشیم تا اهمیت معنویت در سازمان­ ها و مدیریت در سطوح مختلف و تاثیرات معنویت در کارآمدی و کارایی سازمان­ها را در ذیل الگوی مدیریت جهادی مورد تحلیل قرار دهیم.

1- الگوی مدیریت جهادی؛ الگویی برخواسته از نظام فکری اسلامی و تجربیات جهانی

مدیریت جهادی چیزی جدا از سایر مدیریت ها نیست ولی تفاوت اصلی آن با سایر نظام های مدیریت، پیش فرض ها و مبانی فکری مدیریت اسلامی است. برای مثال، کسب سود در مدیریت اسلامی و سایر نظام های مدیریت دارای اهمیت می باشد . ولی در سایر نظام ها حصول حد اکثر سود به عنوان هدف اصلی مطرح است، ولی در مدیریت جهادی سود به عنوان وسیله محسوب می شود. البته کسب سود حتی در مقیاس وسیع و کلان مذموم نیست و اگر از طریق قانونی ، شرعی و با زحمت وتلاش به دست آید جزء عبادات و فضیلت ها محسوب می شود . بنابر این مدیریت جهادی را نباید در مقابل سایر نظام های مدیریت قرار داد، بلکه مدیریت اسلامی بر شانه های مبنی فکری اندیشه اسلامی از سایر نظریه های مدیریت استقبال می کند و درس ها می آموزد.

2- فرهنگ و مدیریت جهادی

فرهنگ جهادی یک مفهوم کلی است که از جمله مصادیق آن دین محوری، ولایت مداری، ایثار و خودگذشتگی، مردم گرایی، ارزش مداری، انعطاف پذیری، خودباوری، نوآوری، پویایی، ماموریت پذیری و… می باشد. نظریه و عملکرد فرهنگ و مدیریت جهادی در مرتبه نخست بر جنبه های انسانی و اجتماعی سازمان توجه دارد و به ضرورت هدف سازمانی آن در کوششهای هماهنگ شده و هدفمند گروهی از افراد نهفته است. فرهنگ و مدیریت جهادی برای بهتر کردن کار افراد و سازمان از رویکردهای دیگری یاری می گیرد، به ساختار وطرح سازمانی نظر می دوزد، فن شناسی و پیرامون سازمانی را تحت بررسی قرار می دهد. توجه بنیادی فرهنگ و مدیریت جهادی به جنبه های انسانی سازمان است، سازمانی که به صورت یک نظام اجتماعی در نظر گرفته می شود و به چیزی درباره سازمانها و بهتر کردن آنها اشاره دارد.

از یک دیدگاه فرهنگ و مدیریت جهادی نوعی دگرگونی در الگوهای مدیریتی و نوعی تلاش برای فهم انسانها بر مبنای واقعیتهای انسانی و گوهر ارزش گرا و معنویت دوست انسانهاست. فرهنگ و مدیریت جهادی را می توان عمل، فراگرد، پی آمد یا حالتی دانست که برای تعالی انسانها پدید می آید و این به نوبه خود به معنی پیش بردن، روان سازی رشد، متحول کردن فرصتها،کامل کردن، برتری بخشیدن یا بالا بردن امور انسانی است.

3- ابعاد و مولفه های مدیریت جهادی

ابعاد و مؤلفه های زیادی را می توان در ذیل مدل مديريت جهادي مطرح کرد اما به طور کلی، مدیریت جهادی دارای سه بُعد اساسی ساختاری، رفتاری و زمینه ای است. در زیر، به مهمترین محورهای این سه بُعد اشاره شده است.

1 – بعد ساختاري

1-1- مديريت براي خدا؛

1-2- مديريت ولايتي؛ و

1-3- انعطاف پذيري ساختار و تشكيلات مناسب با شرايط

2- بعد رفتاري

2-1- مديريت داوطلبانه، تحول آفرين، پويا و انعطاف ‌پذير در مأموريتها

2-2- خودباوري

2-3- توجه به نيروي انساني به عنوان منابع مهم كاري

2-4- پركاري، سخت‌كوشي، خستگي ناپذيري و سرعت عمل در كارها

3- بعد زمينه اي

3-1- مديريت مشاركت‌پذير

3-2- نهادينه كردن اخلاق و ارزشهاي ديني در محيط كار

3-3- مديريت قناعتي با اهميت دادن به بيت‌المال

این سه بُعد بر محور یک اصل محوری معنادار هستند: معنوریت. به عبارت دیگر، فرهنگ و مدیریت جهانی دارای یک اصل محوری و بنیادی است و آن عبارت است از تاکید تام بر معنویت و ارزشهای اخلاقی-اسلامی-انسانی. در واقع، مدیریت جهادی بدون معنویت وجود نخواهد داشت.

4- معنویت نیاز امروز سازمان ها

مشخصاً مدیریت به دنبال آن است که روابط انسان و سازمان را بر اساس اهداف سازمان تنظیم کند. بنابراین، علم مدیریت باید به تمام مسائل انسانی از جمله معنویت توجه کند. امروزه گرایش و علاقمندی روزافزونی به مطالعه معنویت در سازمان در دنیا قابل مشاهده است. معنویت نیازی بشری است و انسانی سالم است که بتواند تمامی نیازهای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی خود را تأمین کند. معنویت در کار و مسئولیت به معنای پرورش حساسیت و مراقبت در برقراری چهار نوع ارتباط مؤثر در مورد

1- خدا و نیروی برتر برای معنا بخشیدن و هدفمند کردن امور؛

2- خویشتن برای بروز خود تمام عیار در رقابت با همکاران؛

3- رسیدن به هدفی مشترک در راستای اهداف متعالی سازمان؛ و

4- محیط کاری برای یکپارچگی و یگانگی با آن به منظور بالندگی محیط کار

است. این معنویت گرایی به عنوان گوهر مدیریت جهادی دارای ریشه های عمیقی در متون مقدس اسلامی است.

4-1- معنویت از منظر قرآن

معنويت ‏پايه تکامل جوامع بشری است و از آنرو که داراي جامعيت است همه ساحت‌هاي ‏زندگي انسان را پوشش می دهد. معنويت قرآني ‏قلمرو گسترده‌ اي دارد و این گستره وسیع باعث شده است تا روح حاکم بر زندگي ‏مبتني بر عقل و اراده و عشق و ايمان باشد. اسلام به عنوان کامل ترین دین الهی، دینی معنوی و معنویت گراست.‏

قرآن کريم کتاب معرفت و معنويت است و کليد ‏کمال انسان در افق قرآن، فطرتي الهي- توحيدي ‏دارد. ‏به تعبير استاد شهيد مطهري: «از نظر قرآن، ‏معنويت پايه تکامل است»‏ ‏و از نظر علامه ‏طباطبايي سير باطني و حيات معنوي انسان يک رشته ‏واقعيت ‌هاي حقيقي بيرون از واقعيت طبيعت و جهان ‏ماده است. معنويت يک ‏مفهوم و رويکردي است که داراي دو جنبه 1. ‏اثباتي- ايجابي 2. سلبي و منفي است که معناي ‏دوم لازمه معناي اول است يعني تعلق انسان به ‏خدا و گرايش او به جهان غيب و ماوراء که در ‏مفهوم «ايمان دين و مذهبي» ظهور مي‌ يابد. این نوع از معنویت ريشه رهايي انسان از ‏خودخواهي ‌ها، دنياگرايي و سودجويي و منفعت ‌طلبي ‏خواهد بود که وابستگي انسان به يک امر نامحدود ‏و جاودانه (ابدي- ازلي) انسان را وارسته از ‏هر محدوديت و پيوسته به ابديت مي‌ سازد.

طبق آیات قرآنی، معنويت راستين انسان ‏در اصلاح و بازسازي و سپس نوسازي دروني و ‏بروني امکان ‌پذير است و چنين معنويتي است که رشد ‏و رستگاري و فوز را به ارمغان مي‌ آورد و ‏مبناي «عدالت اجتماعي» قرار مي‌ گيرد لذا روح ‏حاکم بر معنويت در قرآن «ايمان به خدا و عمل ‏صالح» و به تعبيري «عبوديت» است که با توحيد و ‏عدالت الهي و اجتماعي و نبوت، امامت و ‏قيامت‌ گرايي درهم تنيده و هم سرنوشت است و ‏طبق اين اصول معنويت در قرآن از دو ويژگي ‏اساسي و کليدي برخوردار است:

الف)جامعيت، يعني همه ابعاد زندگي انسان اعم از فردي، ‏خانوادگي، اجتماعي، دنيايي و آخرتي را در ‏برمي‌گيرد؛ و

ب) کمال، يعني همه حدود و مراتب وجودي ‏انسان را در حرکت تکاملي شامل مي‌شود.

‏به همين دليل است که معنويتِ قرآني داراي ‏ساحت‌هاي عقلاني، نفساني و جسماني يا معرفتي، ‏تربيتي و شريعتي است تا هم شامل درون و هم شامل ‏برون انسان گردد به تعبير شهيد مطهري: «از نظر ‏قرآن، ما بايد در آنِ واحد، هم نظام روحي و ‏فکري و اخلاقي و معنوي خودمان را درست کنيم و ‏هم نظام اجتماعي و روابط بيرون را. قرآن کريم که کتاب هدايت انسان و متن جامع و ‏کامل تعليم و تربيت انسان است اولا معنويت را ‏داراي قلمرو وسيع و گستره گسترده مي‌داند که ‏مي‌تواند شامل همه احوال، اقوال و افعال و ‏انگيزه‌ها و انديشه‌هاي انسان گردد زيرا گوهر ‏معنويت را «خداگرايي» مي‌داند لذا هر کاري که ‏با رنگ و رائحه رحماني و انگيزه الهي انجام گيرد ‏داخل در معنويت است که فرمود: «انما اعظکم ‏بواحده ان تقوموا لله مثني و فُرديََ … »‏ .

4-2- مؤلفه‌هاي معنويت گرايي در قرآن

از جمله مسائل بسيار مهم و حياتي در موضوع ‏‏«معنويت­گرايي» مولفه‌هاي این است که اين مولفه‌ها خود ‏معيارهاي سنجش و ارزيابي هر نوع معنويت­گرايي ‏صادق و کاذب و ديني و غيرديني خواهند بود تا ‏انسان بيابد که کدام معنويت کارآمد، پويا، ‏زندگي­ساز، سعادت ­آفرين و کمال‌ بخش ‏است و کدام معنويت دروغين و تخديرکننده و ‏ويرانگر است زيرا در دنياي مدرن معنويت‌ هاي ‏گوناگوني عرضه شده است تا به نام معنويت مدرن ‏براي انسان مدرن، معنويت سکولار و ليبرال براي ‏انسانهاي عصر جديد خلاهاي روحي و فقر معنوي و ‏بحران‌هاي شخصيتي انسانِ معاصر را حل­ و ­فصل نمايند.

1- عقلگرايي و خردورزي: معنويتِ قرآني ‏بر عقلانيت استوار گشته تا بُن­مايه‌هاي معنويت ‏را (عقل و خرد) تشکيل داده، زيرا خرد اگر پشتوانه ‏معنويت نباشد در چالش‌هاي روزگار و تضاد ‏واقعيات زندگي تضعيف شده و رو به نابودی می گذارد.

2- اعتدال و توازن: معنويت نياز روح ‏انسان و روح، محتاج تکامل و توسعه وجودي است تا ‏به درجات عاليه کمال دست يابد. لکن هم نياز ‏روح بايد همه­جانبه تأمين گردد و هم روح بايد ‏در سير تکاملي‌اش به صورت «متوازن و متعادل» پيش ‏رود تا رشد هماهنگ و مناسب يابد. در ‏تربيت اسلامي و پرورش قرآني نيروهاي بالقوة ‏انسان، اصل بر «اعتدال» است تا افراط و تفريطي ‏صورت نپذيرد و همه ابعاد و ساحت‌هاي معنوي ‏انسان ديده شود نه اجتماعيات فداي معنويات و ‏نه معنويات فداي اجتماعيات گردد.

معنویتی که در قرآن و مبانی اسلامی از آن سخن بمیان آمده است دارای خصوصیاتی زیادی است که برخی از آنها عبارتند از:

‏1- جاودانه و ابدي«ما عندکم ينفدْ و ما عند ‏الله باقٍ»‏؛

2- فراجنسيتي و فراطبقاتي: «من ‏عمل صالحاً مِن ذکر او اُنثيََ و هو مؤمن فَلَنُحيِينَّهُ ‏حياهْْ طيّبه»‏؛

3- مبتني بر ايمان و عمل صالح: ‏يعني ايمان اسلامي و معنويت قرآني با عمل و ‏فعاليت ‌هاي ناب و خالص گره خورده است و همه ‏عرصه‌ هاي عملياتي و ساحتهاي رفتاري را شامل ‏مي‌ گردد از تحصيل علم و دانش، عقل و بينش، ‏عبادت و راز و نياز، تجارت و بازرگاني و توليد ‏و … را در برمي‌ گيرد لذا معنویت­ گرايي، خلوت­ نشينی و رهبانيت پيشه­ گی نيست بلکه معنويت ‏عمل ‌گرايانه و عمل‌ گرايي معناگروانه است؛

4- ‏تصعيد يابنده و تعالي پذيرانه است. فرمود: ‏‏«اليه يصعد الکلم الطيب و العمل الصالح ‏يرفعه»‏؛

5- آرامش­دهنده و سکونت­بخش است: «اَلا ‏بذکر الله تطمئن القلوب»‏ ‏ بنابراين، معنويتي که ‏قرآن نشان مي ‌دهد و فرمان تحصيل آن را با معرفي ‏عوامل و موانع آن صادر مي‌کند معنويتِ سکون‌ آور ‏و رخوت­ زا نيست بلکه پويايي و رشد يابندگي از ‏لوازم لاينفک آن است معنويتي است که «درد» ‏مي‌دهد، درد زندگي سالم و سازنده، درد اصلاح خود ‏و جامعه، درد درون و برون، درد علم و عمل، ‏درد عقلانيت ديني و ابزاري، درد تعالي و توسعه ‏و… مي‌بخشد.

اين معنويت فرهنگ و تمدن‌ ساز ‏است و در فرايند تمدن ­سازي نقش ­محوري را ايفا ‏مي کند؛ معنويتي است که صداقت و خلوص را روح ‏مسئوليت­ پذيري و وجدان­ کاري و نظم در امور ‏قرار داده تا در جهت پيشرفت توام با عدالت و ‏توليد و توزيع ثروت عادلانه و از بين برنده ‏شکاف طبقاتي گردد.

4-3- معنویت در تاروپود سازمان و فراتر از قوانین و دستورالعمل­ ها

تجربه انباشته شده بشری نشان می دهد که معنویت را تنها نمی­توان با نظم و قوانین و مقررات پایه ­ریزی کرد. چه بسیار سازمان­ ها و مدیریت ­هایی که با قانونمندی ­های خود و به دور از تحمیل الگوی خاصی بر مردم توانسته ­اند خدمات بهتری را ارائه دهند اما تفکر معنویت را در مجموعه سازمان نهادینه نکرده­اند. امروز سازمان هايي که براي مدتي طولاني سيستم­ هاي عقلايي بوده­اند، در حال ايجاد فضايي براي بُعد معنوي هستند؛ بُعدي که با قوانين و نظم و ترتيب کمتر سرو کار دارد و بيشتر با معنا، هدف و حس تعهد ارتباط مي يابد. بدین معنا، مدیریت جهادی که مسلح به ذخایر غنی معنوی است باید مدیریت بر دلها باشد.

بنابراین، برای حاکمیت معنویت در هر مجموعه و سازمانی باید از مبانی دینی و اسلامی و تعهدات و تکالیفی که دین بر دوش ما نهاده، کمک بگیریم و با فرهنگ­سازی و عمل­گرایی، معنویت را در ساختار سازمانی و نیروی انسانی نهادینه کنیم.

4-4- معنویت و تكليف ‌مداري و مسئوليت‌ شناسي

پایبندی به ارزش ­های معنویت باعث عمل بر مبنای تکلیف و مسئولیت می ­شود. حاکمیت روح معنویت ­گرایی در سازمان­ ها به تقویت روح خدمت گزاری، عمل­گرایی و پاسخگویی منتهی می ­شود. بسیاری از آموزه ‌های اسلامی و قرآنی ما مسلمانان بر محوریت و اهمیت بحث پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری به ویژه در امر حکومت تاکید دارند. کافی است نگاهی گذرا بر توصیه‌های حضرت‌علی(ع) به مالک اشتر در کتاب گران سنگ نهج‌البلاغه بیاندازیم تا اهمیت مسئولیت‌پذیری در سیاست و مدیریت را در آموزه‌های اسلامی دریابیم. با توجه به اهميت مسئوليت‌پذيري در برابر مردم و توجه اسلام به اين اصل اخلاقي و اعتقادي همواره مجموعه مديران در سطوح مختلف کشور باید به تكليف‌ مداري و مسئوليت‌ پذيري در برابر مسائل و چالش ‌ها و تحولات اجتماعی پايبند باشند. میزان این پایبندی و تعهد در هر مدیر و مجموعه سازمانی بستگی به حاکمیت معنویت دارد.

4-5- معنویت و خادمیت؛ مردم‌ مداري و خدمت گزاري

یکی از عرصه­هایی که در آن معنویت حاکم است، خدمت­ دهی و خادمیت است. نياز امروز مديريت کشور به خدمت‌ دهي به مردم، توجه به منافع عامه، تفكر استراتژيك، توجه به شهروند، ارزش قائل شدن براي گروههای اجتماعی و پاسخگويي به آن‌ها است. توصيه اصلي رويكردهای جدید خدمات ‌رسانی همچون خادمیت به جاي هدايت‌كردن، خدمت صادقانه و تعهد مسئولانه است. نوعی از خدمات ‌رسانی که بتواند به نیازهای بیشتری پاسخگو باشد و رضایت و اعتماد حداکثری را به دنبال داشته باشد، تنها از منظر معنویت قابلیت تحقق دارد. در جوامع معنویت ­گرا، به واسطه وجود رابطه حس نوع ‌دوستي با تعهدپذیری و مسئولیت‌پذیری، سازمان‌ ها تمايل دارند كه تاثير مثبتي بر جامعه داشته باشند. آنها به گونه‌اي تلاش مي‌كنند تا در قبال جامعه پاسخگو باشند، اعتماد عامه را افزايش دهند، از شيوه‌هايي براي انجام امور استفاده كنند كه منعكس‌كننده ارزش‌هاي اساسي جامعه نظير صداقت، اخلاقيات، عدالت و احترام باشد. مديريت كارآمد هيچگاه نبايد به عنوان مديريتي مجازي، گلخانه‌اي و در گسست از مردم تعريف شود. مديريت كارآمد آن نوع مديريتي است كه كارآمدي خود را از طريق شناسايي صحيح و دقيق مسائل مردم و ارائه راه‌ حل‌هاي موثر با تاکید بر ارزش­ های انسانی و اخلاقی براي آنها به دست آورد.

4-6- معنویت و کارآمدی سازمانی

واقعیت این است که با برخورداری از معنویت، مدیران خواهند توانست نه تنها بهره ­وری را در محیط کار یا سازمان خود بهبود بخشند، بلکه از آن مهمتر خواهند توانست به آرامش ­خاطر و رضایت باطن یا یک شادی زاید الوصف و طولانی دست یابند و محیطی فراهم کنند تا همکارانشان نیز از این حالت برخوردار شوند. عشق و محبت، اعتماد به نفس، امید به آینده، پذیرش دیگران، پشتکار، تحرک، توکل، خدمت، خیرخواهی، صبر، صداقت، صرفه­جویی، فداکاری، گذشت، محدودکردن آرزوها، وفای به عهد برخی از جلوه­های معنویت است. چنانچه این ارزش­ها در مدیریت، ساختار و کارکرد نهادهای مدیریتی کشور جاری و ساری گردد، می­توان با کمترین منابع بیشترین بهره را برد و اهداف متعالی سازمان را محقق کرد.

معنویت در کار، یک تجربه از ارتباط و اعتماد متقابل در میان افرادی است که در یک فرایند کاری مشارکت می­کنند که به وسیله خوش­بینی و حسن نیت فردی ایجاد م­ شود و منجر به ایجاد یک فرهنگ سازمانی انگیزشی و افزایش عملکرد کلی می­شود که در نهایت تعالی سازمانی پایدار را به همراه دارد. سازمان­ها به آرامی از محیط کوچک فعالیت اقتصادی و اجتماعی محض، به عرصه­هایی برای بالندگی معنوی تبدیل می­شوند. سازمان­هایی که برای کارکنان خود فرصت‌هایی برای پرورش معنوی فراهم می­کنند، موفق­تر از آنهایی هستند که چنین فرصت­هایی را به وجود نمی‌آورند. افزایش خلاقیت، رضایت، عملکرد تیم و تعهد سازمانی، در سازمانهایی که تلاش می­کنند بالندگی معنوی اعضای خود را ارتقا بخشند، گزارش شده است. افراد انتظار دارند سازمان­هایی طراحی و ایجاد شوند که جستجوی آنها برای دستیابی به معنا یا کمال را تسهیل سازند.

5- انسان و ارزشهای انسانی-الهی، محور مدیریت جهادی

در مدیریت توام با معنویت، سودآوری و پیشرفت نه به معنای تاکید صرف بر تولید کالا و خدمات و ارتقای سطح خدمات­ رسانی که بیش از آن یا همراه با آن، تاکید مداومی بر حرمت انسان و ارزش­ های انسانی-الهی دارد. در این نوع مدیریت، احساس تعلق و تعهد به هم ­نوع و به اهداف سازمان، ما را در موقعیتی قرار می ­دهد که باید برای رضایتمندی و تکریم خدمات­ گیرندگان نهایت تلاش را به کار گیریم. مدیریت جهادی یعنی مدیریت معنویت گرا به کارایی اقتصادی و تولیدی تا زمانی پایبند است که این کارایی به رضایت انسان و آرامش خاطر او منتهی شود. بنابراین، محور، ارزش­های انسانی و الهی است و هر خدمت و تولید و مدیریتی که نتواند اخلاقیات و انسانیت را پاس بدارد، محکوم به شکست است.

6- دفاع از عقلانیت معنویت گرا

مدیریت عقلانی با ابزاری کردن و سنجش ابزارگونه همه چیز، تاکتیک‌هایی را به ‌وجود آورده که فقط مبتنی بر مشاهده، تجربه و آزمایش است و هرچه مبتنی بر این سه شاخص نباشد، از دید این مدیریت، علمی محسوب نمی‌شود. تهدید و هراس واقعی در مدیریت زمانی است که ارزش‌های انسانی در جایگاهی نازل ­تر از فن­آوری قرار بگیرد.

با این وجود، عصر آینده، عصر پرهیز از علم‌ زدگی و دوران توانایی است؛ انسان با فاصله‌ گرفتن از مطلقیت علم، از علم برای توانایی خود کمک می‌ گیرد. امروز در تمام عرصه ‌ها، خصوصاً عرصه مدیریتی، توجه به ارزش‌ های انسانی و رعایت اخلاقیات و تکریم و تعهد پررنگ ‌تر شده و ما به سوی کاربرد حکمت در سازمان در حال حرکت هستیم. تفکر مدرن، دست­کم در عرصه‌ مدیریت به پایان کار رسیده و پارادایم مدیریت جدید چیزی جز معنویت نیست.

معنویتِ عملیاتی شده در سازمان یعنی حساسیت در برابر خداوند متعال، خدمت­گیرندگان و اهداف سازمانی است. در مدیریت جهادی، عقلانیت از نوع عقلانیت منطقی- معنوی است که بر مبنای آن در مقابل علم زدگی، از معنویت و ارزشها دفاع می کند و در مقابل ضدیت با عقل و منطق و احساسی گری از عقل و منطق و خرد در سامان دنیا و آخرت دفاع می کند.

این رویکرد به عقل از آن جا که همراه با درس آموزی از نبوت و پیروی از رسالت است سبب خواهد شد که جامعه بشری از توان فکری خود به شیوه‌ای ابزاری و در جهت امیالی خودپسندانه و خودخواهانه استفاده نکند و همه تلاش خود را بر ساختن جهانی آباد به‌ عنوان مزرعه ‌ای ثمربخش و آباد برای جهان آخرت کند. امروز هر نظامی اگر خواستار موفقیت و دستیابی به اهداف خود است باید به عقلانیت و ارزشهای متعالی به صورت توامان توجه داشته باشد. در نظام ما که نظامی اسلامی است دستیابی به اهداف محقق نخواهد شد مگر اینکه ما عقلانیت و معنویت را به طور توامان محور و اساس همه اعمالمان قرار دهیم.

7- گفتمان خدمت در اسلام به عنوان ثمره توجه به عقلانیت معنویت گرا

بدون ­شک یکی از مهمترین مصادیق و جلوه­های برخورداری از معنویت و عقلانیت و مدیریت جهادی معنویت­گرا خدمت به مردم است. در خدمت ‌رساني، هرچه كميت بيشتر و كيفيت صادقانه ­تر و بدون ­منت و به دور از انگيزه ‌هاي غيرالهي باشد و كار با حفظ شخصيت خدمت ‌پذيران انجام گيرد، ارزش بيشتري پيدا مي‌ كند. فلسفه وجودی حکومت دینی، برقراری عدالت و خدمت به مردم، و واگذاری و پذیرش مسئولیت ­ها است. از این رو، هر چه مسئولیت، مهمتر و بالاتر باشد، وظیفه خدمت ‌رسانی نیز سنگین‌ تر می ‌شود. فلسفه وجودی حکومت دینی و حاکمیت اسلامی، برقراری عدالت و خدمتگزاری به مردم، به ویژه، محرومان و پابرهنگان است، تا اینکه تحت حمایت این حاکمیت، زندگی سالمی داشته، در آسایش و امنیت به سر برند؛ ستمی بر آنان روا نشود؛ حقی از آنها ضایع نگردد و به عزت و اقتدار اسلامی برسند.

واگذاری و پذیرش مسئولیت‌ها نیز در اسلام، در راستای استقرار و گسترش عدالت اجتماعی و خدمت‌رسانی به همنوعان در همه عرصه‌های اجتماعی است و مسئولیت در نگرش اسلامی بار امانتی سنگین بر گرده افراد است که اگر نتوانند به شکل شایسته به مقصدش برسانند و حقش را ادا کنند، سخت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. امام­علی(ع) به یکی از کارگزارانش نوشت: «همانا مسئولیت و منصب تو، طعمه و شکار نیست، بلکه بار امانتی بر گردن تو است». رهبران الهی نیز که مشروعیت حاکمیت خویش را از کانال الهی دریافت کرده‌اند و بازوان اجرایی‌شان و زنجیره‌ای که به آنان وابسته است همه و همه بایستی این گونه باشند.

چنان که حضرت امام خمینی(ره) این گونه بود و می‌فرمود: «من خادم شما هستم. من خادم ملت هستم، من آمده‌ام که بزرگواری شما را حفظ کنم. من آمده‌ام که دشمنان شما را زمین بزنم. من آمده‌ام که ملت را یک ملت مستقل کنم». سیل نیازهایی که از جانب آحاد مردم به سوی مسئولان مملکتی در هر رده‌ای سرازیر می‌شود، هدیه و نعمتی الهی است که شکرانه‌اش، تعهد، دلسوزی، وظیفه‌شناسی، تلاش پیگیر در رفع این نیازمندی­ها و احساس ملامت و خستگی نکردن در خدمت‌رسانی شایسته به مردم است. امام‌حسین علیه‌السلام در بیان این نکته مهم چنین می‌فرماید: «همانا نیازمندی‌های مردم به شما از نعمت‌های خدا برشماست. بنابراین از این نعمت‌ها دلگیر نشوید.» بدون‌تردید خدمت به بندگان خدا یک ارزش کاملا اسلامی و اخلاقی است. آیات و روایات فراوانی درباره‌اش وارد شده است. سیره عملی رسول‌اکرم(ص) و امامان‌معصوم(ع) نیز به خوبی گویای آن است و شاید عملی ارزشمندتر از خدمت به خلق درگفتار و سیره آن بزرگواران نیابیم.

8- فرهنگ جهادي برگرفته از معنویت، نیاز امروز نظام اسلامی

رویکرد جهادی به عنوان رویکردی کارساز و اثربخش در مدیریت امروزی مطرح است چرا که در این رویکرد عقلانیت توام با معنویت و اخلاص و تلاش همه­ جانبه مدنظر است. چنانکه اشاره شد، مديريت فرهنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ جهادی برگرفته از تعابير قرآن‌، كلام انبيا و اوليای‌ الهی است. دقت در معنای مدیریت جهادی کمک می کند تا الگوی این نوع مدیریت که نیاز امروز سازمانهاست به شکل وسیعتری پذیرفته شود. ساده ترین معنای مدیریت جهادی بر اساس مولفه های آن عبارتست از كار‌كردن با تمامی ظرفيت، اخلاص، كار برای خدا و خدمت به بندگان‌‌‌‌‌ خدا. در حقیقت، مدیریت جهادی عبارت است از کار کردن با مردم، میان مردم، برای مردم و به خاطر خدا.

در حال حاضر نیاز شدید نظام اسلامی به مدیرانی که متصل به اخلاق اسلامی و مسلح به دانش مدیریت باشند بسیار زیاد است؛ مدیرانی که بیشترین تلاش را در مسیر تحقق آرمانها و اهداف داشته باشند و نیروها و امکانات را در مسیر اهداف مقدس و ارزشمند به کار گیرند. این نوع مدیریت برخواسته از متن اندیشه اسلامی و متناسب با اقتضائات بومی ماست. مدیریت جهادی یعنی مدیریت معنویت گرا، هرچند الگوی جهانی برای مدیریت در تمام کشورهاست اما در هر کشور دارای مختصات مختص به خود است. چنانکه اشاره شد، معنویت مخرج مشترک این الگوی جهانی است.

معنویت در بطن خود دارای ارزش­هایی همچون تلاش،گذشت، خدمت بدون منت، صداقت، حرمت و… است و مدیریت بر سازمان­های امروزی اگر با معنویت آمیخته نشود نمی­تواند پاسخگوی نیازهای ما باشد. قلمرو مدیریت و سازمان، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، به تازگی تحت ­تاثیر نیرویی قدرتمند قرارگرفته که اگر به درستی اداره و هدایت شود، به نظر می ­رسد ظرفیت لازم را برای منجر شدن به ژرف‌ ترین تشریک مساعی، نه تنها در زمینه‌ های کاری و مدیریتی، بلکه برای بروز انسانیت تمام­ عیار را دارا باشد که این ظرفیت بی انتها، معنویت است.

9- امام و رهبری، منادیان مدیریت جهادی؛ دغدغه های رهبری در مورد مدیریت معنویت گریز

کارایی هر نظامی به مدیران کارآمد و نظام تصمیم گیری کارا و به توانایی مدیرانی بستگی دارد که هماهنگ با آهنگ تغییرات محیطی و در متن یک تفکر بومی- معنویت گرا که آن را تفکر جهادی نام نهادیم قادر به حل معضلات مختلف جامعه باشند. در کشور ما، الگوی مدیریت جهادی و منادی واقعی و اندیشه پرداز اصلی آن، امام و رهبری هستند و از اینرو، الگوی مدیریت جهادی را باید در شیوه مدیریتی ایشان یافت.

این الگوی مدیریتی در ابتدا برخواسته از نوع مدیریت حضرت امام بود. خود مقام معظم رهبري نیز معنویت، عقلانیت و عدالت را ابعاد اصلی مکتب امام مي ‌دانند. از منظر ايشان تحقق عدالت، در گرو توجه کامل به عقلانیت و معنویت است و هیچ ارزش دیگرى نباید عدالت، نفى تبعیض و رسیدگى به طبقات محروم را در عملکرد مسئولان کمرنگ سازد. رهبر معظم انقلاب‌اسلامى با اشاره به درهم‏آمیختگى کامل مفهوم عدالت با مفهوم عقلانیت و معنویت برای مدیریت جامعه معتقدند اگر عقل و خرد و علم در تشخیص مصادیق عدالت و راه‌هاى تحقق آن بکار گرفته نشود بدون‌ تردید عدالت، محقق نخواهد شد. ايشان معنویت را یکى دیگر از شرطهاى لازم براى تحقق عدالت و توسعه مي‌دانند و معتقدند پیگیرى عدالت بدون توجه به معنویت، به ریاکارى، انحراف و ظاهرسازى تبدیل مى‏شود ضمن اینکه معنویتِ بدون عدالت و بى‏اعتنا به لزوم مبارزه با ظلم و سلطه نیز مورد قبول نیست.

از سوی دیگر، وقتی می خواهیم جهاد گونه برای کشور کار کنیم، باید مجهز به ابزارهای مفهومی و ارزشی غنی ای باشیم که در ذیل گفتمان جهادی رهبری معنا پیدا می کند. این دغدغه مهمی است که عده ای نه مجهز به این ابزار مفهومی هستند و نه در کوران عمل، نشان داده اند که کارآمد هستند، اما می خواهند خود را داعیه دار اصلی انقلاب معرفی کنند. باید در ذیل گفتمان جهادی رهبری بود و کارآمدی را در عمل نشان داد تا شایسته عنوان مدیری جهادی و داعیه دار انقلاب شد. باید به این واقعیت توجه داشت که غلبه فضاي غيراخلاقي بر گفتار و کردار داعیه داران انقلاب و مسئولین نظام، یکی از مهمترین دغدغه های رهبری بوده است. این خود نشان می دهد که مدیریت جهادی معنویت گرا، مهمترین خواست رهبری در شرایط کنونی است.

دور شدن تدريجي از اعتدال و عقلانيت و معنویت با در واقع، غلبه مدیریت معنویت گریز بر دستگاهای دولتی یکی از مهمترین دغدغه های رهبری در مورد داعیه داران انقلاب و نخبگان کشور است. آنچه در مورد دور شدن تدريجي از معنویت و عقلانیت گفته می شود، ارتباط مستقيمي با دور شدن تدريجي از سياست‌ورزي و مدیریت در فضاي اخلاقي دارد. بزرگان دینی بارها بر این مهم تاکید داشتند كه در مجموعه فضايل اخلاقي، عقلانیت و معنویت عالي‌ترين و محوري ‌ترين فضيلت ‌هاست. برخورداري از فضيلت عقلانیت معنویت گرا، بايد به يك فرد يا گروه، امكان دورانديشي، توان تحمل سلايق ديگر، شنيدن انتقاد و چشم‌اندازهاي ديگر و در نهایت، تلاش برای پیوند میان دلها بر محور ارزشهای متعالی را بدهد.

10- دوران دفاع مقدس، مصداق اجرایی شدن الگوی مدیریت جهادی

عشق به دین و ملت و التزام عملی به تدبیر و خرد، عصاره فرهنگ جهادی است، همانطور که آزادی خرمشهر نمونه ای از مصادیق این فرهنگ بوده است. هشت سال دفاع مقدس و عملیات رزمندگان اسلام با همه فراز و فرودش به خلق فرهنگی غنی منجر شد، همان تفکری که به‌عنوان فرهنگ پایداری از آن نام می‌برند. اما موفقیت این الگو تنها به میدان جنگ خلاصه نمی ‌شود بلکه این فرهنگ منطق کلی انقلاب و الگوی اساسی ما برای موفقیت در تمام عرصه‌های جامعه است. امروز مهم‌ ترین وظیفه مدیران نظام اسلامی در گرامیداشت عملی یاد و راه شهدا، تلاش در جهت احیای فرهنگ اصیل جهادی و مبارزه با تحریفات و سطحی‌ نگری ‌ها نسبت به آن است.

كاربرد فرهنگ دفاع مقدس، بسیج و شهدا تنها محدود به حوزه دفاع مقدس نمی‌شود. امروزه شهر، صنعت، هنر و … را نیز باید با همین نگاه اداره كرد و باید از این بخش در زندگی روزمره خود استفاده كنیم. تسری فرهنگ دفاع مقدس به همه عرصه‌ ها و همه عرصه ها موفقیت در دستیابی به اهداف را در پی خواهد داشت.رهمان طور که بارها مقام معظم رهبری تاکید کرده اند اگر دیروز در بخشی از این سرزمین یک دفاع نظامی جریان داشت، امروز همه کشور ما و همه نقاط محروم و روستاها را باید جبهه محسوب کنیم و هر کدام از ما در هر نقطه ای که قرار داریم با روحیه جهادی و کار و تلاش کارآمدی اسلام در اداره جامعه را به اثبات برسانیم.

اگر روحیه جهادی داشتن و فکر خدا و مردم بودن و اجابت حق الله و حق الناس کردن و به طور کلی، تحقق الگوی مدیریت اسلامی در مدیریت سالهای گذشته کشور در حوزه های مختلف، باعث دستاوردهای درخشان در کشور شد که اوج آن را می توان در دوران جنگ و مدیریت جنگ حضرت امام و دستاوردهای کلان کشور در دوره مدیریت کلان مقام معظم رهبری دید، ضعف در برخی مدیران سه قوه و مدیران میانه و خُرد کشور در طول سالهای گذشته، آفت ها و موانعی را بر سر راه انقلاب ایجاد کرده است.

یکی از این از ضعف ها، همان طور که رهبری نیز به آن اشاره کرده بودند، گرایش برخی مسئولان به دنیا طلبی، مادی گرایی، ثروت، تجمل، تشریفات و اشرافی گری است که نتیجه این گرایش نیز، گسترش این روحیه در میان مردم و جامعه است. وجود روحیه اسراف و مصرف زدگی در برخی از لایه های جامعه و برخی مسئولین باعث تاسف است. باید تلاش شود تا مصرف زدگی و حرص به دنیا کاهش پیدا کند و این نقیصه از جامعه برطرف شود.

11- عنصر معنویت و عقلانیت در مدیریت شهری

مدیریت جهادی یعنی مدیریت عقلانی معنویت گرا، نیاز هر سازمان و نهادی از جمله نهاد اجتماعی شهرداری است. بر این مبنا، مديريت در هر مجموعه­ای همچون شهرداری علاوه بر اينكه نيازمند تفكر و شيوه مديريت علمي و عقلاني است و بايستي با شناخت فضاي كلانشهرهاي بين‌المللي و منطبق بر روند برنامه‌ريزي در شهرهاي بزرگ دنيا عملياتي شود، همزمان با آن به معنويت و توجه به ارزش‌های انسانی و اخلاقی و جایگاه مدیریت شهری در نظام مدیریت اسلامی نیز وابسته است.

معنويت، عقلانيت و عدالت سه ركن اصلي مكتب امام‌خميني و پايه‌هاي بي‌بديل نظام سياسي ايران هستند و بي‌توجهي به هركدام از اين سه ركن همانطور كه رهبر معظم انقلاب بار‌ها اشاره كردند به معني انحراف از مكتب و انديشه‌هاي امام‌خميني(ره) و فاصله گرفتن از آرمان‌هاي انقلاب و نظام مي‌باشد. اینک در مجموعه مدیریت شهری بایستی سعي بر این باشد تا تفكر معنویت و حاکمیت ارزش­های انسانی در ساختار سازمانی شهرداري و در كالبد شهري بروز و ظهور يابد. تحولات ساختاری در هر مجموعه باید در راستای حداکثرسازی و تقویت روح معنویت در سازمان و روندها و روش­های برنامه­ریزی باشد.

12- کارآمدی شهرداری در گرو عمل برمبنای مدیریت عقلانی معنویت گرا

عملکرد شهرداری تهران نشان می دهد که مدیران نهاد اجتماعی شهرداری معتقد به عمران و توسعه تنها در بُعد مادي و اقتصادي نيست، بلكه به عمران و توسعه ابعاد انساني، اخلاقي، رواني و معنوي نيز می اندیشند. بر مبنای مدیریت عقلانی معنویت گرا، معيار پيشرفت جامعه، پيشرفت مادي و معنوي انسان به صورت توامان است. از این رو، به نظر مدیریت شهری تهران، علاوه بر بهبود شاخص ­هاي كيفيت ­زندگي و رفاه­ عمومي در شاخص­ هاي مربوط به اخلاقيات، معنويت، عدالت اجتماعي، احترام به يكديگر و حفظ حرمت، توجه به كرامت انساني، اعتماد و رضايت عموم و…. نيز باید تحولي بنيادين صورت گيرد.

ترسيم آينده كلانشهر تهران بر پايه اعتقادات و باورهاي ديني و توسعه مبتني بر آرمان­هاي اسلامي و ديني از ضروريات توسعه كلانشهري در چارچوبه نظام محسوب شده و توسعه­اي كه نتواند ارزش­هاي ديني و اسلامي همچون عدالت، عقلانيت، معنويت، انسانيت، اخلاقيات، اعتماد و اطمينان را نهادينه كند، توسعه متناسب و در خدمت انسان نخواهد بود. کارآمدی شهرداری تنها از منظر مدیریت اسلامی همراه با الزامات مدیریت­علمی در دنیای شهری شده، تحقق­پذیر است. این مدیریت باید مجهز به الگوی مدیریت جهادی باشد تا بتواند در ذیل گفتمان رهبری در تحقق اهداف نظام موفق باشد.

نتیجه گیری

نیاز امروز مدیریت در سطوح مختلف کشور اعم از مدیریت ‌شهری توجه به معنویت، عقلانیت، عدالت و قانونمندی در اجرا است که الگوی مدیریت جهادی به معنای دقیق کلمه است. مدیران و مسئولان نظام در تمامی سطوح باید اقدامات و رویکردهای خود را باتوجه به این مولفه‌های بنیادین اجرایی کنند و ملاک عملکرد مدیریتی بایستی با توجه میزان بکارگیری و همراهی و هماهنگی با این شاخص‌ها باشد. امروز باید مدیران در سطوح مختلف کشور به دنبال نهادینه نمودن مفهوم معنویت در محیط­هاي کاري و روندهای سازمانی باشند، چراکه خلق فضاهای کاري معنوي و انسانی، موجب پویای و ارتقای مجموعه سازمان می­شود؛ ارتقایی که با کمترین منابع و هزینه و بیشترین کارایی همراه خواهد بود. بایستی بسترهای ایجاد فرهنگ معنویت­گرا در مجموعه­های مدیریتی فراهم شود؛ بسترهایی همچون عدالت سازمانی، تحول ساختاری، پویایی سازمانی، اصلاح رویه­ها و تصمیمات، ارتباط مستمر و سازنده بین سطوح مدیریتی و… می­تواند ترویج فرهنگ معنویت در محیط های سازمانی را بدنبال داشته باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه