29 اسفند یادآور اولین تحریم نفتی استعمار علیه ایران

مصدق چگونه سیاست های اقتصاد مقاومتی را در مقابل تحریم های نفتی اجرا کرد؟

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۱:۴۹ ۱۳۹۲/۱۲/۲۸

با این حال مصدق واکنشی متفاوت از دولتمردان دولت یازدهم در مقابل تحریم ها داشت. دولتمردانی که از زمان به روی کار آمدنشان واردات کشور از چین و هند و … بیش از دو برابر افزایش یافته است. مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری خود که کشور تحت فشار قدرت های جهانی بود، کشور را تقریبا بدون هیچ درآمدی از نفت استوار نگه داشت و نه تنها خدشه و خللی بر اقتصاد وارد نیامد، بلکه اقتصاد ایران که پیش از این دوره بحران‌زده و گرفتار رکورد و حتی ورشکستگی بود، سلامت خود را بازیافت و به صورت اقتصادی متوازن و متعادل درآورد.

 این اولین بار نیست که ایران با تحریم های نفتی مواجه می شود. نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران بمنظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملی سازی صنعت نفت را دنبال می‌کرد.  جالب اینکه اولین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران نیز در زمان نخست وزیری محمد مصدق و بمنزله واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد.  به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی با این حال مصدق واکنشی متفاوت از دولتمردان دولت یازدهم در مقابل تحریم ها داشت. دولتمردانی که از زمان به روی کار آمدنشان واردات کشور از چین و هند و … بیش از دو برابر افزایش یافته است. مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری خود که کشور تحت فشار  قدرت های جهانی بود، کشور را تقریبا بدون هیچ درآمدی از نفت استوار نگه داشت و نه تنها خدشه و خللی بر اقتصاد وارد نیامد، بلکه اقتصاد ایران که پیش از این دوره بحران‌زده و گرفتار رکورد و حتی ورشکستگی بود، سلامت خود را بازیافت و به صورت اقتصادی متوازن و متعادل درآورد.

استقلال اقتصادی ایران، مخالفان و موافقان

در آن زمان برخلاف انگلیسی‌ها که یکدل و یکزبان از شرکت نفت و منافع نفتی خود دفاع می‌کردند، ملی کردن نفت تا آخرین لحظه تصویب آن با مخالفت بخش مهمی از هیئت حاکمه روبرو بود؛ عواملی چون ارتجاع داخلی، طرفداران شوروی، عوامل فاسد درون حكومت و سرسپردگان انگلیس، خوانین و ملا‌كان، تجار و بازرگانان هر یك به دنبال منافع شخصی و گروهی خویش جبهه‌ای ناپایدار در برابر یكپارچگی قدرت‌های جهانی به وجود آورده بودند و تمام تلا‌ش رهبران نهضت ملی شدن، صرف خنثی كردن مخالفت‌ها و كارشكنی‌ها می‌شد.

در واقع مخالفان بر این تاکید می کردند که ایران اولا امکان فنی و مدیریتی استحصال نفت را ندارد و ثانیا در صورت پافشاری بر ملی کردن صنعت نفت، امکان راه افتادن یک جنگ و حمله نظامی انگلستان به ایران وجود دارد.

اما در مقابل کسانی که ملی شدن صنعت نفت را طرح کردند علاوه بر اینکه معتقد بودند با ملی‌شدن نفت، «دولت و ملت از اعمال نفوذهایی که شرکت و دولت انگلیس معمول داشته» رهایی می‌یابد، اهداف اقتصادی نیز به دست خواهد آمد. برای مثال دکتر مصدق در جلسه 26/9/1329 مجلس، ملی شدن نفت را امری ساده عنوان نمود و اظهار داشت که «حقیقت این است که کشور ایران دچار هیچ‌گونه ضرر اقتصادی و ارزی در اثر ملی کردن نفت نخواهد شد» ( خامه‌ای، 1369: 88) چون کل درآمد استحصال و فروش نفت به دست خود ملت می‌رسد، و بنابراین منافع بیشتری نصیب مردم ایران خواهد شد.

یكپارچگی جهانی برای تحریم ایران

در مقابل دولت انگلستان به خاطر ملی کردن نفت (که حق مسلم هر کشوری است) سیاستی خصمانه پیش گرفت و در نخستین گام اقدام به تحریم نفتی ایران نمود. البته مصدق و جبهه ملی معتقد بودند که تحریم نفت ایران ممکن نیست؛ به این دلیل که اولا بسیاری کشورهای جهان وابسته به خرید نفت ایران هستند از جمله اروپای غربی ‌۱۶ درصد از نیاز خود به نفت خام و ۳۱ درصد از فرآورده‌های نفتی تصفیه شده مورد نیاز خود را از ایران وارد می‌كند و در صورت تحریم، خود اروپا و غرب جزو متضررین اصلی خواهند بود. ثانیا تصور سیاستمداران بر این بود که به دلیل رقابت شركت‌های نفتی آمریكا با شركت نفت انگلیس و از سوی دیگر ترس آمریكایی‌ها از نزدیك شدن ایران به شوروی، در صورت به توافق رسیدن با امریکا، خریدار عمده دیگری برای نفت ایران فراهم خواهد شد.

اما روند وقایع نشان داد که دولت چندان هم برای تحریم آماده نبود؛ چرا که اگرچه پیش بینی دولت در مورد عدم مداخله نظامی انگلیس (به دلیل ممانعت دو قدرت نظامی اول جهان) درست درآمد، اما تحریم نفتی کامل از جانب انگلیس، با پشتیبانی دیگر قدرت‌های غربی (حتی شوروی) همراه شد. به نحوی که امریکا نه تنها به صف تحریم کنندگان ایران پیوست، که در پشت پرده، قضایا را به نحوی پیش برد که منافع انگلستان همواره لحاظ شود.

علاوه بر این به دنبال تحریم، استخراج نفت از منابع نفتی عربستان‌سعودی به میزان ۶۰ درصد افزایش یافت، كویت به صادرات نفت خود ۹۴ درصد افزود و استخراج نفت در ونزوئلا‌ بیش از ۱۵ درصد افزایش یافت و بخش عمده‌ای از این افزایش استخراج‌ها توسط شركت نفت انگلیس خریداری می‌شد. از سوی دیگر افزایش ظرفیت پالا‌یشگاه‌های دیگر نیز برای جبران كاهش صادرات فرآورده‌های نفتی پالا‌یشگاه آبادان در دستور كار قرار گرفت.

مشکلات اداره دولت در تحریم

ـ هنگام ملی‌شدن نفت، بدهی شرکت نفت (انگلیس) به ایران، ۵۰ میلیون لیره بود که دولت انگلستان تمامی ذخایر ارزی ایران در انگلستان را بلوکه کرد.

ـ دارایی های ایران به لیره به خاطر غرض ورزی خزانه داری انگلیس، قابل تبدیل به دلار نبود و دولت با بحران ارزی مواجه بود.

ـ اداره تاسیسات نفت و پرداخت حقوق ۷۴ هزار و ۵۰۰ کارگر و کارمند شرکت نفت، بدون تولید و فروش نفت با مشکل روبه رو شد و هزینه نگهداری کل تاسیسات صنعت نفت آبادان و دیگر مناطق نفت خیز کشور که حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیون تومان بود و تا آن زمان طبق قراردادها بر عهده شرکت بهره‌بردار بود، به گردن دولت افتاد.

ـ با انجام خلع ید، تحریم دولت انگلستان با خروج ۱۰۰ نفتکش انگلیسی از آب‌های جنوب ایران شروع و با اعزام کشتی جنگی موریس به خلیج فارس، انگلستان عملا مانع صدور نفت ایران شد.

علاوه بر همه اینها ركود بازار و بحران در صنایع و كشاورزی، كسری روزافزون بودجه، تورم و افزایش قیمت‌ها و مهاجرت گروهی كشاورزان به شهرها و… نیز بر دوش دولت وقت سنگینی می‌كرد.

با وجود تمامی این تحریم ها و کینه توزی ها، دولت دکتر مصدق با سیاست‌هایی که در ادامه بدان اشاره می‌شود تلاش کرد تا بودجه ای متوازن و بدون کسری ببندد و سیاستی که بعدها به «اقتصاد بدون نفت» معروف شد را در دستور کار قرار دهد.

اقتصاد بدون نفت

سیاست‌های اقتصادی دولت دکتر مصدق به دو قسمت تقسیم می شود؛ نخست چهار ماه اول حکومت او که از اردیبهشت 1330 تا پایان مرداد آن سال است که به بازگشت از سفر آمریکا و شرکت در جلسه شورای امنیت سازمان ملل منتهی شد، و دوم باقیمانده دوران حکومت تا کودتای 28 مرداد 1332.

در چهار ماه اول دوران زمامداری دکتر مصدق، وضعیت اقتصادی کشور بر همان منوال سابق بود و بخشی از ذخیره ناچیز ارزی کشور صرف واردات لوازم و کالاهای غیرضروری می‌شد. اما به سرعت با وخیم‌شدن وضع اقتصادی کشور دولت ناچار به تغییر سیاست‌های اقتصادی خود شد و از اواخر مرداد تا اواخر آذر یک سیاست اقتصادی درست و مناسب با منافع ملی کشور ترسیم نمود (خامه‌ای، 1369: 91) که در ادامه به رئوس این سیاست‌ها اشاره می‌شود.

1- تشویق صادرات و محدود کردن واردات غیر ضروری:

در گام نخست یك سیاست انقباضی در مورد واردات كالا‌های غیرضروری در دستور كار دولت ملی قرار گرفت؛ از چهار شهریور ۱۳۳۰ مقرر شد که دولت فقط برای کالاهای بسیار ضروری همچون قند، دارو، نساجی و لوازم صنعتی به نرخ رسمی ارز بفروشد (به اضافه 2/25 ریال بهای گواهینامه صادرات). همچنین بانک‌های دولتی از فروش ارز برای کالاهای غیرضروری و تصفیه اسناد آنها خودداری کردند.

مهم‌ترین دستاورد این سیاست آن بود كه واردكنندگان كالا‌‌های غیرضروری مجبور بودند ارز لا‌زم را از بازار آزاد و با قیمتی بالا‌تر از نرخ رسمی ‌تهیه كنند كه این نیز موجب بالارفتن قیمت واردات این نوع كالا‌ها ‌شد و تا حدودی در ورود آنها وقفه به وجود آمد و این وقفه خود باعث ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا برای این كالا‌ها شد و بخشی از ركود بازار به دلیل انباشت كالا‌های غیرضروری كاسته شد. از سوی دیگر صادركنندگان نیز به دلیل آن كه تفاوت قیمتی در بازار حاصل شده بود، گواهینامه‌های ارزی خود را در بازار به فروش می‌رساندند.

نتیجه این سیاست تكاپوی بیشتر صادركنندگان برای یافتن بازارهای جدید صادراتی و افزایش حجم صادرات شد که نتایج آن در جدول زیر مشاهده می‌شود:

سال

موازنه ارزش صادرات و واردات

1328

-7534

1329

-3546

1330

-3014

1331

+625

1332

+2666

1333

+2264

1334

-2863

1335

-18273

همین طور که جدول بالا نشان می‌دهد موازنه ارزش صادرات و واردات چه پیش از دولت مصدق و چه پس از آن همواره منفی بوده است و تنها در سه سالی که مصدق زمامداری دولت را در دست داشته است، این موازنه مثبت شده است که عملکرد مثبت اقتصادی این دولت را نشان می دهد.

2- تهیه ارز لازم و تعادل موازنه پرداخت ها:

دولت در تهیه ارز به دو نکته توجه می کرد؛ اولا تا آنجایی که ممکن است از امکانات داخلی استفاده کند. ثانیا در صورت ضرورت استفاده از منابع خارجی زیر بار شرایط اسارت بار نرود. در این راستا دولت چند کار انجام داد:

الف) دولت در 31 مرداد 1330 قانونی را به تصویب رساند که به دولت اجازه می داد 14 میلیون لیره از ارز موجود در حساب پشتوانه ارزی را جهت رفع مضیقه ارزی کشور مصرف کند. نزدیک به نیمی از این مبلغ یعنی 600 میلیون ریال صرف افزایش سرمایه بانک کشاورزی (100 میلیون ریال) و وام به سازمان برنامه و بودجه (500 میلیون ریال) شد تا صرف سرمایه گذاری و صنعت و کشاورزی کشور شود که از طرفی موجب رونق بازار و بالارفتن تقاضا می شد و از طرف دیگر عرضه را نیز افزایش نمی‌داد و نمی‌گذاشت موجب تورم شود. (خامه‌ای، 1369: 94) باقیمانده این مبلغ نیز مطابق تبصره 2 این قانون «صرفاً برای احتیاجات عمومی و ضروری واقعی کشور قابل استفاده خواهد بود که به تصویب هیئت وزیران فروخته خواهد شد» (خامه‌ای، 1369: 95)

ب) دولت مبلغ 000/750/8 دلار از صندوق بین المللی پول دریافت نمود و معادل آن را به شکل ریال کرد. این مبلغ عنوان وام نداشته و سود به آن تعلق نگرفت و صرفاً یک مبادله ارزی بود و دولت در سال 1330 کلاً معادل 284 میلیون ریال از صندوق بین المللی پول و بانک بین المللی ترمیم و توسعه که وابسته به آن بود دریافت داشت.

ج) دولت ملی با هدایت بازرگانی خارجی به سوی معاملات پایاپای سعی در کاهش نیاز کشور به ارز نمود. قبل از این نیز ایران با شوروی آلمان و فرانسه قراردادهای پایاپای داشت، اما دولت دکتر مصدق سعی نمود تا با کشورهای بیشتری این چنین روابطی را برقرار نماید لذا بلافاصله مذاکرات با کشورهای سوئد، پاکستان، هندوستان، افغانستان، لهستان، مجارستان، عراق، ایتالیا و ژاپن انجام شد و پیش از پایان سال در مورد لهستان، ایتالیا و مجارستان به نتیجه رسید.

نتیجه این شد که صادرات ایران به شوروی از 24 میلیون در 1329 به 901 میلیون ریال در سال 1330 و واردات از 329 میلیون ریال به 807 میلیون ریال رسید. همچنین صادرات ایران به آلمان در همان سالها از 425 میلیون ریال به 835 میلیون ریال و واردات از 360 میلیون ریال به 729 میلیون ریال رسید در مقابل واردات از کشورهای انگلیس و آمریکا کاهش یافت. (خامه‌ای، 1369: 98)

3- رفع کسری بودجه و کوشش برای تعادل آن:

به طور کلی بودجه دولت از سال 1220 به بعد، کسری شدیدی را نشان می‌دهد. اما خلع ید از شرکت نفت انگلیس در ایران موجب بیکاری بیش از 60 هزار نفر شد که تامین حقوق آنها بار سنگینی بر دوش دولت اضافه کرد. دولت در سال 1330 از افزایش حجم اسکناس‌های در گردش اجتناب کرد و سعی کرد با انتشار «اوراق قرضه ملی» کمبودهای خود را مرتفع کند. اما ثروتمندان از خرید آن خودداری کردند و حزب توده نیز خرید آن را تحریم کرد با این وصف 50 میلیون تومان از این اوراق توسط مردم خریداری شد و این نشان‌دهنده علاقه مردم به دولت ملی بود.

با این توصیفات بودجه واقعی سال 1330 (که توسط مرکز آمار ایران در سال 1355 نشریات منتشر شده است) درآمد دولت را در این سال 9 میلیارد و 522 میلیون ریال و هزینه آنرا 9 میلیارد و 549 میلیون ریال نشان می‌دهد که کسری کمی را نشان می‌دهد.

مجموعه قوانین مصوب دولت در این مدت نشان می‌دهد که دولت سعی در افزایش درآمدهای خود از طریق گوناگون داشته که مهم‌ترین آنان عبارت اند از تصویب و اجرای لایحه قانونی «مالیات بر اراضی غیرکشاورزی» لایحه قانونی «ثبت اراضی موات اطراف شهر تهران»، لایحه قانونی «ثبت اراضی موات اطراف شهرهای غیرتهران» لایحه قانونی «تسویه حساب مالیات‌های معوقه» و…

4- کوشش برای مهار کردن تورم

نرخ تورم در دوران نخست‌وزیری دكتر مصدق نیز بنابر شواهد و عملكرد اقتصادی او رشد چندانی نداشته است زیرا از یك سو موازنه بازرگانی خارجی یعنی افزایش صادرات و كاهش واردات غیرضروری و از سوی دیگر موازنه پرداخت‌ها بدون اتكا به درآمد نفت در دستور كار قرار داشت؛ شكستن ركود بازار و راه‌اندازی مجدد كارخانه‌ها وافزایش چشمگیر تولیدات كشاورزی را نیز ازجمله این دلا‌یل می‌توان برشمرد و مهم‌تر از همه آنكه این دولت تا ۱۸ ماه نخست حكومت خود حجم اسكناس در گردش را تغییر نداد وحتی زمانی كه استقراض از بانك ملی به مبلغ ۳۱۲ میلیون تومان را در دستور كار قرار داد پس از مشورت با كارشناسان زبده اقتصادی (دكتر شاخت و كامی‌گوت) و اطمینان از اینكه با توجه به حجم تولید وعرضه كالا‌ در بازار آن را تورم‌زا تشخیص ندادند، اقدام به این كاركردند. قیمت برخی کالاهای اساسی به شرح زیر است:

1329

1330

1331

1332

افزایش بها نسبت به 1329

عدس (100 کیلوگرم)

1250

850

720

800

-36%

پیاز(100 کیلوگرم)

350

320

400

400

+14%

کره (یک کیلو)

65

90

90

90

+36%

برنج دمسیاه (یک کیلو)

23

20

20

20

-15%

چای معمولی (یک کیلو)

40

40

30

30

-25%

پنیر تبریز (یک کیلو)

45

40

40

40

-11%

پارچه چیت (یک متر)

18

17

17.5

17

-5.5%

در مجموع آمار ارائه شده نشان می دهد که در طول مدت حکومت دکتر مصدق هزینه مسکن و پوشاک کاهش یافته و نرخ تورم چندان افزایش نیافت و او با تصویب قوانینی همچون قانون «کمک ترمیم حقوق دبیران و آموزگاران» (مصوب 12 خرداد 1330) و قانون « اضافه حقوق مستخدمین جزو دون پایه» (مصوب 15 اسفند 1331) حتی سعی در بهبود وضعیت اقتصادی اقشار فرو دست جامعه نیز نموده است.

5- گسترش و بهبود کشاورزی:

‌ در طی دوران ۲۸ ماهه حكومت دولت مصدق در مجموع ۵۵۳ میلیون تومان شامل ۱۲۶ میلیون تومان دریافتی از بانك ملی بابت قیمت ۱۴ میلیون لیره، ۶۵ میلیون تومان بابت استقراض از صندوق بین‌المللی پول، ۵۰ میلیون تومان بابت قرضه ملی و ۳۱۲ میلیون تومان بابت نشر اسكناس خارج از درآمدهای دولت به خزانه واریز شد كه حدود ۲۵۰ میلیون تومان آن برای كسری بودجه شركت ملی نفت به آبادان فرستاده شد و مابقی برای سرمایه بانك كشاورزی، رهنی، شركت تلفن، بانك توسعه صادرات، وام به شهرداری‌ها برای عمران و آبادی شهرها، لوله‌كشی و برق به شهرداری تهران و كمك به كارخانجاتی كه بدون كمك دولت نمی‌توانستند به كار ادامه دهند و مساعدت برای كشت توتون و پنبه و چغندر و ساختمان انبار دخانیات هزینه شد.

با توجه به اینكه عمده اقلا‌م صادراتی ایران در این سال‌ها محصولا‌ت كشاورزی و دامی‌بود تزریق بودجه مزبور در بخش كشاورزی عاملی برای رونق كشاورزی و افزایش تولید و به تبع آن افزایش صادرات این محصولا‌ت شد و نرخ تورم را هم متعادل نگه داشت.

تصویب لوایحی مانند لایحه «انتقال املاک و خالصجات دولتی به وزارت کشاورزی» و لایحة الغا عوارضی در دهات و لایحه «ازدیاد سهم کشاورزان و سازمان عمران کشاورزی»، بازستاندن املاک غصب شده توسط رضاشاه از جمله سایر اقدامات دکتر مصدق در زمینه کشاورزی بود (خامه‌ای، 1369:. 107-106)

سال

تولیدات گندم(هزار تن)

تولیدات برنج (هزار تن)

1329

2287

584

1330

2266

359

1331

2771

541

1332

2800

658

1333

2554

528

سایر اقدامات دولت در بخش عمرانی عبارت اند از:

– کوشش برای بازگشایی کارخانه ها و موسسات تولیدی تعطیل شده یا در حال رکود.

– تخصیص بخش عمده ای از 500 میلیون ریال حاصل از انتشار اوراق قرضه ملی به کارهای عمرانی مانند حفر تونل کوهرنگ و ادامه عملیات ساختمانی 3 سد دیگر و آغاز کار 6 سد در استان‌های مختلف

– گسترش بهره برداری از معادن

دکتر مصدق در «خاطرات و تالمات» چنین می نویسد که :

« ماههای قبل از تصدی من هر ماه دو میلیون لیره به سازمان برنامه می رسید که بعد از تشکیل دولت این جانب قطع شد و اولین روز تشکیل دولت این جانب یعنی روز 12 اردیبهشت 1330 موجودی نقد خزانه داری کل حدود 52 میلیون ریال و موجودی نقد سازمان برنامه 2800 ریال بود که چند روز بعد از ملی شدن صنعت نفت یکی از مدیران ایران و موثر شرکت نفت انگلیس و ایران به من گفت اگر دولت توانست یک ماه مملکت را بدون عایدات نفت اداره کند و به کار ادامه دهد آن وقت باید قبول کنیم که صنعت نفت را ملی کرده است. با این حال دولت توانست متجاوز از دو سال بدون کمک خارجی و عواید نفت و پرداخت بودجه شرکت ملی نفت که آن هم سربار بودجه دولت شده بود مملکت را اداره کند و سازمان برنامه هم تمام وظایف خود را انجام دهد و روزی هم که دولت سقوط نمود وجهی معادل 800 میلیون ریال نقد و در حدود 1200 میلیون ریال مطالبات و جنسی موجود داشت که از آن دولت بعد استفاده نمود» ( مصدق، 1372: 236-235).

نتیجه گیری

پیش از نتیجه گیری ذکر این نکته ضروری است که این مقاله تاییدکننده اقدامات سیاسی، فرهنگی و مذهبی دکتر مصدق نیست، اما می‌خواست نشان دهد چگونه یک دولت با نگاهی به درون و اتکا به سرمایه های بومی، می‌تواند ضمن آنکه مانع تورم شود، اقدام به ایجاد ثبات در بازار داخلی کشور نماید بلکه برخلاف شایعات مخالفان و وابستگان خارجی اقتصادی پویا و درونزا را رقم بزند.

در واقع از سال ۱۹۱۹ که «لیره‌های نفتی» راه به خزانه ایران پیدا كرد، اقتصاد ایران گرفتار اعتیادی علا‌ج‌ناپذیر به نام «خام‌فروشی سرمایه» و تزریق نابخردانه ارزهای حاصل از فروش نفت به اركان اقتصاد شد.‌ در تمام این سال‌ها متاسفانه این ماده گرانبها نه تنها ترمزی بر شكوفایی اقتصاد پراستعداد و مملو از امكانات ایران بود بلكه به سدی محكم در برابر شكل‌گیری اقتصاد پویا در كشور بدل شد.

منظور از تاکید بر «اقتصاد بدون نفت» چشم‌پوشی از معادن سرشار نفت و گاز و عدم پالایش آن نیست، چرا که هیچ آدم خردمندی با هیچ سرمایه‌ای چنین نمی‌کند، بلکه منظور تکیه نکردن به درآمدهای نفتی و دوری کردن از اقتصاد تک‌محصولی است.

به این دلیل که اولا اقتصاد تک‌محصولی همواره ناهمگن، نامتعادل و شکننده است. چون تعیین عرضه و تقاضا و بنابراین قیمت محصول با ما نیست. و ثانیا کارتل دیوپیکر اوچک نشان داده است که همراه با جهان سلطه می‌تواند هرگاه که بخواهد خرید نفت از کشور معینی را تحریم کند. بنابراین متوازن ساختن تولید ملی در رشته‌های گوناگون صنعتی و کشاورزی و پی‌ریزی اقتصاد چندمحصولی و مقاومتی، واجب‌ترین کار اقتصاد ایران است.


[1] محمد حسین سیاح طاهری، دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

 

۱ دیدگاه

    محمد نیازی :

    سلام بر ممحمد حسین عزیز. گزارش تاریخی خوبی بود. اما چند نکته و شاید تذکر:
    نخست؛ قرینه سازی وضع اقتصاد ایران و جهان در دوران دکتر مصدق با وضع فعلی صحیح نیست؛ چون در شرایط سرمایه تجاری پس از جنگ جهانی دوم و دوران ناسیونالیسم انقلابی و استقلال کشورهای مستعمره، شرایط اقتصاد جهانی نه تنها به شما ااجازه خودکفایی را می داد، بلکه به طور ضمنی شکل گیری اقتصادهای ملی را ایجاب و تشویق می کرد. امادر شرایط کنونی سرمایه داری مالی، باید این سوال را پرسید که آیا خودکفایی ممکن است یا خیر! و اگر ممکن است معنای خودکفایی در این شرایط یعنی چه؟ ایا تولید انبوه شغل بدون سرمایه گذاری خارجی ممکن است!
    آیا قطع وابستگی به نقت بدون داشتن زمینه های تولید ثروت در شرایط اقتصاد بین الملل نظیر گردشگری، ممکن است! آیا ما در بخش تحقیقات و توسعه توانایی رقابت با صنایع نوین غرب را داریم!
    ایا منابع آب و خاک کافی با در نظرگرفتن استاندارهای محیط زیست برای تولید خودکفای انبوه گندم و جو و غلات را داریم!
    به نظر من در این شرایط باید قبل از هر چیز پرسید؛ خودکفایی یعنی چه و چه لوازمی دارد؟
    البته که در این شرایط تجربه تاریخی دولت دکتر مصدق مفید خواهد بود. تجربه های مثل انضباط مالی و اتکای بودجه بر مالیات.
    اما قبلش باید سوال امروزمان رادرست تدقیق کنیم و سپس یه سراغ تاریخ برویم و الا جز تطبیق نادرست و خیالبافی کاری نکرده ایم.
    ارادتمند محمد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه