نقد و بررسی مستندهای سیاسی-انتخاباتی پیرامون روستا

مستند سیاسی باید لایه های اجتماعی و فرهنگی را نیز بکاود/ بازنمایی نادرست روستا در مستندهای سیاسی

زمان انتشار: ۲۱:۵۳ ۱۳۹۲/۰۵/۲۴

به نظرم اشکال کار این مستندها این است که نگاه صرفا سیاسی داشته اند و نگاه اجتماعی و فرهنگی به روستا را قربانی نگاه سیاسی کرده اند و این اصلا باعث شد برخی جاها ضد خودش تبدیل شود

 یکی از رویکردهای سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی نقد و بررسی مستندهای سیاسی، اجتماعی فرهنگی است. سالیان گذشته و به خصوص حوادث سال 88 باعث اقبال  به ساخت مستندهای سیاسی در کشور شد. مستندهایی چون «ایران سبز»، «دختر لر»، «خیابان شهادت»، «پایان فراموشی» از این زمره هستند. در نشست حاضر «موسی جابری» مردم شناس، برنامه ساز و مستند ساز تلویزیونی و محمدمهدی خالقی سازنده مستند «پایان فراموشی» به گفتگو  درباره این مستندها که بیشتر به بررسی فضای سیاسی و انتخاباتی روستاها  پرداخته اند نشسته اند. لازم به ذکر است جابری سال گذشته مجموعه 120 قسمتی به رنگ روستا را روی آنتن شبکه سه برده است. این گفتگو اردیبهشت ماه امسال و پیش از انتخابات دروه یازدهم ریاست جمهوری صورت گرفته است.

مجری:آقای خالقی انگیزه شما از ساخت مستند «پایان فراموشی» وحال و هوایی که این کارداشت وبازتابهایی که داشته است را توضیح دهید ؟

*خالقی: یکی از مقاطع مهمی که توانسته به ما درموضوع فساد رسانه ای که مقوله خیلی مهمی درفضای کشور ما است تلنگر بزند ، فتنه 88 هست . بعد از این تغییر وتحولات سیاسی که اتفاق افتاد یک دفعه دیدیم یک بخشی مهمی ازایرانی ها در فضای اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی دارند انکار می شوند وآن انکار سالهای سالی که دررسانه ها وجود داشت بروزش درفتنه 88 دیده شد ، وبه اصطلاح چَکَش را آنجا به ما زد . در مورد «پایان فراموشی » از یک سوژه تک خطی شروع شد . موقع شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری هنوز که جریانات فتنه اتفاق نیفتاده بود تازه آراء داشت اعلام می شد وخبرهای پراکنده ای ما می شنیدیم من دیدم توی خبر که دارد آراء استانی را به تفکیک اعلام می کند. آراء اقای احمدی نژاد دراستان کرمان از همه استانها بالاتر است واین خیلی برایم عجیب بود! ممکن است برای یک مخاطب عادی این خیلی سوالی ایجاد نکند اما برای ما که اصلیت مان مال همان منطقه هست ویزدی هستیم ویک بخشی ازنسلمان هم برمی گردد به کرمان ورفسنجان وآنجا هنوز اقوامان هستند برای من خیلی جالب بود! من می دانم فضای استان کرمان خصوصا ًدرمناطق مرفه تر در شمال استان کرمان چقدر تحت تاثیر جریان کارگزاران واین فضای سیاسی هست وتسلط اینها را در آن فضا می دانستم وسالهای سال حکومتی که آنجا کرده بودند وتسلطی که به فضا داشتند واین برایم خیلی جالب بود ویک دفعه تلنگری در ذهنم زد که بروم ببینم دلیل آن چه هست . «پایان فراموشی » از همین خبرشکل گرفت وچند ماهی که گذشت به این فکرمی کردم که چه کار می شود کرد وبعد تصمیم گرفتیم که سفر کنیم وبه دل کار بزنیم ودقیقاً هم در جستجوی این مفهوم که چرا مردم استان کرمان به احمدی نژاد رأی دادند آنهم با این درصد بالا ، بعد هرچه تحقیق کردیم وجلوتر رفتم چیزهای جالب تری دیدیم . مثلاً تحقیقی که کردیم آمار تفکیکی صندوقهای استان کرمان را در جنوب کرمان گرفتیم ، دیدیم که یک گستره ای شاید به وسعت چند صد روستا شاید درآن مناطق آقای احمدی نژادصد درصد رأی اورده بود وتک رأی هم کسان دیگر نداشتند یا 97 درصد و98 واین خیلی عجیب بود . دنبال این سوال جلو رفتیم وسوالهای جدیدی به وجود آمد وبعضاً آن چیزهایی که درفیلم می بینید بعضی هایش خیلی جالب از کار در آمد وهرکس که فیلم را ببیند خیلی خوشش می آید از شیوه سوال کردن مردم! مثلاً به ذهنمان رسید بپرسیم  که دوتا رئیس جمهور قبل از اقای احمدی نژاد را اسمشان را بگو . هرچه رفتیم جلو دیدیم که مردم ارتباطشان با فضای حکومت قطع هست واین به دلیل عدم توجه وعدم سیاست گذاری درست دولتهای قبل بوده است . به دنبال این مفهوم جلو رفتیم و بعد دیدیم که چقدر جالب هست با توجه به وجود این مسائل مردم با وجود فقر ، استضعاف فرهنگی ومالی که دارند اما ارتباطشان همچنان تا اندازه زیادی با مقوله ای بنام ولایت هم حفظ کرده بودند  ومردم خیلی آقا را می شناختند وعکس آقا توی فیلم هست که توی کپر نصب هست واین خیلی عجیب بود وجالب بود .

– آقای جابری: خب قرار است در اینجا در مورد پنج مستند سیاسی که درباره انتخابات 88 بوده است صحبت کنیم: «پایان فراموشی»، «دختر لر»،«ایران سبز» و«خیابان شهادت». اگر چه در  صدا و سیما چندین مجموعه مستند کار کرده ام و تا حدودی تصویر را می شناسم اما من اصلا ًایراد فنی نمی گیرم. من می خواهم راجع به محتوا صحبت کنم. در مورد کلیت کارها اول بگویم  که چه بوده است: به نظرم سازندگان می خواسته اند بگویند که  در سال 88 یک انتخاباتی شده است و در این انتخابات یک دسته ای رأی اورده ویک دسته ای رأی نیاورده اند و آن دسته ای که رأی نیاورده اعتراض دارد که من رأیم کجاست؟ بابت این اعتراض بیجا ، کشور یک تاوانهایی داد و یک شلوغی هایی شد و کشور به هرصورت هزینه داد . بنابراین به خاطر همین انگیزه ها دوربین را برداشتند بردند توی روستاها یعنی مکان تصویر برداری بیشتر روستاها هست و 30درصد یا 20درصد در شهرها هست . در اینجا سعی شده از آقای احمدی نژاد دفاع شود عمداً یا غیر عمد ، که درآن خصوصیات شخصی احمدی نژاد در آمده است که مردم روستا می گویند ایشان صادق هست ، سالم هست یعنی دزد نیست ، ساده زیست هست ، باعرضه هست واینها خصوصات شخصی او هست . کارکردهای احمدی نژاد را گفتند سهام عدالت به ما داده است ، یکی می گوید دزدگیر هست یعنی مچ دزد ها را می گیرد ، مدرسه ساخته ، سد ساخته ، مردم دار هست ، بیمه خشکسالی داده ، کارهایش را پیگیری می کند ، طرفدار محرومین هست ، بیمه روستایی درست کرده و  امنیت ایجادکرده است. در سمت کرمان این برایشان مهم بوده چون شاید این ها نبوده است. من از این چند تا فیلم در آوردم که مردم اینها را گفتند. یعنی دلایل انتخاب احمدی نژاد به جای دیگری، این خصوصیاتی بوده که مردم یک مقداری درخود احمدی نژاد دیدند ویک مقدار در توان مدیریتی اش دیدند. تنها یک نفر گفت که من تحت تاثیرمناظره ها بود که به احمدی نژاد رأی دادم و آنهم توی استان گلستان!

 در این پنج تا کاری که دیدیم همه اش که درروستاها بود ، میانگین سنی روستا یی ها حدود سی سال به بالا بود ولی طرفدارهای موسوی که در شهرها به سراغ آنها رفته اند بیشترجوانها بودند. در این فیلم چیزی که من دیدم میانگین سنی طرفدار موسوی جوانها بودند وطرفدارآحمدی نژاد روستائیان محروم درحال کار و زحمتکش!و طرفدارهای موسوی شهری، جوانتر، تحصیلکرده تر، خوب حرف می زدند وبعضی هایشان هم قرتی! بودند .

آیا این کل واقعیت هست؟ یعنی این چیزی که ما درفیلم می بینیم کل واقعیت هست؟ یعنی واقعاً همه طرفدارهای احمدی نژاد این تیپی بودند؟ تحصیلکرده توی آنها نبود ؟ سوال من این هست اگر کل طرفدارهای موسوی قرتی و ضد دین بودند، 14میلیون نفر به موسوی رأی دادند یعنی 14 میلیون نفر ما قرتی داریم؟ این برای ما خوب هست به عنوان سیستم؟ ما 14 میلیون قرتی تربیت کردیم ؟ می خواهم بگویم بعضی وقتها ما یک کاری می کنیم می خواهیم یک 2ریالی پیدا کنیم ولی یک چک پول 50هزارتومان ضررمی کنیم ؛ یعنی نگاه همه جانبه نداریم به مساله.

یعنی واقعاً همه طرفدارهای احمدی نژاد این تیپی بودند؟ تحصیلکرده توی آنها نبود ؟ سوال من این هست اگر کل طرفدارهای موسوی قرتی و ضد دین بودند، 14میلیون نفر به موسوی رأی دادند یعنی 14 میلیون نفر ما قرتی داریم؟ این برای ما خوب هست به عنوان سیستم؟ ما 14 میلیون قرتی تربیت کردیم ؟

خیلی خب حرف شما درست! همه اینها ضد انقلاب ، وابسته و بی دین! همه اینها به نفع کشور هست بگوییم 14میلیون نفر بی دین داشتیم که رأی به یک آدمی دادند که این شکلی بوده؟ این به کجا لطمه می زند ؟ اگر اینها بی دین وضد انقلاب هستند خب اینها را کی تربیت کرده؟ تقصیر متوجه کی هست؟ می خواهم بگم ما تک جانبه نگری نگاه نکنیم وهمه ی حرف من این هست. مثل تمام رئیس جمهورها ، هر رئیس جمهوری آمده یک چیزی را دیده! یک رئیس جمهورآمده فقط اقتصاد را دیده، یک رئیس جمهور آمده فقط در فاز سیاسی بوده، یک رئیس جمهورآمده یک ذره در فاز فرهنگی بوده؛ یعنی یک ریلی گذاشتند این ریل فقط می رود سمت حوزه اقتصاد!  و فرهنگ و سیاست را رها کردند و یکی دیگرآمده یک ریلی گذاشتند به سمت حوزه سیاست! فیلم نشان می دهد که احمدی نژاد به روستائیان رسیدگی کرده و حداقل از زبان روستائیان این برداشت می شود، اما به عشایر نرسیده است! این را اززبان فیلم می فهمیم؛ اما آن چیزی که از فیلم در می آید جناب خالقی به نظرم این هست که روستائیان چون وقتی شما یک جایی می روی مثلاً با یک نفر ارتباط اجتماعی برقرار می کنی، یک پرسشنامه دستت می گیری، آن روستایی راجع به گرانی صحبت کند، راجع به وضع مطبوعات صحبت کند، راجع به نظر مردم درباره روحانیت صحبت کند ،  یعنی آن کسی که به تو جواب می دهد، به یک دلیلی به شما جواب می دهد و می تواند جواب ندهد! مگرحقوق می گیرد ؟ مگر جواب ندهد اعدامش می کنند؟ یک عاملی اورا به شما وصل می کند که یک بخشی از آن بخش منافع هست یعنی ارزیابی فایده به قول جامعه شناسان؛ یعنی اگر من به این پرسشنامه جواب بدهم چیزی برای من دارد یا ندارد؟ به احمدی نژاد یا هر رئیس جمهور دیگر ممکن هست این جوری نگاه کنند؛ حتی نفع شخصی که اگر این رئیس جمهور شود پسر من که بیکار هست سرکار می رود؟ دختر من که دانشگاه آزاد می رود از شهریه اش کم می شود  بخشی از آن ممکن است حساب و کتاب این جوری باشد ما اصلاً نرفتیم انگیزه ها ورفتارهای سیاسی را چک کنیم. الزاماً تمامش سیاسی نیست . به نظر می رسد روستائیانی که به احمدی نژاد رأی دادند بخشی ازآن مربوط به امکاناتی که نداشتند و ایشان به آنها داده است و بخش دیگر به نظر من عزتی هست که به آنها داده است چون عزت، پول اجتماعی هست! یعنی یک جایی هست شما را آدم حسابت نمی کنند و یک جایی هست یک نفرمی آید می گوید چطوری آقا ؟ شاید روش ائمه بزرگ دین این طوری بوده است که جذب کرده اند، به آدمهایی که کسی آدم حسابشان نمی کرده احترام می گذاشتند نه به خاطر اینکه او مسلمان شودبلکه چون او انسان هست، من هم انسان هستم باید به او احترام بگذارم و مخلوق خداوند هست باید به او احترام بگذارم نه به این که چیزی گیرمن بیاید یا نیاید . چون در روستای رفسنجان که شما کارکردید می گویند قبلاً اصلاً کسی نمی دانست اینجا کجاست! با هلیکوپتر آمدند ببینند که ما چکاره ایم و همان هم گفت رئیس جمهور قبلی نیامده وسلام ما را به ایشان برسانید . مردم تشنه احترامی بودند که قبلاً ندیدند واز بالا با اینها برخورد می کردند یک جور ارباب رعیتی، فکر می کنم یک حس این چنینی هست .  در این فیلم تفاوتهای قومی را می فهمیم جالب هست شما رفسنجانی هستید وبخشی از هویتتان مال رفسنجان هست در این فیلم دیدیم روستائیان رفسنجان اصلاً نمی گویند به چه کسی رأی دادند وبیشترشان رو نمی کنند ومی گویند باید بگوییم؟ ولی لرها و بختیاریها همین طورکه می روند می گویند من به احمدی نژاد رأی دادم ، من به کی رأی دادم یا من سفید انداختم. باید یکی تحقیق کند که چه عاملی باعث می شود که رفسنجانی ها این شکلی باشد و لرها هم آن شکلی باشند . این برخورد و روان شناسی این قوم به چه شکلی هست؟ چون ما همه ی اقوام کشور را نمی توانیم با یک قالب بسنجیم حتی اگرجغرافیا ی یکسان داشته باشند. مثلاً شما یزدی ها را با کرمانی ها مقایسه می کنید، مازندرانی ها را با گیلانی ها مقایسه می کنید، با اینکه یک اقلیم دارند وآب وهوای یکسانی دارند ولی عین هم نیستند یعنی اینقدر که درگیلان قهوه خانه می بینید در مازندران نمی بینید و مثلا یزدی ها در نرم افزار جلو هستند، در جامعه و جزو فعالترین آدمهای کشور هستند و از همه ایرانی ها بیشتر کار می کنند . ممکن است  بگویید علتش جغرافیا است وکویری بودن ؛ مگر کرمان کویری نیست ؟ بلوچستان کویری نیست ؟ چرا آنها این شکلی نیستند؟ مگر گیلان عین مازندران یک طبیعت وآب وهوا ندارند چرا در گیلان مردان در قهوه خانه ها سبیل تاب می دهند و زنها کارمی کنند ولی در مازندارن زن و مرد بغل دست هم کار می کنند؟ باید یکی باشد این تفاوتها را دربیاورد . در این فیلم  دیدیم که رفسنجانی ها رو نمی کنند که به چه کسی رأی دادند اما لرها و بختیاریها سریع می گویند. این چرا را باید پیدا کرد. برای پاسخ به چرایی باید دقت کنیم که  تک عاملی نباید نگاه کنیم یعنی یک تجزیه وتحلیل جامع می خواهد. در مستند پایان فراموشی سعی شده به صورت مونتاژموازی (برش موازی) ، شهررا بگیرند و روستا را هم بگیرند ، محرومیت را بگیرند و تجملات را هم بگیرند. در یک تکه از فیلم آوازی برای موسوی خوانده می شود چون هر کدام از این نماینده ها و یا کاندیدها و یا نامزدها ی ریاست جمهوری ، یک آوزاه خوان هم داشتند که برایشان می خواند مثلاً درکاری که برای موسوی کردند می گوید که اگر موسوی بیاید فقر و فساد و تبعیض برچیده می شود که یک جوانکی این را می خواند، که به نظر من این منفی هست . مسئله بعد، مخصوصاً در دختر لر مسئله قومیت هست . یعنی تصور می شود اگر من لر باشم ، الزاماً لرها به من رأی می دهند واگر من کرد باشم الزاماً کردها به من رأی می دهند؛ ولی ما در آراء سال 88 این را ندیدیم . مثلاً خانم زهرا رهنورد همسر اقای موسوی می گویند من تعجب می کنم چطوری لرها به دامادشان رأی ندادند یا کروبی که الیگودرزی هست در الیگودرزرأی نیاورد یا محسن رضایی که لر بختیاری هست در بختیاری ها رأی نیاورد وکمتر از بقیه آورد یا آقای هاشمی د رکرمان رأی نیاورد . اگر همین طوری سوال کنند که شما که آذربایجانی هستی اگرآذربایجان کاندیدا شوی  رأی می آوری یا نه؟ اگر دم دستی بخواهیم جواب بدهیم می گیم آره رأی می آورم چون اهل آنجا هستم و همزبان هستم وچهارتکه لهجه درون گروهی و محلی می گویم و به من رأی می دهند؛ ولی اینجا ثابت می کند یک متغیرهای فرا قومی هست که از قومیت خیلی برای مردم مهمتر هست که آنها در سلسله مراتب ارزشی رأی دهندگان تاثیر می گذارد روی عنصر ومتغیری به نام قومیت. ممکن هست در نمایندگان مجلس قومیت کار کند یا احتمال می دهیم و حدس می زنیم که در انتخابات شورای شهر و انتخابات مجلس شورای اسلامی قومیت، متغیرقوی تری هست در انتخاب کردن یا انتخاب نکردن تا ریاست جمهوری؛ این را می توانیم با جرئت بیشتری بگوییم .

اینجا ثابت می کند یک متغیرهای فرا قومی هست که از قومیت خیلی برای مردم مهمتر هست که آنها در سلسله مراتب ارزشی رأی دهندگان تاثیر می گذارد روی عنصر ومتغیری به نام قومیت.

 در «پایان فراموشی» ایده ای به من داد که مردم اسم بعضی کاندیداها را نمی دانستند مثلا ًمصاحبه کننده از مصاحبه شونده می پرسید که چه کسانی با آقای احمدی نژاد رقیب بودنده ؟ بعضی ها محسن رضایی را می شناختند و بعضی ها هاشمی را می شناختند و بعضی موسوی را می شناختند و کسی نبود که همه را باهم بشناسد و  بگوید! دوتا نکته خیلی مهم در «پایان فراموشی» من دیدم یکی عکس امام و آقای خامنه ای که داخل کپر آن اقا بود با اینکه کپر بود واین کپرنشان می داد آدم متمولی نیست چون کپر ها وسیه چادرها درجه بندی دارند؛

 ارزیابی روستائیان یک ارزیابی عینی وعقلانی جالب هست! یکی از خانمها گفت فکر می کنید اگر کروبی رئیس جمهورمی شد، این توانایی جسمی را داشت که مثلا صبح بیاید کرمان وشب به تهران برگردد؟ ببینید  یعنی او چقدر عاقل هست و چه را دارد می بیند! یعنی توان جسمی فرد برایش مهم هست. من روستائیان را عاقل می دانم، روستائیان را کاملاً نچرال(natural) می بینم؛ یعنی با اینکه می گویند طرف دهاتی هست اما او عقلانی است و عینی دارد قضاوت می کند. از اینجاست که تصور ما از روستا باید عوض شود . یعنی آدمهایی که در شهر نشسته اند با متر خودشان و با معیارهای خودشان چون فکر می کنند دو کلاس درس خوانده اند می خواهند روستائیان را بیاورند درقالبهای خودشان و این اولین اشتباه ما هست! که خودش را در قالب برنامه ریزی ها نشان می دهد. چه کسی گفته که منی که رفته ام آمریکا درس خوانده ام. شاگرد اول هاروارد هم بودم حالا برای روستایی ایرانی تصمیم بگیرم بدون اینکه او را بشناسم و بدانم که چطور زندگی می کند؟ حتی نظرش را هم نخواهم! این کجایش علمی هست و کجایش درست هست و کجایش اخلاقی هست؟ ازاین جاست که من می رسم به تحلیل هایی که دارم. بنابراین ما باید تصورمان از روستاها را عوض کنیم، تصور روستائیانی با آدمهای ساده لوح!

ما روستائیان را باید با آن چیزی که واقعاً هستند ارزیابی کنیم. اگر روستائیان سواد ندارند و میانگین سوادشان از ما پایین تر هست که این را هم نمیدانم، اما آدمهای بسیار عاقلی هستند و حداقل عقل معاششان خیلی خوب هست!

ارزیابی روستائیان یک ارزیابی عینی وعقلانی جالب هست! یکی از خانمها گفت فکر می کنید اگر کروبی رئیس جمهورمی شد، این توانایی جسمی را داشت که مثلا صبح بیاید کرمان وشب به تهران برگردد؟ ببینید  یعنی او چقدر عاقل هست و چه را دارد می بیند! یعنی توان جسمی فرد برایش مهم هست.

 من حداقل بخش زیادی از عمرم در روستاها گذشته چه به عنوان معلم ،چه به عنوان اینکه خودم روستایی بودم ،چه به عنوان محقق ، چه به عنوان کار مستند و به این رسیده ام و چیزی نیست که از روی کتاب خوانده باشم و راجع به شان مطالعه هم کرده ام . بنابراین معیارهای ما برای اندازه گرفتن روستائیان نه اعتباردارد ونه اعتماد.

*خالقی: دوسه تا نکته بود که توضیح می دهم . اینکه دوستانمان گفتند این فیلم ها منظر سیاسی دارد من با این حرف موافق نیستم چون ممکن این حرف یک بار منفی برای این فیلم ها بیاورد . باب ورود ما ممکن است یک اتفاق سیاسی باشد اما درحقیقت یک نوع شناخت فرهنگی از روستا هست؛ البته درست هست که در آن حرف سیاسی هم زده می شود اما این خودش جزو آن مولفه هایی هست که ما می گوییم مردم ایران و هرسوژه و فردی و شهری و روستایی و هرکس را باید کامل شخصیتش را ببینیم و نباید در شخصیتش بخشهایی را حذف کنیم به سلیقه خودمان وبخشهایی را نگه داریم به سلیقه خودمان؛ همانطور که درآثار روشنفکری ما در  100 سال گذشته در ادبیات ، سینما و مستند و غیره ،دین و باورهای دینی و همین مباحث مربوط به عقل روستائیان و تفکر روستائیان و بینش شان و عمق شان دیده نشده است و همه حذف شده است وهمیشه روستایی در فیلم های ما مثل یک آدم کودن بوده، یک آدم تحقیر شده بوده و یک آدم بی سواد بوده است. بنابراین من از باب مستند خودم صحبت می کنم. درست است که یک اتفاق سیاسی باعث ساخته شدن این فیلمها شده اما منظر این فیلمها یک کار کاملاً فرهنگی است ؛ البته ما ایرانیها، چه روستاییمان وچه شهری مان با سیاست آمیخته هستیم وهمه ما سیاسی هستیم ونمی توانیم انکار کنیم وباید هم باشیم . درمستند « پایان فراموشی » به دلیل اینکه خیلی می تر سیدم از اینکه کار من با توجه به این که این شیوه کمتر استفاده شده در مستند شعاری به نظر برسد وب عضی جاها القایی به نظربرسد بنابراین سعی کردم از هیچ فرم خاص و  ویژه ای در مستند سازی استفاده نکنم! فرم تعریف شده  و فیلمنامه کاملا مشخص هست. روی کار کاغذ نوشته شده است با اینکه من قبل از آن و بعد از آن آثار متنوع و متفاوتی ساختم شاید حد اقل 10 تا ژانر مستند سازی در کارهایم امتحان کرده باشم اما دراین کار فقط گفتم دوربین من باید حرکت کند و هرچه می بیند را ثبت کند. حتی فیلمبردار سر کار نبردم وخودم فیلم گرفتم و تنها مستندی  است که خودم فیلم گرفتم! به خاطر اینکه احساس می کردم حضور فیلمبردار هم باز به استناد کارلطمه می زند.

من با تحلیلی که می فرمایید در روستاها تبلیغات صرفاً موثر نیست کاملاً موافق هستم. من خودم به این نگاه رسیدم که مردم با مجموعه ای از مولفه ها، قضاوت می کنند نسبت به کسی که می خواهند رأی بدهند و از همه مهمتر درآن مولفه ها عمل هست؛ یعنی روستایی با توجه به اینکه یک جور تجربه گرا هست وهمه چیز را لمس کرده، محیط را دیده ، طبیعت را دیده، گندم را دست زده، خاک را لمس کرده و مثل شهری نیست که همه چیزش انتزاعی باشد.  بنابراین روستایی هم آن چیزی را که می بیند، لمس می کند بنابراین فردی که درپمپ بنزین هست می گفت:”آقای هاشمی به ما سلام رساند، ولی احمدی نژاد اینجا آمد!”. تازه یک نفرشان می گفت (این را در فیلم حذف کردیم) در دولتهای قبلی حتی معاون استاندار هم در منطقه ما نمی آمده چه برسد به رئیس جمهور؛ که احمدی نژاد تا حالا یکی دوبار اینجا آمده! در مورد تقسیم بندی سنی و طرفدارهای موسوی، ما یک نگاهی داشتیم در پایان فراموشی و می دانم آقای دهشیری در «ایران سبز» احتمالاً این نگاه را داشته، ما براساس این نگره گفتیم چون روستاییها و مردم مناطق پایین دست ایران در آثار رسانه ای ما دیده نشدند بنابراین ما این یکی دوتا کار را ازجمله پایان فراموشی و ایران سبز را مختص روستاییان بگذاریم و زیاد نرویم سراغ شهری ها و زیاد نرویم سراغ آن طرفی ها .

– جابری:  ولی مقایسه می شود. شما وقتی که یک تکه شهری می گذارید ویک تکه روستایی مقایسه می شود .

*خالقی: آقای دهشیری اساساً شهری در کارش ندارد من هم سعی کردم درکارهای خودم کمتر توی شهر بیایم. البته همان طور که فرمودید بحث عزت را خیلی خوب دیدید و درست هست و این را مستدل به آن رسیدیم. که واقعاً این درست است که روستاییها اهمیت می دهند به اینکه یک نفر ازنظر اقتصادی و ازنظر عمرانی به آنها برسد. چرا این مهم هست ؟ به خاطر اینکه ما با یک مفهومی در آن مناطق مواجه هستیم به نام «فقر مطلق ». فقر مطلق یک مفهوم واضح و روشن هست برای آن کسی که  در آن مناطق هست، اما برای شهری این تعریف شده نیست وشما هیچ وقت نمی توانید به یک شهری بفهمانی که فقر مطلق یعنی چی؟! یعنی امشب تو باید گرسنه بخوابی و فردا اگر اراده بکنی یک دمپایی برای بچه ات بخری که پایش کند تا پا برهنه روی خاک راه نرود پول نداری! و این فقر مطلق هست . این مفهوم خیلی مفهوم عجیبی هست! بنابراین مردم برایشان مسائل عمرانی دولت مهم بود وکسی بود که می گفت در تمام منطقه ما قبل از دولت آقای احمدی نژاد فقط یک درمانگاه داشتیم حالا یک بیمارستان داریم و شش تا درمانگاه! یا مثلاً پیر زنی که کنج کپر نشسته بود از او پرسیدم برای بیمه پول هم دادید؟ گفت : “بله پول دادیم” تعجب کردم چه طوری از این مردم پول گرفتند و این ها پول از کجا آوردند . گفتم : چقدر دادید ؟ گفت:”200 تومان”. هزینه پرینت دفترچه اش را فکرکرده حق بیمه اش است واین فقر مطلق هست . او تصور خودش این بود که 200 تومان داده برای بیمه و اینقدر فقر شدید بود؛ تازه هنوز اتفاقاتی افتاده بود و این وضعیت بهبود پیدا کرده بود. قبل ازآن چه بوده خدا می داند! آقای عرب در پروژه با ما بودند در یک گزارشی که پیش از مستند ما کارکرده بودند «سفر به آفریقای ایران » که خیلی شرایط عجیبی بود و تازه آن موقع آن شرایط از بین رفته بود.

دلیلی که در «پایان فراموشی» یک عده رأی شان را رو نمی کردند به این خاطر بود که شرایط بهرمان در کرمان یک شرایط معکوس با جنوب هست؛ مثلاً در یک روستا سه نفر به میر حسین رأی داده بودند و نمی گفتند و خجالت می کشیدند و یکی از آنها را پیدا کردیم. درشمال استان کرمان برعکس بود وقتی کسی به احمدی نژاد رأی داده بود نمی گفت به خاطراینکه می دانست تبعات دارد!

–  جابری: یک پیشنهادی به شما بکنم واین هم پیشنهاد سنم هست نه اینکه از شما داناتر هستم وتجربه هست. شما اگر چارچوب داشته باشید خیلی چیزها را با چارچوب خوب می بینید و احتمالاً ممکن هست وقت کمتری هم صرف کنید.

در فیلم «ما بیشماریم » می گوید که طرفدارهای احمدی نژاد دهاتی هستند! نمی گوید روستایی هستند! . وقتی می گوییم دهاتی بارمنفی دارد یعنی بی سلیقه اند ، کم سوادند ، چرکند ، به درد نخور هستند. گاهی اوقات این فیلم این را اثبات می کند یعنی روستاییان را که نشان می دهد ، دهاتی نشانشان می دهد. یعنی مگس اطرافشان هست ، پاهایشان چرک هست و…

البته آن آدم خواسته بگوید توده های محروم به احمدی نژاد رأی دادند ولی غافل از این بوده که همین توده های محروم را چرک و منفی نشان داده و یک آدمهایی نشان داده که ارزشی به آنها نداده در حالیکه حرفهایشان قشنگ هست و آن فضا و آن تیپ و آن پشه هایی که هست و حتی یک جاهایی برای اینکه بگوید محروم تر هستند زباله ها را جلویش جمع کرده اند. خب این دامن می زند به حرف آن آدمهایی که می گفتند موسوی دولت روشنفکرها و باسوادها هست !

یک اشکال دیگری که دیدم اینکه می خواست بگوید طرفدارهای موسوی بی دین وقرتی هستند! عرض کردم اگر 14 میلیون این شکلی هستند یا حالا 2ی ا میلیون یا 3 میلیون ویا 5 میلیون هستند ، اینها را ما تربیت کردیم و ما هم باید جواب بدهیم .

در فیلم شما سعی شد روستا را نشان بدهید وشهر را هم نشان بدهید؛ شهر را نشان می دهید با مظاهر تجمل وت بلیغات.  چرا این کار را کردید ؟ چی می خواستید بگویید ؟ چی می خواست در بیاید از این مقایسه کردن ؟

*خالقی: تبلیغات هم مظهر غربزدگی هست و هم یک جور مظهر افراط وتفریط هست .

ــ جابری: این چه کمکی می کند به احمدی نژاد ؟

*خالقی:  من کاری به احمدی نژاد ندارم .

ــ جابری: فیلم بین موسوی واحمدی نژاد هست . غیراز این هست ؟

*خالقی: بله . قطعاً غیر از این هست . نکته ای که یادم رفت بگویم اساساً این فیلم اسم احمدی نژاد در آن هست اما موضوع اصلی آن احمدی نژاد نیست . احمدی نژاد یک سمبل، یک نماینده ، یک مفهوم هست .

– جابری: اجازه بدهید این فیلم را 100 نفر ببینند بعد بدون اینکه شما ومن حرفی بزنیم بگوییم که این فیلم محورهدفش چی بوده است ؟ اگر 80 نفر نوشتند احمدی نژاد چی؟

*خالقی: احمدی نژاد در آن هست وبحثی نیست . ولی آن چیزی که مد نظرم بوده و اعتقاد هم دارد که فیلم در مورد احمدی نژاد نیست ، فیلم در مورد مردمی محرومی هست که به یک دلایلی به یک آدمی و به یک سمبلی بنام احمدی نژاد رأی دادند .

ــجابری: به احمدی نژاد و موسوی کاری ندارم و یک مقدار جلوتر برویم؛ این تضاد که یک  فقیر روستایی ، یک برج چند طبقه ، ماشین تویوتای فلان و بنز فلان، تبلیغات وبنرهای شهری، مصرف گرایی، بانکها، سود بیشتر، ربا اینها چیزهایی هستند که هم احمدی نژاد در آن مقصر هستند وهم موسوی ؛ یعنی یک فرایندی هست که سی و چند سال طول کشیده اگر بنده الان کشورم باید 100 می شد و 60 هستم از 100 ، در این 40 تایی که نشدیم آقای هاشمی مقصر هست، آقای خاتمی مقصر هست ، آقای موسوی مقصر هست ، آقای احمدی نژاد هم مقصر هست وسهم دارند به صورت کم و زیاد و نمی خواهم بگویم همه به یک اندازه مقصر هستند. من می خواهم بگویم نقد سیستم .

*خالقی: پس شما این را قبول کردید که نقد سیستم هست وصرفاً مربوط به احمدی نژاد نیست .

ــ جابری: نه من صرفاً در فیلم شما به این نرسیدم. به من بیننده اجازه بدهید که بگم نرسیدم . اشکالی هم ندارد . شما اگر فکر می کنید اشتباه کردم به من بگویید . اگر الان بانکها باید درخدمت تولید باشند در خدمت فروش تیر آهن هستند و پاساژ دارند می سازند با شهرداری ها شریک هستند مقصر کیست؟ و تولید خوابیده منتظر وامی هست که بانک ها باید بدهند ونمی دهند مقصر کیست؟ همین الان آمار بگیرید از شهردار منطقه یک بپرسید آقای شهردار چند درصد مسئولین خانه هایشان درمنطقه یک تهران هست؟ این به کدام حکومت نزدیک تر هست ؟ اگر آمارش بالا باشد ؛ می خواهم بگم ما به هیچ وجه نباید مدافع شخص باشیم .

*خالقی: اگر این طور بود که من قطعاً این فیلم را نمی ساختم . حالا با وجود انتقاداتی که به ایشان(احمدی نژاد) داریم واشکالاتی که دردولتش و در تصمیم گیری هایش هست ، به هرحال به عنوان یک رئیس جمهوری که درشروع کارش تا حدی عدالت خواه بود و….

– جابری: من اصلاً نمی خواهم بگم به موسوی و یا احمدی نژاد رأی دادن و این یا آن خوب هست؛ اینها دربرابر کشور خیلی کوچک هستند یعنی سرنوشت کشور را نباید به سرنوشت افراد گره بزنیم. بحث دیگرم این هست مثلاً اگر موسوی رئیس جمهور می شد این تبلیغات برداشته می شد؟ یا زیادتر می شد ؟ اگرالان مثلاً سینمای ما ضعیف هست ونگران سینما هستیم و دغدغه داربم که نقش زن و یا نقش روستایی درتلویزیون مناسب نیست؛ این  تقصیر کی هست؟ شما بالاترین مسئول سینما را اینجا بخواه او هم گله می کند . ما نمی دانیم باید یقه چه کسی را بگیریم یعنی چه کسی باید جواب بدهد . از آن طرف هم یک نفر ازجناح هرکدامشان زندان بیفتد همه شان پا می شوند ومی گویند حقوق بشر رعایت نشد و… ولی یک نفر هموطن دهاتی من به خاطر 100 هزار تومان به زندان برود و زن و بچه اش بی سرپرست بشوند کسی  نیست سراغ این آدم را بگیرد . این نامردی ها هست که اول انقلاب مردم دنبال این بودند که نامردی نباشد و گرنه من همین الان هم می گویم ما در دوره شاه بعضی آمارهایمان از آمارهای الان انقلاب بیشتر بوده است. مثال بزنم قبل از انقلاب در آبادان 14 تا سینما بوده؛ در آبادان سال 56 یکی از آشنایان ما مستقیماً پرواز کرد آمریکا! فرودگاه بین المللی بوده. در بعضی از آمارها ازالان هم جلو تر بودیم؛ آمار دادن که افتخاری ندارد! مردم نگران این نامردی ها و این تبعیض ها بودند که آدم با آدم فرقی نمی کند! هموطن با هموطن فرق نمی کند، کسی که غیر من فکر می کند با کسی که مثل من فکر می کند هر دوبه یک اندازه اگر می روند بیمارستان باید معالجه شوند چون این منش ، منش بزرگان دین ما هست. خب اگر ما می گوییم که از آنها داریم الگو و ایده می گیریم ،چیزی که من پای منبرها شنیدم همین هست .

*خالقی: شما هرجمله ای که دارید می گویید تایید «پایان فراموشی» هست. انگار دارید یکی یکی خوبیهای فیلم را می گویید .

ــ جابری : نه من می خواستم بگویم اینکه شما می خواستید موسوی را به این تجملگرا ها ربط بدهید ، موسوی و احمدی نژاد به یک اندازه دراین تجملگرایی مقصر هستند حداقل به اندازه خودشان مقصر هستند . چرا آقای هاشمی درکرمان رأی نیاورد؟ چرا خانم رهنورد که لر بودند که موسوی داماد لرها بود رأی نیاورد ؟چرا اقای رضایی که بختیاری هست رأی نیاورد؟  ببینید یک جایی هست که باید ما این را با قومیت تبیین کنیم مثلاً بگوییم بنده خوزستان بزرگ شدم و بروم بین خوزستانیها و بگویم مردم خرمشهر من همشهری شما هستم و فلانی شما رفیق من هست که این یک بحث هست ولی درهمان فامیلی و همان قومیت اولاً یکسری مربوط به قومیت هست و یکسری مربوط به ارزشهای فرا قومی هست ؛ اگر در حوزه خود قومیت بحث کنیم آقای محسن رضایی بختیاری هست اما بختیاری ها یک هفت لنگ دارند ویک چهارلنگ ؛

به عنوان یک سوال : یعنی به نظر شما این حرف من که می گویم روستاییان را خواستیم بزرگ کنیم نتوانستیم بلکه آنها را حقیر نشان دادیم این را تایید می کنید ؟

*خالقی: بله . ایراد من هم به همین هست .

– جابری:  واین هم تایید می کند حرف طرفدارهای موسوی را گه گفتند دهاتی ها طرفداراحمدی نژاد هستند و دولت دهاتی هست و رأی دهندگان به احمدی نژاد همه دهاتی هستند وما احساس حقارت می کنیم که دولتمان دهاتی هست اینها را درفیلم «ما بیشماریم » هم گفته شده است. یعنی انگار ما ناخواسته، خواسته ایم حرفهای آنها را تایید کنیم که بله شما درست می گویید که روستاییان ما بلد نیستند حرف بزنند و مگس اطرافشان هست و کفش هایشان را چپ و راست پوشیده اند وکفش هایشان پاره هست وآدمهایی هستند که چرکند واین جوری نشان داده شده است. من می گویم چه خوب بود یک روستایی پزشک را نشان می دادیم و یک روستایی که خیلی شیک و تمیز نشسته و یک تولیدی زده وکلی زیر دستش دارند نان می خورند که آقا شما که دارید می گویید روستایی این آدم با عرضه هست و نانش را خودش در می آورد و نمی رود کوپن فروشی کند درشهرها و دلالی کند؛ تولید گر هست ودارد تولید می کند وپرورش ماهی دارد . یعنی یک چیزهای زیبایی ما باید ازروستاییان می دیدیم حد اقل چهارتا منظره ی زیبا،محل کار روستایی ها در زمین و باغ، چهارتا طبیعت زیبا، روستایی شیک، معماری قشنگ . این به کار کمک می کرد. می دانید چرا ؟چون ما با نگاه سیاسی جلو می رویم وکلاً تمام جریانات وتصویر دادن به مردم سیاسی هست . به نظرم اشکال کار این مستندها این است که نگاه صرفا سیاسی داشته اند و نگاه اجتماعی و فرهنگی به روستا را قربانی نگاه سیاسی کرده اند و این اصلا باعث شد برخی جاها ضد خودش تبدیل شود

یک نکته از همه مهمتر اینکه ما این همه انرژی صرف کردیم در کشور که بگوییم تقلب نکردیم وچقدر به تکاپو افتادیم که آنها دروغ می گویند و تقلب نشده و حالا بعد از انتخابات داریم در این مستندها از زبان روستاییان می شنویم. اما کی اینها را گفتیم؟ موقعی که کشور تاوان داد. من یک سوال دارم از بزرگان مملکت؟! چرا شما نمی نشینید رفتارسیاسی رأی دهندگان را  یک پلان علمی برایش تعریف کنید؟! چرا وقتی که مریض می شویم سراغ دکتر می رویم وچرا پیش گیری نمی کنیم ؟ این همه نهاد سیاسی وفرهنگی:مرکزتحقیقات مجلس ، مرکز تحقیقات استراتژیک ، مرکز تحقیقات سپاه ،و…! شما چکار دارید در این مملکت می کنید؟ کی باید این بحران ها را پیش بینی کند؟ همه تان هم دکتر و مهندس و سردار هستید . مملکت و جوانهای مردم تاوان می دهند و در خارج اعتبارمان پایین می آید و لطمه می خوریم .

 خب ما درفیلم ، روستاها را دیدیم که محروم هستند واین را فیلم شما تایید کرده وخیلی هم محروم هستند ؛ این محرومیت محصول چی هست ؟ یعنی اگر فقط موسوی انتخاب می شد محرومیت کمتر می شد یا بیشتر می شد؟ می خواهم بگم بخشی از فیلم شما و دیگر دوستان می خواهد بگوید این شخص آمده واین محرومیت را کم می کند . از همه شما سوال می کنم اولاً این محرومیت محصول دولتهای قبلی هست؟ محصول سیستمی هست که در این 30 سال آمده هست؟ خب اگراین همه محرومیت هست واین همه آمار می دهند اینها کجا رفته است؟ کجا باید ببینیم این آمار ها را ؟ دوماً اگر به روستاییان رسیدیم به گفته خود روستاییان که درفیلم ها دیدیم کاش یک آمار واقعی باشد و آماردروغ به ما ندهد ، در این هشت سال ( منظورم کوبیدن یا بلند کردن احمدی نژاد نیست. کشور برای من مهم هست) کسانی که می آیند در شهر حاشیه نشین می شوند کجایی هستند؟ اکثراً روستایی هستند. این روستایی ها اگر به آنها رسیدند چرا می آیند در شهر حاشیه نشین می شوند ؟

اگر هرکدام از اقایان یا هرکسی دیگررئیس جمهور می شدند یارانه را به مردم می داد آیا دادن یارانه با عث افزایش تولید درروستا شد یا نشد؟ چه کسی این را تحقیق کرده است؟ نباید ما تحقیق کنیم؟ نباید کسی این را چک کند؟ اگر یارانه ها باعث شده تولید پایین بیاید ، خب یارانه به چه دلیل داریم به روستاییان می دهیم به شهری ها برای چه داریم می دهیم؟ کارکردش چی هست ؟

نماینده ها اصرار دارند از بودجه مملکت یک چیزی بِکَنند برای منطقه مورد وکالتشان مثلاً خرم آباد و لرستان. از خرم آباد تا بروجرد چقدر راه هست ؟ یک ساعت! حالا میخواهند توی بروجرد هم  فرودگاه بزنند. خود آدمهایی که درخرم آباد هستند می گویند ما پشه می پرانیم و پرواز اینجا نداریم پول مملکت را دادند فرودگاه ساختند و علاف هستیم. حالا می خواهند در بروجرد  فرودگاه بزنند! از پول کی دارند خرج می کنند؟ چه کسی دنبالش هست؟ آقایان نماینده ها؟! به خاطر اینکه رأی بیاورم  از کیسه مردم خرج می کنیم.

 یک تناقضاتی ما در این کشور می بینیم بعد می گوییم نکنه این حرفت هم دروغ باشد و نکنه آن حرفت هم دروغ هست!. اگر شما آب ندارید به روستاییان « ورزنه» بدهید که بریزند لوله های آب را بترکانند وبی بی سی بیاید فیلم بگیرد ، چرا بزرگترین بام سبز را دراصفهان افتتاح می کنید ؟ من کدامش را قبول کنم ؟ کشور تاوان می دهد . بنابراین اگر روستائیان وضع شان خوب شد نباید مهاجرت کنند. اما اشکال همانی هست که من گفتم. ما ازبیرون برای روستاییان تصمیم می گیریم از خودشان نپرسیدیم که شما تحت چه شرایطی می مانید؟ ما چکارکنیم شما تولیدت بیشتر می شود؟

مسئله بعدی یک پیرمردی درفیلم « ایران سبز» هست من دوست داشتم این پیرمرد را اصلاً تصویرش را نشان ندهید وفقط حرف هایش را پخش کنید روی یک بکراند قشنگ! بعد به ببینده های کشوربگویید این حکیمی که دارد سخنرانی می کند چه کسی هست  .؛ یا صدایش را هم پخش نکنید وحرفهایش را بنویسید وبگویید این سخنان از کدامیک از بزرگان زیر هست ؟ ابوعلی سینا ، دانته و…. یک چوپان خب ازیک نماینده مجلس بیشتر شعور دارد ، از یک استاد دانشگاه بیشتر می فهمد ، از طلحه وزبیر مثال می زند، از بلعم  مثال می زند،از پیامبر مثال می زند ، از حضرت علی مثال می زند در حالیکه چوپان هست . بعد می گوید« خدا هیچ وقت نمی آید چوپانها را آزمایش کند بزرگان را درمعرض امتحان قرارمی دهد» . خیلی قشنگ حرف می زند واین نقطه طلایی این کار هست .آنهایی که می گویند دهاتی ، بیایند پای حرف این آدم بنشینند ومثل این آدم زیاد هست . یعنی آدمهایی که دانا وخردمند هستند اما متاسفانه به قول شما وبه نظر بنده دررسانه مملکت جایی ندارند .

 اشکال کار، نه اشکال کار شما، اشکال کاری که ما کار سیاسی می کنیم این هست که ما می خواهیم سیاسی را با سیاسی جواب تبیین کنیم واین غلط هست این یعنی تک بعدی نگاه کردن . اشکال اکثر کارهای ما این هست.  مثلاً شما آموزش وپرورش بروید ببینید چرا بچه ها درس نمی خوانند ؟علتش این هست که خیلی کم آموزشی هست وعوامل غیر آموزشی دخالت دارند دردرس نخواندن بچه ها ؛ بعد چکار می کنند ؟ کتابها را عوض می کنند ، معلم را مثلاً می گویند کت وشلوارش را عوض کنیم ، دیوارها را رنگ کنیم ، گلدان بکاریم خرج می کنند بعد می بینند دو دهم درصد درس خواندن بچه افزایش پیدا کرد . این تک بعدی نگاه کردن در اکثر کارهای ما هست به نظر من جریان سال 88 وآقای موسوی وفتنه ، همه اش سیاسی نبود دوست داشتم یک نفر نفوذی می رفت در میان آدمهایی که طرفدار موسوی  بودند یک برش می زد نه اینکه سیاه وسفیدی نگاه کنیم یک برش می زد چند درصد این آدمها مثلاً بچه بیکار دارند ؟یک مفری بدهند بیایند داد بزنند . چند نفر رفته اند دادگاه حق شان را خوردند ؟ یک مفری بدهند بیایند داد بزنند ، چند نفر نمی توانند زندگی شان را تامین کنند ؟ آمدند یک دادی بزنند . هیچ کس دنبال این نرفتیم همه را سیاسی دیدیم ودفعه بعد هم تکرارشود که البته خدا نکند بازهم همین غفلت را می کنیم . ما نمی دانیم رأی  رفتارسیاسی مردم کجاها از سروفاق هست وکجاها از سرتضاد هست . یعنی چی ؟ یعنی به قول قدیمیها که می گفت طرف از بغض علی طرفدار ومعاویه می شود .یعنی آیا مردم نگران هستند می روند رأی می دهند یا امیدوارهستند ؟ آیا مردم به خاطر اینکه آن یکی انتخاب نشود می روند به این یکی رأی می دهند ؟  وآن کسی که قراراست انتخاب نشود ، چه طوری می شود که مردم می فهمند او نباید انتخاب شود ؟ مثلاً اگر رادیو تلویزیون از یک نفر بیشتر حمایت کند این نفع اش هست یا به ضررش هست ؟ اگر روزنامه ها از یک نفر بیشتراز بقیه حمایت کنند حداقل درجامعه شهری رأی او بیشتر می شود یا کمتر؟ اگریک نفر با ماشین مانور بدهد ودائم برود وبیاید رأی او بیشتر می شود یا کمتر؟ این رفتار شناسی سیاسی مردم را انجام ندادیم بنابراین گاهی اوقات ممکن است مردم براساس تئوری تضاد پای صندوقها بیایند

مساله دیگر اینکه ما نمی دانیم چرا قبل از هر انتخاباتی یک بحران دراین کشورباید ایجاد شود ؛ مثلا یک چیزی گران شود! یعنی احمق ترین آدم هم چنین کاری نمی کند . یک سال بحث بنزین بود یک سال گوجه فرنگی بود امسال هم که بحث روغن نباتی بود. ماباید بترسیم از زمانی که رئیس جمهوری را مردم بخواهند که کاش او بتواند روغن را ارزان کند یعنی تمام امیدها ، آرزوها ، تمام ارزشهای مردم در اقتصاد بیاید واقتصاد هم بیاید توی مصرف ومصرف هم بیاید در روغن که این خیلی خطرناک هست .

ماباید بترسیم از زمانی که رئیس جمهوری را مردم بخواهند که کاش او بتواند روغن را ارزان کند یعنی تمام امیدها ، آرزوها ، تمام ارزشهای مردم در اقتصاد بیاید واقتصاد هم بیاید توی مصرف ومصرف هم بیاید در روغن که این خیلی خطرناک هست .

روستایی با تولید ودانش وآن اعتقادات وارزشهای مذهبی که دارد «شخصیت پیشرفته» دارد. یعنی کسی که به خاطر 2زار مال دنیا ذلیل نمی شود وعزت نفس دارد. در روستاهای ما اگر طرف شلوارش وصله دارد خجالت نمی کشد به خاطر این هست که اصلاً برایش مهم نیست این طبق معیارهای ما هست که می گوییم زشت هست وآبرویمان می رود . شما چقدر دروستاها گشتید ؟ به خانه هر روستایی بروید لزومی ندارد با او هماهنگ کنید! پشت در اصلاً معطل نمی شوید برای اینکه این آدم هیچ چیز برای قایم کردن ندارد یعنی خودش هست! این درروان شناسی به عنوان عنصر خیلی مهمی هست یعنی ما می گوییم ما یک پشت صحنه داریم ویک روی صحنه چه بسا آدمهایی بودند که بیرون نماز می خواندند ودرداخل قمار می کردند وخودشان نبودند؛ روستاییان خودشان هستند یعنی همین که می بینید همین هستند برودآن طرف تر یک مدل دیگر بشود ویا بیاید این طرف تر مدل دیگر شود نیست . در فیلم تان فردی می گوید ما رأی ندادیم ومن سفید انداختم وگفت من به این دلیل سفید انداختم که همه شان خوب هستند؛ ببینید چقدر زبل وباهوش هستند . بنابراین صداقت واین شخصیت اصلی وپشت صحنه اش همانی هست که روی صحنه می بینیم واین یک چیزی هست که ما آرزویش را داریم که آن جوری باشیم یعنی همانی که می گوییم باشیم وآنها همانی که هستند ، هستند . ما باید اینها در این فیلم ها نشان می دادیم واز شما جناب خالقی توقعی ندارم ومنظورم شما نیستید  چون شما یک دوربین برداشته اید و غدغه داشتید ودلت سوخته،  می توانستی بروی از پفک نمکی و برای خیلی موسسات تبلیغاتی فیلم بسازی و پولت را هم بگیری وبه سرنوشت مملکت کاری نداشته باشی وزن وبچه ات هم چند تا مسافرت می رفتند. طبعاً شما همسر بهتری برایشان بودی طبق ارزشهای موجود .

*خالقی : یک بحثی را مجیدمجیدی با مسعود فراستی در مورد بچه های آسمان دارند که جالب هست . مجیدی تعریف می کند که چطوری محله های پایین شهر را پرداخت کرده وبه آدمهایش چطوری نگاه کردم آنجا بحث روستا نیست بلکه پایین شهر وبالای شهرهست . مجیدی می گوید من به یک آدم فقیربه مثابه یک فقیری که از فقرش شرمنده نیست نگاه کردم. یک آدم با عزت نفس که البته فقرهم دارد . من در مورد پایان فراموشی می گم  در پایان فراموشی خاطرم هست در کل فیلم نسخه های آخری که فرستادیم ، دقیقاً یک پلانی بود که یک آسیابی را درکپر می دیدم که چند مگس اطرافش بود وهمان را دیدیم و سریع حذف کردیم ودر پایان فراموشی اصلاً مگس نمی بینیم وخیلی دقت داشتم روی این موضوع که زباله نبینیم ولی یک پسر بچه را می بینیم که کات می زنیم به پایش که برهنه هست من اگر این پای برهنه را آنجا نبینم به نظر شما این پای برهنه آنجا نیست؟ سوال دوم آیا تمام آنچه که من دراین فیلم 21 یا 22 دقیقه ای که ازروستا نشان دادم همه شان پای برهنه هستند؟ من مجموعه ای ا زمولفه ها را کنار هم قراردادم . درست هست من رفتم توی روستا گفتم این دولت نگاهش به روستایی وبه مردم کاملاً تفاوت کرده است و رئیس جمهور به خودش این زحمت را می دهد که از پایتخت بیاید در فلان روستا! اما من نمی توانستم آن واقعیتهایی که الان در آن منطقه موجود هست که ماحصل دولتهای قبل یا حتی برخی هایش در آن دوره که کمتر و دوره بعد از آن که به وجود آمده شاید هم به خاطر کم کاریهای این دولت هست، را درروستا نبینم؛  فقر مردم را نمی شود ندید و باید دید اما آن فقر را باید سربلند دید . ببینید اقای عرب باید فقر را طوری ببینید که فرد سرش پایین نباشد وشرمنده نباشد و جلوی دوربین شما نیاید بگوید مثل فیلمهایی که از پایین شهری ها می سازند و فیلم های سیاه نمایی که در جشنواره خارجی نمایش داده می شود ؛ تفاوت فیلم من ومثلاً فیلم ایران سبز با آن کسی که فقیر را شرمنده دیده همین هست «ایران سبز» هم روستایی فقیردارد وهم آن پیرمرد حکیم را دارد وپایان فراموشی هم آن آدمی که آنقدرفهمیده هست که نسبت به مسافرت مسئولین کشوربا لباس محلی اش تحلیل دارد هست و آن مرد روستایی که جلوی نخل ها ایستاده ودارد مجموعه ای از جملات حکیمانه وتحلیل سیاسی روز ارائه می دهد که می گوید رأی نگرفتن شما که قبل ازاقای احمدی نژاد بودید به خاطر این هست که از مردم دور شدید و این آدم مثل یک حکیم دارد صحبت می کند. من این را هم در روستا دیدم و پای برهنه را هم دیدم، من موظف هستم که آن پای برهنه را ببینم و اگر پای برهنه را نبینم سانسورکردم واقعیت کشورم را بالاخره در این کشور پای برهنه هست اما درکنارش آنها هم هست . ببینید دوربین من روشن هست و توی روستا می روم موظف هستم روستایی را شرمنده نبینم ، موظفم روستایی را حقیر نبینم ، بی فرهنگ نبینم اما من نمی توانم چشم برروی واقعیت روی روستاها ببندم آیندگان از من بازخواست می کنند که شما رفتی به آن منطقه پا برهنه ها را دیدی یا ندیدی؟ دیدی آن بچه ای را که وقتی می پرسم آرزویت چی هست ؟  می گوید توپ .

جابری : من خودم برای ساخت مجموعه به رنگ روستا معمولاً برای کارهایم سراغ مسئولین نمی رفتم چون کارمان اداری می شد ومعطل می شدیم یک دفعه با چند نفر دوست می شدیم وکارمان را انجام می دادیم البته مجوزهم داشتیم . یک بار کارمان برخورد کرد با یکی از فرمانداران شهرستانها ، گفتم شما یک آماری از روستاها ی اطراف تان دارید به من بدهید؟ می خواستم ببینم میزان هوش او چقدر هست؟ گفت بله ما اینقدر درمانگاه داریم واینقدرمدرسه داریم ؛ گفتم اینها اصلاً به درد نمی خورد آقای فرماندار. گفت پس چی به درد می خورد ؟ گفتم شما می دانید بیشترین اهدای خون مال کدام روستا هست؟ می دانی کمترین میزان طلاق مال کدام روستا هست؟ می دانی بیشترین صدقه ازکدام روستا جمع می شود ؟ می دانی درکدام روستا سه تا سه تا یا چهارتا چهارتا برادرها مثل زمان قدیم با هم کار می کنند؟ من توی یک کشورمی روم یا نگاه می کنم اصلاً برای من جاده اش ملاک توسعه نیست! من نگاه می کنم ببینم توی شهر چند تا برادرباهم یک شرکت درست کردند وبرادری شان را نگه داشتند این برای من مهم هست . انسجام اجتماعی برای من مهم هست  ،کمک اجتماعی برای من مهم هست ، احساس تعلق برای من مهم هست وجوه نرم افزار برای من مهم هست  من چه کاردارم شما چند تا درمانگاه دارید؟ ببینید این عینک را تا حالا به روستاییان نمی دادند این خودکار را به دانش اموزان روستایی بدهید یک بار هست پرت می کنید و یک بار هست با عزت  واحترام می دهید . تا به حال با روستاییها این مدلی برخورد نکرده بودند که می گویند او می آید به ما احترام می گذارد مهم نیست امکانات دادند یا ندادند مهم این هست آن امکانات هم به این شکل جلویشان پرت کردند . بنابراین آدمها هنوز محتاج احترام هستند محتاج عزت هستند اگر یک نفر به آنها عزت می گذارد ولو اینکه پولی در جیبشان نمی گذارد ، به او تعظیم می کنند . «انسان عبد المحبت! انسان برده محبت هست» این فرمایش مولی علی (ع) هست. یعنی این را کسانی که می خواهند رأی بیاورند ممکن هست که بازهم فیلم بازی کنند واقعا ًاین جوری نباشد وتا مدتی که خرشان ازپل بگذرد آن عزت را به عنوان نمایشی وفیلم وسناریو سازی بکنند این کار را و بعد مردم را رها کنند. این خیلی لطمه می زند . در تلویزیون موقع انتخابات می شود که می شود ، اقا برویم کراواتی را هم نشان بدهید پرچم ایران یادتان نرود . پرچم ایران بکگراند تان باشد، اگر زن بی حجاب هم بود وحجابش مثلاً تا اینجا بود از او بگیرید ، آرایش کرده عیبی ندارد .خب این چه نگاهی هست ؟!! برای یکی دو هفته انتخابات از همه چیز دیگر مهمتر می شود به صورت موج و بعد می خوابد! این هست که من عرض می کنم ما موجی داریم به طرف یک قضیه می رویم. در صورتی که رفتارشناسی سیاسی باید در طول زمان تبیین شود که ما به یک چیزی برسیم ویک شاخصه هایی داشته باشیم. ولی این موج بودن ویک بعدی حرکت کردن وابزاری نگاه کردن اینها غلط هست.

می خواستم ببینم میزان هوش او چقدر هست؟ گفت بله ما اینقدر درمانگاه داریم واینقدرمدرسه داریم ؛ گفتم اینها اصلاً به درد نمی خورد آقای فرماندار. گفت پس چی به درد می خورد ؟ گفتم شما می دانید بیشترین اهدای خون مال کدام روستا هست؟ می دانی کمترین میزان طلاق مال کدام روستا هست؟ می دانی بیشترین صدقه ازکدام روستا جمع می شود ؟ می دانی درکدام روستا سه تا سه تا یا چهارتا چهارتا برادرها مثل زمان قدیم با هم کار می کنند

دوستان من تعریف می کردند که ما با دوربین رفتیم روستا. روستائیان گفتند: بازهم انتخابات شد آمدید؟ دوستمان گفت ما شرمنده شدیم. اینکه می خواهم بگم روستایی با هوش هست این هست. بعد هم احترام خیلی مهم هست وخیلی مهم هست که ما احترام بگذاریم چه شهری ،چه روستایی وچه هرکسی که هست واحترام با زبان نیست در عمل معلوم می شود . وقتی در تلویزیون 2 درصدروستایی نشان دادی و98 درصد شهری طبقه متوسط روبه بالا نشان دادی ، معلوم هست دارید دروغ می گویید . بعد هم می گویید تلویزیون ملی! تلویزیون ملی یا رسانه ملی این نیست که اگر این جناح یا آن جناح سیاسی با هم آمدند نشستند بشود ملی! باید تمام اقشار کشور درآن شرکت داشته باشند .  همان برادر بلوچ که دارد در مرز دارد کشور را نگه می دارد مجانی وخانه اش مرز واقع شده او کجا باید دیده شود ؟ کجا باید به او عزت گذاشته شود ؟ فقط در انتخابات بگوییم هموطن ؟ اینها را باید رفتارشناسی واسیب شناسی کنیم اگر معیارهایمان ، معیارهای دینی هست اگر نه هر جوری که دلمان می خواهد وبه تفسیر خودمان هست که آن یک بحث دیگری هست…

۱ دیدگاه

    سبک بحث امثال آقای جابری نشان می دهد که چقدر ما نیاز به مباحث اجتماعی داریم در حالی که عمده ی مسایل در این کشور از منظر سیاسی طرح می گردند

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه