در جلسه نقد و بررسی کتاب نام آورد(2) مطرح شد:

نشانه شناسی ادبیات و هنر جنگ امکان های جدیدی در باز اندیشی دفاع مقدس ایجاد می کند

شهر کتاب

زمان انتشار: ۱۳:۴۸ ۱۳۹۲/۰۴/۱۲

در این نشست علاوه بر علیرضا کمری، فرانک جمشیدی، ویراستار کتاب، دکتر فرهاد ساسانی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس و دکتر فاضلی، مردم‌شناس، حضور داشتند.

 مدتی است دفتر دوم کتاب نام آورد توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب مشتمل بر بیست مقاله و در دو بخش تنظیم شده است. نام آورد حاصل تلاش علیرضا کمری در حوزه هنری  است. در این کتاب سعی شده از منظر دانش‌های نوین، به طور اخص نشانه‌شناسی، مساله جنگ به ویژه جنگ هشت شاله ایران و عراق مورد بررسی قرار گیرد. در نام آورد حوزه‌هایی چون سینمای جنگ، عکس جنگ، آثار هنری مربوط به این حوزه، تجهیزات نظامی و غیر نظامی، نوشته‌هایی چون روزنگاشت، وصیت نامه، خاطره، یادداشت، مزار نوشت و… از منظر نشانه‌شناسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
کتاب نام آورد در مرکز فرهنگی شهر کتاب نقد و  بررسی شد. در این نشست علاوه بر علیرضا کمری، فرانک جمشیدی، ویراستار کتاب، دکتر فرهاد ساسانی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس و دکتر فاضلی، مردم‌شناس، حضور داشتند.
چرا و چگونه؟ 
کمری گردآورنده کتاب نام آورد، ضمن تاکید بر اینکه قصد ورود به محتوای اثر را ندارد، نکاتی ذیل عنوان تمهید و پیشامتن ارائه داد: ممکن است پدیده یا پدیدار جنگ، به لحاظ تقویمی رخدادی پایان یافته تلقی شود، اما به معنا و اعتباری دیگر، شاید نشود آن را به طور کامل تمام شده پنداشت و به همین جهت می‌توان بحث‌هایی را مطرح کرد، به تعبیری می‌توان از تداوم این رخداد، در مسائل و قضایای دیگر سخن گفت. نکته مهم دیگر این است که آنچه به طور غالب و در عموم و اکثر موارد و به شیوه‌های متنوع، در موقعیت‌های مختلف و در مناسبت‌ها درباره جنگ به زبان و قلم می‌آید، به طور کلی تحت تاثیر نگرشی باورمندانه، ارزشی، عاطفی و احساسی ست؛ به همین جهت، ما ابعاد متعدد این رویداد را در خوانشی خاص از ادبیات و هنر سراغ می‌گیریم و به طور کلی آنچه در تولیدات شبه مستند و مستند و خلاق جنگ سراغ داریم، خالی از این حال و هوا نیست.
نکته مهم دیگری که به زعم وی در خوانش جنگ تاثیر داشته است، ملاحظاتی ست که بنا به دلایل متعدد در این حوزه مطرح هستند. کمری ملاحظات سیاسی، امنیتی و عاطفی را از آن جمله برشمرد و ادامه داد: با وجود مسائل و محدودیت‌هایی از این دست، رویداد جنگ به مثابه یک کلان مساله، طی سال‌های پس از جنگ از موضع شناخت و پژوهش برای من اهمیت داشته، به عبارتی، ادات استفهام درباره این رویداد همیشه در ذهن من جولان داشته است. چرا و چگونه باید جنگ را مورد مطالعه قرار داد؟
کمری رویکرد خود را در سامان دادن این کتاب شرح داد: مقاله نویسی در ورای ذهن من حائز اهمیت بود، گرچه کتاب کاری و کتاب سازی، البته نه به معنای منفی آن، محل اعتناست اما ترجیح بر مقاله نویسی داشتم، چراکه مقاله، زبده فکر کسی است که می‌نویسد، به زعم من حرف جدید و جدی را، در ساختار مقاله می‌توان به شکلی مطلوب‌تر سامان داد. البته دریغی ندارم از اینکه بگویم، باید نگرشی گسترده‌تر داشته باشیم، باید ترجمه، تلفیق و تالیف را توامان در نظر داشته باشیم. نزد من مقاله، به عنوان یک پدیدار جدید دنیای روشنگری و روشن فکری، از این حیث اهمیت دارد که شیوه و طریقی است برای مطالعات بعدی. نکته دیگری که باید طرح کنم این است که گرچه در روند مطالعاتی خود، بی‌سر و صدا و خاموش هستم و هیاهو ندارم، خود دانی را مبنای کار قرار نداده، بر هم پرسگی و هم فکری تاکید داشته‌ام.
وی در ادامه، بر اهمیت رویکرد نشانه‌شناختی در این کتاب تاکید کرد: اتخاذ چنین رویکردی در مواجهه با مسئله جنگ می‌تواند به ما کمک کند تا بتوانیم حتی به زیر ساخت‌های فکری ایران ماقبل اسلام یا حکمت فهلوی در فرهنگ جبهه برسیم. در هر صورت به نظر می‌رسد این تجربه تاریخی به مانند یک کتاب قطور بسته، سزاوار است که سطر به سطر باز و خوانده شود. از دیگر سو، از آنجا که این کتاب به مباحث نشانه‌شناسی مصداقی و عملیاتی، به صورت توامان، ورود کرده است، می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند راهبرد یا رویکرد نشانه‌شناسی را در متن‌های دیگر به کار گیرند، در حکم یک آموزه باشد.
وی در پایان مباحثش اهمیت حوزه نشانه‌شناسی در مطالعات اخیر پژوهشگران ایرانی را در این دانست که ایشان امروز محتاج فاصله گرفتن از طرح و ایراد کلیات هستند، لذا جزءنگری و پرداختن به مباحث علم نشانه‌شناسی در شیوه مطالعاتشان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است.
جنگ و صلح، مولود یک نظام معنایی
فرانک جمشیدی در معرفی جزئی‌تر کتاب نام آورد گفت: این اثر به دو بخش تقسیم شده است: بخش اول آن مربوط به کلیات است. در این بخش سه مقاله از کمری، دکتر ساسانی و دکتر معینی علمداری گنجانده شده است. بخش دوم به مطالعات نشانه‌شناختی جنگ اختصاص دارد. در این بخش رویکرد نشانه‌شناسی به لحاظ نظری و روشی با هم تلفیق شده است.
وی افزود: مقاله کمری در بخش اول، ناظر بر توضیحاتی ست که اینجا هم به آن‌ها اشاره کرد. به اعتقاد من نکته قابل درنگ در مقاله او، نگاهش به جنگ، به مثابه نشانه است و تقسیم بندی‌ای که از نشانه‌های موجود در جنگ ارائه کرده است. نکته مهم دیگر در مقاله وی برشماری دستاورد‌ها و چشم اندازهای محتملی است که در صورت کاربست مطالعه نشانه‌شناختی در جنگ ایران و عراق می‌توان به آن دست یافت.
جمشیدی به مقاله دیگر بخش اول کتاب نوشته دکتر ساسانی اشاره کرد: این مقاله بسط دقیق‌تر و جزئی تری ست از مطالبی که کمری بحث کرده است. او تاکید داشته است که جنگ تا جایی به حوزه نشانه‌شناسی مربوط می‌شود که مسئله معنا و خوانش در بین باشد و به نحوی از انحا با فرهنگ ارتباط یابد. دوم اینکه نگاه ما به جنگ به مثابه یک فرایند نشان می‌دهد که جنگ هرگز نه متنی بسته، بلکه همیشه باز است توام با خوانش‌های متکثر؛ همین امر شناخت بافتی را که این متن در آن شکل گرفته ضروری می‌کند.
وی مقاله دکتر معینی علمداری را بسیار ارزشمند ارزیابی کرد و در شرح آن گفت: نگارنده، از این مقدمه، که جنگ چه در پیوندش با صلح و چه در پیوندش با سیاست، دچار تحول مفهومی، هم از حیث هستی‌شناختی و هم از حیث معرفت‌شناختی شده، به طرح این مساله رسیده است، که معانی جنگ، در تغییر نسبت مفاهیمی مثل جنگ، صلح و سیاست، در چارچوب یک نظم دلالتی و نشانه‌ای چطور تحول پیدا می‌کند و نسبت جنگ با صلح و سیاست چگونه در این تحول بازتعریف می‌شود. در واقع مفهوم کلیدی این مقاله، مبتنی بر روش نسبت گرایی است، به این معنا که پدیده‌هایی مثل جنگ، صلح و سیاست در نسبت با هم است که معنا می‌یابند، نه به صورت جداگانه و مستقل. چراکه هرکدام از این پدیده‌ها در واقع اجزاء یک نظام معنایی هستند، که ماهیت زبان‌شناختی دارند و به مثابه یک کل، مقدم بر اجزا هستند، لذا برخورد با این اجزا به عنوان یک کلیت مفهومی مستقل، برخوردی اشتباه است.
جمشیدی ادامه داد: نگارنده در این مقاله، پیش‌فرضی قابل توجه دارد، با این مضمون که مطالعات جنگ بدون وجود فرانظریه‌ای برای تحقیق درباره زبان آن در اساس اماکن پذیر نیست. این پیش فرض یک افق فلسفی را در مقابل مخاطب باز می‌کند، بدین شرح که، آنچه در مطالعه جنگ با هر رویکردی، از جمله رویکرد نشانه‌شناسی می‌تواند مهم باشد، در اساس تحول مفهوم جنگ مهم است نه معنای ذاتی آن. چنین تحولی را می‌شود در چارچوب جهان نگری عاملان جنگ و توده مردم سهیم در آن و سیاست مداران و استراژی‌های آن جستجو کرد. هم چنین این پیش فرض به لحاظ روش‌شناختی هم افقی را می‌نمایاند؛ دغدغه مطالعات جنگ اثبات صدق و کذب گزاره‌های آن نیست. معینی علمداری در ادامه از هفت ملاحظه صحبت کرده که بسیار تامل بر انگیز هستند.
وی در معرفی بخش دوم و بخش پایانی کتاب گفت: این بخش به پنج فصل، ذیل عنوان‌های نشانگان دیداری، نشانگان کلامی، نشانگان کلامی دیداری، نشانگان کلامی، دیداری، جسمانی و نشانگان موسیقایی تقسیم شده است. در پایان هم ضمیمه‌ای گنجانده شده، مشتمل بر گفتگوی من و دکتر فاضلی تحت عنوان «بازخوانی انتقادی فرهنگ نامه جبهه با رویکرد نشانه‌شناسی». در معرفی این قسمت باید چرایی انتخاب فرهنگ نامه را برای بازخوانی انتقادی شرح بدهم. این فرهنگ نامه یگانه اثری است که داده‌های مربوط به جنگ را در سه عرصه گفتاری، رفتاری و نوشتاری گردآوری کرده است، دوم اینکه این اثر از سوی همه سطوح جامعه مورد استقبال قرار گرفت و دیگر اینکه به موازات این استقبال گسترده، منتقدان متعددی هم از زوایای مختلف بررسی‌اش کردند. من مجموعه نقد‌های موجود را به چهار دسته تقسیم کردم. نقدهایی که معطوف به این موضوع بودند که در اساس، مفهوم فرهنگ در این فرهنگ نامه مبهم است، در برخی جا‌ها نا‌هم خوان با تعاریف موجود از جنگ و جاهایی هم دچار خلط معنایی و مفهومی با معنای فولکلور یا خرده فرهنگ. دوم نقدهایی که متوجه اهداف فرهنگ نامه بودند. دسته دیگر آن‌ها که ضرورت‌های تدوین چنین فرهنگ نامه‌ای را مورد نقد قرار داده بودند و سر آخر نقد‌هایی که متوجه کارکردهای آن بود.
جمشیدی در ادامه محورهایی که برای گفتگوی خود تبیین کرده بوده است را شرح داد: اولین آن‌ها ناظر بر ضرورت‌هایی بود که من از بازخوانی انتقادی فرهنگ نامه با رویکرد نشانه‌شناسی جستجو می‌کردم. محور بعدی مبتنی بود بر اهداف من از این گفتگو؛ اینکه فرهگنامه چه جایگاهی در گفتمان علمی ایران دارد و تا چه حد توانسته بر بومی کردن مطالعات مردم‌شناختی جنگ تاثیر بگذارد، چقدر در برقراری رابطه بین اذهانی بین اصحاب هنر و ادبیات سهم داشته و چقدر توانسته گفتمان‌هایی متناظر و متقابل با گفتمان رسمی پیرامون خودش ایجاد کند. محور سوم راجع به چگونگی این بازخوانی بوده است. محور چهارم بر یافته‌های دکتر فاضلی از بازخوانی انتقادی این متن استوار شده است. محور دیگر کارکردهای فرهنگ نامه جبهه بوده است. راهبردهای موثر در تحقق کارکردهای فرهنگ نامه جبهه محور اساسی دیگر در گفتگوی من با دکتر فاضلی بود. محور پایانی این گفتگو بر افق‌هایی که بازخوانی انتقادی فرهنگ نامه یا آثاری از این دست می‌تواند بر مطالعه جنگ باز کند دلالت داشت.
فاصله اما موثر
طرح مساله ارتباط دانشگاه با جنگ، اولین مبحثی بود که ساسانی ذکر آن را ضروری دانست. به زعم وی منهای مسائل سیاسی و امنیتی، خشونت عامل مهمی در پرهیز دانشگاهیان از این مساله است. ساسانی کتاب نام آورد را گامی موثر در برقراری این ارتباط خواند و تصریح کرد: نشانه‌شناسی را هم مثل بسیاری از علوم دیگر از غربی‌ها وام گرفته‌ایم، اما این حوزه در دهه‌های اخیر تا حد بسیار زیادی در حوزه نظری و هم در حوزه داده‌های عملی مطرح و تا حدی بومی سازی شده است و این اتفاق مهمی است. ما در این سال‌ها تنها مترجم نظریات بیگانه نبوده‌ایم. از این جهت ورود به بحث جنگ می‌تواند کمک به سزایی بکند، چراکه در بحث نشانه‌شناسی وقتی داده را مد نظر قرار دهیم به طور قطع نظریه هم از آن بهره‌مند می‌شود، جنگ حوزه‌ای است حاوی متن‌ها و داده‌های متعدد. بحث مهم دیگر در نشانه‌شناسی امروز بحث چند شیوگی ست چراکه در اساس با نظام‌های نشانه‌ای متعدد روبه‌رو هستیم. این در حوزه جنگ به وفور دیده می‌شود، پوستر‌ها، دیوار نوشته‌ها، شعار‌ها، نمایش‌ها و… موادی را در اختیار ما می‌گذارند که در آن‌ها نظام‌های نشانه‌ای متفاوت درگیر هستند، از جمله زبان.
ساسانی افزود: در نشانه‌شناسی هر داده به مثابه یک متن است، اگرچه ممکن است آن متن دارای بار ارزشی باشد. شاید یکی از مشکلات موثر در پرهیز اندیشمندان از ورود به چنین حوزه‌هایی، شعار زدگی مسائل مربوط به جنگ بوده است. یکی از نقاط مثبت این کتاب رفع این مساله و آسیب است، در آن راه برای نگاه پژوهشگرانه به جنگ باز شده است. اما این را باید مد نظر داشت که، اگرچه جنگ مملو از آن نگاه‌های ارزشی ست که خود یک گفتمان رسمی را تشکیل می‌دهند، اما در پس آن گفتمان‌های غیر رسمی دیگر هم از جانب رزمندگان و کارگزاران جنگ بوده که قابل بازیافت هستند، مثل خاطرات و یاداشت‌ها. در بررسی آن‌ها نشانه‌شناسی بسیار موثر است و می‌تواند بستر مقایسه را فراهم کند. واضح است که امکان تحقق چنین رویکردهایی با فاصله گرفتن از جنگ محقق می‌شود.
فعل، معیار ارزش
دکتر فاضلی، ضمن اشاره به این نکته که در جریان آماده سازی رساله دکتری‌اش فرهنگ نامه جبهه را به عنوان متنی در حوزه مردم نگاری اسلامی مورد مطالعه قرار داده و از این رهگذر با گردآورندگان آن از جمله کمری آشنا شده است، خاطرنشان کرد: در مردم نگاری، چارچوبی تئوریک، سه گفتمان را در جنگ از هم تفکیک می‌کند، گفتمان جنگ، گفتمان ضد جنگ و گفتمان باز اندیشی جنگ. گفتمان جنگ، ‌‌‌ همان گفتمان رسمی است که حکومت در زمان جنگ آن را شکل می‌دهد تا بتواند آن را پیش ببرد و بخشی از جنگ محسوب می‌شود. گفتمان ضد جنگ در واقع در حین جنگ و بعد از جنگ هم ادامه دارد، مخالفان حکومت آن را مطرح کرده‌اند. گفتمان باز اندیشی جنگ، در واقع گفتمانی است که سعی دارد خارج از چارچوب گفتمان رسمی و گفتمان ضد جنگ، آن را نقادانه و از جنبه‌های مختلف مطالعه کند.
وی در ادامه، در شرح اهمیت رویکرد علم نشانه‌شناسی گفت: داستان ما آدم‌ها در جامعه به اشکال مختلف روایت می‌شود، به اعتقاد من نشانه‌شناسی تلاشی است برای ثبت و ضبط روایت‌هایی که ما بازیگران آن هستیم، خواه تحت عنوان پژوهشگر، فیلم ساز، سرباز و یا سیاست مدار. نشانه‌شناسی روایت‌های ما را بازخوانی و در یافتن نوعی خود آگاهی انتقادی به ما کمک می‌کند؛ البته نه به معنای اعتراضی، به معنای تجزیه تحلیل و وقوف یافتن به معانی پنهانی که ما در آن قرار داریم. تلاشی که کمری و همکارانش کرده‌اند برای من بسیار مقتنم بود، چراکه به من کمک کرد به بازاندیشی خودم، زمانی که در جنگ بودم و زمانی که به خوانش فرهنگ نامه جبهه اشتغال داشتم، بپردازم.
فاضلی افزود: ما همه در یک فراگفتمان قرار گرفته‌ایم که بی‌تردید یکی از ارکانش مقوله جنگ است. متونی که از رهگذار جنگ در اختیار ما قرا دارند به خوبی بازخوانی نشده‌اند، بازخوانی آن‌ها حاوی نقص است، یک گنجینه نشانه‌شناختی تولید شده ولی هنوز باز نشده است. باید نسبت به بازخوانی این گنجینه احساس مسئولیت کنیم و به عنوان یک فرصت فکری برای تولید دانش به آن بنگریم. باید آن را به عنوان یک تعهد اجتماعی و اخلاقی در نظر داشته باشیم برای اینکه دریابیم، برای جامعه ما چه فرصت‌ها و یا چه تهدیدهایی به وجود آورده است. ارزش این کتاب و کارهای مشابه در این است که از تئوری پردازی‌های رایج مبراست و وارد حوزه عمل شده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه