مردم شناسی دینی توسعه در ایران (دین، فرهنگ و توسعه در ایران)

زمان انتشار: ۲۳:۴۶ ۱۳۹۱/۰۸/۱۶

عنوان کتاب: مردم شناسی دینی توسعه در ایران (دین، فرهنگ و توسعه در ایران)
مولف: دکتر ابراهیم فیاض
مشخصات نشر: تهران، نشر بین الملل، 1389

 

کتاب «مردم شناسی دینی توسعه در ایران» (دین، فرهنگ
و توسعه در ایران) به قلم دکتر ابراهیم فیاض درباره ارتباط مذهب با توسعه است و بیش تر
تلاش دارد اثرات مذهب بر روی توسعه مصطلح را با رویکرد تاریخی- معرفتی بسنجد.

نویسنده در سرآغاز این کتاب مدعی است که تا به
حال برای نشان دادن رابطه توسعه با مذهب طرحی تهیه نشده است. در این نوشتار وی تلاش
کرده که به طرح ایده آل خود دست یابد، اگر چه آن طرح بسیار مقدماتی باشد.

همچنین سعی کرده است که طوری در این نوشتار بحث
کند که جای تفکر برای دیگران نیز باقی بماند، پس بعضی از بحث ها به ابهام برگزار شده
و در برخی هم به صراحت نظریه پردازی شده؛ که در هر حال، سعی بر آن است که راهی برای
تفکر در این باب باز شود.

ابراهیم فیاض این کتاب را در چهار فصل با عنوان های
مذهب و توسعه، مدرنیسم، پسامدرنیسم و توسعه جمهوری اسلامی ایران، پسامدرنیسم و توسعه
و دین و توسعه مدرنیستی تدوین کرده است.

فیاض در ابتدای سخن در بخش مقاله به دو فرآیند
ساری در کشور با عنوان های «انقلاب اسلامی یا انقلابی مذهب گرا» و «توسعه و بازسازی
کشور» اشاره می کند و در باب توسعه به معنای جامعه شناسی می نویسد:

«توسعه، بر اساس تجربه های کشورهای توسعه یافته،
الگوهای مختلفی دارد و کشورهای توسعه یافته همه از یک راه و با یک الگو توسعه نیافته اند.
کشورهای سرمایه داری الگویی از توسعه داشته اند و کشورهای فاشیستی الگوی دیگر و کشورهای
سوسیالیستی روشی دیگر و در آخر، هند به عنوان کشوری جهان سومی، که در مرزهای توسعه
قرار گرفته است، با الگوی خاص خود حرکت کرده است که با الگوهای سرمایه داری و سوسیالیستی
و فاشیستی فرق دارد.

در ادامه وی به الگوهای توسعه در نزد کشورهای مختلف
و اهمیت نظریه یا چارچوب نظریه ای در پژوهش اشاره می کند.

وی در این کتاب، به مسائل و نظریاتی پرداخته که
داخلی است و به نظریه های خارجی توجهی نکرده است و اگر هم به برخی از آن ها اشاره کرده
است از آن روست که بتواند با ساتفاده از ان ها مسائل داخلی را خوب تبیین کند.

وی یکی از مشکلات این پژوهش را فقدان سابقه پژوهش های
نظریه ای می داند. و در بخش دیگر از مقاله به دنبال پاسخ برای این سؤال است که آیا
دین با پویایی تطابق دارد یا مانع پویایی است یا اصلاً باعث پویایی است؟

و پس از بررسی و کنکاش در نظریات مختلف و مباحث
توسعه و دین به این نتیجه می رسد که باید ببینیم که چقدر از عناصر دینی هر جامعه، با
این توسعه می سازد یا نمی سازد تا بتوانیم بنیان دیگری در توسعه دراندازیم که البته
این سخن بسیار بنیانی دیگر است که سال ها کار فلسفی می طلبد.

فیاض در فصل اول به نظریه های کلان مذهب و توسعه
از اندیشمندانی همچون اگوست کنت، مارکس، ماکس وبر و دروکیم می پردازد و به دین و تغییرات
در جهان امروز را بررسی می کند و به بحث توسعه، مذهب و مذهب، توسعه می رسد تا بتواند
الگویی برای فهم رابطه مذهب و توسعه ارائه دهد. در ادامه هم بعضی از عناصر توسعه در
ارتباط با مذهب را همچون مادی گرایی، عمل گرایی، انسان، اجتماع، نوع حکومت سیاسی، زن،
مسئله جنسیت، جمعیت، عقل، علم و تکنولوژی محور مباحث خود قرار می دهد تا بیش از پیش
لایه های درونی مبحث توسعه و مذهب را بگشاید و تا به پاسخ سؤال های تحقیق خود رهنمون
شود.

فیاض در نتیجه گیری از این فصل می نویسد:

روشن شد که نمی توان به رابطه ای کلی بین توسعه
و مذهب رسید، پس بایستی به طور جزئی، به این رابطه پرداخت و زمان و مکان این رابطه ها
را سنجید. از نظر تاریخی این رابطه گاهی به صورت مثبت بوده است و گاهی به صورت منفی،
که بایستی در تحلیل و توصیف این تاریخ سعی کرد که این کار نیز تا به حال، به گونه ای
کامل شکل نگرفته است و تاریخ کشورهای اسلامی در این باره، بسیار ناپخته و خام مانده
است.

این پژوهشگر در فصل دوم (مدرنیسم، پسامدرنیسم و
توسعه جمهوری اسلامی ایران) مجمعه مدرنیسم و توسعه مقوله های سکولاریسم، عقلانیت، تراکم،
گران کردن کالا، ساده سازی، پویایی دائم، علم محوری، حاکمیت فناوری، شهرنشینی، توسعه
مردمحور و اخلاق توسعه مدرنیستی را محور بحث قرار داده و به بازبینی نظریه های کلاسیک
جامعه شناسی در باب توسعه و دیدگاه فرهنگی مدرنیسم در باب توسعه می پردازد.

این پژوهشگر در فصل سوم (پسامدرنیسم و توسعه) به
بررسی ده مقوله با عنوان های نپذیرفتن توسعه فعلی مدرنیسم، نپذیرفتن اصول روشنگری،
تشکیک در الگو بودن غرب برای توسعه، توسعه در قالب تمدن، فرهنگ به جای جامعه، زن گرایی،
فقیر شدن فرهنگ ها، محوریت نداشتن علم، فقدان روشنفکران و انتقال مرکزیت تمدن جهانی
در آینده، به آسیا می پردازد.

فیاض در این فصل مطالب پست مدرنیسم را در قالب
مقدمه و تقابل با مدرنیسم ارائه کرده زیرا معتقد است مدرنیسم نمی تواند وجود داشته
باشد و مدرنیسم دیگر قدرت ادامه حیات ندارد و این نظریه عمومی دیگر نمی تواند جوامع
امروزی را تبین کند و جوابگوی مشکلات فرهنگی و اجتماعی آن ها باشد.

فصل چهارم این تحقیق (دین و توسعه مدرنیستی) نام
دارد و در این فصل فیاض «اسلام و توسعه و تغییرات اجتماعی»، «توسعه و جمهوری اسلامی
ایران» و «راهبرد رسیدن به توسعه جمهوری اسلامی» را مورد تبیین و بررسی قرار داده است.

وی در پایان این فصل در نتیجه گیری خود از مباحث
مطروحه می نویسد:

«ایران در مرحله فعلی باید سعی کند که صنایع استراتژیک
نظامی برای دفاع و صنایع اساسی و بنیادی برای دگرگون کردن بنیاد تکنولوژی را مدرن کند،
ولی نظام اجتماعی و اقتصادی عادی را به یکباره عوض نکند، بلکه در پناه اصول اخلاقی
و سیاسی و اقتصادی مطرح شده و در سایه رشد تکنولوژیکی بنیادی و امنیت سیاسی ناشی از
تکنولوژی بالای نظامی، کم کم جامعه به آن سطح بالای توسعه بر اساس سنت برسد که انقلاب
اسلامی ما خواهان آن است

کتاب مردم شناسی دینی توسعه در ایران (دین، فرهنگ
و توسعه در ایران) به قلم دکتر ابراهیم فیاض در 144 صفحه در مهر ماه 1389 از سوی شرکت
چاپ و نشر بین الملل منتشر و روانه بازار نشر کتاب شده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه