مطالعات زنان در ایران؛ حساسیت‌ها و چالش‌ها

زمان انتشار: ۱۹:۳۱ ۱۳۹۳/۰۴/۹

دکتر محمدتقی کرمی ‌در این‌باره می‌گوید: «رشته مطالعات زنان در غرب، فمینیسم را پیش‌فرض گرفته و در صحت آموزه‌های آن تشکیک نمی‌کند، بلکه به صورت ایدئولوژیک آن را می‌پذیرد و تمرکز را نه بر شناخت، که بر ایجاد تغییرات مطلوب فمینیستی در جامعه می‌گذارد. در کشور ما البته به این صورت نیست

رشته مطالعات زنان را به دلیل محتوا و حواشی آن، می‌توان یکی از رشته‌های دانشگاهی حساسیت‌برانگیز و پرچالش در ایران دانست که در طول عمر کوتاه خود فراز و نشیب‌هایی را پشت سر گذاشته و همچنان محل بحث و نقد و بررسی است.

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی به نقل از مهرخانه، گروهی از منتقدان فمینیسم معتقدند این رشته به ترویج اندیشه‌های فمینیستی در کشور کمک می‌کند و آسیب‌های جدی به همراه دارد. گروه‌های دیگری مدعی هستند که طراحی این رشته‌ها به خصوص بعد از اصلاح در شورای تحول علوم انسانی، بر اساس محتوای بومی‌ و اسلامی‌انجام شده است و جای نگرانی برای رواج اندیشه‌های غربی نیست. گروه‌هایی نیز ترویج اندیشه‌های مطرح دنیا از جمله فمینیسم را در حوزه مطالعات زنان، برای ارتقای وضعیت زنان در کشور ضروری می‌دانند.

علاوه بر اختلاف نظر در مبانی طرح‌ریزی این رشته، نقد‌های فراوانی نیز بر کیفیت برنامه‌ریزی و آموزش در این رشته، و منابع و اساتید مطرح می‌شود که جای تأمل دارد.

تاریخچه رشته مطالعات زنان در ایران
فکر اولیه برای تأسیس این رشته در مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان مطرح شد. کارشناسان این مؤسسه پس از شرکت در کنفرانس جهانی زنان در پکن در سال 1374 و مواجهه با مباحث مطرح‌شده در این کنفرانس، به این نتیجه رسیدند که شکل‌گیری چنین رشته‌ای در کشور ضرورت دارد.

طرح اولیه رشته مطالعات زنان به وسیله اعضای همین مؤسسه پس از مکاتبه با دانشگاه‌های گوناگون دنیا آماده و ارائه شد و پس از اقناع مسئولین در دی ماه 1378، طرح دوره کارشناسی ارشد مطالعات زنان در شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید و سال 81-1380 برای اولین‌بار دانشجو پذیرفت.

سال اول دانشگاه‌های علامه طباطبایی، تربیت مدرس و الزهرا؛ و سال دوم دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد رودهن، در این رشته دانشجو پذیرفتند و در سال 1383، دانشگاه‌های شیراز و اصفهان و علوم و تحقیقات نیز به جمع ارائه‌دهندگان این رشته افزوده شد. در ابتدا سه گرایش “حقوق زن در اسلام”، “زن و خانواده” و “زن و تاریخ” برای این رشته وجود داشت که گرایش سوم به دلیل نداشتن داوطلب حذف شد.(1)

اهداف متفاوتی که برای تأسیس این رشته از سوی کارشناسان و متولیان مختلف مطرح شد و آنچه در عمل اتفاق افتاد، از یک سو نشان‌دهنده تشتت آراء در این حوزه، و از سوی دیگر عاملی برای ایجاد نگرانی درباره نحوه عملکرد این رشته و تقاضا برای تغییر و تحول در این رشته نوپا شد.

طراحان اولیه رشته مطالعات زنان به گفته خودشان پس از کنفرانس پکن و ملاحظه مباحث آکادمیک و فعالیت‌های عملی زنان جهان که عمدتاً پیرو اندیشه‌های فمینیستی بود،‌ به ضرورت ایجاد چنین رشته‌ای در کشور رسیدند. از سوی دیگر به تدریج مباحث فمینیستی هم‌زمان با اندیشه‌های لیبرال و سکولار در دهه 70 مطرح می‌شد و حامیان این مباحث نیز برای جهت‌دهی به رشته مطالعات زنان تلاش می‌کردند. همچنین گروه‌های منتقد اندیشه‌های فمینیستی نیاز به پاسخ‌گویی به این‌گونه شبهات و تبیین نگاه بومی ‌و دینی به مسائل زنان را در کشور احساس می‌کردند و رشته مطالعات زنان را محملی برای نیل به این هدف می‌دانستند.

در چنین فضایی تأسیس رشته مطالعات زنان به طور ضمنی با دو هدف مختلف پیگیری شد. فهیمی ‌قوبیتی مسئول وقت دبیرخانه رشته مطالعات زنان، لزوم راه‌اندازی این رشته را چنین عنوان کرد: «ازآن‌جاکه در کشورهای مختلف این رشته تأسیس می‌شود، ما نیز برای رسیدن به استانداردهای جهانی به این رشته نیاز داریم، گذشته از جنبه ساختاری، وقتی افزایش مشارکت زنان را شاهدیم و بحث زن و جنسیت فراگیر شده، لازمه فعالیت در این حوزه داشتن پشتوانه‌ای به نام شناخت است که در حیطه آکادمیک صحیح‌تر به‌دست می‌آید….. در کشورهای دیگر ابتدا جنبش زنان مطرح بوده، سپس آگاهی دادن به زنان و گشایش رشته مطالعات زنان رخداده است، ولی در ایران این سیر برعکس است. ابتدا رشته دانشگاهی تأسیس شده، تا پس از آن، آگاهی‌های لازم در مورد نگاه‌های فمینیستی به زنان داده شود». (مجله پیام زن، سال 74، شماره 2) روشن است که هدف از تأسیس این رشته از نظر او رواج اندیشه‌های فمینیستی برای ایجاد جنبشی مشابه کشورهای غربی در ایران است.

این در حالی است که هدف از تأسیس رشته در مصوبه شورای عالی برنامه‌ریزی چنین مطرح شده است: «هدف تأسیس این رشته، معرفی شأن و نقش زن در جهان هستی از دیدگاه اسلام، تربیت نیروی انسانی متخصص در جهت آموزش و پژوهش در امور زنان؛ تربیت نیروی انسانی جهت سیاست‌گذاری مطلوب در سطوح مختلف برنامه‌ریزی کشور و تقویت بینش علمی نسبت به مسئله زن جهت اصلاح نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی است». (کریمی، شیوا، رشته مطالعات زنان از آغاز تا امروز، مروری بر فعالیت‌های مرکز مطالعات و تحقیقات زنان در دانشگاه تهران از 84 تا 87).

معصومه ابتکار؛ معاون وقت رئیس‌جمهور نیز به طور شفاف‌تر در مصاحبه‌ای در مجله پیام زن درباره هدف تأسیس این رشته گفت: «یکی از انگیزه‌های ما این بود که با نگاه امام (ره) به‌عنوان یک اصلاح‌گر دینی و فردی که مسائل زنان را تفسیر و اجتهاد می‌کرد با یک حرکت نوین برای دنیا و جامعه خودمان، ابعاد مسائل زنان را معرفی کنیم و بگوییم حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داریم. درواقع نه کلیشه‌های سنتی متحجرانه نسبت به زنان را قبول داشتیم، نه نگاه غربی به آنان را» و نهله غروی؛ یکی از اساتید وقت این رشته در دانشگاه تربیت ‌مدرس، معتقد بود: «هدف، شناخت جایگاه زن از دیدگاه اسلام در جامعه است. هدف ما ایجاد رشته بر مبنای تعالیم و آموزه‌های اسلام بود و به دنبال واحدهای درسی این رشته در غرب نرفتیم»(2)

علاوه بر تشتت مطرح شده در اهداف، در عمل نیز بسته به رویکرد رئیس گروه مطالعات زنان و جو دانشگاه و استادان در هر دانشگاه، این رشته جهت‌گیری ویژه‌ای پیدا کرد. از سوی دیگر آغاز به کار این رشته با دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان در کشور هم‌زمان شد و در بعضی دانشگاه‌ها این رشته به طول کامل در خدمت آموزش اندیشه‌های فمینیستی قرار گرفت.

این وضعیت، انتقاداتی جدی را از سوی منتقدان فمینیسم برانگیخت و طرح بازنگری رشته مطالعات زنان در وزارت علوم دولت نهم در دستور کار قرار گرفت تا سرفصل دروس و محتوای این رشته از آنچه به ترویج فمینیسم می‌انجامید، خالی شود.

مطالعات زنان در مسیر بازنگری و تحول
با تغییر رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در اوایل کار دولت نهم و به تبع آن تغییر رویکرد در نگاه به مسائل زنان، ابتدا دانشگاه علامه طباطبایی طرح بازنگری و اصلاح رشته مطالعات زنان را تصویب کرد و کار در سطح وزارت علوم با برگزاری جلسات منظم و متعدد از کارشناسان آگاه به حوزه زنان و منتقد اندیشه‌های فمینیستی پیگیری شد و نتیجه اصلاحات درانتهای سال 87 به دانشگاه‌ها ابلاغ شد و از سال 89 به مرحله اجرا در آمد؛ اما با وجود این بازبینی، دانشگاه علامه رشته مطالعات زنان را از برنامه خود حذف کرد.

در دانشگاه تهران نیز با تغییر رئیس گروه مطالعات زنان، ابتدا واحد‌های درسی نظریات فمینیستی به “نقد نظریات فمینیستی” تغییر یافت و تلاش شد تا محتوای اسلامی ‌در این رشته افزایش یابد.

پس از تصویب و اجرای بازنگری، رئیس وقت شورای فرهنگی اجتماعی زنان اعلام کرد که دیگر نگرانی از رواج ديدگاه‌هاي فمينيستي از طريق رشته مطالعات زنان در كشور وجود ندارد؛ زيرا وزارت علوم در طول دولت نهم رشته مطالعات زنان را مورد بازنگري قرار داده و اصلاحات لازم صورت گرفته است و از طرف ديگر اكثر دانشجوياني كه در اين رشته تحصيل مي‌كنند، به‌دنبال شناخت دقيق‌تر ديدگاه اسلام در رابطه با زن در نظام جمهوري اسلامي هستند….. و همين علاقه دانشجويان به شناخت ديدگاه اسلام در رابطه با زنان باعث شده است كه زمينه راه‌اندازي رشته مطالعات زنان در چندين مركز حوزوي در قم، فراهم شود.(3)

بر همین اساس در سال 89 تأسیس رشته مطالعات اسلامی‌ زنان ویژه خواهران در سطح سه حوزه به تصویب رسید و اجرا شد.(4) با وجود این تغییرات، شورای تحول و ارتقای علوم انسانی ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، تصمیم گرفت رشته مطالعات زنان را نیز در کنار سایر رشته‌های علوم انسانی مجدداً مورد بازبینی و بررسی قرار دهد. غلامعلی حدادعادل؛ رئیس این شورا، رویکرد رایج جهانی به رشته مطالعات زنان را در تعارض و تباین جدی با اسلام دانست و عنوان کرد: «دشمن نيز با وقوف به اين موضوع، هجمه از اين موضع به اسلام را در دستور كار خود قرار داده است و متأسفانه در گذشته، اين مباحث مقلدانه، بدون نقد و بررسي در دانشگاه‌هاي ما تدريس شدند و به همين دليل شوراي‌ عالي انقلاب فرهنگي وارد موضوع شد تا در اين مورد تجديدنظر اساسي صورت گيرد…. بايد در كنار تدريس مباحث رايج در غرب، نقد و بررسي اجتهادي و به دور از خودباختگي در دانشگاه‌هاي ما رواج يابد.»(5)

جلسات این شورا همچنان ادامه دارد و به گفته دکتر محمدتقی کرمی؛ مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هر دو تیم بازنگری در وزرات علوم و شورای تحول، دو رشته کارشناسی ارشد “زنان و خانواده” و “حقوق زن در اسلام” تاکنون بازبینی شده و منتظر نظر قطعی شورای تحول است. کار بررسی دکترای “حقوق زن در اسلام” به پایان رسیده و دکترای “زن و خانواده” نیز در مرحله بررسی طراحی سرفصل‌هاست.

دکترای “حقوق زن در اسلام” در دانشگاه تربیت مدرس از سال گذشته دانشجو پذیرفت. در دانشگاه ادیان و مذاهب قم نیز، دکترای رشته “مطالعات نظری جنسیت” و “حقوق زن در اسلام” آغاز به کار کرد. رشته مطالعات زنان دانشگاه تهران در سال 92 دانشجو نپذیرفت تا ساختار و محتوای آن بر اساس مصوبات شورای تحول در علوم انسانی تغییر کند. دانشگاه علامه با تغییر دولت و ریاست این دانشگاه اعلام کرد که در سال آینده رشته مطالعات زنان را مجدداً برقرار می‌کند. سایر دانشگاه‌هایی که این رشته را ارائه می‌کردند نیز همچنان در این مدت به کار خود ادامه داده‌اند.

چنان‌که موضع‌گیری اعضا و مصوبات شورای تحول نشان می‌دهد، هدف آن بوده که رشته مطالعات زنان به ترویج اندیشه‌ها و فعالیت‌های فمینیستی و سبک‌های زندگی متناسب با آن منجر نشود و باورهای اسلامی ‌در مقابل شبهه‌ها متزلزل نگردد. به همین دلیل تلاش شده است تا رشته مطالعات زنان از ذیل دانشکده‌های علوم اجتماعی با رویکردهای غالب غربی بیرون بیاید و بیشتر رنگ و بوی فقهی و حقوقی بگیرد؛ که به نظر می‌رسد بضاعت دانشگاه‌های ما برای تأمین استاد و محتوای اسلامی ‌در این حوزه بیشتر است و خطر نفوذ اندیشه‌های غربی‌اش کمتر.

اما باید دید حاصل این اصلاح و بازنگری‌های شورای تحول در علوم انسانی در عمل به کجا می‌انجامد. آیا حذف برخی واحد‌های اخذشده از دانشگاه‌های غربی و افزودن واحد‌های نقد اندیشه‌های فمینیستی، می‌تواند هدف طراحان را تأمین کند؟ آیا منابع انسانی و متون آکادمیک لازم برای تأمین اهداف طراحان وجود دارد یا برای فراهم آوردن آن برنامه‌ریزی لازم شده است؟ آیا رشته حقوق زن در اسلام که به‌ویژه در دوره دکترا به طور کامل بر فقه و حقوق و فلسفه آن در متون دینی می‌پردازد، از عهده تبیین تفاوت‌های حقوقی زن و مرد بر می‌آید و فارغ‌التحصیلان کاملاً راجع به این تفاوت‌ها و حکمت آنها اقناع شده‌اند و اندیشه‌های برابری‌خواه برای آنان جذابیت و رنگی ندارند؟ آیا اجازه تأسیس این رشته‌ها در مراکز حوزوی یا برای طلاب حوزه در دانشگاه‌ها، به تقویت مواضع دین و تضعیف اندیشه‌های فمینیستی در کشور می‌انجامد؟

با وجود این فراز و نشیب‌ها و تلاش‌هایی که برای بهبود کیفیت رشته مطالعات زنان انجام شده است، هنوز این رشته، ساختار و محتوا، و آثار و پیامدهای آن محل بحث و نقد است. در ادامه محورهای اصلی این مباحث به اجمال بررسی می‌شود.

کمبود منابع و نواقص برنامه‌ریزی در رشته مطالعات زنان
دکتر سهیلا صادقی‌فسایی؛ رئیس وقت گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران،‌ سال 85 در حالی‌که پنج سال از تأسیس این رشته می‌گذرد در نشست تخصصی درباره مطالعات زنان می‌گوید: «بحث رشته‌ مطالعات زنان در غرب برآیندی از جنبش‌های فمینیستی و جنبش‌های اجتماعی بوده و تکلیفش مشخص است، اما در کشور ایران اصلاً معلوم نیست که این مطالعات زنان از کجا می‏آید. آیا برآیندی از یک جنبش اجتماعی است؟ آیا اصلاً جنبشی به نام جنبش زنان داریم؟… آیا این رشته برآمده از یک نوع نخبه‌گرایی و جریان روشنفکری است؟ اگر چنین باشد که به نظر اینطور می‏آید که روشنفکرها باید حداقل تببین بهتر و علمی‌تری هم از ضرورت رشته و هم از تقویت رشته داشته باشند.» وی در ادامه مشکلات رشته را چنین بر می‌شمرد: «اولین اشکال این است که تراکم و تضاعف علمی ‏ایجاد نمی‏کند. درس‏هایی که برای رشته‌ مطالعات زنان اندیشیده شده است، ازهم‌گسیخته بوده و هیچ پیوستگی ندارند و نهایتاً دانشجو نمی‏داند که با دو واحد از این درس و دو واحد از آن درس به کجا خواهد رسید. مطلب دیگر بحث منابع و مآخذ و به نظر من حتی بحث استادان است….. ما برای دانشجویان لیسانس جامعه‌شناسی، 2 واحد جامعه‏شناسی جنسیت نداشته و نداریم، ولی یک‌دفعه و بدون هیچ زمینه قبلی گرایش و رشته در سطح فوق‌لیسانس تأسیس کرده‌ایم…. اولین ابزار این است که رشته باید 20 ژورنال علمی ‏تولید کرده باشد؛ درحالی‌که متأسفانه در کل کشور تنها دو ژورنال داریم که دیدگاه علمی- ‏پژوهشی دارند. شما حداقل باید 20 فول‌پروفسور داشته باشید که بتوانند رشته را به‌صورت معنوی تقویت کنند، که ما اصلاً نداریم. آمدیم یک رشته حاشیه‌ای ایجاد کردیم و دلمان هم به این خوش است که قرار است این رشته، مسائل و مشکلات زنان جامعه را حل کند. اگر اضافه نکند بعید می‏دانم که بتواند چیزی را حل کند.»(6)

این انتقادات، اگر چه سال‌ها قبل مطرح شده است، اما هنوز بخش عمده آن در شرایط کنونی موضوعیت دارد. دکتر محمدتقی کرمی ‌در گفتگو با مهرخانه در همین زمینه به کمبود منابع انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «متأسفانه هنوز استاد به تعداد کافی و با سواد لازم برای رشته مطالعات زنان نداریم و رشته را به شیوه آزمون و خطا سپرده‌ایم؛ زیرا منطقی بر راه‌اندازی رشته‌ها حاکم است که می‌گوید راه بینداز، جا بینداز؛ یعنی شما رشته را تأسیس کن، به تدریج استاد جذب این رشته می‌شود و خود استاد، سرفصل‌های لازم را پیدا می‌کند. مسئولان امر حاضر نیستند برای پرورش نیرو در این حوزه هزینه بدهند و تنها هزینه‌هایی را تقبل می‌کنند که آورده و حاصلش به سرعت و به راحتی قابل مشاهده باشد، اما حاضر نیستند مثلاً برای استادی که در این حوزه مطالعات نسبتاً خوبی دارد، امکان تحصیل در خارج از کشور را فراهم کنند یا به او فرصت بدهند دو سال از وقتش را برای پژوهش و تهیه کتاب درسی بگذارد. البته در ظاهر محدودیت نیست و بعضاً این امکان‌ها فراهم است، اما در عمل آنقدر موانع جدی وجود دارد که غیرممکن می‌شود.»

به نظر می‌رسد شورای تحول برای تربیت نسل جدیدی از استادان برای رشته مطالعات زنان روی برنامه‌های دکترا حساب کرده است، اما آیا ضعف‌های کنونی در تأمین فضای غنی آموزشی، می‌تواند نویدبخش تربیت فارغ‌التحصیلان کارآمد برای تدریس در این رشته باشد؟ آیا شورای تحول در علوم انسانی مسئولیتی در این زمینه نیز برای خود قائل است یا تنها قرار است سرفصل‌ها بدون توجه به توانمندی اجرای آن، طراحی شود؟

نسبت اندیشه‌های فمینیستی و مطالعات زنان در کشور
به دلیل حساسیت نسبت به ترویج اندیشه‌های فمینیستی در کشور و نگاه‌های متفاوت تأییدی یا انتقادی در این زمینه، نسبت رشته مطالعات زنان و اندیشه‌های فمینیستی محل بحث و موضع‌گیری بین اساتید و کارشناسان بوده است.

پیش از بازنگری‌ها در محتوا و طراحی رشته‌های مطالعات زنان، برخی مانند دکتر حسین کچوئیان، استاد رشته جامعه‌شناسی، معتقد بود این رشته نام معصومانه‌ای است برای انتقال اندیشه‌های فمینیستی؛(7) اما دکتر اباذری، استاد جامعه‌شناسی، چنین ملازمه‌ای را گریزناپذیر نمی‌دانست. از نظر او مطالعات زنان می‌تواند فمینیستی نباشد.(8) منیره نوبخت، عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان نیز پس از بازنگری رشته در وزارت علوم اعلام می‌کند که سرفصل‌ها در دولت نهم اصلاح شده و براساس مبانی اسلامی‌ بازنویسی شده است و دیگر فمینیستی نیست(9)؛ درحالی‌که شهلا اعزازی از ضعف آثار مکتوب اسلامی ‌در حوزه مطالعات زنان در نگاه انتقادی به نابرابری‌های موجود در جامعه و عدم ارائه راه‌حل برای آن،‌ یا به نوعی، از فمینیستی‌نبودن محتوا انتقاد می‌کند.(10)

با این وجود ممانعت از ترویج اندیشه‌های فمینیستی و آموزش نقد آن به دانشجویان، از جمله اهداف اصلی شورای تحول در علوم انسانی در بازنگری این رشته بوده است.

محمدتقی کرمی ‌در این‌باره می‌گوید: «رشته مطالعات زنان در غرب، فمینیسم را پیش‌فرض گرفته و در صحت آموزه‌های آن تشکیک نمی‌کند، بلکه به صورت ایدئولوژیک آن را می‌پذیرد و تمرکز را نه بر شناخت، که بر ایجاد تغییرات مطلوب فمینیستی در جامعه می‌گذارد. در کشور ما البته به این صورت نیست، اما اندیشه‌های فمینیستی در قالب دروسی مانند نظریات فمینیستی و نقد آن یا جامعه‌شناسی جنسیت برای دانشجویان مطرح می‌شود. در این شرایط اگر استاد در ارائه این مباحث و نقد آنها قوی باشد، در مجموع می‌تواند به غلبه گفتمان دینی و اسلامی ‌بیانجامد. مسئله اینجاست که اولاً طرح بخشی از مباحث فمینیستی در کشور مورد نیاز است و هرکس از ظلم به زنان سخن بگوید لزوماً حرف بی‌ربطی نزده است، ثانیاً اندیشه‌های فمینیستی اگر در رشته مطالعات زنان هم مطرح نشود، در فضای روشنفکری جامعه به هر حال رواج دارد و در رشته‌های دیگر مانند جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات یا مددکاری نیز بعضاً ارائه می‌شود و پایان‌نامه‌هایی با رویکرد کاملاً فمینیستی در این حوزه کار شده است؛ در حالی‌که حساسیت‌ها فقط بر رشته مطالعات زنان متمرکز شده است. بنابراین باید جایی باشد تا این دیدگاه‌ها را به درستی طرح و سپس نقد و بررسی کند تا دانشجویان با زوایای مختلف این مباحث آشنا شوند و ضعف‌ها و قوت‌های آن را ببینند.»

به نظر او «باید در رشته مطالعات زنان به جای حساسیت بر عناوین درس‌ها، بر کیفیت کار استادان متمرکز باشیم و تعداد کمی ‌دانشجو بپذیریم و فقط دانشگاه‌هایی که توان لازم را دارند، این رشته را ارئه کنند. مکانیزم محدودکردن دانشگاه‌ها برای تأسیس رشته مطالعات زنان هنوز طراحی نشده است، اما جزو دستور کار طرح تحول هست که بعضی دانشگاه‌ها بسته به توانشان در این رشته توسعه پیدا کنند و محدودیت‌هایی در توسعه کمی ‌نیز لحاظ شود.»

بر این اساس لازم است شورای تحول در علوم انسانی همانقدر که برای اصلاح سرفصل‌ها همت و حساسیت به خرج داده است، نسبت به میزان تأثیرگذاری این اصلاحات و زمینه‌سازی‌های لازم برای این تأثیرگذاری نیز حساس باشد و مکانیسم‌هایی برای سنجش این تغییرات و احیاناً اصلاحات بعدی نیز طراحی کند.

خطر رشته مطالعات زنان در حوزه‌های علمیه
چنان‌که ذکر شد از سال 89 رشته مطالعات اسلامی ‌زنان برای خواهران سطح سه حوزه‌های علمیه ارئه شده است که علاوه بر دروس تخصصی فقهی و اسلامی، واحد‌های چون جریان‌شناسی فمینیسم، مبانی و آثار فمینیسم، جامعه‌شناسی جنسیت، اخلاق جنسیتی و جنسیت و تعلیم و تربیت نیز آموزش داده می‌شود.

بخشی از اهداف حوزه از ارائه چنین واحدهایی، آن است که فارغ‌التحصیلان بتوانند مواجهه عالمانه‌ای با امواج فکری فمینیستی و التقاطی داشته باشند و نیاز رو به رشد نظام اسلامی ‌را درباره مسائل نوپدید زنان و خانواده و در حوزه مدیریت‌های فرهنگی و کارهای کارشناسی با تسلط به مباحث جنسیتی پاسخ دهند و جایگاه زن و خانواده را در اندیشه اسلامی‌تبیین کنند.

سال 92 نیز برای اولین‌بار دانشگاه ادیان و مذاهب قم از طلاب سطح سه حوزه علمیه برای دکترای “مطالعات نظری جنسیت” و “حقوق زن در اسلام”، دانشجو پذیرفته است. تصور اولیه آن است که ارائه این مباحث در فضای اندیشه‌های اسلامی‌ و برای طلاب حوزه‌های علمیه، می‌تواند ضمن تقویت رویکرد دینی در مطالعات زنان، بر آثار منفی آموزش اندیشه‌های فمینیستی نیز غلبه کند و فارغ‌التحصیلانی پرورش دهد که برای پاسخ‌گویی به شبهات فمینیستی و حل مسائل زنان با رویکرد دینی توانمندند؛ اما آیا در عمل چنین آرمانی محقق می‌شود؟

یکی از دانشجویان دکترای مطالعات نظری جنسیت در دانشگاه ادیان و مذاهب قم از تأثیر جدی و عمیق اندیشه‌های فمینیستی بر ورودی‌های حوزه در این رشته خبر می‌دهد و می‌گوید: «دانشجویانی که از حوزه آمده‌اند، زمینه فکری لازم را ندارند و با مباحث علوم اجتماعی آشنا نیستند و نمی‌توانند نقاط ضعف و تعارضات ظریف آن را با اندیشه‌های دینی به خوبی تمییز بدهند. از همین‌رو به سادگی تحت‌تأثیر اندیشه‌های فمینیستی قرار می‌گیرند و آن را تأیید می‌کنند. به خصوص اگر اساتید ارائه‌دهنده این مباحث، قوی باشند و خودشان گرایشات روشنفکری و فمینستی داشته باشند. در این شرایط، دروس دیگری که با رویکرد اسلامی ‌در زمینه مسائل زنان ارائه می‌شود نیز نمی‌تواند به آنان کمک کند تا نسبت بین این دو اندیشه و تعارض‌ها و تباین‌های آن را دریابند و تحلیل کنند.»

شاید نوشین احمدی‌خراسانی،‌ از فعالان فمینیست جنبش زنان در ایران،‌ با آگاهی یا پیش‌بینی چنین سرنوشتی برای رشته مطالعات زنان در حوزه‌های علمیه است که نسبت به تأسیس آن ابراز خوشبینی و امیدواری می‌کند و در مهرنامه شماره 23 می‌نویسد: «در حوزه‌‌های علمیه «رشته مطالعات اسلامی زنان» برای دختران جوان حوزوی، برپا شده و قرار است دختران مشغول به ‌‌تحصیل در حوزه‌‌های علمیه «جامعه‌‌شناسی جنسیت» بخوانند و چه خوب. به فرض که برقراری این رشته‌‌ها در حوزه، با این انگیزه صورت گرفته باشد که زنان فارغ‌‌التحصیل از حوزه‌‌های علمیه، در آینده علیه جنبش زنان کشورشان تجهیز شوند، اما چه باک! زیرا به رغم همه این پیش‌‌بینی‌‌ها و فرضیه‌‌ها، باید ایمان داشته باشیم که دل و جان دختران حوزه‌‌های علمیه نیز همچون ما، از مشاهده تبعیض و ظلم و ستمی که به زنان و کودکان هم‌وطن‌‌شان می‌‌رود، آزرده خواهد شد و برای جلوگیری از ادامه این وضع، واکنش نشان خواهند داد؛ گرچه ممکن است این واکنش و اعتراض، با روش خاص خودشان باشد. باور داشته باشیم که حت ااگر این دختران، در حال حاضر «فمینیسم» را دشمن خود می‌‌دانند و روش‌‌های ما را در طرح مشکلات زنان، احیاناً «غربی» و وارداتی می‌‌دانند، اما دیگر در برابر خدا و وجدان‌‌شان نمی‌‌توانند ظلم‌‌هایی ‌که به زنان جامعه‌‌شان می‌‌رود را نیز وارداتی و غربی بدانند و نسبت به خشونت‌‌ها و کتک‌‌هایی که زنان هم‌وطن‌‌شان در پستوی خانه‌‌ها تحمل می‌‌کنند، بی‌‌تفاوت باشند…. دیر نخواهد بود روزی که دختران تحصیل‌‌کرده حوزه‌‌های علمیه هم به این نتیجه برسند که «مسائل و مشکلات زنان»، مسئله شخصی و فردی چند فعال جنبش زنان نیست، بلکه مسئله میلیون‌‌ها زنی است که زندگی‌‌شان تحت ستم‌ها و تبعیض‌‌ها وخشونت‌‌های بی‌‌رحمانه، نابود می‌‌شود.. و متوجه خواهند شد که سکوت در برابر تبعیض و ستم؛ هرچقدر هم که بخواهند برای جلوگیری ازسوءاستفاده «دشمن»، آن را بپوشانند و توجیه کنند، دوامی نخواهد داشت.»(11)

تربیت و آموزش استادانی برای رشته مطالعات زنان در حوزه و دانشگاه، از جمله اهدافی است که حوزه‌های علمیه برای تأسیس رشته مطالعات زنان داشته‌اند و روشن است که با وجود مشکلاتی که به آن اشاره شد، استادان خروجی از این سیستم چقدر می‌توانند منبع نگرانی برای آینده این رشته باشند. این مسئله‌ای است که برخی استادان فعلی حوزه به آن اشاره کرده‌اند.

با توجه به چنین پیامدهایی آیا شورای تحول در علوم انسانی، تهمیدات لازم را برای پیش‌گیری از آسیب‌ها اندیشیده است؟ آیا اساساً شورای تحول در علوم انسانی مسئولیتی در قبال رشته مطالعات زنان در حوزه‌های علمیه دارد یا متولی آن به‌طور خاص، حوزه‌های علمیه هستند؟

خدمات و آسیب‌های رشته مطالعات زنان 
اگرچه اهداف مهم و ارزشمندی برای رشته مطالعات زنان تدوین و تصویب شده است، اما معمولاً آنچه در عمل اتفاق می‌افتد تاحدی با اهداف فاصله دارد و آسیب‌ها و آثار جانبی ناخواسته‌ای نیز رخ می‌دهد که باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و برای اصلاح آن اندیشیده شود.

درباره آثار مثبت رشته مطالعات زنان، محمدتقی کرمی‌ معتقد است: «این رشته باعث شده است که مسئله زنان در کشور دیده بشود و پروژه‌های مخصوص زنان؛ به‌ویژه با رویکردهای کیفی، طراحی و اجرا شود. حساسیت نسبت به جنسیت، نکته مثبت و مهم و از نیازهای کشور است که رشته مطالعات زنان به شکل‌گیری و بسط آن کمک کرده است.»

آثار منفی رشته مطالعات زنان از نظر این استاد دانشگاه ‌در سه موضوع قابل بررسی است:
1-    برجسته‌کردن بیش از حد مسئله زنان از سوی فارغ‌التحصیلان این رشته و طرح انتقادات نابه‌جا و غیرلازمی‌ که به نق‌زدن شباهت پیدا می‌کند و تبعات منفی برای جامعه دارد. به عنوان مثال گاهی برخی از تنش‌ها در خانواده به‌گونه‌ای مسئله‌ساز می‌شود که گویا ایده‌آل این است یا اساساً ممکن است که زن و مرد در زندگی مشترک هیچ مشکلی با یکدیگر پیدا نکنند.

2-    کم‌توجهی به خانواده در گفتمان حاکم بر رشته مطالعات زنان؛ البته با اصلاح سرفصل‌های این رشته تا حدی مشکل مرتفع می‌شود، اما از آن‌جاکه گفتمان مطالعات زنان در ایران از ابتدا در حوزه مسائل جنسیتی شکل گرفته و خانواده در آن پررنگ نیست، نیاز به تقویت در این زمینه دارد.

3-    فقدان هویت تحصیلی و شغلی مطلوب برای فارغ‌التحصیلان این رشته؛ این افراد اگرچه بخشی از عمر خود را برای تحصیل در این رشته هزینه می‌کنند، اما تعریف روشنی از جایگاه آنان در جامعه و موقعیت‌های شغلی و تحقیقاتی وجود ندارد. همین مسئله به‌تدریج آنان را درباره همه چیز سرکش و منتقد می‌کند و بعضاً برای آنکه پایگاه، هویت و معنایی برای خودشان تعریف کنند، مسئله‌هایی غیرضروری یا غیرواقعی ایجاد می‌کنند. این مشکل البته اختصاص به فارغ‌التحصیلان این رشته ندارد و عموماً فارغ‌التحصیلانی که زمینه اشتغال نداشته باشند، از سایر بیکاران معترض‌ترند.

امکان‌سنجی برای شکل‌گیری مطالعات زنان بومی
شورای تحول در علوم انسانی چنان‌که گذشت، تلاش کرده است تا پتانسیل‌های رشته مطالعات زنان را برای ترویج فمینیسم، خنثی کند و این رشته را در بستر اندیشه‌های اسلامی ‌بنشاند و دانشجویان را به سمتی هدایت کند که از یک سو با غنای تعالیم دینی و ضعف اندیشه‌های غربی آشنا شوند و از سوی دیگر پاسخ پرسش‌های روز در حوزه مسائل زنان را از این منبع غنی استخراج کنند؛ اما آیا این وضعیت، برای پاسخ‌گویی به نیازهای امروز، کفایت می‌کند؟

حوزه مسائل زنان و خانواده در کشور؛ به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی‌ و ارائه تعریف جدیدی از هویت و شخصیت زن مسلمان و نقش‌های فردی و اجتماعی او توسط امام خمینی(ره) تحول چشم‌گیری یافته و تأثیر مدرنیته بر افکار و سبک زندگی مردم نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است، به طوری‌که فقه پویای شیعه راهی سخت و طولانی برای پاسخ‌گویی به این مسائل در پیش رو دارد. رشته مطالعات زنان نیز چه در حوزه یا در دانشگاه، باید بتواند برای مسائل امروز زن و خانواده در کشور با نگاهی بومی‌ چاره‌اندیشی کند یا لااقل توصیف‌های دقیق و راهگشایی از وضعیت موجود به متفکران و چاره‌اندیشان ارائه دهد. آیا ساختار و کیفیت کنونی رشته مطالعات زنان به‌ویژه پس از اجرای اصلاحات مورد شورای تحول، چنین بضاعتی دارد؟ آیا جهت‌گیری اصلاحات در این رشته به سمت تولید علم بومی ‌آن پیش می‌رود یا تنها با حذف وجوه چالش‌برانگیز این رشته به ارائه مباحثی محدود و کم دردسر بسنده شده است.

به نظر محمدتقی کرمی، بومی‌سازی در این رشته زمانی امکان تحقق دارد که در سایر رشته‌ها و به‌ویژه رشته‌های مادر مانند جامعه‌شناسی، بومی‌سازی رخ داده باشد؛ در حالی‌که در دانشگاه‌های کشور تنها نظریه‌های جامعه‌شناسی تدریس می‌شود و دانشجو راه و روش تحلیل و شناخت جامعه خود را آموزش نمی‌بیند تا مقدمه‌ای باشد برای تولید دانش بومی. به همین دلیل از نظر او نمی‌توان انتظار داشت که مطالعات زنان نیز در آینده نزدیک در مسیر بومی‌شدن قرار گیرد.

پی‌نوشت
1.    سمیه مقدم، مجله حورا، شماره 31.
2.    همان.
3.    http://fararu.com/fa/news/46859
4.    http://www.shorayeaali.com/laws/law-content.aspx?id=176
5.    http://www.entekhab.ir/fa/news/64195
6.    http://www.isa.org.ir/session-report/3013
7.    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920911001461
8.    همان.
9.    http://fararu.com/fa/news/46859
10.    http://noushinahmadi.wordpress.com/2012 /
11.    مجله مهرنامه، شماره 23.

۲ دیدگاه

    محمدحسین :

    مقاله خیلی خوبی است. نویسنده آن چه کسی است؟

    خانم س.م.الف :

    واقعا متآسفم که برخی -آگاهانه و یا از روی غفلت- تنها نقطه نظرات عده ای را، در مورد این رشته، محتویات و آینده دانشجویان آن، مورد توجه قرار میدهند، که خود بینش شفافی نسبت به جایگاه واقعی زن در نظام هستی و ویژگیهای وجودی او در دین مقدس اسلام ندارند و مشخص نیست با چه هدف و پشتوانه ای بلندگوی نقد به دست گرفته اند و با ظاهری دلسوزانه به بررسی این رشته میپردازند!!!!!!!
    مغالطه کار سختی نیست!!!!! هنر هم نیست!!!!!
    بنده با برخی از دانشجویان این رشته در دانشگاه تربیت مدرس ارتباط دارم. اگر انصاف دارید و دم از حقیقتجویی میزنید لطفا سری به این دانشگاه بزنید و با اساتید و دانشجویان این رشته گفتگو کنید!!!!!!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه