مردم نگاری پاتوق های حزب الله در یاسوج

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۱:۵۵ ۱۳۹۳/۰۲/۹

«پاتوق­»ها از جمله الزامات زیست اجتماعی هستند. در پاتوق، افرادِ مختلفِ یک هویت، گِرد هم جمع شده و معانی مشترکی را با هم به اشتراک می­گذارند. مناسبات دنیای مدرن نه تنها از اهمیت «پاتوق»ها نکاسته بلکه در صدد تشدید نیاز به آن­ها نیز عمل کرده است. «کافه ­گردی» و «شبکه ­های اجتماعی» از جمله نمود­های آن است. «پاتوق» و «پاتوق­گردی» در تاریخ ایران، ریشه ­ی عمیقی دارد. زورخانه­ ها، قهوه ­خانه ­ها از جمله ­ی پاتوق­ های معمول در تاریخ ایران بوده ­اند که تا کنون دوام داشته و هر روز اعضای جدیدی به آن­ها ملحق می­ شوند.

موریس دورژه سه مرحله را برای تدوین نظریه جامعه شناسی بر می شمرد: 1- توصیف دقیق 2- مفهوم سازی 3- نظریه سازی. اما اتفاقی که در کشور ما می افتد دقیقا عکس این پروسه را طی می کند. دانشجوی علوم اجتماعی و به طور عام علوم انسانی ما از همان روز اول به جای مشاهده و توصیف خام واقعیت ، جهان و مسائل پیرامون خود با انبوهی از نظریات ترجمه ای مواجه می شود. این عینک نظریات مانع از مشاهده مستقیم واقعیت شده است و هر روز نسبت علوم اجتماعی و جامعه ما را ضعیف تر کرده است. آنچه در پی می آید یک مردم نگاری اجمالی از مراکز فرهنگی مذهبی شهرستان یاسوج است که توسط دوست عزیز آقای محمود ذکاوت دانشجوی رشته تاریخ قلمی شده و برای این پایگاه ارسال شده است. این نوشته ها با مردم نگاری آکادمیک که در کتابهای روش تحقیق به ما آموخته اند فاصله زیادی دارند ولی هدف از انتشار این دست نوشته ها، جلب نظر دوستان عزیز برای توجه به این گزاره اساسی است که  علم بومی جز از “ تنقیح تاملات و توجهات و تجربیات انباشت شده  انسان ایرانی در طول زمان نسبت به مسائل و واقعیات میدانی و تاریخی مان” حاصل نخواهد شد. تنها راه انباشت این تجربیات نیز روایت آنها با روش ها متفاوت و زوایای متفاوت است. وقتی این روایت ها دقیق و همه جانبه باشند و بر روی هم انباشت شوند کم کم زمینه شکل گیری مفاهیم بومی را فراهم خواهد آورد و راه نظریه پردازی را تسهیل خواهد کرد. پایگاه علوم اجتماعی آماده انتشار مردم نگاری های کاربران محترم از پدیده ها، موقعیت ها و زیست جهان اطراف خود است.

1) «پاتوق­»ها از جمله الزامات زیست اجتماعی هستند. در پاتوق، افرادِ مختلفِ یک هویت، گِرد هم جمع شده و معانی مشترکی را با هم به اشتراک می­گذارند. مناسبات دنیای مدرن نه تنها از اهمیت «پاتوق»ها نکاسته بلکه در صدد تشدید نیاز به آن­ها نیز عمل کرده است. «کافه ­گردی» و «شبکه ­های اجتماعی» از جمله نمود­های آن است. «پاتوق» و «پاتوق­گردی» در تاریخ ایران، ریشه ­ی عمیقی دارد. زورخانه­ ها، قهوه ­خانه ­ها از جمله ­ی پاتوق­ های معمول در تاریخ ایران بوده ­اند که تا کنون دوام داشته و هر روز اعضای جدیدی به آن­ها ملحق می­ شوند.

2) مهم­ترین کارکرد «پاتوق»ها تداوم «هویت» است. همچنین پاتوق باعث ورود افراد و اعضای جدید به درون یک هویت می ­شود. هر چه پاتوق جذابیت بیشتری داشته باشد، ظرفیت آن برای پذیرش اعضای جدید بیشتر خواهد بود. به طور خاص در سنین نوجوانی و جوانی که افراد به شدت «احساسی» عمل می­کنند، خیلی زود وارد پاتوق و پاتوق ­هایی خواهند شد که برای ایشان جذاب باشد. مراد از جذابیت، محلی است که فرد در آن جا، احساس خوشی داشته باشد.

3) «کانون»­ها و «پایگاه­»های اجتماعی به یک معنا همان کارکرد پاتوق­ ها را دارند. کانون­ های فرهنگی و اجتماعی که توسط تشکل­ های مردم نهاد یا سازمان­ های دولتی و دانشگاه­ ها سازمان می ­یابد. کانون فرهنگی مسجد امام حسن عسگری(ع) (مسجد محله ترمینال) و «کانون منتظران شهادت» مصداق بارز همان پاتوق ­ها،­ در شهر و روزگار ما هستند. پاتوق اول برای کودکان و نوجوانان طراحی شده است و بیشتر حجم کاری آن معطوف به فصل تابستان و برای پر کردن اوقات فراغت آن­هاست. کانون مسجد ترمینال سهم مهمی در تداوم هویت مذهبی و انتقال آن به کودکان شهر یاسوج دارد. کانون منتظران شهادت نیز هّم خود را متوجه جوانان کرده است. جلسات هفتگیِ آن، در شب­هایِ جمعه، تکوین و تدوام هویت حزب الله را در شهر یاسوج، تسریع بخشیده است.

4) با وجود این به هر یک از پاتوق ­های مورد نظر نقدی ساختاری وارد است. بیشتر اعضای کانون مسجد ترمینال، کودکان و نوجوانان همان محله هستند. محله­ای که عموماً قشرهای متوسط به بالای اجتماعی را شامل می­شود. گو این که در یاسوج نباید خیلی در مناسبات قشرهای اجتماعی ماند اما بسیجیان و حزب الله یاسوج باید بیشتر هم خود را متوجه محلات دیگر نظیر شهرک امام حسین(ع)، تل خسرو و مادوان(مایون) کنند. البته حضور کانون جوانان حسینی در شهرک امام حسین(ع) تا حدودی در جهت تداوم هویت حزب اللهی برای کودکان و نوجوانان این محله کارکرد مثبت داشته است. اما صرفاً تا حدودی.

در مورد «کانون منتظران شهادت» اگر چه انگیزه ­ی اصلی حضور عمومی در این کانون، دعا و سوگواری آقا امام حسین(ع) است. اما جنبه­ ی معرفت بخشی این پاتوق که همانا سخنرانی و منبر می­ باشد بایستی نسبت به قبل با قوت بیشتری تداوم یابد. معرفتی که نیروهای حزب الله را در ابعاد مختلف معرفتی اعم از فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پویا ساخته است.

5) از شهر ، روستا یا محله ­های مادوان، تل خسرو و سرآب تابه، نباید غافل شد. مادوان به شدت مهاجر پذیر است و از کمبود پایگاه­های فعّال فرهنگی و مذهبی رنج می­برد. امت حزب اللهِ استان و شهر یاسوج حتماً باید برای این منطقه تمهیدات لازم را لحاظ کنند. توجه به مستضعفین نباید کم رنگ شود. جوانان حزب الله در یاسوج نشان داده­اند که توانایی خوبی در تداوم هویت خویش و تسری اجتماعی آن دارند. با این وجود آیا این نیروی اجتماعی خواهد توانست یارگیری اجتماعی خود را به قشرهای فرودست اجتماعی تسری دهد؟ در صورتی که از محلات پایین شهر غافل نماند چنین مهمی دور از دسترس نیست.

6) در میان پاتوق ها یا جمع های جوان انقلابی هیئت جوانان حسینی با دوام ترین پاتوق فرهنگی و البته تأثیرگذارترینِ آن ها ست. هیئتی که در آستانه ی ورود به دهه ی سوم فعالیت خود می باشد. اگر چه هسته­ ی اصلی این پاتوق، پایگاه مقاومت شهید مطهری در مسجد امام حسین(ع) بود، اما فعالیت­های هیئت جوانان حسینی صرفاً معطوف به این مسجد و محله ­ی آن(خیابان معلم و مرکز شهر) نبوده است. همچنین مخاطب هیئت جوانان حسینی صرفاً یک قشر خاص سِنی، عقیدتی یا اجتماعی نبود. نیروهای هیئت، با اجرای برنامه ­ی «رشد» در ایام تابستان و تداوم آن در سال­های مختلف، توانستند بدنه­ ی نوجوان و جوان حزب اللهی را با فرهنگ دینی آشنا کرده و اوقات فراغت ایشان را به خوبی با مضامین دینی پُر کنند. جلسات پر شور و شعور هیئت در دهه ­ی اول محرم هر سال در مصلای امام خمینی(ره)، هویت دینی شهر ما را چنان قوام بخشید که تا سال ­های سال از برکت آن بهره مند خواهیم ماند. جلساتی که شاهد حضور همه ­ی قشرهای اجتماعی از نقاط مختلف شهرستان بویراحمد بود. همین امر(تجمع قشرهای گوناگون در این پاتوق در ایام محرم) هیئت جوانان حسینی را به مقبول ­ترین و پرمخاطب­ترین کانون فرهنگی شهر یاسوج تبدیل کرد. به بیان دیگر نقطه ­ی قوت هیئت جوانان حسینی درهای باز آن بر روی همه ­ی طیف­های مختلف اجتماعی بود. چیزی که اکنون بسیار نیازمند آن هستیم.

7) نام هیئت جوانان حسینی با نام استاد ستار هدایت­ خواه[1] گره خورده است. اگر استاد را بانی این هیئت و مغز متفکر آن بدانیم سخنی به گزاف نگفته ­ایم. منبرهای استاد هدایت خواه در اواخر دهه ­ی هفتاد و نیمه­ی اول دهه ­ی هشتاد، نسلی از نوجوانان و جوانان حزب اللهی را تربیت کرد که فرهنگ دینی با روح آنان پیوند خرده بود. آنان کنجکاو، کتاب خوان و البته پرشور بودند. اگرچه با نماینده­ ی مجلس شدن استاد هدایت خواه، پیوند قبلی استاد با هیئت وجود نداشت اما استاد هر محرم منبرش در مصلای امام خمینی را اقامه می­ کرد تا این پاتوق و هویت ناشی از آن دچار انقطاع نشود.

8) هیئت جوانان حسینی حالا در شهرک امام حسین(ع) و در حسینه­ ی امام علی(ع) مستقر شده است. بی ­شک باید به کسانی که چنین دوراندیشی ­ای کردند و موقعیت هیئت را در این مکان قرار دادند دست مریزاد گفت. ساکنین این شهرک به چنین کانون و پاتوقی نیاز داشتند. با وجود این بیشتر مخاطبین هیئت در برنامه ­های مختلف، از دیگر محلات شهر به پاتوق مورد نظر ملحق می­شوند و عملاً ساکنین شهرک امام حسین(ع) بهره ­ی مناسبی از برنامه ­های هیئت نمی ­برند. بنابراین اعضا و نیروهای هیئت باید برای رفع این نقیصه­ تمهیدات لازم را بیندیشند. هیئت جوانان حسینی به خوبی می­ تواند از ظرفیت طرح رشد برای این مهم استفاده کند و کودکان، نوجوانان و جوانان شهرک امام حسین(ع) را با فرهنگ حزب الله آشنا کند. گو اینکه این مهم به یمنِ جلسه­ های سه­ شنبه شبِ حسینه ­ی امام علی(ع) دور از دست­رس نیست.


[1] در نوشتار جداگانه­ای به نقش و سهم ستار هدایت­خواه در هویت دینی شهر یاسوج خواهم پرداخت.

قسمت دوم:

هیئت جوانان حسینی، مهم­ترین پاتوق فرهنگی یاسوج

 

1) در نوشتار قبلی(پاتوق­های حزب الله در یاسوج)، با طرح مسئله­ی مردم­نگاری و مردم­نگاری دینی به اهمیت پاتوق­ها و کانون­های فرهنگی-اجتماعی و نقش آن­ها در تکوین و تداوم هویت اجتماعی اشاره شد. همچنین به طور خاص بیان شد که طیف حزب الله در شهر یاسوج استفاده خوبی از پاتوق­های خود کرده­اند. هیئت جوانان حسینی اما با دوام­ترین پاتوق فرهنگی و البته تأثیرگذارترینِ آن­ها ست. هیئتی که در آستانه­ی ورود به دهه­ی سوم فعالیت خود می­باشد.

2) اگر چه هسته­ی اصلی این پاتوق، پایگاه مقاومت شهید مطهری در مسجد امام حسین(ع) بود، اما فعالیت­های هیئت جوانان حسینی صرفاً معطوف به این مسجد و محله­ی آن(خیابان معلم و مرکز شهر) نبوده است. همچنین مخاطب هیئت جوانان حسینی صرفاً یک قشر خاص سِنی، عقیدتی یا اجتماعی نبود. نیروهای هیئت، با اجرای برنامه­ی «رشد» در ایام تابستان و تداوم آن در سال­های مختلف، توانستند بدنه­ی نوجوان و جوان حزب اللهی را با فرهنگ دینی آشنا کرده و اوقات فراغت ایشان را به خوبی با مضامین دینی پُر کنند. جلسات پر شور و شعور هیئت در دهه­ی اول محرم هر سال در مصلای امام خمینی(ره)، هویت دینی شهر ما را چنان قوام بخشید که تا سال­های سال از برکت آن بهره مند خواهیم ماند. جلساتی که شاهد حضور همه­ی قشرهای اجتماعی از نقاط مختلف شهرستان بویراحمد بود. همین امر(تجمع قشرهای گوناگون در این پاتوق در ایام محرم) هیئت جوانان حسینی را به مقبول­ترین و پرمخاطب­ترین کانون فرهنگی شهر یاسوج تبدیل کرد. به بیان دیگر نقطه­ی قوت هیئت جوانان حسینی درهای باز آن بر روی همه­ی طیف­های مختلف اجتماعی بود. چیزی که اکنون بسیار نیازمند آن هستیم.

3) نام هیئت جوانان حسینی با نام استاد ستار هدایت­خواه[1] گره خورده است. اگر استاد را بانی این هیئت و مغز متفکر آن بدانیم سخنی به گزاف نگفته­ایم. منبرهای هدایت خواه در اواخر دهه­ی هفتاد و نیمه­ی اول دهه­ی هشتاد، نسلی از نوجوانان و جوانان حزب اللهی را تربیت کرد که فرهنگ دینی با روح آنان پیوند خرده بود. آنان کنجکاو، کتاب خوان و البته پرشور بودند. اگرچه با نماینده­ی مجلس شدن استاد هدایت خواه، پیوند قبلی استاد با هیئت وجود نداشت اما استاد هر محرم منبرش در مصلای امام خمینی را اقامه می­کرد تا این پاتوق و هویت ناشی از آن دچار انقطاع نشود.

4) هیئت جوانان حسینی حالا در شهرک امام حسین(ع) و در حسینه­ی امام علی(ع) مستقر شده است. بی­شک باید به کسانی که چنین دوراندیشی­ای کردند و موقعیت هیئت را در این مکان قرار دادند دست مریزاد گفت. ساکنین این شهرک به چنین کانون و پاتوقی نیاز داشتند. با وجود این بیشتر مخاطبین هیئت در برنامه­های مختلف، از دیگر محلات شهر به پاتوق مورد نظر ملحق می­شوند و عملاً ساکنین شهرک امام حسین(ع) بهره­ی مناسبی از برنامه­های هیئت نمی­برند. بنابراین اعضا و نیروهای هیئت باید برای رفع این نقیصه­ تمهیدات لازم را بیندیشند. هیئت جوانان حسینی به خوبی می­تواند از ظرفیت طرح رشد برای این مهم استفاده کند و کودکان، نوجوانان و جوانان شهرک امام حسین(ع) را با فرهنگ حزب الله آشنا کند. گو اینکه این مهم به یمنِ جلسه­های سه­شنبه شبِ حسینه­ی امام علی(ع) دور از دست­رس نیست.


[1] در نوشتار جداگانه­ای به نقش و سهم ستار هدایت­خواه در هویت دینی شهر یاسوج خواهم پرداخت.

۳ دیدگاه

    کیان- :

    نویسنده زحمت بسیاری نکشیده است اما همین که این باب را گشوده است، کافی است.
    پس هدایت خواه این کاره بوده و ما نمی دونستیم.

    حمید :

    به نام خدا
    یادداشت مورد نظر تنها می تواند به عنوان یک گزارش سطحی و ژورنالیستی معرفی شود. زیرا اطلاعات نویسنده در مورد مراکز یاد شده محدود و نا معتبر است. به علاوه این کار را نمی توان به عنوان یک کار مردم نگارانه معرفی نمود. یادداشت مزبور با هر تعریفی از مردم نگاری یا مردم شناسی به عنوان یک روش شناسی یا حتی یک تکنیک، فاصله زیادی دارد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه