معرفی 9 کتاب از عماد افروغ

زمان انتشار: ۲۰:۵۶ ۱۳۹۰/۱۲/۲۴

عماد افروغ (زاده ۱۳۳۶ در شیراز) نویسنده، جامعه شناس و نظریه پرداز علوم اجتماعی است. او نمایندهٔ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دورهٔ هفتم و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود.
افروغ در سال ۱۳۶۵ از دانشگاه شیراز کارشناسی جامعه شناسی و در سال ۱۳۶۹از همین دانشگاه کارشناسی ارشد را گرفت. وی دکترای جامعه شناسی خود را از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۶ دریافت کرد و در سال ۱۳۷۳ به عنوان دانشجوی نمونه کشور در مقطع دکتری شناخته شد. از سال ۱۳۷۶ به مدت ۶ سال عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس بود.
با حضور حجه الاسلام دکتر حمید پارسانیا؛ جلسه بررسی و نقد کتاب های دکتر عماد افروغ
23 آبان 1387 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ه مناسبت هفته کتاب توسط انتشارات سوره مهر برگزار شد.

1- هویت ایرانی و حقوق فرهنگی

افروغ درباره ی کتاب «هویت ایرانی و حقوق فرهنگی» گفت: این
کتاب حاصل یک تحقیقات چند ساله است و هنوز هم من معتقدم این تحقیق ادامه دارد و من
آن را ناتمام فرض نکرده ام. در ابتدای کتاب شعری آورده ام که فکر می کنم بیانگر هویت
ایرانی باشد.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی

چندین سخن نغز که گفتی که شنودی

گر باد نبودی که سر زلف ربودی

رخساره ی معشوق به عاشق که نمودی

 این کتاب
دو بحث اصلی دارد. یکی «هویت ایرانی» و دوم «حقوق فرهنگی». مفهوم «هویت تاریخی» یک
جامعه و عناصر مقوم آن در طول تاریخ؛ می تواند کارایی ویژه ی بسیاری داشته باشد. در
سطح اجتماعی یا زیست جهان می تواند خاستگاه حس تعلق، اعتماد و آرامش و به اصطلاح امنیت
وجودی افراد باشد و در سطح اقتصادی می تواند مبدا توجه به توسعه فرهنگی پایدار درون زا
و در سطح سیاسی مبنای یک نظام سیاسی مشروع یا مقتدر باشد.

مقوله ی حقوق فرهنگی ناظر به این نکته اساسی است که مفهوم
حق را نباید صرفا در عرصه های فردی و آزادی های اساسی، مدنی و سیاسی جستجو کرد و وظایف
دولت را نیز نباید محصور در حقوق دانست. بلکه به دلیل وجه اجتماعی حیات انسانی و به
عبارتی هستی اجتماعی انسان ها، وظایف دولت که خود تجلی یک حق اجتماعی، سیاسی است؛ شامل
حقوق گسترده تر فرهنگی نیز هست.

این کتاب فصولی دارد که عمده ترین آن «هویت ایرانی و حق فرهنگی»،
«بحث هایی پیرامون فرهنگ و سیاست»، «جوان و هویت»، «مبانی تبادل فرهنگی و مدیریت فرهنگی
و چالش های فرهنگی» به علاوه ی آسیب شناسی فرهنگی است.

 

2- انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن

افروغ درباره ی کتاب «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» گفت:
من برای هرکدام از این کتاب ها از دیوان شمس و دیوان حافظ اشعاری انتخاب کرده ام. در
خصوص این کتاب شعری از مولانا انتخاب کرده ام با این مطلع:

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام

زان می که در پیمانه ها اندر نگنجد خورده ام

اگر واقعا درک صحیحی از ابعاد نرم افزارانه ی انقلاب اسلامی
داشته باشیم و غفلت نکنیم از مبانی فلسفی و عرفانی او و پیام خداگرایی او در ساحت معرفت
و خردورزی، فکر می کنم می توانیم انقلاب اسلامی را به مصداق این شعر مولانا بدانیم
و شعری که از حافظ انتخاب کرده ایم اینگونه است.

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست

به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

 درست است
که جمهوری اسلامی در مخالفت مبنایی با جدایی دین و اخلاق از سیاست یا به عبارتی «سکولاریسم»
شکل گرفته و منادی پیوند دین و اخلاق با سیاست است؛ اما خطری که برخواسته از آرمان های
متعالی و زمینه های مستعد فرهنگی و تاریخی ما را تهدید می کند؛ سیاسی شدن دین و اخلاق
ابزارگرایی دینی و یا به عبارتی «ماکیاولیسم» مذهبی است.

 آسیب شناسی
انقلاب اسلامی یکی از مواردی است که به شکل یک فصل در کتاب درآمده است.

«ماهیت، ضرورت و ارکان نقد در جمهوری اسلامی»،
«تبیین فلسفی انقلاب اسلامی بر اساس حکمت متعالیه» از دیگر خصوصیات این کتاب هستند.
«ربط دو گفتمان مشروطه و انقلاب اسلامی» به اضافه «خودآگاهی تاریخی» و «مشروعیت در
نگرش حضرت امام(ره)»، «معناداری مردمسالاری دینی»، «آزادی در اندیشه سیاسی امام (ره)»،
«دموکراسی در اندیشه سیاسی امام (ره)»، «انقلاب اسلامی رنسانسی دیگر» از فصول این کتاب
هستند.

در این کتاب با محوریت جایگاه حضرت امام خمینی (ره) به عنوان
نظریه پرداز اصلی انقلاب اسلامی و با واکاوی مبانی نظری و فلسفی عرفانی ایشان تلاش
شده است تا زمینه لازم برای یکی از ضروری ترین و در عین حال مغفول ترین نیازها و چالشهای
فکری، یعنی فهم و تبیین دقیق و علمی – فلسفی انقلاب اسلامی و درک دلالتها و پیامهای
متنوع و تودرتوی حکمی،

 

3- ما و جهانی شدن

مفهوم جهانی شدن یا جهانی سازی و بررسی هستی شناختی و امکان
و نوع جهانی شدن حقیقی و مصطلح به اضافه بررسی قلمرو و گستره فرصت ها و تهدید های جهانی
سازی از مباحثی است که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته شده است. به نظر می رسد از
نظر مفهوم انتخاب واژه ای «جهانی سازی» مبانی نظری، مؤلفه ها، رویکرد انتقادی و ابعاد
ارزشی و هنجاری خود را فریاد می زند. اما واژه جهانی شدن می کوشد تا ابعاد هنجاری،
احساسی و ارادی خود را مخفی کند و خود را به مثابه ی واقعیتی صرف و اجتناب ناپذیر نمایان
سازد و در واقع تحلیل کند.

به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که تنها به آن ابعاد از جهانی
شدن یا جهانی سازی بسنده کنیم که با واقعیات انطباق دارد. البته بدون غفلت از نگرش
انتقادی و نقش اراده های انسانی. برای مثال به جای استفاده از واژه عام «جهانی شدن»
یا «جهانی سازی» بگوییم «جهانی سازی ارتباطات» «جهانی سازی الگوی مصرف». به طور قطع
برخورد فروتنانه ، امکان توجه به فرصت ها و امکانات جهانی سازی از قبیل فرصت مفهومی
نگاه جزئی به پدیده ها و فرصت ابزاری تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات را برای جوامع مختلف
بدون غفلت از نگاه جامعه به آن و آسیب ها و تهدیدات آن فراهم می کند.

 

5- محتواگرایی و تولید علم

ما قابلیت های نظری و مفهومی خود را به رخ غرب می کشیم اما
غرب را مرجع داوری تلاش های خود قرار می دهیم.

ناموزونی و گسست در عناصر نظام اجتماعی، اهداف و وسایل بود
و نبود و مبنا و نما کاملا مشهود است. در سطح هستی شناسی مباحثی مطرح می کنیم و از
حکمت متعالیه و انقلاب صدرایی و جامعه ای با فرهنگ و نیازهای خاص سخن می گوییم؛ اما
در فعالیت های علمی و تجربی خود از امثال «بیکن»، «حلقه وین» و در بهترین حالت از
«پوپر» تبعیت می کنیم.

نویسنده کتاب افزود: از مقابله و مصاف نرم افزاری با غرب سخن
می گوییم و قابلیت های نظری و مفهومی و معنوی و تاریخی و دینی خود را به رخ می کشیم؛
اما غرب را مرجع داوری تلاش های علمی خود قرار می دهیم. این مصیبتی است که امروزه به
جان ما افتاده است.

مفهوم علم و مبانی نرم افزاری آن در قالب فلسفه علم، جامعه شناسی
علم، مبانی متافیزیکی و نسبت آن با فرهنگ و جامعه و سوال هایی مربوط به دانشگاه اسلامی
و جامعه شناسی دینی و چالش های مربوط به وحدت حوزه و دانشگاه و آسیب شناسی دانشگاه
از دیگر مباحثی است که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.

 

6- گفتگو ابزار یا گفتمان

پرداختن به سؤال گفتگو به مثابه ابزار یا گفتمان و بررسی مبانی
هستی شناختی گفتگوی تمدن ها و چالش های آن و اشاره به ضرورت گفتگوی میان دینی و بین
دینی از جمله مباحثی است که در این کتاب مورد بحث قرار می گیرد.

به دلیل مبانی ذات گرایانه و حقیقت گرایانه انقلاب اسلامی باید
از نگاه نسبی گرایانه ی گفتمانی و ناشی از عقل مفاهمه ای «هابر ماسی» به گفتگو و در
نتیجه حقیقت برخیزیم و بیشتر به آن به مثابه ی یک ابزار مفاهمه نگاه کنیم. نفی ازلی
و ابدی بودن حقیقت و آن را ناشی از عقل مفاهمه ای دانستن، چندان سنخیتی با مبانی و
اصول اسلامی و لایه های آن ندارد. به هر حال با توجه به شرایط کنونی جهان، قابلیت های
نهفته در انقلاب اسلامی و لایه های تودرتوی آن و ملزومات نظری و فلسفی گفتگو، ضروری
است که در نگاه خود به جهان تغییراتی اساسی به وجود آوریم و ضمن وقوف بر ضرورت گفتگو
به ویژه گفتگوی بین ادیان، قابلیت های مان را به رخ کشیده و در معرض داوری قرار دهیم.

اصرار بر جمهورگرایی و ظاهرگرایی در دین و بی توجهی به لایه های
عمیق دین به ویژه توصیه گرایی به عنوان پیام اصلی ادیان که مابقی لایه ها و اصول و
فروع به آن راجع اند؛ مانع عمده ی گفتگوی بین دینی و عدم فهم صحیح از شرایط ویژه و
پیچیده ی ضرورت این گفتگو است.

این ضرورت در گفتگوی میان دینی یعنی فرق و مذاهب اسلامی دو
چندان می شود. بی توجهی یا کم توجهی به اختلافات و تمایزات منسکی بین مذاهب اسلامی
و توجه به تمایزات مبنایی، دوشادوش توجه به موارد اسلامی مشترک، باعث می شود تا اختلاف
از سطح عوام و توده ها به سطح عالمان انتقال یابد که طبعاً ثمره ای جز گفتگو نخواهید
داشت.

 

7- حقوق شهروندی و عدالت

 بدون تردید
ارجاع گاه و بی گاه ضمنی و غیر مستقیم و حتی در شرایطی صریح و مستقیم به مفهومی که
با سرشت انسانی و حیات اجتماعی گره خورده است؛ محدود به برهه ای خاص از تاریخ نیست.

مؤلف «حقوق شهروندی» تاکید کرد: تمام شورش ها، حرکات فردی و
جمعی در قالب های مختلف ترجمانی از اعتراض نسبت به تضییع حقوق انسانی در چارچوب آرمان ها
و اهداف خاص است.

 در پایان
این کتاب جدولی ترسیم شده که ما حدود دو سال درگیر تنظیم آن بودیم. در این جدول «حقوق
فردی»، «حقوق مدنی و سیاسی»، «حقوق گروه ها و جامعه» را آوردیم.

بحث های این کتاب عمدتا حقوق شهروندی است، یعنی اصلا حقوق شهروندی
به چه معناست، مفهوم آزادی و نظریه های آزادی مطبوعات، جامعه مدنی و هویت آن در ایران،
حزب و مصداق آن در جامعه مدنی، خرده فرهنگ ها، مشارکت و وفاق ملی، اتحاد ملی و انسجام
اسلامی و دو دیدگاه و بحث هم در مورد عدالت است.

حقوق شهروندی در ابعاد فردی و اجتماعی و طرح مفاهیمی از قبیل
آزادی، جامعه مدنی، وفاق، عدالت، تحزب و ارزیابی موانع پیش روی حقوق و سیاست های پیشنهادی،
از مباحثی است که در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد.

 

8- روشن فکری و اصل گرایی فلسفی

بنده شخصا معتقدم با تعریفی که از روشنفکری هست و تعریف غالبی
هم هست؛ نسبتی بین غایت گرایی و ذات گرایی از طرفی و اصل گرایی و روشن فکری از طرف
دیگر وجود دارد.

نمی شود خداگریز و خدازدا بود و مخصوصا روشنفکر بود. پس من
این را به صورت مفهومی می گویم؛ چه بسیار خداگرایانی که با روشنفکری بیگانه اند و چه
بسیار خداگریزانی که روشنفکری می کنند.

روشنفکر قرار نیست که حرف دیگری را بزند. به نظر می رسد مفهوم
روشنفکری را اگر مستقل از معانی و دلالت های منتسب به آن و صرف نظر از گفتارهای تاریخی
و سیاسی و اجتماعی مربوط به آن واکاوی مفهومی می کردیم و می کوشیدیم تا مبانی نظری،
ملزومات و مدلولات منطقی آن را جدا از اتفاقات بیرونی فهم و درک کنیم، امروزه این مفهوم
از جایگاه موجه تر و قابل قبول تر در جامعه و در میان اصحاب اندیشه و عمل برخوردار
بود.

 یکی از پیش
فرض های روشنفکری «حق مدار بودن» آن نسبت به انسان هاست. اگر روشنفکر قایل به حقوق
ثابت برای انسان ها نباشد، اصولا آگاهی بخشی و رهایی چه معنایی خواهد داشت.

با نفی حق برای انسان چرا نام اسارت و اجبار، آزادی یا اختیار
نباشد؟ چرا نام استبداد، آزادی و نام ظلم، عدالت نباشد. با مبنای حق گرایی و درک نیازهای
واقعی مرتبط با حقوق انسانی است که بی توجهی به این نیازها، سرکوب آنها و یا فریب و
اغوای توده ها معنا می یابد. به نظر می رسد با طرح اباحه گرایی در بستری از غایت زدایی،
جوهرزدایی و اصل زداییری، روشنفکری فرو می پاشد و منتفی می گردد.

 

 9- رنسانسی دیگر

در این کتاب اندیشه و تاملات نویسنده درباره مباحث اجتماعی
و سیاسی امروز در سه بخش تدوین شده است .بخش اول که عمدتا معطوف به مباحث فکری اندیشه ای
و بطور خاص فلسفه سیاسی است، این مباحث را شامل می شود : “روش شناسی علوم اجتماعی”،
“وضعیت تفکر در ایران”، “نسبت فلسفه و نظریه سیاسی، درآمدی بر فلسفه
سیاسی اسلام”، “شاخص های توسعه سیاسی”، “تحزب و نظریه سیاسی”،
“توسعه و وجه تعامل دین و جامعه”، “بنیادگرایی .”مباحث بخش دوم
عمدتا ناظر به بحران ها، چالش ها و مناقشات فرهنگی است که از این قرارند” :چالش ها
و بحران های معرفتی غرب”، “جهانی شدن و حقیقت غایی”، “جهانی شدن
چالش ها و تعارض ها”، “مبانی تبادل فرهنگی”، “شرایط فرهنگی و اقتصادی
در گفت و گو با فدریکو مایور”، “پارادوکس های بیانیه شبه روشنفکران آمریکایی
.”بخش سوم عمدتا درباره موضوع انقلاب اسلامی و چالش های فرهنگی بوده که این مباحث
را در بر دارد” :انقلاب اسلامی و رنسانس دیگر”، “انقلاب اسلامی و بحران
هویت”، “اهداف انقلاب اسلامی”، “دستاوردها و چالش های انقلاب اسلامی”،
“جوان و هویت”، “محدوده دخالت دولت در امور دینی”، “مدیریت
فرهنگی “و “آسیب شناسی دانشگاه .”

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه