مروری بر نظریه های فرهنگی جامعه شناسی انقلاب اسلامی(1)

معظله فوکو: اراده جمعی در انقلاب اسلامی

زمان انتشار: ۱۷:۰۹ ۱۳۹۳/۱۱/۱۶

فوکو ادامه میدهد که در بازگشت از ایران همه از او سوال میکردند: آیا وقایع ایران را میتواند انقلاب بنامد؟ فوکو پاسخ می دهد: “انقلاب نیست ٬ یعنی نوعی از جا برخاستن و برپا ایستادن نیست ٬ بلکه قیام انسانهای دست خالی است که میخواهند باری را کـه برپشت همه ما٬ و به ویژه بر پشت ایشان ٬ بر پشت کارگران نفت ٬ این کشاورزان مرزهای میان امپراتوریها٬ سنگینی می کند از میان بردارند٬ یعنی بار نظم جـهانی را. شـاید ایـن نخستین قیام بزرگ بر ضد نظامهای جهانی باشد٬ مدرنترین و دیوانه وارترین صـورت شورش ”.

انقلاب ایران به عنوان بزرگترین انقلاب قرن بیستم موضوع تحلیل بسیاری از  نویسندگان، جامعه شناسان و متفکران بوده است. هر کدام از این پژو هشگران با توجه به بینش جامعه شناختی خود یک دستگاه نظری را برای تحلیل جامعه شناختی انقلاب اسلامی انتخاب کرده اند. از دیگر سو به علت ماهیت و شکل متفاوت اسلامی انقلاب ایران توجه به انقلاب ایران باعث شد نسل جدیدی از نظریات جامعه شناسی انقلاب متولد شود. این نسل جدید نظریات با بررسی انقلاب ایران نقش فرهنگ را در آن جدی یافتند. اگر چه برخی از جامعه شناسان ایرانی به دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی هنوز بر نادیده گرفتن عنصر فرهنگ در تحلیل انقلاب اسلامی ایران اصرار می ورزند با این حال نظریات جامعه شناسی انقلاب اسلامی با رویکرد فرهنگی هر روز بیش از پیش جای خود را در میان جامعه شناسان و نظریه پردازان انقلاب و جنبش های اجتماعی باز می کند. پایگاه علوم اجتماعی به همین مناسبت برخی از این رویکردهای فرهنگی را مرور می کند.

از نظر فوکو حرکت مردمی ایران مایه تشویش و تعجب همگان میباشد؛ چرا که رویدادهای انقلاب ایران در واقع “نه چیزی است که در چین یافت می شود٬ نه در ویتنام و نه در کوبا: یـعنی مـوج عـظیمی است بـدون ابـزار نـظامی ٬ بـدون پـیشگام ٬ بـدون حـزب… نـخستین پـدیده ی متناقض نما. مانند لیلی عشقی معظله فوکو اراده جمعی متجلی در انقلاب اسلامی و ماهیت آن است.

با توجه به روش شناسی فوکو وی تنها بر بخشی از تاریخ ایران یعنی سالهای منتهی به انقلاب اسلامی تمرکز کرده است و تحلیلی از دوره بندی های تاریخی ایران ارائه نمی دهد.

میشل فوکو در هنگام وقوع انقلاب ایران و دو بار در سال 1357 به ایران می آید. در این سفرها به شهرهای تهران ٬ قم و آبادان می رود و با مردم آن شهرها مصاحبه میکند که حاصل این مصاحبه ها و گفتگوها را طی مقالاتی برای روزنامه معتبر کوریه ره دلسرا در ایتالیا  می فرستد. این مقالات ترجمه شده و برخی از آنها در کتابچه ای تحت عنوان  «ایرانیها چه رؤیـایی در سـر د ارنـد؟» تـوسط انـتشارات هرمس منتشر شده است که ارجاعات در متن زیر به آن اشاره دارد.

نظرات فوکو در خصوص انقلاب ایران جدای از تفکر و اندیشه او نیست. به بیان دیگر٬ اعتقادات فوکو درخصوص انقلاب ایران   ناشی از باورها و فلسفه ای است کـه او بـدان تعلق دارد. ماهیت قدرت از نظر او با ماهیت و تعریف “قدرت ”٬ به صورت رایج ٬ تفاوت دارد. از نظر فوکو مفاهیمی چون قدرت پنهان و پراکنده، اسلام شیعی و اجزا درون آن مانند عاشورا، امام و… به خوبی می توانند در توضیح و تفسیر حادثه انقلاب اسلامی مفید واقع شوند. اجزای توجه فوکو به انقلاب ایران را می توان اینگونه بر شمرد:

الف ) رویکرد فرهنگی:

فوکو٬ از منظر فـرهنگی ٬ انـقلاب ایـران را تـحلیل مـی کند. ولی فوکو به عامل فرهنگ امعان نظر دارد. او از فرهنگ اسلامی و شیعی ٬ از این پتانسیل قوی سخن به میان می آورد و معتقد است مردم ایران با مذهب شیعی و اسلامی خود قدرت و نیرویی تولید می کنند که به واسطه این نیرو رژیم تا دندان مسلح پهلوی وادار به تسلیم می شود. او در مقاله ای تحت عنوان «دین برضد شاه» مینویسد: “هویت واقعی خود را کجا باید سراغ گرفت ؟ جز در این اسلامی کـه قـرنها پـیش زنـدگی روزانـه ٬ پـیوندهای خانوادگی و روابط اجتماعی را٬ با مراتب تمام ٬ سامان داده است ؟ اسلام این بخت را به سبب خشکی و بی تحرکی خود به دست نیاورده است.”(ص 27)

هویت ایرانیان آمیخته با دین و مذهب است ؛ ولی دین راکد٬ بی اعتنا و خشک و بی روح توان انقلابی شدن و به عبارتی «گریزگاه شدن مردم» را ندارد. از نظر فوکو٬ قدرت رابطه ای است و به صورت رشـته ها و تـارهایی درهـم پیچیده در اجتماع پراکنده است و در انحصار یک گروه و طبقه خاص نیست. فوکو با این بینش معتقد است که اسلام شیعی نیز درخود این قدرت و نیرو را دارد و در زمان مقتضی میتواند قدرت را جمع آوری کند و برضد حکومتی یا رژیمی به کار گیرد. در قسمتی از همین  مقاله میخوانیم : “در برابر قدرتهای مستقر٬ تشیع پیروان خود را به نوعی بیقراری مدام مسلح میکند و در ایشان شوری می دمد که هم سیاسی است و هم دیـنی… ایـن مذهب تنها زبان ساده ای برای بیان آرزوهایی که الفاظ دیگری پیدا نکرده انـد نـیست ؛ بلکه چیزی است که در گذشته هم بارها بوده : شکلی است که مبارزه سیاسی ٬ همین که لایه های مردمی را بسیج کند٬ به خود می گیرد و از هزاران ناخرسندی ٬ نفرت ٬ بینوایی و سرخوردگی، یک نیرو پدید می آورد.” (ص 31و32)

دین به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ ٬ به زعم فوکو٬ نقش اساسی را در آگاهی ملی ایرانیان ایفا میکند.فوکو در جاهای مختلف و در مقالت متعددی به نقش تاریخی امام حسین (ع) و قیام او در برابر فساد و ظلم و نیز ایام و مراسم مذهبی چون محرم ٬ عاشورا و… اشاره میکند و معتقد است این مفاهیم به مثابه قدرت نرم افزاری هستند که پتانسیل مقابله با قدرتهای عریان و خشن را دارا میباشد. در یک نگاه کلی ٬ از نظر فوکو٬ دین چون ملجأ و پناهگاه و گریزگاهی بود که مردم ایران بدان واسطه خواهان تغییر و برکناری شاه و رژیم وی بودند.و این دین مفهومی بود که تمام خواستها و نیازهای مردم را٬ از هر قشر و طبق های ٬ تأمین می کرد. فوکو٬ تمسک مردم ایران را به مذهب نه به خاطر ارتجاعی و کهنه گرایی آنان و بازگشت به تعصبهای دینی بلکه آن را “واژگان ٬ آیین و نمایش بی زمان می داند که میتوان در درون آن نمایش تاریخی ملتی را جا داد که هستی شان را در مقابل هستی پادشاه شان قرار میدهند”. مذهب نمادی بود که ایرانیان مؤمن ٬ مذهبی و نیز غیرمذهبی و لائیک یا بی تفاوت ٬ هستی و وجود ملی تاریخی خود را در آن می دیدند.

ب ) مفهوم قدرت در انقلاب ایران

اشاره شد که برای فوکو قدرت معنای خاص خود را دارد. وی با ایـن فـهم از قـدرت و ماهیت آن از تعاریف کلاسیک و سنتی قدرت ٬ خود را رها می سازد. برای فوکو چهره نرم افزاری و پراکنده قدرت در بین آحاد مردم ٬ که به صورت رابطه ای و شبکه گسترده و پراکنده شده اند٬ بسیار حائز اهمیت است. در انقلاب ایران نیز فوکو به ظهور این چهره نرم و در عین حال بسیار تأثیرگذار از قدرت اشاره میکند و براین باور است که شـاه قدرتهای عادی و رسمی را حذف کرده بود؛ ولی دریغ از اینکه قدرت شبکه ای و پراکنده را تقویت کرده باشد. فوکو صف آرایی دو تـعریف و دو چـهره از قـدرت را بـه خـوبی می نمایاند. آنجا که شاه و ارتش را نماد قدرت عریان و خشونت محض مـی دانـد و در مقابل اراده عموم مردم و قدرت تمرکز یافته آنان را جنبه نرم افـزاری قـدرت مـی دانـد:

“آنچه در ایران مرا شگفت زده کرده است این است که مبارزه ای میان عناصر مـتفاوت وجود ندارد. آنچه  به  همه اینها زیبایی و در عین حال اهمیت می بخشد این است که فقط یک رویارویی وجود دارد: رویارویی میان تمام مردم و قدرتی که با سلاحها و پلیس خود٬ مردم را تهدید می کند. لازم نیست خیلی دور برویم : این حقیقت را می توان آشکارا دریافت ؛ در یک سو کل اراده مردم و در سوی دیگـر مسـلسلها”.

فـوکو مـعتقد است قدرت واقعی و اساسی را باید در همین جنبه نرم افزاری جستجو کرد و٬ به راستی ٬ این چهره در ایران عیان شد. از نظر وی تفاوت انقلاب ایران با دیگر انقلابها در هـمین نکته است که یک طرف دعوا رژیمی تا دندان مسلح قرار دارد و طرف دیگر فاقد قدرت عریان ٬ در عین حال دارای قدرت پنهان و نامرئی است. فوکو یک مقاله از نـوشته های خود را٬ با عنوان «شورش با دست خالی»٬ به این مهم اختصاص می دهد. از نظر فوکو حرکت مردمی ایران مایه تشویش و تعجب همگان میباشد؛ چرا که رویدادهای ایران در واقع “نه چیزی است که در چین یافت می شود٬ نه در ویتنام و نه در کوبا: یـعنی مـوج عـظیمی است بـدون ابـزار نـظامی ٬ بـدون پـیشگام ٬ بـدون حـزب… نـخستین پـدیده ی متناقض نما. و علت شتاب این رویدادها از این قرار است که ده ماه مردم با رژیمی که از مسلحترین رژیمهای جهان است و با پلیسی که از هولناکتـرین پـلیسهای جـهان است درافتاده اند. آن هم با دست خالی ٬ بدون روی آوردن به مبارزه مسلحانه و با سرسختی وشجاعتی که ارتش را برجای میخکوب کرده است ”(ص 43و44).

فوکو به خوبی اشاره مینماید که فقط با ابزارها و تجهیزات و ادوات نظامی نمیتوان ارتش ساخت ٬ نمیتوان قدرت را صرفا درحضور و فراهم کردن این موارد دانست بلکه باید به ایدئولوژی ٬ اعتقاد و از این قبیل مسائل نیز توجه داشت.البته باید دانست که فوکو متفکری مذهبی و دیندار نمیباشد ولی اهمیت این عوامل را منکر نیست.  از نظر وی ایران گویا پنجمین ارتش جهان را داشته باشد و از هر سـه دلار درآمـد کشور، یک دلارش خرج این بازیچه گرانقیمت می شود ولی با بودجه ٬ با تجهیزات ٬ با هواپیمای شکاری و با هاورکرافت ٬ ارتش ساخته نمی شود.(ص 11و 12) چه مشخص شد کـه از نـظر فوکو انقلاب ایران تبلور و نماد ظهور قدرت نرم و پراکنده ای نیست که در دست مالک ٬ شخص یا گروه خاصی با قدرت آشکار و ملموس رژیم تا دندان مسلح قرار گرفته باشد.

ج ) ظهور اراده عمومی در انقلاب ایران

وجه تامل برانگیز و ممیزه انقلاب ایران با سایر انقلابها «ظهور اراده جمعی» در آن است. اما به راستی ٬ اراده عمومی به چه معناست و چرا باید به آن توجه کرد؟ فوکو معتقد است با ظهور حالت دو قطبی درجامعه ایران ٬ که یک قطب رژیم و عمالش بود و قطب دیگر همه مردم ایران ٬ شاهد شکلگیری اراده عمومی در برکناری شـاه و رژیـم پهلوی می باشیم . “نفی رژیم در ایران پدیده ای است عظیم و اجتماعی ٬ اما نه به این معنا که سردرگم و عاطفی باشد یا به خود چندان آگاهی نداشته باشد… پدیده متعارض نما این است که ٬ با این حال ٬ خواستی است جمعی و کامل یگانه… پزشک تهرانی و ملی شهرستانی ٬ کارگر نفت و کارمند پست و دانشجوی چـادری هـمه یک اعـتراض و یک خواست دارند؛ دراین خواست چیزی است که مایه تشویش خاطر است ٬ یک چیز واحد و بسیار مشخص : شاه باید برود.”

میشل فوکو٬ در انقلاب ایران ٬ ظهور این اراده عمومی را بیان میکند و معتقد است این مقوله فوق العاده مهم و قابل ارج است ؛ چرا که کمتر ملتی توفیق خواهد داشت تا اراده عمومی را به منصه ظهور برساند. فوکو این مطلب را با بیان رسای خود چنین شرح میدهد که : “یکی از چیزهای سرشت نمای این رویداد انقلابی این واقعیت است که این رویداد انقلابی اراده مطلقا جمعی را نـمایان مـیکند٬ و کـمترمردمی در تاریخ چنین فرصت و اقبالی داشته اند. اراده جمعی اسطوره ای سیاسی است که حقوقدانان یا فیلسوفان تلاش میکنند٬ به کمک آن ٬ نهادها و غیره را تحلیل یا توجیه کنند. اراده جمعی ابزاری است نظری ٬ اراده جمعی را هرگز کسی ندیده است ٬ و خود من فکر میکردم که اراده جمعی مثل خدا یا روح است و هرگز کسی نمیتوانـد بـا آن روبه رو شود. نمی دانم با من موافقید یا نه ؟ اما ما٬ در تـهران و سـراسـر ایـران ٬ بـا اراده جمعی و عمومی   یک  ملت روبه رو بودیم٬ و خب٬ باید به آن احترام  بگذاریم؛ چون چنین چیزی همیشه روی نمی دهد”. اراده عمومی را میتوان در اجماع مذهبی ٬ غیرمذهبی ٬ مرد٬ زن ٬ فقیر٬ غنی و… کل در اقشار مختلف مردم دید که خیری مشترک و عمومی را میخواستند؛ یـعنی از بـین رفتن رژیم پهلوی که عین فساد٬ وابستگی به غرب ٬ استبداد و بی هویتی بود؛ و فوکو٬ به درستی٬ به همه این مسائل اشاره مینماید.

د) نقش رهبری در انقلاب اسلامی ایران

تفاوت نگاه فوکو با نگاه اکثر اندیشمندان غربی در این نکته نهفته است که وی بـه مسئله رهبری و هدایت عملی انقلاب عنایت ویـژه و مـخصوص دارد. فـوکو٬ در کـنار عوامل و علل مختلف وقوع انقلاب در ایران ٬ به عامل مهم رهبری و نقش برجسته امام خمینی(ره) اشاره مینماید. درخصوص اینکه افراد و یا به تعبیری سـوژه یـا انسـان در تحولات اجتماعی و سیاسی و حتی در ساختن تاریخ به چه میزان و اندازهای میتواند ایفای نقش بکند٬ بحثهای عمیق و گسترده فلسفی ٬ سیاسی و جامعه شناختی ای صورت گرفته است. به هرحال ٬ فوکو نقش امام را پررنگ و پر تأثیر می داند. فوکو این مطلب را در مقاله «رهبر اسطوره ای شورش ایران» بیان می نماید.

فوکو از امام به “قدیس پیری که [ در] پاریس است”٬ تعبیر میکند و مـعتقد است مردم ایران از هر قشری به او عشق می ورزند. فوکو میگوید: “شنیدن این حرف از دهان یک خلبان بوئینگ عجیب بود که از جانب همکارانش میگفت : گرانبهاترین ثروتی که ایران از قرنها پیش تاکنون داشته در فرانسه پیش شماست خوب نگهداریش کنید” لحن او  آمرانه بود و از آن مؤثرتر حرف اعتصابگران آبادان بود: “ما چندان مذهبی نیستیم. بـه کسی اعتقاد نداریم ؛ نه به یک حزب سیاسی و نه به یک شخص . بـه هـیچ کس ٬ بـجز خمینی و فقط به او”.فوکو معتقد است امام خمینی ٬ به عنوان رهبری کاریزما٬ با مردم ارتباط شخصی و عاطفی دارد: “شخصیت آیت الله خمینی پهلو به افسانه می زند. امروز هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی ٬ حتی به پشتیبانی همه رسانه های کشورش ٬ نمیتواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند.”

فوکو دلیل این همراهی و همگامی مردم با امام را در سه چیز خلاصه میکند: الف) خمینی اینجا نیست 15 ٬ سال است که او در تبعید است. ب) خمینی چـیزی نمیگوید٬ چیزی جز نه ــ نه به شاه ٬ به رژیم ٬ بـه وابسـتگی . ج) خـمینی آدم سـیاسی نیست ٬ یک مرجع دینی است، حزبی به نام خمینی و دولتی به نام خمینی وجود نخواهد داشت.

به طور خلاصه ٬ میتوان دریافت که رهبری امام خمینی در کنار سایر عوامل از جمله دلائل مهم پیروزی انقلاب به شمار می رود.

ه) انقلاب ایران و معنویت در عرصه سیاست

شاید مهمترین بحث فوکو و عصاره مباحث وی را در تأثیر انقلاب بر سیاست روزگار دانست. فوکو معتقد است که ایرانیان با انقلاب خود خواستار بازگرداندن مـعنویت در عرصه سیاست می باشند.فوکو در کنار بزرگانی چون نیچه ٬ هایدگر٬ دریدا٬ لـکان و… در زمره اندیشمندان و نظریه پردازانی قرار می گیرد که تفکرات پست مدرن مرهون آراء ایشان است . اگر جریان پست مدرن را جریانی بدانیم که بر ضد آموزه های مدرنیته و دوران مدرن شورید؛ یکی از این آموزه ها افراط در توجه به عقل ٬ علم ٬ سوژه خودآگاه و خود بنیاد و… بود. پس دور از انتظار نیست که فوکو بـه مـعنویت گـم شـده در عـرصه سیاست که محصول دوران مدرنیته بود نگاهی نوستالژیک داشته باشد.علاوه بر تأثیراتی که دین و مذهب شیعه و ایام محرم و عزاداری در گرایشهای معنوی  ایجاد میکند٬ از نظر فوکو خواست و اراده مردم نیز بسیار مهم بود. خواست مردم ٬ از نظر فوکو٬ “حکومت اسلامی” است ؛ اما معنای حکومت اسلامی محدود به حکومت مذهبیون نمی شود بلکه منظور از این واژه آرمانی است که همه را از هر طیف و گروه و خواست و علایقی دور هم جمع می کند:

“جنبشی را که ایرانیان به دنبال آن اند٬ به دنبال داخل کردن عنصری معنوی در زندگی سیاسی مردم است… من [فوکو]  دوست ندارم که حکومت اسلامی را ایده یا حتی آرمان بنامم ؛ اما بعنوان خواست سیاسی مرا تحت تأثیر قرارداده است… چون از این جهت کوششی است برای اینکه سیاست یک بعد معنوی پیدا کند.”فوکو ایجاد این روحـیه مـعنوی و عـرفانی را در ایـرانـیان حـاصل عـوامـل متعددی می داند؛ از جمله این موارد تأثیری است که نوشته های علی شریعتی در جامعه ایران داشته است . فوکو در ادامه معتقد است معنویتی که ایرانیان آن را مطرح می نمایند “جستجوی آن چیزی است که ما غربیها امکان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ مسیحیت از دست داده ایم.”

این مـطلب دقـیقا حـلقه مـفقوده ای است کـه انسـان بـا تحولت مدرنیته آن را از دست داد؛ یعنی توجه بیش از حد به علم ٬ عقل و تجربه در عین حال کنارگذاردن محبت ٬ عشق ٬ معنویت و دین… فوکو معتقد است بازگشت معنویت به عرصه سیاست به توسط دین صورت میگیرد؛ ولی این دین نیز ویژگیهای خاص خود را دارد و آن دین ارتجاعی و واپسگرا نیست: “اسلام در سـال 1978 افـیون مـردم نـبوده است ٬ دقیقا روح یک جهان بی روح بوده است.” مذهب و معنویتی که ایرانیان خواهان آن اند: “بیش از آنکه از عالم بالا سخن بگوید به دگرگونی این دنیا می اندیشد”؛ یعنی دینی که به واقعیتهای روز و زمانه واقف است و به تعبیری دیگر٬ دین روزآمد و کارآمد.

میشل فوکو٬ در ادامه سخنان خود٬ این نکته را خاطرنشان می سازد کـه ایـرانـیان و انقلابشان به مثابه روح٬ مغز و گوهر جهانی است که بی روح و بی مغز و گوهر شده است.

فوکو ادامه میدهد که در بازگشت از ایران همه از او سوال میکردند: آیا وقایع ایران را میتواند انقلاب بنامد؟ فوکو پاسخ می دهد: “انقلاب نیست ٬ یعنی نوعی از جا برخاستن و برپا ایستادن نیست ٬ بلکه قیام انسانهای دست خالی است که میخواهند باری را کـه برپشت همه ما٬ و به ویژه بر پشت ایشان ٬ بر پشت کارگران نفت ٬ این کشاورزان مرزهای میان امپراتوریها٬ سنگینی می کند از میان بردارند٬ یعنی بار نظم جـهانی را. شـاید ایـن  نخستین قیام بزرگ بر ضد نظامهای جهانی باشد٬ مدرنترین و دیوانه وارترین صـورت شورش ”.

۱ دیدگاه

    لعیا :

    معضل درست است نه معظل

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه