یک مقایسه

مصرف از دیدگاه اسلام

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۹:۵۰ ۱۳۹۲/۰۶/۳۱

بر اساس نظرگاه اسلام مواهب طبیعی بر دو نوع کلی هستند یک دسته از آنان برای انسان حلال است و دسته دیگر حرام. از این رو در مرحله اول فرض است که هر فردی نسبت به موارد حلال و حرام اطلاع کسب نماید. مسئله بعدی این است که این حلال در صورتی که به حد خود نباشد می‌تواند مایه خسران برای فرد شود.

مقدمه

مصرف از جمله مؤلفه‌های بسیار مهم و تأثیرگذار در زمینه سبک زندگی در دوران معاصر است (کاظمی و رضایی، 1386). مصرف کردن و پاسخ دادن به نیازهای افراد از جمله مواردی است که هم در میان مادی‌گریان مطرح است و هم در میان فرامادیون. ولی مسئله اصلی این نکته است که این دو رویکرد دو دید مختلف به مصرف دارند؛ در ادامه تعدادی از ویژگی‌های مصرف و مصرف‌گرایی را ابتدا در زندگی فرامادی مطرح می‌کنیم و سپس به بررسی این مسئله در زندگی مادیون خواهیم پرداخت.

در دیدگاه اسلام و قرآن استفاده از مواهب طبیعی و حلال که برای انسان اختصاص یافته است، تاکید شده است؛ و از همین روی است که حضرت امام رضا (علیه‌السلام) فرمود:  کسي که در طلب روزي مي‏کوشد و فضل خدا را مي‏جويد تا مخارج اهل و عيال خود را کفايت کند، اجرت و پاداش او از مجاهد راه خدا بيشتر است.

پس برخورداری از مواهب طبیعی برای زندگی انسان لازم است. اما در این میان از نظرگاه اسلام استفاده از مواهب طبیعی حداقل دو خط قرمز دارد؛ یکی بحث حلال بودن است به صورتی که شخصي به امام رضا (علیه‌السلام) گفت: قربانت شوم! من دعا مي‏کنم که خداوند از روزي حلال خود به من عطا فرمايد. امام فرمود: مي‏داني روزي حلال چيست؟ گفت: قربانت تا آن جا که مي‏دانم کاسبي بي غل و غش را روزي حلال مي‏شمارند. امام فرمود: علي بن الحسين(علیه‌السلام) که صلوات خدا بر او باد مي‏فرمود: روزي حلال، قوت برگزيدگان الهي است. در دعاي خود بگو: بار خدايا! از روزي واسعت به من عطا کن(ک‍ل‍ی‍ن‍ی،1384،ج4).

در جای دیگری امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند: همانا خداوند لباس يا طعامي را حرام نفرموده است؛ و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»(سوره اعراف آیه32) بگو چه کسي زينت الهي را که براي بندگانش پديد آورد، و رزق پاکيزه‌ي او را حرام کرده است؟ ( ارب‍ل‍ی،۱۴۲۱ق، ج2:  825).

کیفیت و کمیت مصرف

بر این اساس بحث در مصرف در دیدگاه اسلام در مورد حلال یا حرام بودن است(مانند آیات 87 و 88 سوره مائده) و در مورد دیگر بحث میان‌روی مطرح است. از امام رضا (عليه‏السلام) درباره‏ چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم، فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است ميان دو روش ناپسند. گفتم فدايت شوم: به خدا سوگند نمي‏دانم اين دو روش چيست؟ فرمود: رحمت الهي بر تو باد، آيا نمي‏داني که خداوند بزرگ اسراف (زیاده‌روی) و اقتار (سختگيري) را ناخوشايند دارد و در قرآن فرموده است: «آنان‏که هر گاه چيزي ببخشند نه زياده‏روي کنند و نه خست ورزند، و ميانگين اين دو را در حد قوامي (مايه‏ي پايداري و بقاي زندگي) ببخشند»(حکیمی،1381).

و در جای دیگر آمده است عياشي گفت از حضرت رضا (عليه ‏السلام)کسب تکليف کردم درباره‏ مقدار خرج‏ کردن براي اهل و عيال فرمود اندازه بين دو مکروه است گفتم معناي دو مکروه را نمي‏دانم فرمود: خداي تعالي کراهت دارد اسراف در مال و ولخرجي را و هم چنين کراهت دارد تنگ ‏گرفتن بر زن و فرزند را و حد اعتدال را ستوده است(وفایی،1353).

در جای دیگر امام رضا(عليه‏السلام) از پیامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) نقل می‌کنند: به گروهی از مؤمنان فرمود: آن چه در آن سکونت نمی‌کنید مسازید و آن چه را نمی‌خورید، انباشته نکنید و از خدایی که به سوی او محشور می‌شوید، بترسید(کلینی،1365،ج2). و در جای دیگری می‌فرمایند: اگر مردمان حد ميانه را در خوراک رعايت مي‏کردند بدنهاشان پايدار و سالم مي‏ماند(حکیمی و دیگران،1371،ج4).

با توجه به این موارد است که بحث از اسراف در اسلام مطرح شده است. در قرآن پیرامون این نکته آمده است:«يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»( سوره اعراف آیه31) اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد و در جای دیگر می‌فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»(سوره اسرا آیه 27)؛ چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.

با توجه به جمیع آیات و روایات که در مورد معنی اسراف وجود دارد می‌توان اسراف را به این صورت تعریف نمود: هر گونه مصرفی که به صورت آشکار و عرفاً از حد متعارف و شان فرد بیشتر باشد اسراف نام دارد و نتیجه آن، اتلاف منابع و فقر در جامعه است(موسایی،1386).

شاخص های اسراف

حال سوالی که در این جا پیش می‌آید این است که آیا اسراف فقط در امور مادی زندگی و حیات انسان است یا نه در امور غیر مادی زندگی انسان نیز قابل بحث است؟ در پاسخ به این سوال می‌توان چنین بیان داشت که اسراف در اسلام فقط مختص به امور مادی و اقتصادی نیست و هرگونه افراط در رفتار و اعمال انسان، اسراف تلقی می‌شود. منطق اصلی منع اسراف خروج از حد الاهی و فطری است. بنابراین می‌توان گفت شخص مسرف، شخصی غیر معتدل است که در راه فطرت انسانی حرکت نکرده بلکه از آن خارج شده است و همان طور که افراط در بُعدهای شخصیتی انسان  باعث می‌شود که انسان توازن و تعامل خودش را از دست بدهد در امور اقتصادی نیز اسراف باعث پدید آمدن عدم تعادل می‌شود و این امر غیر عقلانی است که در بسیاری از روایت‌ها نیز عدم اسراف، نوعی عقلانی عمل کردن معرفی شده است (همان منبع، همان جا).

پیامبر مکرم اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) می‌فرمایند: اسراف‌کار چهار نشانه دارد: به کارهای باطل می‌نازد، آن چه را فراخور حالش نیست می‌خورد، در کارهای خیر بی رغبت است و هر کس را که بدو سودی نرساند، انکار می‌کند( محمدی ری‌شهری، 1385).

اسراف دقیقاً در مقابل میانه‌روی قرار می‌گیرد و این دو به مانند دو روی یک سکه هستند. اگر بخواهیم بر اساس مدل نظری خود در زمینه فرهنگ پیشرو و تعریفی که از سبک زندگی انجام دادیم به بحث اسراف بپردازیم می‌توان چنین بیان کرد که اسراف و اسراف کاری از یک سو به معنای کنار زدن احساسات تصعید شده است، زیرا فرد هر چه را که بر اساس حواس خود در عالم درک می‌کند بلافاصله می‌خواهد بدان برسد و یا نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد و این عکس العمل نوعی عکس العمل غریزی است.

به عنوان مثال وقتی که فردی غذا خورده است با احساس کردن بوی غذای دیگری، بلافاصله خواهان خوردن آن غذا نیز هست و یا با این که به میزان لازم غذا خورده است فقط به صرف دیدن غذا می‌خواهد دوباره به خوردن غذا بپردازد. این اعمال بر اساس یک سری احساس خام نزد فرد ایجاد می‌شود و در ادامه این فرد با نوعی منطق فکری راسیونالیستی نزد خود توجیهی را ارائه می‌دهد. مثلاً چون غذا مفت است باید خورد. و یا اگر من این غذاها را نخورم اسراف می‌شود!!! و یا من می‌توانم بخورم، پس باید بخورم. اما این استدلالات منطقی نیستند. همچنین در این گونه مصرف کردن غذا هیچ گونه عنصر شایسته و بایسته‌ای نیز نمی‌تواند دخالت داشته باشد و برعکس عنصر انسان محور مهم‌ترین عنصری است که در این جا موجود و هویدا است.

امام رضا (علیه‌السلام) با آن همه گشاده دستي هرگز اين صفت شايسته را برابر با اسراف و تبذير و ريخت و پاش نمي‏داند و از کوچک‏ترين کوتاهي در اين باره نمي‏گذرد، چنان که ياسر خادم گويد: روزي غلامان امام رضا (علیه‌السلام) ميوه مي‏خوردند، ولي هنوز کاملاً آن را نخورده، باقي آن را به دور مي‏ انداختند. امام (علیه‌السلام) اسراف کاري را از آن‌ها ديد و فرمود: «سبحان الله» اگر شما به اين ميوه‏ ها نياز نداريد، انسان‏ هايي هستند که نياز دارند، چرا دور مي‏ريزيد، آن را به کسي بدهيد که نياز دارد.

 یا در جای دیگر آمده است: در محضر امام رضا (علیه‌السلام) سخن از کسي به ميان آمد که الاغي را به 13 دينار خريده بود و گويا با اين مبلغ امکان تهيه حيوان پرقدرت‏تري متناسب با منظور خريدار وجود داشته است. لذا فرمودند: اينکه تو اين را به اين قيمت بخري. در حالي که مي‏توانستي با آن مثلاً قاطري خريداري کني. اين کار خود نوعي از اسراف است (ک‍ل‍ی‍ن‍ی،1391، ج6).

ابونصر بزنطي از حضرت رضا (علیه‌السلام) روايت کرده که آن حضرت در تفسير آيه مبارکه «وآتوا حقه يوم حصاده» فرمود: اگر کسي با دو کف خود صدقه بدهد اسراف کرده است، پدرم هنگامي که وقت چيدن زراعت مي‏شد چون مي‏ديد يکي از غلامانش با دو کف دست خود به فقراء گندم مي‏دهد فرياد مي‏زد: با يک دست بدهيد و مشت خود را پر کنيد و به مستحقين برسانيد، و اگر مي‏خواستند گندم را همان طور که در سنبل بود بدهند مي‏ فرمود مشت مشت بدهند(ع‍طاردی‌ ق‍وچ‍ان‍ی‌،1368).

از مطالبی که در بالا بیان شد می‌توان به چند نکته دست یافت؛ اول این که خداوند از انسان‌ها می‌خواهد که بنا به نیازهای طبیعی خود به استفاده از دنیا بپردازند تا جایی که معصوم پرداختن به دنیا را برای رفع حوایج جاری برابر با جهاد در راه خدا دانسته است. این خود موید این نکته است که هر چند زندگی دنیایی و مواهب آن نباید در چشم انسان بنشیند اما رفع آن نیاز و ضرورت دارد. از این جا مشخص می‌گردد که در دیدگاه اسلام ترک دنیا و گوشه‌نشینی قابل طرح نیست.

 نتیجه دوم: بر اساس نظرگاه اسلام مواهب طبیعی بر دو نوع کلی هستند یک دسته از آنان برای انسان حلال است و دسته دیگر حرام. از این رو در مرحله اول فرض است که هر فردی نسبت به موارد حلال و حرام اطلاع کسب نماید. مسئله بعدی این است که این حلال در صورتی که به حد خود نباشد می‌تواند مایه خسران برای فرد شود.

 نتیجه سوم: میان‌روی بنیاد مصرف در دیدگاه اسلام است به صورتی که هرگاه از خط میان‌روی خارج شود به گونه‌ای است که فرد خود را به هلاکت انداخته است. افراط و تفریط البته در دیدگاه اسلام مذموم است. هر چند خساست در زندگی مورد شماتت قرار گرفت ولی اسراف به صورت صریح در کتاب و احادیث مورد بحث قرار گرفته است. و اسرافکاران برادران شیطان لقب گرفته‌اند. با توجه به این مسئله نیاز بود که ابعاد اسراف‌کاری مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا مصرف‌زدگی جامعه جدید و مدرن از همین نقطه قالب تأمل و بررسی است. حال با توجه به مطالبی که در بالا به آن اشاره شد می‌توان در بخش انتهایی این نوشتار آسیب‌های مصرف‌گرایی و به معنای دینی آن اسراف‌گرایی را مورد توضیح و تبیین قرار داد. بر پایه این بحث‌ها از نظرگان فرامادی نسبت به مصرف حال به مفاهیمی می‌پردازیم که در دامنه بحث «مصرف» در ادبیات مادی در این زمینه مطرح می‌شود و سعی شده است که تا حدودی، هر کدام مورد بررسی و نقد قرار گیرد.

1) آزادی و مصرف‌گرایی:

مصرف گرایی در جهان جدید، در واقع همگانی شدن شادکامی را نوید می‌دهد. همه آزادند تا انتخاب کنند؛ و اگر همگان مجاز باشند که وارد فروشگاه شوند، پس همگان به یکسان شادمانند. این یکی از ریاکاری‌های مصرف گرایی است. دورویی بعدی عبارت است از محدودیت و ناتوانی آن در زمینة چیزی که به آن وانمود می‌کند، یعنی این که وقتی آزادی مصرف داده شود،‌ مسئلة آزادی به طور کامل حل می‌شود. و این فرو کاستن آزادی به مصرف گرایی است. و این ریاکاری است. مردم به سمت فراموش کردن این مطلب رانده می‌شوند که برای ابزار وجود راه‌های دیگری غیر از صرف خریدن محصولی بهتر هم وجود دارد(باومن،1384).

 این تعبیر از آزادی به صورت خاص در نقطه‌ی مقابل تعبیر حیات فرامادی قرار دارد در حیات فرامادی آزادی بر انتخاب آگاهانه فرد دلالت دارد. انتخاب آگاهانه از آن جا ناشی خواهد شد که هر فرد عوامل جبری طبیعی، روانی و قراردادی را که در اجتماع بر او تأثیر می‌گذارد بشناسد و یا به بیان بهتر بر آن آگاهی داشته باشد و سعی کند در مراحل اول از این موارد رها شود. اگر مصرف بر اساس آگاهی باشد چیزی است که مورد تایید نظرگاه حیات فرامادی است، اما اگر آن چنان که در بالا آمده باشد بر اساس فشارهای روانی و یا قراردادهای تک سویه اجتماعی باشد، نه تنها نمی‌توان به آن آزادی انتخاب گفت، بلکه می‌باید آن را نوعی استثمار نامید.

از این رو باید در این حوزه عوامل جبری و جبرنما که باعث می‌شود فرد نتواند به پیشرفت و کمال دست یابد شناسایی شود. مسئله دیگر در مورد آزادی و مصرف‌گرایی مربوط می‌شود به این نکته که اگر برای فرد انتخاب آزاد در مصرف وجود داشته باشد باید به نوعی رشد و تکامل نیز دست بیابد. رشد عنصری است که قرینه با آزادی ست؛ فردی که از روی آگاهی  و آزادی دست به انتخاب می‌زند در حال طی مرحله‌ی جدیدی است که باعث پیشرفت او خواهد شد. مصرف کردن بر اساس نظرگاه حیات فرامادی باید باعث پیشرفت و رشد انسان شود نه این که او را در یک مرحله که همان مصرف کردن است متوقف سازد. در نگرش حیات فرامادی مصرف کردن وسیله‌ی رشد انسان است و نه هدف او.

مسئله آخری هم که در زمینه آزادی و مصرف می‌توان مطرح ‌شود و ناظر به این نکته است که باید عدالت در بحث مصرف رعایت شود. هر فرد بر اساس توان واقعی خود در جامعه دست به مصرف بزند و فضایی در اجتماع ایجاد نشود که هر فرد با هر سطح از توانایی بر مبنای آزادی دست به فزون خواهی بزند.

 اگر این نکته مورد توجه قرار گیرد می‌تواند چنین انتظار داشت که نوعی تعادل در اجتماع ایجاد خواهد شد. مصرف‌گرایی و مصرف زدگی افسار گسیخته ناشی از عدم رعایت عدالت در مصرف است چرا که به بهانه آزادی منطبق بر نظرگاه حیات مادی محض افراد به مصرف دست می‌زنند.

2) ارزش و مصرف‌گرایی:

مصرف کنندة محصولات بودن، مستلزم فراگیری دسته‌ای خاص از نمادها و ارزش‌های فرهنگی است. در مصرف مدرن هیچ چیز طبیعی وجود ندارد، مصرف چیزی است اکتسابی و فراگیر؛ چیزی است که بعضی از مردم نسبت به آن جامعه پذیر می‌شوند.

بنابراین برای این که فروش محصولات مصرفی امکان پذیر شود، مصرف گرایی مدرن وابسته به قابل پذیرش و قابل درک شدن دسته‌ای از ارزش‌های خاص خود بین گروه‌های مکفی از مردم است. این ارزش‌های مصرف مدار ارزش‌هایی را شامل می‌شوند که یا خرید کالاها و تجارب مصرفی عرضه شده را مجاز  و یا آن‌ها را تشویق می‌کنند. این ارزش‌ها هم چنین متضمن پدید آوردن توانایی فهم و پاسخ به نمادهایی هستند که مصرف مدرن را در بر گرفته‌اند. بنابراین بین برچسب زنی و طراحی محصولات، تبلیغ آن‌ها، و انتقال ارزش‌های خرده فرهنگی به مصرف کنندگان بالقوه محصولات مختلف کنش متقابلی وجود دارد (باکاک،1381).

 ارزش آفرین بودن مصرف نیز از جمله خصوصیات منفی است که در نگاه مادی به حیات ایجاد می‌شود در نقطه‌ی مقابل آن می‌توان از بحث ارزش‌ها در فرامادی نام برد؛ بر اساس تفسیر آیه‌ی 13 سوره‌ی حجرات می‌توان در مورد ارزش‌ها  چنین توضیح داد: «ارزش عبارت است از تقوا، یا هر گونه سرمایه‌ای که خداوند متعال به انسان اعطا فرموده است.» این تعریف دو جزء دارد یکی تقوا و دیگری استعدادهای که خداوند به انسان داده است. در مورد استعدادها البته آن چنان که مشخص است به هر فردی از افراد انسان، داشته‌ی خاصی داده شده است که محل بحث کنونی ما نیست؛ اما آن چه که محل بحث است، مفهوم تقوا است؛ «تقوا دو جزء اساسی دارد:

 الف) صیانت از آلودگی‌های شئونِ طبیعیِ محض و تمایلات حیوانی و نگهداری ذات از تباه شدن در شعله‌های سوزان خودخواهی؛ ب) به دست آوردن صفات حمیده و عالیه‌ی انسانی، مانند صدق و اخلاص و سبقت در خیرات و اعتقاد به قرار گرفتن تحت سلطه و نظارة خداوندی و قرار دادن خود در جاذبة کمال و صعود به مقام «منِ حقیقی» که اولین پله‌ی آن، شناخت و به جا آوردن «من» و «جز من» است که هر دو در مسیر الی الله قرار گرفته‌اند»(جعفری، 1386).

مصرف اگر به عنوان ارزش در حیات مادی طبیعی قلمداد شود به نوعی نشان دهنده ذات متغیر آن است به این معنا که هر روز در اجتماع منطبق بر حیات مادی نوع جدیدی از کالا برای مصرف ایجاد می‌شود و روند مصرف، آن چنان کوتاه مدت است که از فرآیند مدگرایی برای ترویجش استفاده می‌شود. در صورتی که در اجتماع مبتنی بر حیات فرامادی اولاً مصرف کالا و خدمات برای بر طرف کردن نیاز است و اگر جنبه ارزشی به خود بگیرد به این دلیل است که به واسطه‌ی یک کالا و خدمت به فردی از افراد انسانی کمک می‌شود و نیاز انسانی نیازمند برآورده می‌شود. و یا موجب می‌شود که فرد توانایی لازم را در جهت قرب و نزدیکی به خداوند به دست بیاورد. این‌ها و امثال آن است که این مصرف را ارزشمند می‌سازد.

3) هویت‌ سیال و مصرف‌گرایی:

 در هر جامعه‌ای سنتی یا مدرن، و با هر درجه‌ای از پیچیدگی، امکانات و لوازمی برای متمایز شدن اقشار و گروه‌های اجتماعی از یکدیگر وجود دارد. این تمایز موجب خلق معانی و هویت‌هایی می‌شود که افراد عضو هر جامعه به سادگی آن را درک کنند و از طریق درک معانی ذهنی مترتب بر این تمایزات، روابط انسانی و اجتماعی خود را سامان می‌دهند. ولی با وجود قوانین اجتماعی کلی و مشابهی که نظیر آن در اغلب جوامع به چشم می‌خورد، هنگامی که از زاویه‌ای نزدیک‌تر به پدیدة خلق معنا و تمایز اجتماعی نگاه کنیم، تفاوت‌های عمیقی را در آن خواهیم یافت گر چه در همة‌ جوامع میزانی از تعاریف برای هویت‌های اجتماعی وجود دارد، اما هر چه از میزان پیچیدگی‌های یک جامعه کاسته شود، اولاً از تعداد گروه‌های اجتماعی موجود در آن کم خواهد شد؛

 ثانیاً، این گروه‌های محدود هم مشابهت‌های بیشتر و تفاوت‌های کمتری خواهند داشت. هم چنین ابزاری که برای ایجاد تمایز از آن استفاده می‌شود، محدودتر می‌شود. با مدرن شدن جوامع، این فرآیند معکوس می‌شود. یعنی هم شاهد ظهور سبک‌های جدیدی از زندگی هستیم و هم تعداد بسیار زیادی از اقشار و گروه‌های اجتماعی ظاهر می‌شوند که به نحوی خود را از دیگران متمایز می‌کنند(حمیدی و فرجی،1386).

فرهنگ مصرفی از طرق گوناگون شیوه و سبک زندگی را متکثر ساخته است و در سرتاسر حیطه‌های جنسیت، نژاد، قومیت، سن و سال و تمایلات جنسی هویت‌های اجتماعی و فرهنگی نوینی را مطرح ساخته و از هم متمایز نموده است. در سطح دیگر و در چارچوب این فرهنگ واژگان تازه، فرهنگ مصرفی امکانات بالقوة پرشماری برای اظهار شیوه‌ها و سبک‌های شخصی پیش روی افراد نهاده است، چه در قالب هویت‌های ناشی از سبک زندگی بر ساختة فردی (مانند مدها و سبک‌های جدید در طراحی لباس‌های مردانه و زنانه) و چه به صورت هم هویت شدن با شیوة زندگی گروه‌ها و رده‌های جمعی (مانند آمریکاییان آفریقایی تبار کاردان و مترقی). فرهنگ مصرفی، در هر دو سطح، گسترة پردامنه‌ای از الگوها به دست افراد می‌دهد که از آن میان می‌توانند برای برساختن هویت‌های جدید آن چه را می‌خواهند برگزینند، خواه آن هویت‌ها سبک‌های عرضه شده در بازارهای تجاری و خواه بر ساخت های فردی باشند(جی دان،1384).

تکثریابی و گوناگونی در جامعه که در بسیاری از مواقع به عنوان نماد آزادی و پیشرفت شمرده می‌شود در نظرگاه حیات فرامادی دارای آسیب‌های مختلفی است که در این جا فقط به تعدادی از آن اشاره می‌شود:

 الف) کم رنگ شدن نقش اخلاق و دین در حیات اجتماعی؛ وقتی فرد در جامعه‌اش با ابعاد فکری و روانی متکثر برخورد می‌کند در این حالت دین و اخلاق که بیان کننده اصول ثابت و لایتغیر هستند چندان مورد توجه قرار نخواهند گرفت زیرا انسان به ظواهر مختلف و متکثر خواهد پرداخت که نسبی هستند و نسبی بودن جزء ذات رفتار و کنش انسان در این گونه جوامع خواهد شد در حالتی که دین و اخلاق عناصر نسبی را نه تولید می‌کنند و نه ارائه می‌دهند در این حالت یا اصول دین و اخلاق باید به سمت تسامح و تساهل بروند و یا از صحنه اجتماعی حذف گردند.

ب) ایجاد یاس: در جامعه‌ای که همواره سبک‌های مختلفی وجود دارد ممکن است انسان با توجه به نیازهای خود یکی از این سبک‌ها را انتخاب نماید اما مسئله در این است که آیا این انتخاب بر اساس آگاهی واقعی نسبت به توانایی خود و آن سبک مورد انتخاب بوده است. از این جا است که اگر انتخاب بر خلاف یک آگاهی درست صورت گرفته باشد باعث ناامیدی و یاس برای فرد خواهد شد.

ج)جدی نگرفتن عالم: انسانی که در ساختار متکثر سبک‌ها زندگی، زندگی می‌کند پس از مدتی این تغییرات برای او امری عادی می‌شود این عادی شدن موجب می‌گردد که فرد نسبت به این تغییرات نوعی بی‌تفاوتی اختیار نماید. این بی‌تفاوتی موجب خواهد شد که عملاً در سطح کلان فرد نبست به جهان پیرامون خود نیز بی‌تفاوت شود. در این حالت برای انسان محصور در این جامعه تفاوتی میان خوبی و بدی وجود ندارد خیر و شر برای او امور یکسانی هستند پرداختن به کمال و انجام جرم و جنایت یک صورت واحدی پیدا خواهد کرد، افزایش آسیب‌های اجتماعی و هم چنین گسترش بی‌تفاوتی اجتماعی در بسیاری از مواقع ناشی از همین پدیده است.

د)حداقلی بودن نظم اجتماعی: در جامعه‌ای که تکثر سبک‌گرایی در زندگی رسوخ کند حداقل بودن نظم اجتماعی اتفاق خواهد افتاد. این مسئله به این دلیل است که تمام نظم اجتماعی در این جامعه فقط به واسطه‌ی هنجارهای رسمی اتفاق خواهد افتاد و دین و اخلاق و هم چنین سنت‌ها و بسیاری از عناصر وجدان جمعی به خاطر نسبی نگری حاکم در جامعه دیگر نمی‌توانند به عنوان بنیادهای استوار در زمینه نظم اجتماعی عمل نماید.

4) مصرف و فرهنگ سرگرمی‌خواهی:

 در دنیای مصرف‌گرایی عوارض سوء بسیاری وجود دارد و خود را به صورت‌های گوناگونی نشان می‌دهد. سرگرمی‌خواهی یکی از این صورت‌های مرضی جامعه مصرف‌گرا است. سرگرمی خواهی شیوه مهم حذف آینده، صورت بروز بی‌آیندگی است. عقل و احساس فرد سرگرمی خواه و آرزومند بی‌دغدغه ماندن است فقط در حدی عمل می‌کند که بتواند خوش باشد. در سرگرمی خواهی واقعیت واضح و سر راست است. و فقط در سطح می‌گذرد. پس، دریافت از آن نیز سطحی است. برخورد سرگرمی خواهانه با هر واقعیتی مستلزم این است که به آن واقعیت هم چون امری روزمره و بدیهی، بسیار آشکار و بی هیچ پیچیدگی برخورد شود.

 فرهنگ سرگرمی خواهی، هر واقعیتی را به هستی ظاهری و نمادین آن فرو می‌کاهد. و از این طریق ارتباط فعال با واقعیت را ناممکن می‌کند. در سرگرمی خواهی، امر غیرمترقبه – که به صورت به امر قابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود. – و نیز عمل مبتنی بر شانس، جایگزین کشف و اندیشیدن و کنجکاوی می‌شود. سرانجام وجود این ویژگی‌ها است که فرد را به سمتی می‌برد که هر آنچه تولید می‌شود باید مصرف شود. این مصرف کننده نیست که درخواست می‌کند، بلکه، تولید کننده است که به او القا می‌کند چه چیز را مصرف کند(م.ش.قاضی مرادی، 1387).

در جمع‌بندی این بخش می‌توان گفت در حیات محض مادی با نوعی مصرف نمایشی مواجه هستیم که بیان کننده‌ی استفاده از مواهب مادی ساخته شده بشر برای کسب درجه و یا وجه‌ی اجتماعی خاص است؛ به صورتی که فرد با استفاده از این نوع مصرف می‌خواهد نوعی تَشَخص اجتماعی را در قالب هویت فردی و جمعی برای خود احصا نماید. در این نوع گرایش به مصرف تامین زندگی هدف نیست، بلکه نمایش آن برای دیگر افراد ملاک است و از این رو می‌توان چنین برداشت کرد که در این گونه نظام‌های اجتماعی کالاهای تولیدی برای مصرف نیست بلکه برای نمایش، تولید می‌گردد. فردی که در نظام مصرف نمایشی قدم بر می‌دارد می‌گوید که اختیار دارد، اما به راحتی می‌توان فهمید که او در درون یک زندان است که هیچ گاه از آن نمی‌توان خارج شد. فرد در نظام مصرف نمایشی هر روزه در مقابل مصرف کالا ناتوان‌تر می‌شود و خرید بیشتر و مصرف بیشتر تمام زندگی او را تشکیل می‌دهد.

در سوی دیگر می‌توان به نظام حیات فرامادی در مصرف اشاره کرد که فرد در آن به دنبال استفاده از مواهب مادی در جهت برآوردن نیازهای خود است و در مصرف هیچ استفاده‌ای به جز برآوردن نیازها در آن نمی‌باشد.

 منابع:

باکاک،رابرت.(1381). مصرف . ترجمه خسرو صبری.تهران: نشر و پژوهش شیرازه.

باومن، زیگمونت.(1384). اشارت‌های پست مدرنیته. ترجمه حسن چاوشیان.تهران: انتشارات ققنوس.

جعفری، محمد تقی.(1386). شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی. تهران: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری.

ح‍ک‍ی‍م‍ی‌، م‍ح‍م‍د.(1381). ام‍ام‌ رض‍ا(ع‍ل‍ی‍ه‌ال‍س‍لام‌‌): زن‍دگ‍ی‌ و اق‍ت‍ص‍اد. م‍ش‍ه‍د: آستان قدس رضوی شرکت به نشر.‏‫

ح‍ک‍ی‍م‍ی‌، م‍ح‍م‍درض‍ا و دیگران.(1371).ت‍رج‍م‍ه‌ ال‍ح‍ی‍اه. 5ج. م‍ت‍رج‍م‌ اح‍م‍د آرام‌. تهران: دف‍ت‍ر ن‍ش‍ر ف‍ره‍ن‍گ‌ اس‍لام‍ی.

حمیدی، نفیسه و مهدی فرجی.(1386). «سبک زندگی و پوشش زنان در تهران». فصلنامه تحقیقات فرهنگی، شماره1.صص65تا92.

ع‍طاردی‌ ق‍وچ‍ان‍ی‌، ع‍زی‍زال‍ل‍ه.‌(1368).اخ‍ب‍ار و آث‍ار ح‍ض‍رت‌ ام‍ام‌ رض‍ا ع‍ل‍ی‍ه‌ال‍س‍لام. ت‍ه‍ران‌: ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ ص‍در.

قاضی مرادی، حسن.(1387). کار و فراغت ایرانیان. تهران: نشر اختران. چاپ دوم.

کاظمی، عباس و محمد رضایی.(1386). «دیالکتیک تمایز و تمایز زدایی: پرسه‌زنی و زندگی گروه فرودست شهری در مراکز خرید تهران». فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره1.صص1تا24.

ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ی‍ع‍ق‍وب.‌(1365). الکافی. ت‍ه‍ران‌: دار‌ال‍ک‍ت‍ب‌‌الاس‍لام‍ی‍ه‌‏‫. چاپ چهارم.

ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ی‍ع‍ق‍وب.‌(1384). گ‍زی‍ده‌ ک‍اف‍ی‌. 6ج. م‍ت‍رج‍م‌ و م‍ح‍ق‍ق‌ م‍ح‍م‍دب‍اق‍ر ب‍ه‍ب‍ودی. ت‍ه‍ران‌: ش‍رک‍ت‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ع‍ل‍م‍ی‌ و ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌.

ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ی‍ع‍ق‍وب.‌(1391). متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی.10ج. ترجمه گروه مترجمان. ویرایش محمد حسین رحیمیان. قم: قدس‏‫.

محمدی ری‌شهری، محمد.(1385). منتخب میزان الحکمه. ترجمه حمیدرضا شیخی. تلخیص سید حمید حسینی. قم: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث. چاپ پنجم.

موسایی، میثم.(1386). «تأثیر اعتقاد به منع اسراف در مخارج مصرفی مطالعه موردی شهر یزد». فصلنامه‌ علمی و پژوهشی اقتصاد اسلامی. شماره26.صص33تا53.

وفایی، کاظم(1353)، دره بیضاء در پیرامون سخنان امام‌رضا علیه‌السلام، تهران: نشریه مکتب قرآن.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه