مواجهه فرهنگی با چهارشنبه سوری

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۴:۱۳ ۱۳۹۲/۰۱/۲۷

در جشن نوروز براساس یک سیاست نانوشته از تریبون‌های مختلف جمهوری اسلامی، بر قرائت دعای هنگام تحویل سال، صله رحم، حیات دوباره طبیعت و خلقت الهی، دل‌تکانی و زدودن زنگارها از جان و… تاکید می‌شود که این موارد در کنار هم باعث شده به مرور جنبه‌های مذموم این عید حذف شده و روحی معنوی و اسلامی به این جشن باستانی -ایرانی، تزریق شود. همین اتفاق در رابطه با چهارشنبه سوری باید صورت بگیرد.

مقدمه:

با چهارشنبه آخر سال و حواشی همه‌ساله رخ داده پیرامون آن چه کنیم؟ به‌ویژه اگر این سوال در بستر جمهوری اسلامی و سیاستگذاری برای فرهنگ عمومی جامعه مطرح شود، خواهیم دید که نه مسئولان فرهنگی پاسخ مشخصی به این سوال دارند و نه پاسخ جامعه‌شناسان و فرهنگ‌شناسان (که بر تایید و مدارا تاکید می‌کنند) از منظر اسلامی مقبول واقع خواهد شد. چهارشنبه سوری از این حیث یک مسئله‌ای زنده و واقعی در اطراف ماست که نیازمند تولید علم و تئوری‌پردازی به نحوی است که هم ملاحظات اسلامی و هم ملاحظات فرهنگی-اجتماعی را توأمان در خود داشته باشد. تئوری‌پردازی و نحوه مواجهه ما با چهارشنبه سوری علاوه بر اینکه می‌تواند یک مسئله بومی را مرتفع ‌کند، می‌تواند در رابطه با سایر موضوعات فرهنگی جامعه نیز به کار برده شود.

چهارشنبه سوری در ایران:

چهارشنبه سوری یکی از جشن‌های چهارگانه ایرانیان باستان است که از صدها سال پیش تاکنون برگزار می‌شده است. این آیین شامل مراسمات متنوعی مانند برپاکردن آتش، قاشق‌زنی، فال‌گوش ایستادن و… بوده و در شهرها و قومیت‌های مختلف ایران با تفاوت‌هایی برگزار می‌شده است؛ اغلب پدر و مادرها و پدرانشان از این مراسم خاطره‌های زیادی دارند و حتی در خانواده‌های مذهبی نیز احساس نوستالژی نسبت به این مراسم کمابیش وجود دارد. البته در گذر زمان این سنت تغییر زیادی کرده و با مواردی چون ترقه‌ درکردن، و ایجاد انفجارهای کوچک و بزرگ، ضمن آنکه خطراتی را برای مردم به وجود آورده، بر جذابیت کنونی آن از سوی نوجوانان و جوانان افزوده است.

ذکر این موارد از این جهت اهمیت دارد که نشان دهیم این یک رسم خودساخته و تازه برون آمده نیست که به سادگی و با اقدامات ضربتی قابل حذف باشد، بلکه به خاطر ریشه‌های تاریخی و سنتی خود، مواجهه تدریجی و دراز مدت می‌طلبد.

چهارشنبه سوری و اسلام   

کاوش علمی و تاریخی در معنای هر یک از رسومات موجود در این برنامه مجال و تلاش خاص خود را می‌طلبد اما به طور کلی می‌توان گفت که روح کلی حاکم بر این مراسم تقدس آتش و احترام به نور است. این محتوا، به همراه برخی خرافات موجود در این مراسم، ظاهراً با اسلام که آیین یکتاپرستی و خداگرایی است نمی‌خواند. همچنین اختلاط حاکم بر برخی از این مراسمات و نیز رقص و موسیقی‌های مبتذل استفاده‌ شده در آن نیز تناسبی با اسلام ندارد. همه این موارد، باعث شده که در دروه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، انگیزه‌های شرعی برای برخورد با این مراسم افزایش پیدا کند.

چهارشنبه سوری و غرب سکولار:

فرهنگ غرب که با حذف دین از عرصه زندگی جمعی آدمیان، با بحران معنا و مفهوم زندگی و هدف‌گیری حیات آدمی مواجه شده است، به دنبال جایگزین کردن فعالیت‌های گروهی سکولار به جای مناسک دینی جمعی است و بر همین اساس از ذات اسطوره‌ها و خرافات موجود در جوامع مختلف اروپایی حمایت می‌کند و اتفاقاً به دنبال تکثیر فعالیت‌های جمعی و گروهی بی‌معنا و به اصطلاح شادی‌آفرین است. ذات تفریح و سرگرمی یا به تعبیر دقیق‌تر «لهو» به ویژه از آن جهت که فرد را از واقعیت‌های زندگی غافل می‌کند و سرخوشی و سرمستی ایجاد می‌کند، از اجزای جدانشدنی تمدن مدرن شده، و توسط رسانه‌های گروهی آن نیز ترویج و تبلیغ می‌شوند.

چهارشنبه سوری از آن جهت که روح اعتقادی غیراسلامی دارد، و آیین‌های کنونی آن نیز به ظاهر بی‌معناست، هم پتانسیل تبدیل شدن به جایگزینی برای مناسک مرسوم دینی دارد و هم ظرفیت تبدیل‌شدن به یک برنامه سیاسی برای مقاومت منفی در برابر حاکمیت و به چالش کشیدن نظام جمهوری اسلامی. چهارشنبه سوری از این حیث برای شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان اهمیت مضاعف پیدا کرده است.

آسیب‌شناسی مواجهه:

به طور کلی مواجهه‌های صورت‌گرفته با برنامه چهارشنبه سوری را می‌توان در سه دسته جای داد:

اول- رویکرد نیروی انتظامی و سازمان آتش‌نشانی که برقراری امنیت و آرامش برای شهروندان را به عنوان دغدغه اصلی خود دنبال می‌کند؛ نهادهای ذکرشده به کمک صداوسیما همه‌ساله تلاش می‌کنند که با نشان‌دادن تصاویر افراد مجروح و سوخته در حوادث چهارشنبه سوری، نوجوانان را از خطرات ناشی از بازی با مواد محترقه برحذر داشته، آنها را از حضور در این برنامه‌ها دور کنند. این رویکرد اگرچه در آگاه‌سازی خانواده‌ها تاحدی موفق عمل کرده اما به نظر می‌رسد چندان نتوانسته نوجوانان را مجاب کند.

دوم- رویکرد روحانیون و افراد معتقد و مذهبی، که به دلایل ریشه‌های غیراسلامی این مراسم و امور خلاف شرع و خرافی موجود در آن، آن را به طور کامل نفی و گاهی نیز با آن مقابله به عمل می‌آورند. این رویکرد نیز علی‌‌رغم انگیزه‌های قوی در مواجهه، به دلیل برخورد سلبی و مقابله مستقیم با مردم و جوانان، جز در شهرهای کوچک و محلات محدود، در حصول به اهداف خود موفق نبوده است.

سوم- رویکرد برخی شهرداری‌ها و دانشگاهیان که بر عدم مقابله با خواست اکثریت مردم و نیاز جوانان به شادی و تفریح تاکید می‌نمایند. این رویکرد به دنبال ایجاد فضاهایی در پارک‌ها و یا بیرون شهر است تا جوانان بتوانند انرژی خود را با برپاکردن آتش و انفجار ترقه‌های استاندارد! تخلیه کنند. رویکرد سوم از آنجا که مواجهه مستقیم با مردم را در دستور کار ندارد، تا حدی موفقیت کسب کرده، اما از آنجا که به غرایز و شهوات به صورت ناقص پاسخ می‌دهد، چندان نتوانسته محبوبیت و جاذبه برای بازیگردانان اصلی چهارشنبه سوری فراهم کند.

چه باید کرد؟

پیش از پاسخ به این سوال باید گفت که وظیفه نهادهای اصلی متولی فرهنگ در جمهوری اسلامی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، پاسخ به سوالات این‌چنینی در رابطه با مسائل فرهنگی است نه تدوین کلیاتی در رابطه با تعریف فرهنگ، فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب و… که در سند مهندسی فرهنگی و امثالهم مطرح می‌گردد. یعنی معرفی راهبردهایی که اولا ناظر به چگونگی حل مشکل و مسئله باشد و ثانیا ارائه راهکارهایی دستگاه‌های فرهنگی مختلف بتوانند ذیل آن راهبرد کلی، برنامه‌های کوتاه‌مدت تعریف کنند.

پیشنهاد ما در این مقاله الگوگیری از مواجهه با عید نوروز در مراسم چهارشنبه سوری است؛ در جشن نوروز براساس یک سیاست نانوشته از تریبون‌های مختلف جمهوری اسلامی، بر قرائت دعای هنگام تحویل سال، صله رحم، حیات دوباره طبیعت و خلقت الهی، دل‌تکانی و زدودن زنگارها از جان و… تاکید می‌شود که این موارد در کنار هم باعث شده به مرور جنبه‌های مذموم این عید حذف شده و روحی معنوی و اسلامی به این جشن باستانی -ایرانی، تزریق شود. همین اتفاق در رابطه با چهارشنبه سوری باید صورت بگیرد.

بدین ترتیب که نظام ضمن پذیرش آن به عنوان یک رسم میهنی و ملی، جنبه‌های دینی و اسلامی در آن کشف کرده و آن‌ها را پررنگ کند. مثلا با استفاده از حکمت خسروانی و فلسفه اشراق، می‌توان بر مقابله همیشگی نور و ظلمت تاکید نمود، نور را به عنوان امری اصیل و خداوند را به عنوان منبع اصلی نور معرفی کرد که در قرآن کریم آمده «الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکوه…» همچنین هدایت انسان مومن توسط خداوند به نور را برجسته نمود که در آیه شریفه آمده «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» و مواردی از این دست؛ حتی می‌توان جنبه‌هایی معنوی در افروختن آتش و تماشای آن به عنوان آیتی الهی طرح کرد مثلاً «افرأیتم النار التی تورون، أأنتم أنشأتم شجرتها ام نحن المنشئون» که البته این استفاده نیازمند کار اجتهادی دقیق است.

در جنبه‌های ظاهری نیز می‌توان بر خانوادگی برگزارشدن مراسم، صله ارحام و ایجاد آتش برای یک مقصد مفید مثل کباب‌کردن جوجه و… تاکید کرد. این کار چون با حضور خانواده‌ها انجام می‌شود هم نظارت بیشتری بر نوجوانان و جوانان ایجاد خواهد کرد و هم به دلیل خانواده‌گرایی (در مقابل فرهنگ جوانان که غرب بر آن تاکید می‌کند) از راهبردهای اصلی مهندسی فرهنگی محسوب می‌شود.

موارد فوق اگرچه در بدو امر پیشنهاداتی خام به نظر می‌رسند، اما اتخاذ رویکرد این‌چنینی علاوه بر اینکه باعث تبدیل تهدید به فرصت می‌شود، امید است باعث هضم یک پدیده نامطلوب در بستر فرهنگ سنتی و اسلامی موجود طی یک فرایند درازمدت شود. إن شا الله.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه