محسن حسام مظاهری

«نظام معنایی سربازی باید متحول شود»

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۰:۲۷ ۱۳۹۲/۰۱/۱۶

پس از انقلاب اسلامی، خیلی از ساختارها را با توجه به نظام معنایی جدیدمان بازسازی کردیم. باید ساختار سربازی هم مثل خیلی از ساختارهای دیگر باید بازتعریف می‏شد. سربازی از جمله ساختارهایی بود، که محتوای آن متناسب با نظام معنایی انقلابی متحول نشد. این عدم تغییر و دگرگونی آن هم به دلایل تاریخی نظیر جنگ و مقتضیات آن مشمول مرور زمان شد.

«خدمت سربازی» مقوله ای که اگر چه گاها به خاطر تاثیرات اساسی ای که در زندگی جوانان ایرانی دارد اما کمتر مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی در ایران بوده است. سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در نظر دارد در سری یادداشتها و مصاحبه هایی به جایگاه ، کارکردها و تاثیرات اجتماعی این مقوله بپردازد. در اولین قسمت به سراغ «محسن حسام مظاهری» دانش آموخته کارشناسی ارشد جامعه شناسی جوانان و سردبیر ماهنامه توقیف شده «هابیل» رفته ایم که به تازگی  تجربه خدمت سربازی را از سر گذرانده است. متن زیر  خلاصه شده ای از مصاحبه با ایشان است.

سربازی برای چه کسی مسئله است؟

سربازی فقط برای مردم مسئله است، نه برای مسئولین. برای نظام، سربازی مسئله نیست و یک امر پذیرفته شده روشن است، که گفتگو پیرامون آن خیلی جایز نیست. برای کسی که درگیرش هست، مسئله است آن هم به نحوی که پس از عبور از مقطع آن دیگر تمایلی ندارند پیرامون آن حرف بزنند. فقط برای افراد و جوانان مشمول و کسانی که با این فرد در ارتباط هستند مسئله است. آن هم در یک بازه محدود و نه در مدت تمام عمر یک فرد. همین محدود و مقطعی بودن سربازی باعث شده است که هیچگاه پیرامون سربازی مطالبه عمومی به شکل اجتماعی  شکل  نگیرد. مسئله‏ ایی نیست که همه در همه جا به آن بپردازند. مسئله ایی نیست که مردم در مکان های عمومی درباره آن بحث کنند. از این حیث حتی با مسئله ایی مثل ازدواج هم قابل مقایسه نیست؛ به دلایلی مثل برخورد کوتاه و مقطعی و زمان‏دار مردم با این پدیده و نیز تماس تنها نیمی از جامعه یعنی پسران و مردان با آن با پدیده‏ایی مثل ازدواج قابل مقایسه نیست. نکته ایی دیگری که باعث می‏شود سربازی برای جامعه ما تبدیل به یک مسئله اجتماعی نشود، نوع مواجهه ما با این مقوله است، پدیده ایی که هیچ گونه اختیار و انتخابی را برای شما جایز نمی‏شمارد. سربازی برای دولت و حکومت یک حق است و برای مردم یک تکلیف. عرصه اجبار است، بنابراین هیچ گونه گفتگویی هم پیرامون آن شکل نمی‏گیرد. شاید اگر این عرصه انتخاب و اختیاری وجود داشت ادبیات پیرامون این مسئله اجتماعی این همه فقیر نبود.

هیچ ادبیات اقناعی پیرامون پدیده سربازی در جامعه ما وجود ندارد.

در مورد سربازی یک گفتمان منطقی موجود نیست. به این معنا که مسئولین از ابتدا بنا نداشته اند که اقناعی در این حوزه صورت بگیرد. آن‏ها هیچگاه خودشان را موظف حس نکرده‏اند، که حتی یک توضیح کوتاه یک خطی در مورد اصل و شیوه‏ی اجرای آن به جامعه بدهند. پاسخ هایی که هم‏اکنون برای ضرورت سربازی به این شکل موجود، در جامعه موجود است، از ادبیات عامیانه که بر  فرصت مرد شدن و آدم شدن جوان‏ها تاکید می‏کند تا توجیهاتی که آن را یک پدیده‏ی کاملا در حیطه دفاعی و امنیتی می‏بیند. هیچ کدام از این‏ها پاسخ رسمی نیستند. اسناد رسمی و قانونی هم توضیح قانع کننده ایی به مردم ارائه نمی‏دهند. سربازی از آن دست قوانین و پدیده‏هایی شده است، که فلسفه آن به طور کامل روشن نیست. حتی برای نسبت سربازی و مسئله جهاد اسلامی ادبیات توجیهی مناسبی وجود ندارد. یکی از دلایلی که امکان ایجاد ادبیات اقناعی را برای سربازی سخت کرده است، همین اجباری بودن این امر است. اجباری که اقناع پیرامون مسئله سربازی را در حد یک شعار صرف و تبلیغات و مسکن برای جامعه کاهش داده است. حتی با مبانی دینی هم به این پدیده پرداخته نشده است. برای سربازی هم نظیر بسیاری دیگر از مسائل جامعه اسلامی باید ادبیات سازی شود. به طور مثال در مورد امری مثل ولایت فقیه، گفتار و مبادی و مبانی حقوقی و شرعی که حول آن شکل گرفته، وجود آن را کاملاً پذیرفتنی کرده است. سربازی می‏توانست در ذیل مفهوم جهاد و یا در ذیل حقوق و وظایف عضو بیدار و فعال جامعه اسلامی شکل بگیرد. اگر قانون سربازی را از حیث اجباری بودن، با قانون اجباری مثل حجاب مقایسه کنیم؛ در آن حد هم ادبیات تولید نشده است. به دلیل گستردگی حجاب که نه زمان‏دار است، و نه به یک سن یا جنس خاص مربوط می‏شود، حجاب برای جامعه و مسئولین تبدیل به مسئله شده است. در نتیجه ناچار شده ایم، از دل ادبیات اسلامی برای آن به دنبال پاسخ بگردیم. مضاف بر این که در مورد حجاب قوانینی که از قبل از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به عنوان یک امر دینی وجود داشته است، باعث شده درباره آن بحث شود و پاسخ‏هایی پیرامونش شکل بگیرد . اما در مورد سربازی این‏طور نیست. سربازی چیزی در عداد کشف حجاب و لباس رسمی بوده است. سربازی مسئله شدن‏اش پس از انقلاب صورت گرفته است. حتی نسبت به سربازی در میان متدینین و دینداران  موضع منفی وجود داشته است. در مورد پدیده هایی مثل سربازی طلاب و روحانیون.

نظام معنایی سربازی پس از انقلاب اسلامی متحول نشده است

 پس از پیروزی انقلاب اشل سربازی حفظ می‏شود، اما محتوای آن که در نظام قبلی با محتوای سیستم  هماهنگ بود،  متحول نمی‏شود. اما پس از انقلاب اسلامی، وقتی نظام معنایی سیاسی به ولایت فقیه مبدل می‏شود، محتوای سربازی متناسب با آن دگرگون نمی‏شود. پس از انقلاب اسلامی، خیلی از ساختارها را با توجه به نظام معنایی جدیدمان بازسازی کردیم. باید ساختار سربازی هم مثل خیلی از ساختارهای دیگر باید بازتعریف می‏شد. سربازی از جمله ساختارهایی بود، که محتوای آن متناسب با نظام معنایی انقلابی متحول نشد. این عدم تغییر و دگرگونی آن هم به دلایل تاریخی نظیر جنگ و مقتضیات آن مشمول مرور زمان شد. سربازی پدیده ایی انقلابی از جنس جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نبود که از دل انقلاب برآمده باشد، سربازی یه عنوان ساختاری که با یک هدف مشخص و با نیات مشخص که از نظام پیشین به ارث رسیده بود، باقی ماند. این متحول نشدن ساختار سربازی از سوی به دلیل شرایط و مقتضیات کشور در جنگ و پس از جنگ بود و از سوی دیگر منافع و کارکردهایی که از این ساختار کهنه عاید دولت‏ها می‏شد، باعث شد تا این ساختار کهنه حفظ شود.

سربازی بعد از انقلاب تا پایان جنگ یک نوع سربازی است و پس از پایان جنگ یک نوع سربازی دیگر را شاهد هستیم. این تفاوت را می توان هم در معنا و هم در اجرا مشاهده کرد.  شما وقتی درگیر جنگ هستید، حتی اگر تلاشی هم نشده باشد برای شکل دادن به یک نظام معنایی، یک نظام معنایی خود به خود شکل می‏گیرد. خیلی ملی هم که بخواهد این نظام معنایی شکل بگیرد، بر حفظ تمامیت ارضی تاکید می‏شود.  وقتی کشور مورد تهاجم واقع می‏شود، پذیرفته شده بود که به غیر از نیروهای انقلابی همه شهروندان نیز در دفاع از کشور باید نقش ایفا کنند. کنار این ما یک بدیل هم داشتیم که مقوم این نظام معنایی بود، و آن پیوند ادبیات جنگ ما با ادبیات شیعی و عاشورایی بود. از این رو سربازی در این دوره، سرباز امام حسین (ع) می‏شود و خود را تنها سرباز ارتش ایران در جنگ با کشور عراق نمی‏بیند. یک معیاری که  با آن می‏توان بین سربازی در وضعیت فعلی و سربازی در دوران جنگ تمایز گذاشت؛ این است که خیلی افراد در زمان جنگ داوطلبانه به سربازی اعزام می‏شدند و ولی متاسفانه این روحیه امروز وجود ندارد. پس از جنگ دشمن عینی از بین می‏رود و ضرورت‏های آن دوره بلاموضع می‏شود، حفظ ساختار سربازی به صورت همان شکل سابق، معنای سربازی هم متحول می‏شود. معنای اخیری که من از سربازی در حال حاضر مراد می‏کنم؛ قانونی است که باید گذارنده شود؛ حتی ضرورت های دفاعی هم این معنای جدید از سربازی را پشتیبانی نمی‏کنند. زیرا که همین آموزش ها به طور کامل و درست و متناسب با جنگ‏های امروز در مقطع سربازی ارائه نمی‏شود.

شکل و ساختار سربازی باید تابع نیازهای ما باشد

فواید سربازی به شکل امروزی آن، فواید و کارکردهایی است که چون فکر نشده و برنامه ریزی نشده با مقوله سربازی روبرو شده ایم، از جنس فواید خودبخودی است که هر ساختاری می‏تواند داشته باشد. فقر نظام معنایی، فواید سربازی را به این شکل درآورده است. اگر همین فوایدی که امروز در بین جامعه و خانواده‏ها و نیز مسئولین کشوری و لشگری در مورد سربازی ذکر می‏شود را فهرست کنیم، متوجه خواهیم شد که همه از این جنس فواید هستند. از مرد شدن و انتقال ارزش‏ها و جامعه پذیری، تا فواید اقتصادی و تا فایده‏های سیاسی و نظامی که برای ضرورت سربازی ذکر می‏شود، هیچ‏کدام اندیشیده شده نبوده است؛ زیرا که اگر اندیشیده شده بود، راه و ساختار خاص خودش را پیدا می‏کرد و یا گونه ایی دیگری را از سربازی شکل می‏گرفت. به طور قطع سربازی حتی در شرایط فعلی هم کارکرد های دارد ، اما هیچ گونه اراده‏ایی در باب بهینه سازی این کارکردها و فواید وجود نداشته است. اصلاح قوانینی که در تمام سال‏های گذشته صورت پذیرفته، همه در مورد مدت و شکل آن بوده است و در مورد کلیت آن فکر نشده است.

اگر سربازی با نیازهای ما پیوند درستی برقرار کرده بود، ممکن بود ساختار و شیوه‏ایی دیگری از سربازی ظهور پیدا کند. به طور مثال در جهت تامین نیازهای امنیتی مان ممکن بود به جای نظام‏وظیفه عمومی به سمت سربازی حرفه‏ ایی سوق پیدا می‏کردیم. سربازی که به صورت داوطلبانه و با حمایت درست وارد نیروهای نظامی شود، بسیار هم‏دل تر با ساختار خواهد بود. سربازی در این شرایط که به صورت علاقه‏مندانه و دغدغه مندانه از سوی افراد انتخاب شود، ارزش و شانی پیدا می‏کند که دیگر افراد با افتخار در جامعه خود را سرباز معرفی کنند. این عدم تناسب ساختار سربازی با کارکردها و فوایدی که به سربازی نسبت داده می‏شود، را در عرصه‏های دیگر هم می‏شود پیگیری کرد؛ مثلا همین که عنوان می‏شود ما در سربازی از جوانان مرد بسازیم، بیشتر به شوخی و برخورد ادیبانه با این پدیده شبیه است، برای ایفای این نقش، کدام الگوی تربیتی و کدام کار پژوهشی برای شما ثابت کرده است، که شما می‏توانید از طریق کار نظامی گری به تربیت افراد و جوانان بپردازید. آن هم در این ساختار ناکارآمد که الگوهای مناسبی برای سربازان به هیچ وجه موجود نیست. همین الگوهای موجود هم که در نیروهای مسلح وجود دارند، به طور کامل با الگوی نظام اسلامی و سرباز انقلاب اسلامی هماهنگ نیستند. یکی از دلایل ناکارآمدی نظام موجود سربازی را در این باید دید که حتی جوانان مومن و انقلابی و باورمند و متعهد هم بعضا از سربازی به انحاء مختلف طفره می‏روند، جوانانی که حاضرند هم در جنگ با دشمنان انقلاب و هم درسایر عرصه ها فداکاری کنند، اما با سربازی مشکل پیدا می‏کند و این چیزی جز ناکارآمدی ساختار فعلی نمی‏تواند باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه