مشاوره و مددکاری در اسلام

منبع: درگاه پاسخگویی به مسائل دینی

زمان انتشار: ۱۸:۱۳ ۱۳۹۱/۱۲/۲۱

ای پیامبر در کارها با مسلمانان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن همانا خداوند متوکلان را دوست دارد.(آیه 38 سوره شوری)

بنی آدم اعضای یکدیگرنــد که درآفرینش زیک گوهرند
چوعضوی بدردآورد روزگار دگرعضـوها رانمانـد قـــرار
بررسی منابع مذهبی و اسناد تاریخی نشان می دهد که مشاوره نه بعنوان یک حرفه وشغل بلکه بعنوان یک وظیفه مذهبی واجتماعی از دیرباز درجوامع مختلف وجود داشته است.
اما امروزه با پیچیده تر شدن زندگی و تحول جامعه از حالتی سنتی و ساده به وضعیتی دشوار و صنعتی درجوار منافع بی شمار آن برای انسان مشکلات متعددی بوجود آمده است. انسان دراین دنیای متحول و متنوع و پیچیده و درعین حال پرازابهام،بدون کمک موثرافرادی آگاه ودلسوزوعلاقمند،نمیتواند خود رابه خوبی بشناسد وبه استعدادها وتوانائی هایش آگاهی یابدو هویت موفقی از خودشکل دهدو برمشکلات غلبه نماید، درتمام این موارد فعالیت های مشاوره و مددکاری فرد را درشناخت خود و تصمیم گیری مناسب وحل مشکلات یاری میدهد.

ازآنجا که مشاوره و مددکاری دراصول اولیه مشترک بوده و عمده افتراق آنها درنحوه ارائه خدمات به مراجعین می باشد ودراغلب سازمانهای حمایتی وخدماتی کشور و جهان این دومقوله درکنار یکدیگر دیده شده و حتی اخیراً شورای عالی جوانان جهت تشکیل مراکز خدمات مشاوره ای تاکید براستفاده از نیروی متخصص مددکاراجتماعی نموده،ضرورت تلفیق مشاوره و مددکاری به عنوان یک اصل تلقی شده است. ودرجریان فعالیت مددکاری، مددکاراجتماعی برای رسیدن به مشکل فرد وارائه طریق،می بایست از مهارتهای مشاوره ای استفاده نماید همانگونه که مشاور درفعالیت مشاوره خود از نظرات مددکار و پیشینه فرد استفاده می نماید.

«بخش اول»:تاریخچه:
مشاوره و مددکاری دردین مبین اسلام:
آئین مقدس اسلام درمسیرخدمات اجتماعی وتامین نیازهای انسان از مرز توصیه به نیکوکاری وارشاد و دعوت مردم به محبت و یاری، یا حمایت ازسالمندان و کودکان فراتررفته وقوانین مشخص و تکالیف شرعی برهمگان فرض نموده است. فرامین این مذهب جهان شمول درقالب اعمال واجب و مستحب و حرام و مکروه، مسلمانان را در موارد متعدد ملزم به انجام وظایفی درباره ایتام وبی سرپرستان،سالخوردگان، والدین وحقوق آنان و مصیبت دیدگان و مبتلایان به بلا، ستمدیدگان و مظلومان، فقراء و مستمندان، در راه ماندگان، و غربا، ارحام، همسایگان، بیمارن اسراء،بدهکاران ،مقروضین ،برهنگان ،ودیگرافراد وگروهها نموده است وپس ازتاکید وتوصیه درحمایت،ویاری همه دردمندان و نیازمندان،چگونگی حمایت و مددکاری ومشاوره وراهنمائی را نیزبه شکل قوانین مشخص و مدون تعیین کرده است. این قوانین درآیات قرآن و احادیث وفقه اسلامی ابعاد گسترده ای دارد که به نمونه هائی از آن اشاره می کنیم:
1-وامرهم شوری بینهم: درامور یکدیگر مشورت کنند (آیه38 سوره شوری)
2-کان الناس امه واحده فبعث الله مبشرین و منذرین وانزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیها اختلفو افیه: (آیه213 سوره بقره:)
مردم یک امت بودند، خداوند پیامبران را برانگیخت که بشارت دهنده نیکوکاران و ترساننده بدکاران باشند وبا ایشان کتاب فرستاد تا بین مردم به حق حکم کنند، درآنچه اختلاف کردند.
3-حضرت علی(ع)می فرمایند: رفتن برای مشورت عین هدایت است وآنکه خود را از مشورت با دیگران بی نیاز بداند خویشتن را به مخاطره افکنده است.
4-رسول اکرم(ص) می فرمایند:بهترین کارها درنزد خدا این است که انسان گرسنه ای را سیرکنید یا قرض اورا بپردازید ویا ناراحتی را از او برطرف سازید.
5-امام علی(ع) فرموده اند:
الف:هیچ پشتوانه ای چون مشاوره نیست.
ب-هرکس به ناحق بر رای خود بایستد هلاک شود و هرکس با دیگران مشاوره کند، درعقلهای آنها شریک شده است.
ج-هرکس از آرا دیگران استقبال کند،موانع خطا را می شناسد.
د-مشاوره راه هدایت است وهرکه خود را از رای دیگران مستغنی بداند به راه خطر می رود.

«بخش دوم»:تعاریف و مفاهیم، مشاوره ومددکاری:

تعاریفی ازمشاوره:
الف) مشاوره یک جریان یادگیری است که ازطریق رابطه بین دوفرد انجام می گیرد. دراین رابطه مشاور با داشتن مهارتها و صلاحیتهای علمی وحرفه ای می کوشد مراجع را با روشهای منطبق برنیازهایش یاری کند تا بیشترخود را بشناسد وبینشی را که به این طریق نسبت به خویشتن کسب می کند دررابطه اش با هدفهای معین واقع بینانه وادراک شده بطور موثری مورد استفاده قرار دهد و بالنتیجه فردی خلاق وشادمان تر درجامعه بارآید.
ب) مشاوره رابطه ایست پویا و با هدف رشد فرد یا گروه، که براساس مشارکت مشاوره و مراجع(مددجو) وبا روشهای منطبق برنیازمندیهای آنان وبرای یاری رساندن به فرد یا گروه جهت تصمیم گیری و حل مشکلات وی انجام میگیرد.(دراین رابطه، توجه به خودشناسی و خود تصمیم گیری از طریق مراجع مورد تاکیداست).
ج) مشاوره بعنوان یک رابطه محرمانه،مقبول، بدون ارزیابی، مجاز و رودررو تعریف می شود که در آن مشاور معلومات و توانائی‌‌های خود را به کار می برد تا به مددجو کمک کند تا مسائل و مشکلات خود را به طریق بهتری حل کند در حالیکه مددجو درحالت عادی و بدون کمک مشاور با رضایت کمتری آنرا حل می کند.
د) فرآیند کمک به افراد یا گروهها از طریق یاری دهنده به منظور نیل به بهداشت روانی مطلوب از طریق سازگاری ورشد شخصی و اجتماعی بمنظور جلوگیری ازآثارتضعیف کننده برخی اختلالات جسمانی و هیجانی درون فردی و میان فردی.

تعریف راهنمائی:
جریان یاری دهنده ایست که نهایتاً فرد را با استفاده از ابزار و فنون گوناگون یاری می دهد تا توانائی ها و محدودیت هایش را بشناسد وبراساس چنین شناختی، تصمیمات مناسب منطقی برای تامین نیازهای فردی و اجتماعی اتخاذ نماید و به خود رهبری برسد.

انواع فعالیتهای مشاوره و راهنمائی:
1-مشاوره وراهنمائی دراموراعتقادی، اخلاقی، تربیتی، روانی و رفتاری بصورت فردی و گروهی.
2- مشاوره وراهنمائی درزمینه تحصیلی، شغلی، ازدواج، خانواده بصورت فردی و گروهی.
3-روانسجی درزمینه خوش، استعداد، رغبت، شخصیت و پیشرفت تحصیلی.

مددکاری اجتماعی:
فعالیت ویژه ای است که بعضی از موسسات(کمیته امداد و…) آنرا به مراجعان خود عرضه میدارند و آنان را یاری میدهند تا با کارائی بیشتری با مشکلاتی که درزندگی فردی و اجتماعی با آن روبرو میشوند،مقابله نمایند. گرچه امکان آن است که تعریف بالا خالی از نقص نباشد، اما از آنجائیکه چهارجزء اصلی مددکاری اجتماعی و روابط آنها را با یکدیگر شامل میگردد شاید بتوان آنرا تعریف نسبتاً کاملی بشمارآورد برای روشن شدن و درک بیشتر مطالب، چهارجزء اصلی مددکاری را تعریف مینمائیم:

1-شخص: انسانی که ممکن است یک مرد، یک زن یا یک کودک باشد. بعبارت دیگر کسی است که دریک یا چند جنبه زندگی عاطفی یا اجتماعی خود دچار اشکال شده یا او را دچار اشکال یافته باشند. ازاین رو او نیاز به کمک و یاری دارد، کمکها ممکن است کاملاً مادی بوده و یا صرفاً جنبه راهنمائی و مشورت(مشاوره) ویا تلفیقی از آندو داشته باشد. از همان زمان که فردآغاز به دریافت کمک درخواستی خود می کند او را مددجو می نامیم.

2-مشکل: آن چیزی است که از برآورده نشدن یک یا چند نیاز و یا انباشته شدن سرخوردگی ها ویا ناسازگاریها ناشی شده باشد که سبب عدم تعادل شخصی و اجتماعی می شود.

3-مکان: مکان مورد بحث عبارت است ازیک موسسه خدمات اجتماعی. یا بخشی ازخدمات اجتماعی یک سازمان رفاه اجتماعی این موسسه یا بخش خدمات اجتماعی بویژه برای پاسخگوئی و رفع مشکلات افراد جامعه یعنی افرادی که دراداره کارهای زندگانی خود دچارناراحتیها و آشفتگیهائی گشته اند بوجود آمده است.

4-جریان کار: فعالیت و رابطه دوجانبه وپیش رونده بین مددکار و مددجو است که این فعالیت بخاطر حل مشکل انجام میشود وشامل اقدامات دنباله داری است که درچارچوب یک رابطه حرفه ای سودمند انجام میگیرد. پایان این جریان به دو صورت است: یا اینکه آمادگی لازم در مددجو بوجود می آید تا بتواند مشکلات خود را با کارائی بیشتری پاسخ گوید و یا آنکه چنان نفوذی به روی مشکل اعمال می نماید تا آنرا حل و یا کم اثر گرداند.

تعاریف و اهداف مشاوره
مشاوره فن نسبتاً جوانی درعرصه خدمات اجتماعی است ،شایدطول عمرراهنمائی در بعضی از رشته ها به یک قرن برسد مانندراهنمائی شغلی که اولین باردرسال 1898 توسط حیمی دیویس در آمریکا آغاز شدوده سال بعدیعنی درسال 1908 پارسونزمعروف به پدرراهنمایی حرفه ای دایره شغلی رادرایالت بوستون برای هدایت جوانانی که کارخودراازدست داده بودنداختصاص داد.
راهنمای تحصیلی درانگلستان برای اولین باردرسال 1948 براساس سن واستعداد مطرح شد.
فکرمشاوره وراهنمایی درایران درکنفرانس تعلیمات متوسطه درسال1337مطرح ودرسال1344اداره راهنمایی تحصیلی دراداره کل مطالعات وبرنامه ریزی راهنمایی تحصیلی مأموریت یافت تا مقدمات کار و نحوه اجرای برنامه راهنمایی در مدارس فراهم کند.
اولین کلاسهای راهنمای تحصیلی در سال 1350 در ایران تأسیس شد ، اما امروز مشاوره و راهنمایی با ارائه سرویسهای مختلفی در بخش دولتی و خصوصی فعالیت می کند.
مانند مشاوره حقوق ، مشاوره ملکی ، مشاوره تحصیلی ، مشاوره شغلی ، مشاوره خانوادگی ، مشاوره توانبخشی در بخش خصوصی و دوائری مانند مشاورحقوقی ، مشاور اقتصادی ، مشاور اجتماعی ، مشاور امور زنان ، مشاور امور جوانان ، مشاور امنیتی ، مشاور سیاسی و… در بخش دولتی.
با وجود به اینکه نهادی تحت عنوان دفتر یا کلنیک مشاوره پدیده جدید و جوانی است اما اصل مبنای مشاوره و مشورت قدمتی به کهولت تاریخ دارد.
شاید از آغاز پیدایش جمعیت ها و قبایل عقلاء و خردمندان مردم را به مشورت با بزرگان و ریش سفیدان و رؤسای قبایل و رهبران دینی توصیه می کرده اند.اسلام در قالب آیات واحادیث متعددی از مسلمانان خواسته است تا در انجام امور مهم از مشورت با دانایان و علما و استفاده از رأی صاحب نظران و کارشناسان خبره غافل نمانند..

چند تعریف متفاوت از مشاوره از منابع مختلف
1_ خدمات مشاوره ای به نوجوانان ، جوانان ، خانواده ها و افراد جامعه که مشکلات شخصیتی ، محیطی ، عاطفی ، رفتاری و ارتباطی دارند کمک می کند تا راه حلی برای این مشکلات بیابند.
2_ اگر روانشناسی را شناخت رفتار آدمیان و تربیت را اصلاح آدمیان بنامیم مشاوره را میتوان کاربرد روانشناسی در تربیت تعریف کرد.
3_ مشاوره هدایت فرد به زمینه مناسب تحصیلی، شغلی و یا سازگاری بامحیط اجتماعی است.
4_ مشاوره به فرد کمک می کند تا با استفاده از فرصت های موجود توانائیها ، علائق و ویژگیهای خود را بشناسد ، از فرصت های موجود یکی را برگزید و به تقاضاهای متنوع محیطی پاسخی مناسب دهد و به خود رهبری برسد.
5_ مشاوره فرایند دو جانبه ای است که شناخت مراجعه کننده از خود و محیط را تسهیل می کند و موجب شناخت وکشف اهداف وارزشهای مربوط به آینده می شود.
6_ در رابطه مشاوره ای به فرد کمک می شود تا مجموعه رفتارهای مورد نیاز را کسب کند و بتواند با تقاضاها و انتظاراتی که از نقشهای تازه ناشی می گردد سازگار شود.
7_ مشاوره کمک به درمانجوست تا بتواند بر مشکلات فائق آید و کیفیت زندگی خود را بالا ببرد.
8_ بهداشت روانی به سطحی از عملکرد معتقد است که فرد با خود و سبک زندگیش آسوده و بدون مشکل باشد.

خصوصیات و ویژگیهای مشاور
1_ مشاور باید خوش صحبت باشد
سوره محمد آیه 26_ راه سعادت اطاعت خدا و گفتار نیکوست
2_ مشاور باید مهربان و خوش اخلاق باشد.
سوره آل عمران آیه 159 _ رحمت خدا ترا با خلق مهربان و خوشخوی گردانید اگر سخت خوی و سخت دل بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند.
3_ مشاور باید خوشرو باشد.
اصول کافی جلد 3 ص 162_ رسول خدا فرمود: خوشرویی کینه دل را می برد.
همان منبع همان صفحه: یکی از اصحاب گوید به امام صادق (ع) عرض کردم اندازه حسن خلق چیست فرمود اینکه فروتنی کنی ، خوش سخن باشی و برادرت را با خوشروئی برخورد کنی
4_ قادر به ایجاد و گسترش رابطه ای گرم و عمیق با مراجعان باشد.
5_ بتواند جهان درونی مراجعه کننده را درک کند.
6_ بتوانددرحداقل وقت حداکثر اطلاعات لازم را بگیرد به تعبیر دیگر مدیریت ارتباطات داشته باشد.
7_ قادر به هدایت اطلاعات و گفتار مراجعه کننده در مسیر دلخواه باشد.
8_ با فرهنگ مراجعه کننده آشنا باشد تا بتواند حرف او را، شرایط او را و درد اورا احساس کند.
9_ بتواند به راحتی مسیر صحبت مراجعه کننده را به اهداف مورد نظر خود هدایت کند.
10_ رازدار و امین باشد.
11_ با برخوردهای اولیه بتواند اعتماد کامل مراجعه کننده را به شایستگی و امانت داری خود جلب کند و به تعبیر دیگر از سوی مراجع پذیرفته شده باشد.
12_صبوروبردبارباشدوباحوصله ووقت به گفتارمراجع گوش کند(شنیدن هنراست وگفتن نیاز).
13_ متدین باشد،در کار آدم بی دین خیری نیست.
14_ قادر به تفکیک اطلاعات درست از نادرست باشد
15_ با ادبیات اندام آشنا باشد و زبان حرکات را بشناسد و گفتار نگاه را بشنود.
16_ اشراف و تفوّق خود را بر مراجع حفظ کند و خود بازیچه دست او قرار نگیرد بلکه مراجعه کننده را مانند موم در اختیار بگیرد تا کاملاً تخلیه و هدایت شود.

اهداف و نتایج مشاوره:
1_ ارائه اطلاعات تخصصی
2_ کمک به تصمیم گیری
3_ تلاش برای تغییر نگرشهای منفی نسبت به خود ، محیط و جامعه
4_ تسهیل تغییر در رفتار ( انعطاف پذیری)
5_ کشف قابلیتهای انسانی
6_ هدایت و تشویق فرد به استفاده از پتانسیلهای بالقوه خود (افزایش کارایی)
7_ بررسی علل تنیدگی
8_ کاهش فشارهای روانی
9_ ایجاد زمینه برای دست یابی فرد به عالی ترین سطح استفاده از کارکرد روانی اجتماعی خود
10_ اصلاح عملکردهای معیوب در چرخه ارتباطات
11_ آموزش و تسهیل روشهای صحیح در شیوه ارتباط سازگارانه این اهداف در ادبیات اسلامی با این واژه ها تعریف می شود:
1_هدایت2_نصیحت3_مشورت4_دل شادکردن(غم ستزیی،روان پالایی،درون روبی،بهداشت روانی، آبراکسیون ، کاتارسیس) 5_ استفاده از نظریات کارشناسی (رأی خبره)

1_ هدایت
آیه 6 سوره فاتحه : اهدنا الصراط المستقیم: پروردگاران ما را به راه راست هدایت کن
آیه اول سوره بقره: این کتاب را تردید در آن نیست راهنمای پرهیزکاران است آیه 77 سوره نمل : همانا این کتاب هدایت و رحمت برای مؤمنین است.
نهج البلاغه _ 1026هر که به هدایتی دعوت کند پاداش او چون پاداش همه کسانی است که پیروی آن کنند و از پاداش آنان خیری نمی کاهد و هر که به ضلالتی دعوت کند گناه وی مثل گناه همه کسانی است که پیروی آن کنند و از گناه آنان خیری نمی کاهد.
امام باقر (ع) اصول کافی جلد 3 ص 245:
در ضمن روایت مفصلی که حقوق مؤمن بر برادرش را در هفت قسمت برمیشمرد در قسمت چهارم می فرماید ( آنکه چشم و راهنما و آئینه او باشی)

2_ نصیحت
اصول کافی جلد 3 ص 297
سفیان بن عینیمه می گوید: شنیدم که امام صادق (ع) فرمود: بر شما باد به نصیحت کردن مخلوق برای رضای خدا که خدا را به عملی بهتر از آن ملاقات نکنی.
اصول کافی جلد 3 ص 296
رسول خدا فرمود: بزرگترین مردم از لحاظ مرتبه نزد خدا در روز قیامت کسی است که برای نصیحت خلق در زمین بیشتر دوندگی کند
تحت العقول ص 127 از نامه امام علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع)
خردمندی نگه داشتن تجربه هاست و بهترین تجربه ها آن است که ترا پند دهد.

3_ مشورت:
آیه 159 سوره آل عمران: و شاورهم فی الامر فاذا غرمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین
ای پیامبر در کارها با مسلمانان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن همانا خداوند متوکلان را دوست دارد.(آیه 38 سوره شوری)
والذین استجابوا لربهم و اقاموالصلوة وامرهم شوری بینهم و ممّا رزقناهم ینفقون و آنان که امر خدا را اطاعت و اجابت کردند و نماز بپا داشتند و کارشان را به مشورت یکدیگر انجام دهند و از آنچه روزی آنها کردیم برفقیران انفاق کنند.
نهج الفصاحه 3095 _ پیامبر اسلام می فرماید: مشورت حصار ندامت است و ایمنی از معضلات
غررالحکم 6/46 _ جز با مشورت به راه راست نتوان رسید
( تفسیر تستری ص 28) _ پیامبر می فرماید: با دانشمندان صالح مشورت کن کتاب مبانی راهنمایی و مشاوره نوشته فرشادجابری ص20 _امام علی می فرماید: آن کس که با صاحبان خرد ناب مشورت نماید به راه راست هدایت گردد.
اصول کافی جلد 1_ ص 49_ امام صادق به (حمران) در پاسخ به سئوالی که کرده بود فرمودند: همانا مردم هلاک شدندچون نپرسیدندودرادامه فرمودند: بردراین علم قفلی است که کلی آن پرسش است.
نهج البلاغه حکمت 54_ هیچ ثروتی چون عقل نیست و هیچ فقری چون حسد نیست و هیچ میراثی چون ادب نیست و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.
غررالحکم ص 384
علی (ع) شایسته مرد عاقل آن است که نظر صائب خردمندان را براندیشه خود بیفزاید و دانش خویش را به علم دانشمندان پیوند دهد
غرر ودر جلد 2 حکمت 266
علی علیه السلام_برخی از دیدگاهها را با دیگری جمع کنید تا از جمع آنها خیر و صواب بدست آید.
نهج البلاغه حکمت 164 هرکس از نظریات مختلف استقبال کند و به آنها توجه نماید موارد اشتباه را
می شناسد در نتیجه در تصمیم گیری کمتر دچار خطا و اشتباه می شود.
نهج البلاغه کلمات قصار 51 علی (ع) _ انسان خردمند از مشاوره بی نیاز نیست.
نهج البلاغه حکمت 161
هر کس خود رأی شد به هلاکت رسید و هر کس با دیگران مشورت کرد در
عقل های آنان شریک شد.

4_ کاستن از آلام روحی و تنش های عصبی
مهمترین کار مشاور در امداد‌‌‌‌‌
اصول کافی جلد 1 _ ص 351
پیامبر فرمود: هیچ بنده ای از امت من نیست که ملاطفت کند با برادر مؤمن خود به نوعی از ملاظمت مگر اینکه خدا از خدمه بهشت خدمتکار از برای او قرارمی فرماید. بحارالانوار جلد 74 ص 297
از امام صادق (ع)روایت است که هر که خواری از روی برادر مؤمن خود بردارد خدای متعال ده حسنه برای او بنویسد و هر که بر روی برادر مؤمن خود تبسم کند خدای تعالی از برای او حسنه ثابت کند.
آیه 28 سوره اسراء: چنانچه از ارحام و فقیران ذوالحقوق مذکور چون فعلاً نادان هستی ولی در آتیه به لطف خدا امیدواری اکنون اعراض می کنی و توجه به حقوقشان نتوانی کرد باز به گفتار خوش و شیرین زبانی آنها را دلشاد کن.

از کتاب علی و کمیل
امام علی (ع) به کمیل فرمود: بحق آن خدایی که شنونده است و فریادها و آوازها را احاطه نموده نیست کسی که دلی را شاد گرداند مگر آنکه خدا در دل او سرور و خرمی می آفریند و مورد لطف و مهربانیش قرار دهد که هر گاه اندوه و مصیبتی به او رسد آن مهربانی به طرف آن اندوه مانند آب در سراشیبی روان گردد تا او را از آن محنت و مصیبت و پریشانی دور سازد همچنانکه شتر دار از گله خود شتر غریبه را دور می گرداند.
وسائل الشیعه 11/573
پیامبر اکرم فرمود: برترین اعمال آن است که دل برادر دینی خود را شاد و یا وام او را برآورده کنی.
شهاب الاخبار 194 پیامبر (ص) فرمود:
هر کس غمی از غمهای دنیا از برادرش بردارد خدای متعال یکی از گرفتاریهای روز قیامت را از او برخواهد داشت.
اصول کافی 3/271 امام باقر (ع) فرمود _ رسول خدا فرمود:
آن که مؤمنی را شاد سازد مرا شاد کرده و آن که مرا شاد سازد خدا را شاد کرده است.

حافظ:
گفتم هوای میکده غم میبرد ز دل گفتا خوش آن کسی که دلی شادمان کند
مستدرک الوسایل _ محدث نوری جلد 12 ص 398
امام صادق (ع) فرمود: کسی که مسلمانی را خوشحال کند خداوند او را در قبر و حشر و نشر خوشحال می کند.
امام علی (ع) در کلمه 23 از کلمات قصار نهج البلاغه:
از جمله عواملی که کفاره گناهان بزرگ انسان است یاری کردن به ستم دیدگان و شاد کردن انسانهای غمگین و ناراحت است
اصول کافی 2/153
محبوترین کارها خداوند سروری است که در دل مؤمن بیندازی به این که گرسنگی او را برطرف کنی و یا اندوهش را بزدایی.

از صائب:
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد
امام باقر فرمود: خدا به خیری که محبوب تر باشد نزد او از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده. اصول کافی جلد 3 ص 27
اصول کافی جلد 3 ص 272
امام سجاد (ع) فرمود: رسول خدا فرمود: براستی که بهترین اعمال به سوی خداوند عزوجل وارد ساختن سرور و خوشحالی است بر مؤمنین

5_ استفاده از نظریات متخصص و کارشناس
اسلام درتوصیه های متعدد و موکدی مردم را به استفاده از رأی پیران و خبرگان و دانایان و آگاهان و خردمندان تشویق و ترغیب کرده است بخصوص در مسائل تخصصی اطاعت از حکیم ، مرجع و رهبر را واجب و لازم الاتباع می داند. ادبیات اسلامی پر است از قطعات منظوم و منثوری که به سالکان راه حقیقت پیروی از فرایض پیر، شیخ ، مراد، مرشد و… توصیه شده است.
تحف العقول ص 79: مردی از پیامبر پرسید دوراندیشی و محکم کاری چیست؟
فرمود: با صاحب نظر مشورت کردن و رأیش را گردن نهادن.
ارشاد شیخ مفید ص 142: پیامبر فرمود: هر کس با خردمندان مشورت کند به راه ثواب هدایت شود.
نصایح ص 16: از پیامبر اکرم: خوشبخت آن کسی است که از سرگذشت دیگران پند گیرد.
نصایح ص 418: رساله حقوق امام سجاد (ع): حق مشورت کننده این است که اگر رأیی داری اظهار کنی و اگر نداری به صاحب نظری راهنمائیش کنی.
استفاده از نظر پیر ( پیر، پیرمغان ، پیر خرابات، رند ، شیخ ، ساقی ، ساربان) در ادبیات اسلامی

دیوان امام:
پــیـر ما گــفت زمـــیخانه شـــفـــا باید جــسـت
از شــفا جــستن هــر خــانه حـذر بـایـد کرد
روم در جـرگه پیران از خـود بی خــبر شـاید
برون سازند از جـانم به مـی افـکار خامم را

حافظ:
به مــی سـجــاده رنگین کــن گــرت پیرمغان گـوید
کـه سالک بی خبـر نبود ز راه و رسـم منزلـها
مـشـکــل خـویــش بـــر پــیـرمــغـان بـــر دم دوش
کــو بـــه تــأئـیـد نــظــر حــل مـعمـا می کرد
بنده پیر مغانم که زجهلم برهاند
پــیــر مـــا هـــر چـــه کــنــد عیــن عــنـایت بــاشد

پیر خرابات : امام:
گــر مــرا ره بــه در پیــر خـــرابات دهــی
به سر و جان خویش به سویش راه نوردم نه به پا

پیر میخانه: امام
پیـر میخانـه بـنـازم کـه بـه سرپنجـه خویـش
فــانـیـم کــرده عــــدم کــرده و تــسـخـیــرم کــرد

حافظ
پیرمـیـخانه ســحر جــام جــهان بـیـنـم داد
و انـــدر آن آئـیـنه از حــســن تـــو کــرد آگــاهــم

رند: حافظ
راز درون پـرده ز رنــدان مســت پــرس
کــــایــن حــال نـیـسـت زاهــد عالـــی مــقــام را
غــلام هــمــت آن رنـد عاقـبـت سـوزم
که در گـــدا صــفــتی کیمیاگری دانــد

شیخ: امام
از دم شیخ شفای دل من حاصل نیست بایدم شکوه بــرم پیش بــت بـاده فروش
دست آن شیخ ببوسید کـه تکفیرم کرد مـحتـسـب را بـنـوازیـد که زنجیرم کرد

ساقی: حافظ
ساقیا لطف نمودی قدمت پر می باد
کـه بـه تــدبـیر تـو تشویق خمار آخـر شد
ساقی به نور باده برافروز جـام مـا
مطـرب بــگو که کـار جـهان شد بکـام مـا

ساربان
ساربان بار فتادست خدا را مددی
کــه امــیـد کرمــم هــمــره ایـن محمل کــرد

منبع: emdad.ir 24/04/85

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه