آموزش سبک زندگی اسلامی ایرانی!

هانیکو و سریال های ایرانی!

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۰:۱۹ ۱۳۹۲/۰۲/۱۵

به تصویر کشیدن دقیق و هنرمندانه یک خانواده نمونه و موفق در شرایط گذار، شاخصه سریال «داستان زندگی» بود. خانواده ای روستایی و اصیل، از سطح درآمد پایین که کم کم وارد توکیو می شود و پیشرفت می کند البته با حفظ سنت های مفید و فرهنگ کهن ملی خود. این تصویر برای مخاطب بسیار واقعی و باور پذیر بوده و در عین حال بسیار آموزنده می باشد. هنر متعهد همین است.

سریال های کره ای و ژاپنی نقش مهمی در زندگی ما به ویژه زندگی رسانه ای ما داشته اند و احتمالا خواهند داشت. «هانیکو» یا سریال «داستان زندگی» یکی از مهمترین و جذاب ترین آنها بوده که از تلویزیون جمهوری اسلامی در سالهای گذشته پخش شده بود و البته در چند ماه اخیر در شبکه تازه تاسیس «نمایش» بازپخش شد. هانیکو یک سریال بسیار خوب و ایده آل است که باید به عنوان یک سرمشق برای کارگردانان و برنامه سازان ایرانی قرار گیرد. سریالی جذاب، پر مخاطب، بسیار آموزنده و در عین حال هنری و احساسی، بدون عیب و نقص قابل توجه.

هانیکو داستان تغییر زندگی است، تبدیل زندگی سبک سنتی به زندگی مدرن. مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و پایتخت. داستان تغییر نقش دختران و زنان، تحصیل دختران، تدریس زنان، کار زنان و .. .

این سریال به خوبی در متن سریال و روایت داستان در هر قسمت و حتی گاهی در هر حرف دارای نکات آموزنده و بسیار مهم و حیاتی در زندگی را به مخاطبش آموزش می دهد.

شرایط زندگی در آن شباهت زیادی با شرایط زندگی ما در ایران دارد، تغییر یک جامعه سنتی و شرقی به سمت یک جامعه جدید و مدرن.

نکات مثبت آن به قدری زیاد است که در این یادداشت قابل بیان نیست ولی برای نمونه به چند عنصر اصلی این سریال اشاره ای می کنم. شما آن را با سریال های تلویزیونی صدا سیمای ما مقایسه کنید!

–  هسته اصلی سریال خانواده و زندگی خانوادگی است.

–  اهمیت کار و تلاش؛ و اینکه موفقیت در ازای تلاش درست، زیاد و دقیق به دست می آید نه با تنبلی و کاهلی و رفتن راه های میانبر و زرنگی کردن.

–  رابطه مناسب میان زن و مرد و تاثیر آن در کل زندگی

–  اهمیت والای فرزند و فرزند آوری

–  ترسیم سنت ها و آداب و رسوم قدیمی و کارکرد های مفید آنها و تلاش برای حفظ آنها

–  تغییرهای مثبت در جهت ارتقا کیفیت زندگی  و تناسب با تغییرات محیط و جامعه

–  اهمیت حیاتی ملیت و مقابله با دشمن ملی در جنگ ها و حوادث طبیعی همچون زلزله

–  کمک به همنوع و همدردی و .. در مواقع لزوم مانند زلزله و حتی گذشت از کل اندوخته و سرمایه زندگی برای کمک به نیازمندان

–  سنت های غلط گذشته و آثار منفی آن و راه های مبارزه و کنار آمدن با آنها (جریان ازدواج و مرگ خواهر هانیکو و …)

–  تغییرات نقش زنان در جامعه جدید، کار و تحصیل زنان و نحوه مناسب مواجه با آن

–  نشان دادن زندگی جوانان و بلندپروازی و از خودبیگانگی های آنها و آسیب های ناشی از آن (برادر هانیکو)

–  تلاش برای حفظ سنتها در مقابل حمله فرهنگ غربی (اعتراض دانش آموزان در مقابل کاهش ساعت ادبیات ژاپنی و افزایش ساعت زبان انگلیسی و …)

–  زندگی مناسب و صحیح در شرایط تغییر از سبک زندگی سنتی به جدید

–  ساخت زندگی و امید به زندگی (هانیکو و همسرش و سایر خانواده های سریال)

–  محبت و خوشبختی نه در پول و قدرت بلکه در تلاش و همدلی و با هم بودن و سالم زندگی کردن است.

–  کمک و یاری به یکدیگر و به اطرافیان و نوع دوستی و به فکر آنها بودن

–  ساده زیستی و صرفه جویی و در عین حال لذت از زندگی

–  صمیمیت و دوستی با یکدیگر

–  احترام به بزرگتر و پدر و مرد خانواده

–  وظیفه شناسی و سخت گیری، تفکیک وظایف و اجرای دقیق مقررات مفید

  مهمترین برتری این سریال، به تصویر کشیدن دقیق و هنرمندانه یک خانواده نمونه و موفق در شرایط گذار بوده است. خانواده ای روستایی و اصیل، از سطح درآمد پایین که کم کم وارد توکیو می شود و پیشرفت می کند، البته با حفظ سنت های مفید و فرهنگ کهن ملی خود. این تصویر برای مخاطب بسیار واقعی و باور پذیر بوده و در عین حال بسیار آموزنده می باشد. تعریف هنر متعهد همین است.

حالا خودتان سریال های تلویزیونی تولیدی داخل را می ببینید، اغلب تصنعی، کاریکاتوری، جنایی، یا سیاه سیاه و یا سفید سفید، همیشه دو قطبی و هزار اشکال دیگر. اغلب سریال های ما حتی طنز هم، داستان اصلیش جنایی و پلیسی است. قتل، دزدی، کلاه برداری، آزار و شکنجه داستان اصلی سریال های ما را تشکیل می دهد. احتمالا تهیه کنندگان و کارگردانان ما فکر می کنند فقط تم یا ژانر پلیسی، جذابیت دارد و می تواند مخاطب جذب کند، یا شاید چیز دیگری بلد نیستند. افراد سیاه و سفید، دیالوگ ها و سرنوشتهای شعاری، ویژگی اصلی اغلب سریال های تلویزیونی شده است.

برای نمونه همین سریال که با نام «بالهای خیس» در حال پخش است، شاهد مناسبی برای ادعای این سخنان است. همیشه دعوای خوب و بد است، آدم خوبه و آدم بده، جوانان خام و پاک که به تله آدم بدها می افتند و آخرش پشیمان برمی گردند. علت هم اغلب، عدم درک خانواده و بلندپروازی جوانان است. چقدر این حرف ها آن هم به صورت شعاری و با بازی های ضعیف باید فیلم شود. صحنه قتل و تصادف و… هم که چاشنی همیشگی آن است.

خواهش می کنیم کمی هم با مردم زندگی کنید. از امید، از عشق، از زندگی، از گذشت، از اخلاق و پاکی بگویید. یادش بخیر سریال «خانه سبز»، مخاطب بعد از دیدن آن انرژی می گرفت، امیدوار می شد و آموزش می دید برای زندگی بهتر.

تاثیر مثبت الگوی مناسب، خیلی مفیدتر از عبرت گرفتن از نمونه بد است. نمونه آن را در سريال «شوق پرواز» شهید بابایی – هرچند دارای اشکالات اساسی بود- می توانید ببینید که تا حد زیادی مفید بود و توانست مخاطب فراوانی هم جذب کند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه