نقدی بر پژوهش های دانشگاهی:

مک دونالدیزه شدن روش تحقیق!

نویسنده:

منبع: هم اندیشی ها، یاداشت ها و نگاشت هایی در باب آموزش عالی

زمان انتشار: ۰۷:۲۲ ۱۳۹۲/۰۶/۱۷

پدیده مک دونالدی اینک در پایان نامه های دانشگاهی (بویژه فصل سوم: روش تحقیق) و سایر پژوهش ها به وفور دیده می شود و از یک قالب و چهارچوب از پیش تعیین شده و مشابه پیروی می کنند.

یکی از کارکردهای اصلی دانشگاه ها، پژوهش و پاسخ به مسائل مورد ابتلای جامعه است. در ترویج این کارکرد دانشگاه، سیاستگذاری هایی در سطح کلان (اسناد بالا دستی نهادهای تصمیم گیر) و سطح خرد (دانشگاه) انجام یافته و به اهمیت آنها در توسعه پایدار کشور اشاره شده است. اما همانطور که توسعه علم به نظام حمایتی و ساختی نیاز دارد، به نظام ارزشی علمی مناسب نیز نیاز دارد. عدم چنین سیاست هایی و نظامی ممکن است به بدکارکردگرایی یا گژکارکردگرایی دانشگاه ها در این باب منجر گردد. حقیقت تلخی که امروزه گریبانگیر دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی ما گردیده است، این است که رویکرد کارکرد گرایی (در انجام پژوهش ها) در محافل علمی و فضاهای آکادمیک بیش از پیش رنگ باخته و  به رویکرد ابزار گرایی و نیاز ابزاری سوق داده می شود و به عبارتی دیگر، پژوهش های ما به معنای واقعی آنچه که باید “پژوهش” باشند، بیشتر “شبه پژوهش” هستند. فهم معنای مسائل بیشتر اینکه بر آمده از شعور علمی باشند، برآمدهِ شور است و می توان گفت که از گزاره های مبنایی و سرشتی خود1 – کاشفیت و شناخت حقیقت (هر چند نسبی باشد)، رهاسازی، روشنگری علمی و تولید دانش مشروعیت بخش و … – فرسنگ ها فاصله پیدا کرده است و به لحاظ روش شناختی، و غایات اخلاقی نیز کاستی های اساسی دارد و به شدت از آن رنج می برد و بدین ترتیب هرگونه خلاقیت و سرشت انتقادی را از ساحت علم سلب می نمایند. مرتون در مقاله ای که در سال 1983 در انجمن جامعه شناسی آمریکا ارائه داد، بیان می دارد که خصومت در برابر علم، شاید هنگامی ظهور کند که یا روش ها و نتایج پژوهش های علمی تضعیف کننده بنیان ارزش های مهم اجتماعی به نظر آیند یا احساسات جای گرفته در سرشت علمی با احساسات موجود در نهادهای دیگر در تعارض باشد2. نگاهی گذار به پژوهش های انجام شده دانشگاه ها نشان می دهد که اجتماعات علمی ایران نیز از این چالش بدور نمانده است و به نوعی کیفیت پژوهش ها (و در واقع شبه پژوهش ها) تضعیف کننده سرشت علمی و در تعارض با ارزش های بنیادین علم می باشد. پدیده مک دونالدی3 اینک در پایانامه های دانشگاهی (بویژه فصل سوم: روش تحقیق) و سایر پژوهش ها به وفور دیده می شود و از یک قالب و چهارچوب از پیش تعیین شده و مشابه پیروی می کنند.
تا زمانی که اساتید دانشگاه، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی ما، صرفاً به این خاطر دست به قلم بزنند و بنویسند که از مزایای ارتقاء و … برخوردار گردند و یا به اصطلاح انگ “رکود علمی” به آنها نچسبد و به تضمین بقای ظاهری خود بیندیشند، در معرض اتهام و معاونت در این پدیده خواهند بود.ملاحظاتی از این نوع، این سوال را مطرح می کند که در بروز و ظهور رویکرد ابزاری و شبه پژوهشی چه عواملی مؤثر بوده اند؟ اساتید روشی، چه روشنگری می توانند در این باب داشته باشند؟ بازار سیاه پایان نامه نویسی در بیرون از دانشگاه توسط سوداگران علم چه نقشی در آن دارد؟ آیا اساتید راهنما، مشاور و داور مسئولیت خویش را در راهنمایی و نظارت دقیق ایفا نموده اند؟

دانشگاههای ما اگر بخواهند از این وضعیت، خود را دور نگه دارند، باید در نقش و رسالت تحقیقاتی و مطالعاتی خود بازنگری نمایند تا از این طریق اعتماد از دست رفته به پژوهش ها را (چه در بین جامعه و چه در بین همکاران خود) باز یابند.

*صالح رشید حاجی خواجه لو
دانشجوی دکتری آموزش عالی – گرایش برنامه ریزی توسعه – دانشگاه شهید بهشتی

———————————

1. مرتون در جامعه شناسی علمی خود ارزش های مشترک و جهانشمول علم را از طریق شک سازمان یافته، بی طرفی، عام گرایی و اشتراک گرایی تبیین می نماید.
2. گلوور، دیوید. استرابریج، شیلاف و توکل، محمد (1388)،”جامعه شناسی معرفت و علم”، ترجمه شاپور بهیان و دیگران، انتشارات سمت.
3. این اصطلاح از جرج ریتزر (George Ritzer) می باشد و اشاره به تولید انبوه مواد غذایی یکسان و آماده و از پیش تولید شده رستوران های زنجیره ای مک دونالد دارد.

۱ دیدگاه

    مسعود نوریان :

    وقتی نماینده مجلس ما با دیپلم وارد می شود ظرف دو دوره دکترا هم می گیره
    مسئولین ما هر چه پر مشغله تر می شوند مدرک گرفتنشان هم سریعتر می شود

    علم و دانش می شود این

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه