نقدی بر موسسه های آموزشی علوم انسانی

معرکه ی شبه آکادمی ها در ایران

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۳:۳۷ ۱۳۹۲/۰۴/۱۸

در «شبه آکادمی» چنان برنامه­ریزی شده است که مخاطبین، دانش را به مثابه یک «کپسول» دریافت کرده و با بلعیدن آن، به درجه­ای از شناخت برسند. وقتی که درس­های چهار واحدیِ دانشگاه که در طول یک ترم و هفته­ای دو جلسه برپا می­شود قادر به تفهیم درس و دانش به دانشجو نیست چگونه «شبه آکادمی» انتظار دارد این مهم را در کمتر از ماهی و در قالب چند ساعت به افراد منتقل کند

 در سال­های اخیر مؤسسات و مراکز علمی­ای نظیر «مؤسسه مطالعاتی رخداد تازه» و «مؤسسه مطالعات سیاسی اقتصادی پرسش» ایجاد شده­اند که در قالب­های متنوعی به عرصه­های مختلف علوم انسانی می­پردازند.«کانون اندیشه­ی جوان»، «مؤسسه روزگار نو» و طرح­ها و دوره­های آموزشی­ای مانند طرح «شهید چمران»، «حکمت»، «ضیافت اندیشه» و . . . نیز برای پاسخ­گویی به مسائل اجتماعی و علوم انسانی ایجاد شده­اند. نگارنده برای این مؤسسات و مراکز عنوان «شبه آکادمی» را انتخاب می­کند. «شبه آکادمی» مؤسسه­ای است که سعی می­کند به مثابه دانشگاهی کوچک عمل کرده و با برگزاری کلاس­ها، دوره­های آموزشی و نظیر آن­ها در جهت اهداف، مقاصد و دغدغه­های صاحبان «شبه آکادمی» و یا «مشتریان» آن که معطوف به مسائل اجتماعی و علوم انسانی است گام بردارد. در این میان برخی از شبه آکادمی­ها محصول «گفتمان قدرت(جمهوری اسلامی)» و برخی نیز حاصل «گفتمان مقاومت(نیروهای منتقد نظام)» هستند. این نوشتار در صدد ایضاحِ چند موضوع مترتب بر ظهور این پدیدار(شبه آکادمی­ها) در سال­های اخیر است.

2) به طور کلی ایجاد شبه آکادمی از آن روی که می­تواند بخشی از بدنه­ی اجتماعی دغدغه­مند را که به دانشگاه دست­رسی ندارد فعال سازد، حائز اهمیت است. البته این امر بیش از آنکه امتیازی برای شبه آکادمی باشد، نقطه ضعفی برای دانشگاه است. باید اذعان کرد كه ظهور «شبه آکادمی»، حاصل بن­بست آکادمی و دانشگاه است. به این معنا که وقتی دانشگاه که بایستی محل برپاییِ چنین محافلی باشد، در اجرای نقش خود کوتاهی کند، طبیعی است که چنین مراکز و مؤسساتی ایجاد شوند تا جور دانشگاه را بکشند و به مسائل مطروحه پاسخ دهند. به بیان دیگر وقتی دانشگاه عَلَم بحث و فحص و مناظره را زمین بگذارد، کسی از بیرون دانشگاه خود را موظف به برافراشتن آن پرچم می­داند.

3) نظری اجمالی به عناوین دروس، دوره­ها و نام اساتید «شبه آکادمی»ها نشان می­دهد که بعضي از عناصرِ «شبه آکادمی» در دانشگاه و آکادمی وجود دارند، با این تفاوت که در دانشگاه بروز و ظهوری ندارند یا مجالی برای پدیدار شدن نمی­یابند. بنابراين سر از شبه آکادمی در می­آورند. به طور خاص اساتیدی که فرصت حضور يا ادامه ی حضور در دانشگاه را نداشته اند، عهده­دار تدریس در «شبه آکادمی» می­شوند. چنین امری به طور خاص در شبه آکادمی­هایِ گفتمان مقاومت نظیر رخداد تازه و مؤسسه پرسشمشهود است.

4) ظهور شبه آکادمی­ها پاسخ و عکس­العمل­ی است از طرف نیروهای گفتمان قدرت و گفتمان مقاومت نسبت به عمکرد یک­دیگر. به بیانی حجم عظیمی از وقت، بودجه، عمر و . . . هزینه می­شود تا گفتمان­های قدرت و مقاومت در لباسی دیگر علیه هم قرار گیرند. در صورتی که اگر فضای دانشگاه چنان طراحی می­شد که این تضارب آراء در آنجا صورت گیرد پویاییِ بیشتری را در عرصه­ی علم و دانش شاهد بودیم. چنین مهمی تحت عنوان، کرسی­های آزاد اندیشی همواره دغدغه­ی رهبری بوده است. اما بعضاً دانشگاه­ها با کشاندن کرسی­ها به بحث­های سطحی این مهم را ناکام گذاشتند.

5) در «شبه آکادمی» دوره­ها خیلی کوتاه و مختصر(یک ماهه، دو ماه و نهایتاً سه ماهه) برگزار می­شود. خیلی از دوره­ها نیز در یک هفته­ سامان می­یابد. همچنین بحث­ها معمولا کلی و بیشتر صبغه­ی تئوریک دارد. در «شبه آکادمی» چنان برنامه­ریزی شده است که مخاطبین، دانش را به مثابه یک «کپسول» دریافت کرده و با بلعیدن آن، به درجه­ای از شناخت برسند. وقتی که درس­های چهار واحدیِ دانشگاه که در طول یک ترم و هفته­ای دو جلسه برپا می­شود قادر به تفهیم درس و دانش به دانشجو نیست چگونه «شبه آکادمی» انتظار دارد این مهم را در کمتر از ماهی و در قالب چند ساعت به افراد منتقل کند. این در حالی است که تعداد قابل توجهی از افراد شرکت کننده در دوره­های «شبه آکادمی» دانشجویان علوم انسانی نیستند و تصور حتی نسبی ای از پایه­ها و بنیان­های بحث­های علوم انسانی ندارند.

6) بی­شک کم نیستند افرادی که دانش­آموخته­ی علوم اجتماعی و انسانی هستند و در دوره­هاي شبه آکادمی شرکت می­کنند تا از محضر اساتیدی که فرصت حضور در دانشگاه را نداشته­اند و یا شرایط به گونه­ای بوده که آنان نتوانسته­اند چنین دوره­ها و موضوعاتی را در دانشگاه ایجاد کنند، بهره­مند شوند. آسیبی که متوجه چنین افرادی است، مبتلا شدن این افراد به یک نوع «توهم شناختی» است. به این معنا که دانشجویان شبه آکادمی از آن روی که این توفیق را داشته­اند که بی­واسطه آراء و افکار اساتید مطرح در باب موضوعی خاص را دریافت کنند. در آن موضوع خود را علامه­ی دهر می­دانند. چنین توهمی در جملات شرکت کنندگان در این دوره­ها چنین مشهود است: «من خودم سر کلاس آغاجاری بودم، وی چنین بحثی را مطرح نکرد.»، «مگر در فلان بحث متخصص­تر از مازیار اسلامی داریم؟ ایشان نظرشان این است!» گزاره­هایی از این دست توسط افراد شرکت کننده در دوره­های شبه آکادمی فراوان به کار می­رود. چنین افرادی بعد از شرکت در این دوره­ها حاضر به شنیدن آراء و نظرات دیگر اساتید در باب موضوع مورد نظر نیسیتند. توهم آنان چنان بالا می­رود که بعضاً دیگر نظرات همان اساتید شبه آکادمی را نیز قبول نمی­کنند چراکه در دوره­های مورد نظر و در کلاس­های شبه­آکادمی مطرح نشده­اند؛ و گزاره­هایی این چنین بیان می­کنند: «من خودم سر کلاسش بودم، اصلا ایشان چنین نظری ندارند.»

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه