نشستی با موضوع: علل تداوم رویکرد پوزیتویستی به علوم انسانی در ایران پس از انقلاب

زمان انتشار: ۰۸:۱۵ ۱۳۹۱/۰۴/۳

دکتر ابطحی: ساختار نظام اموزشی و پژوهشی کشور و کنشگران فعال در این نظام آموزشی و پژوهشی عامل اصلی بازتولید رویکرد پوزیتیویستی در ایران می باشد. آموزش ما در همۀ مقاطع توسط کسانی شکل می گیرد که دل در گروی پوزیتیویسم دارند. این یعنی ما در کتب درسی مان به دانش آموزان مان می آموزیم که علمی خوب است که ساختار پوزیتویستی داشته باشد. انتقاد بسیاری از سیاست مداران به تدوین کنندگان برنامه چهارم این بوده که چرا این برنامه با نگاهی پوزیتیویستی نوشته شده است. اما وقتی همین منتقدین نقشه جامع علمی کشور را تدوین می کنند در تدوین بخش عملیاتی این سند مبتنی بر رویکرد پوزیتیوستی عمل می کنند با این استدلال تنها چنین نگرشی است که در عمل پاسخگوی نیاز ماست.

سومین
نشست از سری نشست های پژوهشکدۀ سیاستگذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف
که با هدف تقویت اندیشه بین رشته ای در حوزه علم و فناوری دنبال می شود، در
دانشکده مدیریت و اقتصاد این دانشگاه برگزار شد.

در
این نشست که 3 ساعت به طول انجامید محمدتقی موحد ابطحی، دانشجوی سال آخر دکترای
فلسفه علم و فناوری از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و قائم مقام سابق
مجله روش شناسی علوم انسانی، به ارائۀ سخنرانی با موضوع «تحلیلی جامعه شناختی علل
تداوم رویکرد پوزیتویستی به علوم انسانی و عدم شکل گیری علم دینی و بومی در ایران»
پرداخت.

وی
در ابتدای بحث تصریح کرد: «دغدغه بسیاری از مسئولین ارشد نظام از ابتدای انقلاب تا
کنون این بوده که علوم انسانی مبتنی بر اهداف و ارزشهای اسلامی در ایران شکل گیرد
و تا کنون هم تلاش های زیادی در این زمینه انجام شده است و مراکزی برای تحقق این
هدف تأسیس شده و طرح های زیادی در این راستا انجام گرفته است اما شواهد نشان می دهد
که تا کنون چنین تحولی صورت نگرفته است.» وی هدف اصلی بحث خود را همین موضوع، یعنی
عدم تحقق علوم انسانی اسلامی و تداوم غلبه رویکرد پوزیتیویستی بر علوم انسانی در
ایران دانست. وی ابتدا با بیان تاریخچه شکل گیری علوم انسانی جدید در ایران، نفوذ
و غلبه رویکرد پوزیتیویستی در علوم را دارای قدمتی به اندازه علوم انسانی جدید در
ایران دانست. وی مصداق گفته خود را تأسیس اولین کرسی های اقتصاد در ایران در
دانشگاه شیراز تحت تاثیر آرای کینز و تأسیس جامعه شناسی در دانشگاه تهران در
دانشگاه تهران تحت تأثیر آرای دورکیم دانست.

ابطحی
برای تبیین این موضوع رویکرد عامل- ساختار بسکار را به عنوان مدل تبیینی خود معرفی
کرد. این مدل می کوشد از دو مدل عامل گرا و ساختار گرا در تبیین پدیده های اجتماعی
فراتر رود و این دو را در یک مدل تلفیقی جمع کند. این رویکرد برای توضیح رابطه
ساختار-عامل، دستور زبان را به مثابه مدل مورد نظر خود انتخاب می کنند: زبان و
دستور زبان در عین حال که محدودیت هایی را برای سخن گفتن انسانها ایجاد می کند،
اما دقیقا همین دستور زبان است که امکان گفت و گو بین انسانها را نیز میسر می کند.
بر همین اساس، ساختارهای اجتماعی نیز با این که فرد را محدود می کند اما امکاناتی
را نیز برای او فراهم می آورد.

بر
اساس این مدل، ابطحی ساختار نظام اموزشی و پژوهشی کشور و کنشگران فعال در این نظام آموزشی و پژوهشی را عامل اصلی بازتولید رویکرد پوزیتیویستی در ایران دانست. وی در
ادامه تلاش کرد با بیان شواهدی، نحوۀ بازتولید پوزیتیویسم در ساختارهای آموزش،
پژوهش و سیاستگذاری ایرانی را شرح دهد: آموزش ما در همۀ مقاطع توسط کسانی شکل می گیرد
که دل در گروی پوزیتیویسم دارند. این یعنی ما در کتب درسی مان به دانش آموزان مان
می آموزیم که علمی خوب است که ساختار پوزیتویستی داشته باشد. در حوزه پژوهش
نیز، می توان با مطالعه مقالات پژوهشی ای که در حوزۀ روانشناسی و جامعه شناسی چاپ
شده است نشان داد که پوزیتیویسم رویکرد غالب در این حوزه است. در حوزه سیاستگذاری
نیز وضع به همین منوال است؛ انتقاد بسیاری از سیاست مداران به تدوین کنندگان برنامه چهارم
این بوده که چرا این برنامه با نگاهی پوزیتیویستی نوشته شده است. اما وقتی همین
منتقدین نقشه جامع علمی کشور را تدوین می کنند در تدوین بخش عملیاتی این سند مبتنی
بر رویکرد پوزیتیوستی عمل می کنند با این استدلال تنها چنین نگرشی است که در عمل
پاسخگوی نیاز ماست.

ابطحی
در ادامه، با هدف ارائه راهبردهایی برای برون رفت از وضع موجود و رهایی از غلبه
رویکرد پوزیتیویستی به علوم در کشور، به بیان دو تجربه فردی و جمعی نسبتا موفق در
غرب برای ارائه بدیلی به نظام آموزشی موجود پرداخت. در تجربه فردی، وی به تجربه
لیبمن برای پایه گذاری آموزش فلسفه به کودکان اشاره کرد. این تلاش لیبمن سبب شد
نگرش جدیدی به آموزش فلسفه پایه گذاری شود. در تجربه جمعی، وی به شکل گیری مدرسه
اقتصاد لندن در انگلیس اشاره کرد. این مدرسه توسط برخی متفکران چپ گرا برای ارائه
بدیل برای نظام اموزشی موجود در انگلیس بنیان نهاده شد و پس از چند دهه توانست به
یکی از مراکز آموزشی تأثیرگذار در نظام آموزشی انگلیس و حتی سیاست های اقتصادی و
اجتماعی دولت انگلیس تبدیل شود و کسی مانند گیدنز که پروردۀ این مدرسه بود، در
برهه های بسیار حساسی در تصمیمات اقتصادی انگلستان نقش تعیین کننده ای داشتند.

ابطحی،
معتقد است می توان با الگو گرفتن از چنین تجربیاتی و با فعالیت مستمر در این حوزه
راه را برای بدیل اندیشی در حوزۀ علوم و فناوری باز کرد و گامی به سوی علم اسلامی
برداشت. وی در این زمینه الگوی فعالیت «فرهنگستان علوم اسلامی قم» را در ایران
تجربیاتی قابل توجه دانست.

پس
از سخنرانی دکتر ابطحی، بحث با شرکت موثر و گسترده شرکت کنندگان تا به مدت 2 ساعت
دیگر ادامه یافت. بحث به ویژه بحث با حضور چند از محققان حاضر در جلسه، گسترش زیادی
یافت و ابعاد موضوع از زوایای مختلف مورد بازکاوی و بررسی قرار گرفت.

آقای
حمیدی مطلق نیز ضمن تمجید از دغدغه های دکتر ابطحی، نگرش ساخت گرایانه و مکانیستی
نهفته در نوع تبیین آقای ابطحی را مورد انتقاد قرار داد و توجه بیشتر به مولفه های
بسیار متنوع و پویای یک سیستم اجتماعی را برای فهم و اعمال تغییر در آن دارای
اهمیت دانست.

آقای
دکتر سوزنچی با تمجید از دغدغه های فوق افزود، تجربه مثال هایی که آقای ابطحی ذکر
کردند هر کدام در دل خود یک سری ایده های ایجابی داشتند در حالی که در مورد علوم
دینی و اسلامی، ما کماکان با خلا ایده های ایجابی در مورد اینکه علم دینی چیست و
چگونه تولید می شود مواجه هستیم و این خود عامل دیگری برای تداوم رویکرد
پوزیتیویستی است.

آقای
مرشدی از دیگر شرکت کنندگان در جلسه نیز برگزیدن رویکرد ساختار عامل و توجه همزمان
به ساختار و عامل در تبیین آقای ابطحی را نقطه قوت آن برشمرد اما متذکر شد که اگر
در این مدل ساز و کار ارتباط عامل و ساختارها به خوبی روشن نشود، این مدل کارایی و
اثربخشی خود را از دست می دهد. وی همین نقطه را ضعف تبیین ارائه شده توسط آقای
ابطحی دانست.

دکتر
بهاره آروین نیز تبیین تداوم رویکرد پوزیتیویستی در ایران را نیازمند توجه باید به
نیازهایی دانست که رویکرد پوزیتیویستی در پاسخ بدانها بازتولید می شود. این
نیازها، به باور وی، همان نیاز حاکمیت به توسعه و پیشرفت و اقتدار است که تنها با
علم پوزیتیویستی حاصل می شود. بدین ترتیب، وی تداوم رویکرد پوزیتیویستی به علوم در
ایران را «پیامدهای ناخواسته» پیشرفت خواهی مسئولان کشور دانست. وی همچنین مثال خوب
برای ایده گیری را همانا مثال حضرت امام در برپایی جمهوری اسلامی ایران برشمرد، نه
مثالهایی از مدرسه اقتصاد لندن یا لیبمن.

دکتر
فاتح راد، تأسی به اندیشه های ناب اسلامی را راهی برای گشودن مسیر علم دینی دانست
چرا که به اعتقاد ایشان در اندیشه اسلامی هر آنچه علمی است دینی است و هر آنچه
دینی است علمی است. به زعم ایشان، رویکرد علم تجربی در غرب به مانند شمعی است که
به اندازه خود نور می دهد و هنگامی که در برابر منابع دیگر معرفت نظیر شهود و وحی
قرار گیرد، روشنای خود را از دست می دهد و کم رنگ می شود.

آقای
قیومی نیز در ادامه به تجربه آلمان و ژاپن اشاره کرد که حس پیشرفت خواهی و توسعه
علم و فناوری در آنها منجر به اتخاذ رویکردهای پوزیتویستی نشده بلکه کماکان نگاه
به علم در آنها بیشتر مبتنی بر اندیشه تفسیری است و از این روی بررسی تجربه آنها
را شاهد نقضی بر استدلال آقای ابطحی دانست.

آقای
ابطحی در ادامه هر کدام از سوالات پاسخهایی مطرح کردند که به بحث بیشتر منجر گردید
و در نهایت شرکت کنندگان در این نشست همگی بر خلا و فقدان برگزاری چنین نشستهایی
صحه گذاشتند و ادامه جلسات بحث و اندیشه بدین طریق را در شکل دهی کانونهای فکری و
نظریه پردازی ضروری قلمداد کردند.

 لازم
به ذکر است جلسۀ بعدی سری نشست های بین رشته ای پژوهشکدۀ سیاستگذاری علم، فناوری و
صنعت دانشگاه صنعتی شریف با موضوع «بررسی جامعه شناختی علل عدم پویایی میدان علم
در ایران»، با حضور خانم دکتر آروین، دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران، پنجشنبه
هشتم تیرماه در مکان دانشکده مدیریت دانشگاه صنعتی شریف برگزار خواهد شد
.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه