در گفتگوی تلویزیونی فیاض و فاضلی مطرح شد:

مواجهه روشنفکران ما با غرب اشتباه بود/غرب شناسی فلسفی درک نادرستی از غرب است +فیلم مناظره

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۳۱ ۱۳۹۲/۱۰/۷

در مورد روشنفکران نیز باید گفت آنها نیز یک واقعیتی را در غرب مشاهده می کردند و بعد آنها را وارد ایران می کردند. مثلا می دیدند غرب قانون دارد، قانون وارد کشور می کردند، غرب دارای حکومت مشروطه است، مشروطه خواه می شدند در حالی که مشروطه در ایران مشروطه نشد، بلکه استبداد شد. بنابراین از همان ابتدا نحوه ی مواجهه ما با غرب از ابتدا اشتباه بود و هنوز نیز ادامه دارد و به این دلیل به اینجا رسیدیم که هنوز مدرنیته در ایران وجود دارد و نه مدرنیسم.

به گزارش پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در برنامه ای که شب گذشته در برنامه مجله علوم انسانی زاویه که از شبکه چهار سیما پخش شد، دکتر نعمت الله فاضلی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و دکتر ابراهیم فیاض استادیار گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق(ع)، مهمان این برنامه بودند که در رابطه با نقش حوزه های علمیه، آسيبها و ظرفيتهاي علوم جديد در حوزه علوم انسانی به مناظره نشستند.

 فاضلی در این برنامه  اظهار داشت، امروزه نظریه پردازان جدید ایرانی در حوزه های مختلفی از جمله تاریخ، علوم سیاسی، انسان شناسی و غیره معتقدند که ما در مواجهه با غرب دچار اشتباه شده بودیم، به عبارتی اندیشه ی هژمونی غربزدگی آل احمد، دچار یک کژتابی معرفتی بود و موجب شناخت وارونه ما از واقعیت دوران مدرن شد.

با این وجود گفتمان های سیاسی از جمله گفتمان چپ مارکسیستی و گفتمان مذهبی موجود در این کج فهمی و بد فهمی موثر بودند که موجب شدند ما متوجه نو آوری ها، خلاقیت ها و قدرت عاملیت و سوژگی ملّت ایران طی 150 سال گذشته در تمام حوزه ها از جمله در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی نباشیم. و بدون تجزیه و تحلیل دقیق و یکسویه،  بدون آنکه متوجه باشیم چه می گوییم از این صحبت می کنیم که  مدرنیته غربی است و با مبانی ما سازگار نمی باشد و آن را تکرار می کنیم.

اولین مواجهه ما با غرب در برخورد با رشته های فنی صورت گرفت

فیاض نیز در ادامه به مواجهه ایران و غرب اشاره کرد و این نوع از مواجهه را از ابتدا اشتباه دانست و اظهار داشت که ما به هیچ وجه غرب را نفهمیده ایم زیرا بر روی سرشاخه نشسته و بحث می کنیم و هیچ وقت به ریشه های آن توجه کافی و وافی نداشته ایم.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه اولین مواجهه ما با غرب در برخورد با رشته های فنی صورت گرفت و در اولین دانشگاه های ایران رشته های فنی تدریس شد و به نظر بنده این مواجهه با غرب اشتباه بود و تا امروز نیز نحوه مواجهه ما با غرب اشتباه و فاجعه آمیز است، چرا که ما غرب را نشناخته ایم و دچار یک جهالت وحشتناکی هستیم که حتی سوالات ما از غرب نیز صحیح نیست. و در این رابطه اگر بخواهم شاخصی ارائه کنم باید به قلّت آثار ترجمه شده کتاب های اصلی غرب از جمله آثار کانت، هگل، دکارت … اشاره کرد، بنابراین همیشه دچار یک ورود و خروج اشتباه بوده ایم. در حالی که ژاپنی ها متوجه این نکته مهم شدند و چند نفر از افراد باهوش و متفکر خود را فرستادند تا  شاگردان هوسرل شوند و الان ژاپن کجا است و ما کجاییم؟ ما و ژاپنی هر دو با هم روند نوسازی را شروع کردیم یعنی رضا شاه در ایران و ژنرال میجی در ژاپن روند مدرنیزاسیون را آغاز کردند در حالی که عملکرد رضا شاه و ژنرال میجی با یکدیگر قابل مقایسه نیست و به نظرم هنوز هم نحوه مواجهه ما با غرب غلط است، چرا که یا عاشقانه به غرب نگاه می کنیم یا با حالت متنفرانه به غرب می نگریم که هر دو موجب عدم شناخت می شود. برای مثال با وجود مواجهه ای که سالها میان ما با آمریکا وجود دارد هنوز امریکاشناسی در ایران وجود ندارد حتی برخی نمی دانند که جغرافیای آمریکا چگونه جغرافیایی است مثلا دموکرات ها در کجاها رای می آورند یا جمهوری خواه ها کجا هستند. لذا هیچی دانشی در رابطه با علوم انسانی وجود ندارد و ما بر اساس جهالت هایمان زندگی می کنیم.

روشنفکران ما مسئله ها را درست تشخیص داده بودند

در ادامه نویسنده کتاب «فرهنگ و دانشگاه» در پاسخ به فیاض اظهار داشت، که اولا ایرانی ها چند دهه زودتر از ژاپنی ها فرایند مدرنیزاسیون را شروع کردند، ثانیا تجربه ژاپنی ها این نبود که بخواهند بر اساس فلسفه و تفکر غرب، روند نوسازی را آغاز کنند و آنها نیز اولین گروه از نوسازان خود را که برای یادگیری عازم غرب کردند، به دنبال آموختن علوم مهندسی، علوم نظامی و جنبه های تکنیکال بودند و در واقع آنچه که تجربه ژاپن بود و هنوز هم هست این نبود که آنها به یک غرب شناسی فلسفی رسیده باشند و اساسا هم این غرب شناسی فلسفی درکی نادرست است و کسانی که مدعی اند مدرنیته زمانی به وجود می آید که ما کانت، دکارت، هگل را بفهیم و یک فهم عمیق از فلسفه غرب برسیم، واقعیت را بیان نمی کنند، چرا که به نظر بنده توسعه، نوسازی و تغییرات مربوط به پیشرفت تابع این مسئله نیست و حتی بسیاری از انگلیسی ها و فرانسوی ها دکارت و هوسرل را نفهمیده اند. به نظر من آنچه که موجب پیشرفت و دگرگونی در جامعه می شود، تحول در نهادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و نه تحول در فکر فلسفی و لذا اینگونه نیست که لازمه مدرن شد فهم عمیق از فلسفه غرب باشد.

اما نکته دوم اینکه بنده قبول ندارم که روشنفکران ما از ابتدا تا به امروز فهم غلطی از  غرب داشتند و به این دلیل این ادعا را دارم که اگر ما تمام آراء این افراد را بخوانیم متوجه خواهیم شد که اتفاقا روشنفکران ما مسئله ها را درست تشخیص داده بودند. برای مثال طالبوف درست فهمیده بود که باید بخشی از نهادهای فرهنگی ما دگرگون شود و یا ملکم خان به درستی پی برده بود که ما به قانون نیاز داریم و روشنفکران دوره ی مشروطه به درستی دریافته بودند که ما برای رسیدن به یک جامعه عادلانه تر، مرفه تر و برابرتر نیازمند یک قانون و یک نظام اداری قدرتمند، دولت مرکزی قدرتمند و علوم و فنون جدید هستیم. و اینها را درست فهمیده بودند و غرب را هم درست تشخیص داده بودند. بنابراین باید گفت جامعه ایران و روشنفکرانش برای پایان دادن به بیماری ها، فقر، ناتوانی نظامی، استبداد قبله عالم و نابرابری، نیازی نداشتند تا دکارت، کانت و هگل و فیلسوفان غرب را به درستی فهمیده باشد.

 جنس مواجهه ژاپن با غرب فلسفی بوده است

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در پاسخ به فاضلی، بحث وی را یک بحث محافظه کارانه دانست و افزود: دکتر فاضلی مدرنیته را بر مدرنیسم مقدم کردند که یک دیدگاه محافظه کارانه است که در آن همیشه تکنولوژی بر علم و دانش مقدم است که من نیز عکس ایشان فکر می کنم و معتقدم چون مدرنیته آمد و مدرنیسم نیامد، موجب شد که ما نه تنها خلاقیتی نداشته باشیم بلکه تا امروز نیز رکود داشته باشیم، برای مثال پیکان وارد ایران می شود و تنها به تغییرات جزئی در آن اعمال می شود و بعد از آن نوبت به پژو می رسد که همانند پیکان تنها به تعویض سپر و چراغ بسنده می شود، در نتیجه ما هیچوقت به تکنولوژی و خلاقیت نرسیده ایم.

در مورد روشنفکران نیز باید گفت آنها نیز یک واقعیتی را در غرب مشاهده می کردند و بعد آنها را وارد ایران می کردند. مثلا می دیدند غرب قانون دارد، قانون وارد کشور می کردند، غرب دارای حکومت مشروطه است، مشروطه خواه می شدند در حالی که مشروطه در ایران مشروطه نشد، بلکه استبداد شد. بنابراین از همان ابتدا نحوه ی مواجهه ما با غرب از ابتدا اشتباه بود و هنوز نیز ادامه دارد و به این دلیل به اینجا رسیدیم که هنوز مدرنیته در ایران وجود دارد و نه مدرنیسم.

فیاض نیز در ادامه در پاسخ به ادعای فاضلی مبنی بر عدم مواجهه فلسفی ژاپن با غرب، اظهار داشت که جنس مواجهه ژاپن با غرب فلسفی بوده و اگر به ادبیات ژاپنی ها مراجعه کنیم می بینیم که ژاپنی ها و آلمانی ها از دوره ی هوسرل تا امروز با یکدیگر موسسه مشترک فلسفی پدیدارشناسی دارند که هر ساله نیز گردهمایی دارند.

ایشان در ادامه صحبت هایشان ضمن اشاره به اصلاح دینی در غرب که زمینه ساز تمدن غرب بود، اظهار داشتند، مادامی که اصلاح دینی در کشور رخ ندهد، مواجهه ما با غرب نیز بهبود نخواهد یافت.

علوم انسانی و  علوم اجتماعی پشتوانه تغییرات اجتماعی جامعه ایران در صد سال اخیر است

فاضلی در ادامه سخنان ضمن تایید مطالب مطرح شده توسط فیاض اشاره کرد، علی رغم اینکه بنده سخنان شما را قبول دارم ولی در تبیین و نتیجه گیری ها نظرم متفاوت از نظر شماست. ایشان در پاسخ به نظر فیاض که معتقد بود ما خلاقیت نداشته ایم، اظهار داشت که این گزاره  به خصوص در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی واقعیت تاریخی ندارد. ایشان با اشاره به شروع شدن تحولات عظیمی که در جریان های فکری پس از اصلاحات سالهای 1230شمسی اتفاق می افتد، به خلاقیت  ایرانی ها نظر دارد که از جمله این خلاقیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1-    زبان و ابیات فارسی: تنوع ژانر های ادبی از جمله، نمایشنامه، طنز، روزنامه نگاری، انواع نثر و تحول در شعر فارسی و شعر نو و اشکال گوناگون شعر نو. این یک مسیر جدید خلاقیت ایرانی هاست که ما در این دوره شاهد آن می باشیم که به اندازه ی تمام هزار سال قبل از آن شاهد تحولات ادبی هستیم.

2-    توانمندی سوژه ی ایرانی: انسان نوعی ایرانی و سوژه ایرانی بسیار توانمند شده است. برای مثال اگر به دویست سال گذشته نگاه کنیم، نمی توانیم 50 یا 100 زن پیدا کنیم که شاعر، ادیب، محقق و دانشمند و غیره باشد اما در هر یک سال  صد سال اخیر به اندازه کل تاریخ گذشته ی ما زن ها از لحاظ خلاقیت هنری و ادبی تربیت شده و شکوفا شده اند.

در ادامه فاضلی خاطر نشان کرد که بنده نیز صحبت های جنابعالی را قبول دارم و می دانم که مدرنیته ما، ناقص و ناتمام است، با این وجود نمی پذیرم که بگوییم اندر خم یک کوچه نشسته ایم به این دلیل که فکر فلسفی غرب را نشناخته ایم. مثلا اندیشه انتقادی در ایران وارد شده است و از همان دوره ناصر الدین شاه به بعد، ما شاهد این هستیم که متن های انتقادی و تفکر انتقادی، نقد اجتماعی، نقد سیاسی و نقد فرهنگی نیز در ایران شکل می گیرد. علاوه بر اینها تولیدات فکری یک سال در ایران نیز گسترش یافته است  و اگر بگوییم تنها هزار عنوان کتاب در سال در ایران تولید می شود بسیار بیشتر از تمام تالیفات در تمام دوره ی قاجار است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در ادامه سخنان خود علوم انسانی و اجتماعی را به عنوان یکی از پشتوانه هایی که موجب تغییرات جامعه ایران در صد سال اخیر شده است، دانست و اظهار داشت که اگر ما امروز خواهان دموکراسی، آزادی، حقوق شهروندی، جامعه ی مدنی هستیم و اگر از قانون و عقلانیت انتقادی صحبت می کنیم و اگر تفکر و باز اندیشه ی در جامعه ما رشد کرده است، اینها محصول عملکرد علوم انسانی و علوم اجتماعی  ما است.

روشنفکران ما نسبت به غرب جاهلِ جاهلِ جاهلِ جاهل هستند و بر جهالت مرکب ما بیشتر افزودند

فیاض نیز این دستاورد ها را فرمیک دانست و اظهار داشت ما غرب را نشناخته ایم و به دلیل اینکه غرب را نشناخته ایم و هنوز آن را نفهمیده ایم و گاهی اوقات نسبت بدان به طور مطلق جاهل هستیم، نمی توانیم غرب را نقد کنیم و این در حالی است که شما (فاضلی) از روشنفکران نسبت به شناخت از غرب دفاع می کنید در حالی که به نظر بنده روشنفکران ما نسبت به غرب جاهلِ جاهلِ جاهلِ جاهل هستند و بر جهالت مرکب ما بیشتر افزودند.

مجری برنامه نیز پس از جمع بندی مطالب فوق یادآور شدند که ادامه بحث این جلسه با حضور همین بزرگواران در دوهفته آینده در برنامه زاویه برگزار خواهد شد.

دانلود فیلم بخش اول 

دانلود فیلم بخش دوم 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه