طنز؛ نشریه علمی پژوهشی قورت دهندگان دانش!

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۲:۰۰ ۱۳۹۲/۰۶/۳

سردبیر: چیه پسرم ؟ چی شده ؟ چرا زار میزنی؟
تماس گیرنده : آقای دکتر دارن نامزدم رو شوهر میدن!!
سردبیر: اشتباه گرفتی پسرم! اینجا دفتر نشریه علمی پژوهشی وزین قورت دهندگان دانشه!

از آنجا که گرفتن accept و چاپ مقاله در نشریات علمی پژوهشی به هر ضرب و زور و با هر مصیبت و فلاکت و بدبختی و جون کندن یکی از مهمترین و خاطره برانگیزترین مراحل در زندگی علمی هر جوینده دانشی است،  و نیز از آنجا که در این امر خطیر مثل بقیه امرهای خطیر دیگر هیچگونه رانت خواری و فسادی وجود ندارد، در ادامه به دلیل خاطره انگیز بودن این فرآیند، مکالمات تماس گیرندگان با سردبیر نشریه علمی پژوهشی قورت دهندگان دانش که تصادفا ضبط گردیده است جهت ثبت در خاطره ها مرور می گردد:

مکالمه 1:

تماس گیرنده : سلام دکترجون! بابا سراغی از ما نمیگیری! قربون دستت این accept ما چی شد؟ ضمنا امشب با بروبچ قراره بریم سونا، اگه پایه ای هشت و نیم بیا دانشکده!

سردبیر: بابا تو جون طلب کن اکسپت چه قابلی داره! من و تو که این حرفها رو با هم نداریم! مقاله که سهله تو چاغاله هم بفرستی من چاپش میکنم!  سونا رو هستم فتیر! بعدش اگه پایه ای بریم یه چهار سیخ جیگر بزنیم به بدن!

تماس گیرنده : ایول !

سردبیر: راستی موضوع مقاله ات چی بود؟جون تو روزی یه کامیون مقاله میارن خالی میکنن! پدرمونو در آوردن! بابا گفتن تولید علم نه دیگه اینطوری!!! نمیدونم ما اگه تولید علم نخوایم کیو باید ببینیم!!  چی بود موضوع مقاله ات؟

تماس گیرنده : بررسی میزان رضایت مردگان از خدمات بهشت زهرا!

سردبیر: دادم داور هنوز نخونده، ولی خیالی نیست، امشب نامه اکسپت رو میارم سونا! شماره بعدی میچاپونمش! دمت گرم فقط اومدنی یه خورده اکالیپتوس بیار بریزیم تو سونا بخار ریه هامون حال بیاد!

 

مکالمه 2:

تماس گیرنده : سلام آقای دکتر، آقای دکتر به دادم برسین! زندگیم داره از دست میره! تو رو به خدا ! تو رو به جون بچه تون!

سردبیر: چیه پسرم ؟ چی شده ؟ چرا زار میزنی؟

تماس گیرنده : آقای دکتر دارن نامزدم رو شوهر میدن!!

سردبیر: اشتباه گرفتی پسرم! اینجا دفتر نشریه علمی پژوهشی وزین قورت دهندگان دانشه!

تماس گیرنده: نه آقای دکتر درست گرفتم! اگه مقاله مو چاپ نکنین بدبخت میشم! دارن شوهرش میدن!

سردبیر: آخه عزیز من شوهر کردن نامزد تو چه ربطی به چاپ مقاله داره؟ به حق چیزهای نشنیده!

تماس گیرنده : آخه باباش عشق تولید علم داره ! شرط گذاشته که باید دوتا مقاله علمی پژوهشی داشته باشم! اگه اکسپت رو تا امشب نرسونم شوهرش دادن رفته! آقای دکتر به فریادم برسین! دارم بدبخت میشم!

سردبیر: باشه بابا کچلمون کردی! موضوع مقاله ات چی بود؟

تماس گیرنده : طراحی مدل آبیاری گیاهان دریایی به روش دیمی!

سردبیر: جهنم و ضرر! بیا نامه اکسپت رو ببر ! به شرطی که شیرینی شم چاق بیاری! مبارکه! حالا مهریه اش چی هست؟

تماس گیرنده :  14 تا مقاله ISI !

 

مکالمه  3:

تماس گیرنده:  قربان، بنده مقاله ام پذیرفته شده  اما چند ماه که قراره چاپ بشه هنوز چاپ نشده ممکنه بفرمایین کی چاپ میشه؟

سردبیر: اسم شریفتون؟

تماس گیرنده: بینوای مثبت زاده!

سردبیر: موضوع مقاله ات چی بود؟

تماس گیرنده: بررسی کارکرد دکه های روزنامه فروشی در تامین سیگار برادران و آدامس خواهران!

سردبیر: والله چاپش یه خورده خرج داره!

تماس گیرنده: آها یعنی هزینه چاپشم با خودمه؟

سردبیر: نه پسرم، ما ازین مجلات پولکی که نیستیم! فقط در قسمت نویسندگان مقاله، قبل از اسم تو اسم برادرزاده ام، عروس همشیره ام و باجناق شوهر عمه ام هم چاپ میشه، اشکالی که نداره؟

تماس گیرنده : با اجازه بزرگترها نخیر، شما صاحب اختیارید، اسم هر کی رو میخواید چاپ کنید! یه وقت اسم بچه محل ها و کسبه  محترم محل از قلم نیفته که ناراحت میشم ها!

 

 

مکالمه 4:

داور : بابا این جفنگیات چیه به اسم مقاله واسه من میفرستی؟ ما رو بیکار گیرآوردی انگار؟ اینا رو بفرست واسه سبزی فروشی جایی اقلا سبزی توش بپیچن که یه فایده ای داشته باشه!

سردبیر: چی شده دکتر جون؟ چرا ناراحتی؟ کدوم مقاله؟

داور: بابا همین مقاله ” بررسی تاثیر سس گوجه و نوشابه بر بیشتر حال دادن پیتزا و نقش آن در احساس خوشبختی کردن خانواده های شهر تهران

سردبیر: بذار ببینم مال کیه؟… مال یکی از دانشجویان ارشده، کامبیز مایه دار نژاد! دکتر باباش از اون مایه دارهاس! در حدی که سگشون هم آیفون 5 داره! اگه یه حالی بدی مقاله رو قبول کنی دستتو میذارم تو دستش! (بازم دستتو تو دستش، میخوام بذارم حالیت نیس! توضیح مترجم)

واسه آینده هر دومون خوبه! باباش کلی شرکت و کارخونه داره! خلاصه خوراک پروژه پژوهشی و مشاوره اس دکتر!

داور: البته مقاله بدی هم نیست. حقیقتاّ من خلاقیت، نوآوری و رویکرد علمی که در این مقاله دیدم در عمرم در هیج مقاله دیگه ای ندیده بودم! عنوان علمی و جذاب، تعریف درست سازه ها و متغیرها، ارجاعات درون و برون متنی کامل، استفاده از منابع علمی به روز،  انتخاب روش تحقیق صحیح، روایی و پایایی بالا! اصلا آلفای کرونباخش منو کشته! نتیجه گیری و پیشنهاداتش رو باید با آب طلا بنویسن! مقاله محشره دکتر! زده مرزهای دانشو رد کرده از اون طرف برگشته! بده پیک موتوری یه راست تخته گاز ببره چاپخونه!

 

نتیجه گیری فلسفی: من مقاله چاپ میکنم پس هستم

نتیجه گیری علمی: میزان دانش هر فرد از تعداد مقالات علمی پژوهشی اش معلوم میشود.

نتیجه گیری اخلاقی: بابا اخلاق کیلو چنده ؟! گوشت کیلویی سی هزار تومن!

* دکترای مدیریت گتره ای استادیار دانشگاه آزاد واحد سرکوچه!

۲ دیدگاه

    رستمی :

    طنزهای سایت عالیه . واقعا وضع و اوضاع نشریات افتضاحه. کسی هم مقالات رو نمیخونه . فقظ شده وسیله ارتقاء علمی و شغلی افراد

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه