مستند سازی انقلابی؛ گامی در راستای تحقق "عدالت رسانه ای"

ماهی ها در سکوت نمی میرند!

نویسنده:

زمان انتشار: ۰۹:۲۹ ۱۳۹۳/۱۰/۲۰

مستندِ “ماهی ها در سکوت نمی میرند” ، به بررسی حال و هوای زندگی مردم مسلمان “سیستان” می پردازد. مردمی که سال هاست در خشکسالی و فقر و محرومیت روزگار می گذرانند و حتی شبکه استانی شان در تلویزیون جمهوری اسلامی- شبکه “هامون”- چشم و دهانش را بر وضعیت اسف بار آن ها بسته است.

تهیه کننده: یاسر عرب

کارگردان: یاسر عرب، محمد زارعی

مدت زمان: 1 ساعت و 14 دقیقه

مردم بسیاری از مناطق کشور ما دچار محرومیت هستند. آنها از انواع و اقسام محرومیت های اقتصادی و اجتماعی در رنجند. غیر از کمبودهای اقتصادی، مستضعفین سرزمین ما دچار محرومیت دیگری نیز هستند. آنها از “محرومیت رسانه ای” نیز رنج می کشند. این مردمِ محروم، رسانه ای ندارند که مسائل و مشکلاتشان را مطرح کنند و به گوش جامعه و مسئولین برسانند. نه خودِ این مردم رسانه ای دارند و نه حتی “رسانه ملی” که رسانه سراسری و مشترک بین همه طبقات و اقوام این کشور است توجهی به آن ها دارد. صدا و سیمای ما با گذشت 35 سال از پیروزی انقلابی که انقلاب مستضعفین بود، هنوز آنچنان که باید التفاتی به محرومین و مستضعفین-که صاحبان اصلی این انقلاب و نظام هستند- ندارد. تلویزیون ما ویترین و تریبون پایتخت نشینان است. داستان سریال ها و برنامه‌های نمایشی تلویزیون، همه در تهران و البته در بالای شهر تهران می گذرد. مخاطبان رسانه ملی مدام در حال تماشای زندگی فانتزی و شیکِ بورژواهای مرفّه شمال شهری هستند. در این میان به ندرت داستانی از زندگی مردم سایر شهرها و روستاهای ایران روایت می شود. اگر روزها و هفته ها گرد و غبار، آسمان چندین استان را فرا بگیرد، اتفاق خاصی در فضای رسانه ای کشور نمی افتد. انگار نه انگار که جمعیت زیادی از ایرانیان در معرض آلودگی و بیماری اند. هیچ مسئولی کاری نمی کند. اما خدا نکند که پای همین معضل به تهران کشیده شود. تلویزیون، رادیو، تمامی روزنامه ها و مطبوعات و سایت ها و خبرگزاری ها به تب و تاب می افتند. فعالیت رسانه ها مسئولین را موظف به پیگیری و پاسخگویی می کند. این، همان تفاوتِ رسانه ای تهران -به مثابه پایتخت- با سایر نقاط کشور است. حقیقت آن است که در کشور ما “عدالت رسانه ای” وجود ندارد و مردم شهرستان ها و روستاهای ما ضریبی –آنچنان که باید و مستحق آنند- در فضای رسانه ای ندارند. عدم وجود “عدالت رسانه ای” یکی از عوامل استمرار محرومیت و فقر در کشور است. وقتی صدایی برای بیان دردها نباشد، زخم ها همچنان باقی می مانند. در چنین فضایی وقتی مستند سازی دوربین به دست می گیرد تا از وضعیت بحرانی استان “سیستان و بلوچستان” فیلمی بسازد و رنج عمیق مردم این منطقه را به تصویر بکشد، حتما گامی در جهت تحقق “عدالت رسانه ای” برداشته شده. گامی در جهت رفع محرومیت این خطّه برداشته شده و این اتفاق بسیار مبارکی است.

مستندِ “ماهی ها در سکوت نمی میرند” ، به بررسی حال و هوای زندگی مردم مسلمان “سیستان” می پردازد. مردمی که سال هاست در خشکسالی و فقر و محرومیت روزگار می گذرانند و حتی شبکه استانی شان در تلویزیون جمهوری اسلامی- شبکه “هامون”- چشم و دهانش را بر وضعیت اسف بار آن ها بسته است.

مردمان “سیستان” مدت هاست به علت خشکسالی و بی آبی “هامون” نمی توانند کشاورزی کنند. سیستانی که زمانی “انبار غله” ایران نام داشت امروز به علت مدیریت نادرست آب در استان، در بخش کشاورزی فلج شده است. دامداری در “سیستان” تعطیل شده. بخش صنعت عملا فعالیتی ندارد و تجارت که تا همین چند سال پیش تنها روزنه تنفّس مردم این دیار بود، مختل شده است. 70درصد جمعیت “سیستان” بیکار و 90 درصد مردم زیر خط فقر هستند. هزاران نفر در این استان که تاریخ قوم ایرانی را با خود دارد، شناسنامه ندارند. آن ها “سیستانی” هستند اما هویت ایرانی ندارند… این ها فقط تیترها و عناوینی از حجم انبوه رنج ها و مصائب این استان است. اگر بخواهیم تعارف را کنار بگذاریم باید گفت که گویی این استان و مردمانش رسما فراموش شده اند. که اگر فراموش نشده بودند وضع شان تا به این حد بحرانی نبود.

تفاوت و مرزی بین سیاه نمایی و نقد وجود دارد که اگر تشخیص داده نشود می تواند یک اثر انقلابی و متعهد که دغدغه بهبود کیفیت زندگی مردم را دارد به یک روضه ناامیدی و یاس پراکنی تبدیل کند. یکی از محورهای فعالیت جبهه رسانه ای دشمن، پمپاژ ناامیدی و یاس پراکنی است. تولیدات زیادی در راستای سیاه نمایی وضعیت ایران انجام می گیرد تا مردم را نسبت به نظام و آینده کشور ناامید کند. مستند “ماهی ها در سکوت نمی میرند” بخشی از مشکلات “سیستان” را بیان می کند و البته در این مسیر به دام سیاه نمایی نیفتاده است. کارگردان این اثر تلاش کرده تا در عینِ بیان بی پرده و بی محابای فاجعه ای که در این استان در حال وقوع است، چشمش را بر روی روزنه های نور و دریچه های امید نبندد. “یاسر عرب” در کنار گزارش از کمبودها و بی تدبیری ها، از ظرفیت های بالقوه “سیستان” هم می گوید. در مستند “ماهی ها در سکوت نمی میرند” از بسیاری از مزیت های نسبی و بی نظیر اقلیم “سیستان” صحبت می شود که در صورت وجود یک مدیریت خوب می تواند زندگی مردم منطقه را متحول کند و ثروت و شادی را به استان بازگرداند. بنابراین نغلتیدن در دامن سیاه نمایی از محاسن این مستند است.

اگرچه “ماهی ها در سکوت نمی میرند” به لحاظ فرم قوتِ آنچنانی ندارد و می توانست جذاب تر تهیه و تدوین و کارگردانی شود اما باز هم به دلیل بزرگی و مخافت حرف و ایده اش بسیار تاثیرگذار است و می تواند هر ایرانی را نگران حال هموطنان سیستانی اش کند و به فکر فرو ببرد. می تواند بسیاری از مسئولان را به حرکت وادار کند. می تواند به خوابِ عافیت کسانی که خود را به خواب زده اند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، پایان دهد. می تواند عرصه را بر آنان تنگ کند. و این همه ی آن چیزی است که یک مستند انقلابی برای آن ساخته می شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه