معرفی کتاب

نظريه هايي درباره شهرهاي قلمرو فرهنگ اسلامي

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

نویسنده کتاب: اشرف‌السادات باقري

انتشارات: امیرکبیر

زمان انتشار: ۰۸:۴۷ ۱۳۹۲/۱۲/۲۲

تحقیقات انجام شده در مورد شهرهای اسلامی تاحدود زیادی متاثر ازچارچوب مفاهیم وقوانین اجتماعی، سیاسی واقتصادی حاکم برشهرهای غربی و مطابق با موازین و معیارهای مطالعه شهرهای غربی صورت پذیرفته است. محور اصلی مطالعات آنها مبتنی بر مقایسه شهرهای اسلامی با شهرهای اروپایی بوده است، تا ضمن سلب اصالت شهرهای اسلامی، آنها را از هویت خود محو کرده و از اهمیتشان بکاهد.

عظمت تمدن مسلمانان به این است که قبل از هر چیزی یک تمدن شهری و ارتباطی است. مسلما شهر نتیجه تمدن است، اما شهر اسلامی درا ین مورد تاکید بیشتری دارد برای بانیان وساکنان آن، شهر به منزله انعکاس ارزشهای اسلامی است که برهمه مکشوف است. به این ترتیب گذشته از انجام دگرگونیهای مکان، اقلیم،آب وهوا شهر در اسلام غرق در ایمانی واحد است. از گذشته تا به حال درباره مفهوم شهر وشهر نشینی، ویژگی شهر، ماهیت و چیستی شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نظریه ها ودیدگاههای مختلفی مطرح گردیده است. در کتاب  «نظريه هايي درباره شهرهاي قلمرو فرهنگ اسلامي» که توسط اشرف السادات باقری به تحریر در آمده و توسط انتشارات امیرکبیر به طبع رسیده است دید گاهها و نظریه های صاحبنظران مسلمانان و غیرمسلمان شرقی وغربی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی بررسی ومورد تجربه تحلیل قرار گرفته است.

قبل از بحث در مورد مساله کتاب جزییاتی درباره فرم و تقسیم بندی کتاب حاضر ارائه می شود. کتاب دارای دو بخش وشش فصل می باشد. در بخش اول کتاب نظریات کلیدی و مهم درباره ی ماهیت و چیستی شهر اسلامی از گذشته تا به حال مطرح گردیده است. در بخش دوم  نظریه های مربوط به ویژگی شهرهای قلمرو اسلامی از جمله تاثیر وقف، ویژگی معابر و حیاط وغیره مطرح گردیده است.

در فصل اول نظریه های موافق با مفهوم شهر و شهر نشینی ، نظریه هایی که شهر را حاصل فرهنگ وتمدن اسلامی میدانند و نظریه هایی که بوجود رابطه میان ایمان اسلامی و زندگی شهری متعقدند هستد، مطرح گردیده است.

در فصل دوم نظریه هایی که با مفهوم شهر و شهر نشینی و ویژگیهای خاص شهر در قلمرو وفرهنگ اسلامی موافق نیستند، نظریه هایی که شهر و فرهنگ اسلامی را شهر تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی ویونانی میدانند، نظریه هایی که شهر و قلمرو فرهنگ اسلامی را به عنوان شهر شرقی مطرح می کنند، نظریه هایی که شهر قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد شرایط و ویژگیهایی میدانند که یک شهر بایستی دارا باشد. نظریه هایی که شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد تداوم و استمرار تاریخی میدانند، نطریه هایی که شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی را دارای ساختارسست وبی فایده می دانند، مطرح گردیده است.

در فصل سوم نظریه هایی درباره مفهوم، ماهیت، چیستی شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی و سیر تاریخی مفهوم شهر و تعریف شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی مطرح گردیده است.

 در فصل چهارم نظریه هایی درباره چگونگی پیدایش شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی، نظریه هایی درباره وجه تمایز شهر و روستا در قلمرو فرهنگ اسلامی، نظریه هایی درباره وجه تمایز شهر و روستا در قلمرو فرهنگ اسلامی، نظریه هایی درباره معماری خانه ها و عناصر مسکن از جمله وجود حیاط، نظریه ها درباره ویژگی معابر و نظم وبی نظمی، نظریه هایی درباره علل ویژگی معابر و نقش عملکرد آنها در شهرهای اسلامی مطرح  گردیده است.

در فصل پنجم وششم نظریه سرمایه داری بهره بروی، نظریه نقش و تاثیر وقف بر شهرها مظرح گردیده است.

سوال اصلی کتاب نویسنده این است  نظریه پردازان شهر در زمینه شهرهای واقع در قلمرو اسلامی چه نظریاتی در خصوص شهر اسلامی دارند و  وفرهنگ دینی اسلام چه  تاثیری در شهرهای اسلامی گذاشته است ؟

درمورد شهرهای قلمرو اسلام مطالعات مختلفی انجام شده است، ولی ابعاد این تحقیقات مکمل یکدیگر نیستند و بحثها صرفا جزئیات را بطور مستقل وجداگانه مورد بررسی  و توجه قرارداده  و رابطه این اجزا را با مجموعه کلی در نظر نگرفته اند. بخش مهمی از تحقیقات انجام شده در سطح توصیف باقی مانده اند، بررسیهای صورت گرفته چندان تحلیلی نیستند و نگرش آنها به شهر اسلامی، مقاطع خاصی از تاریخ و مکانهای خاصی را در بر گرفته است. از طرفی نیز تحقیقات انجام شده در مورد شهرهای اسلامی تاحدود زیادی متاثر ازچارچوب مفاهیم وقوانین اجتماعی، سیاسی واقتصادی حاکم برشهرهای غربی و مطابق با موازین و معیارهای مطالعه شهرهای غربی صورت پذیرفته است. محور اصلی مطالعات آنها مبتنی بر مقایسه شهرهای اسلامی با شهرهای اروپایی بوده است، تا ضمن سلب اصالت شهرهای اسلامی، آنها را از هویت خود محو کرده و از اهمیتشان  بکاهد.

نویسنده در سراسر کتاب سعی میکند این مطب را به اثبات برسانند که نگاه به شهر اسلامی همواره نگاه با زوایه شهر غربی بوده و همواره با چنین نگاهی شهر های اسلامی بررسی شده اند.

به عقیده نویسنده بسیاری ازشرقشناسان ، برای متهم کردن دین مبین اسلام به دوری از مدنیت به بررسی مغرضانه از تاریخ پس ازظهور اسلام پرداختند .با عینک غربی به نقد و بررسی شهرهای اسلامی پرداختند تا نتیجه بگیرند که طراحی و ساختار شهر اسلامی، فاقد اصالت و تقلید ناشیانه از سبک های شهرهای رومی، یونانی واحیانا ایران باستان بوده است.

نکته مهم اینجاست که در حال حاضر برخی از صاحبنظران اساسا در تعبیر شهر اسلامی تردید دارند و استفاده از آن را رد می کنند. در اغلب نوشته ها اسلام عامل موثری بر شکل گیری کالیدی شهر تلقی نشده و کانون توجه بیشتر به تاثیر اقلیم، ساختار عشیرتی، نیاز های دفاعی، و تجاری در بافت شهر بوده است. از طرفی نیز تا قرن پیش مطالعات اروپایی در مورد تاریخ شهر عملا نمونه های  متعلق به دیگر فرهنگ ها را  نادیده می گرفت. در مورد شهرهای عربی اسلامی نیز  به گونه ای رفتار می شد که گویی  تجسم زوال و رکودند.

هدف اصلی کتاب مرور وبررسی نظریه ها و تحلیل های انجام شده در خصوص شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی استرو درباره مفهوم شهر وشهر نشینی ویژگی شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نظریه ها و دیدگاههای مختلفی وجود دارد.کلیه این نظرات را در دو دسته یا طبقه اصلی میتوان قرارداد:

الف) نظریه های و دیدگاه هایی که با مفهوم شهر وشهر نشینی و ویژگیهای خاص شهر در قلمرو وفرهنگ اسلامی موافق هستند که این دسته از نظریه به دو گروه تقسیم می شوند:

1-نظریه هایی که شهر را فرهنگ و تمدن اسلامی می دانند.

2-نظریه هایی که بوجود رابطه میان ایمان اسلامی، زندگی شهری و شهرنشینی معتقدند واسلام را دینی شهر می دانند.

ب)نظریه هایی که بامفهوم شهر و شهر نشینی ویژگیهای خاص شهر درقلمرو فرهنگ اسلامی موافق نیستند که این دسته ها از نظریه ها نیز شهر اسلامی را تقلید از شهرهای قدیمی رومی ویونانی و فاقد استمرار تاریخی و اسلام را دین شهری نمی دانند.

در ذیل برخی این نظریات بطور خلاصه مطرح می گردد.

نظریه های موافق با مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی:در دو بخش قابل تعریف می باشند: در قالب نظریاتی که شهر را حاصل فرهنگ و تمدن اسلامی می دانند.و نظریه های که متعقد به وجود رابطه میان ایمان اسلامی و زندگی شهری وشهر نشینی هستند.

برخی مستشرقان اسلام را شهری ترین دین خوانده اند وریچارد فرای در این مورد می گوید”با نگاهی به تاریخ1400ساله تمدن اسلامی و سده های اوج شکوفایی آن، بدین نکته واقف می شویم که کمتر تمدنی به اندازه مسلمانان،به بنای نوشهرها  پرداخته است”(ص21).

ریچاد فرای، ریچاد بولت ،سیناسور، آرمسترانگ، ابن خلدون، گویتین و ولش ازجمله افرادی هستند که معتقدند اسلام دین شهری است و اسلام را غالبا فرهنگی دانسته اند براساس زندگی  شهری. از طرفی نیز ژرژ مارسی ویلیام مارسی، بنت و میچون از جمله افرادی هستند که رابطه بین ایمان اسلامی وزندگی شهری را مطرح میکنند.

با این حال نظریه های مخالف با مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نیز وجود دارند که نویسنده آنها را در قالب های زیر دسته بندی کرده است:

-نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی و یونانی می دانند.

-نظریه هایی که شهر در قلمرو وفرهنگ اسلامی را صفت شرقی دادند و آن را شهر شرقی نامیدند.

-نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ  اسلامی را فاقد شرایط و ویژگیهایی می دانند که یک شهر بایستی داشته باشد.

-نظریه هایی که شهر درقلمرو وفرهنگ اسلامی رافاقد تداوم و استمرار تاریخی میدانند.

-نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را در دارای ساختار سست وبی قاعده می دانند.

بنت(Benet)،مدعی است که سر گذشت تاریخی شهرهای اسلامی با شهرهای اروپایی تفاوت دارد؛ زیرا شهرهای اسلامی در اغلب اوقات شهرهای موقتی بودند که درپی یک ماجراجویی کوتاه مدت و به دنبال ظهور دولتی که سعی داشتند سلطه خود را در مکان مشخصی اعمال کنند، بوجود آمدند وسرزمنینهای اسلامی مملو از خرابه های شهر مرده است.

محورهای اصلی برنامه ریزی شهر های اسلامی

محورهای اصلی وقوانین عمومی حاکم بر برنامه ریزی شهر های اسلامی به گونه ای که ثابت میکند، برنامه ریزی شهری در اسلام براساس اصولی معین و برگرفته از ارزشهای والای دین اسلام بوده است. قوانینی که با استفاده از تجربیات تمدنهای گذشته، نیاز های فردی واجتماعی و مادی ومعنوی مسلمانان را برآورده می ساخته است. پیاده کردن این اصول باعث شده که شهرهای اسلامی ازنوعی وحدت ترکیبی برخوردار باشند که آنها را از دیگر شهرها متمایز میکند، بویژه که این اصول وقواعد در همه شهرها بریک پایه واساس استوار بوده  است. اموری از این قبیل ثابت میکند که برخی از نظریه های کارشناسان غربی درمورد شهرهای اسلامی تاچه حد دور از واقعیت است. این نظریه ها منکر وجود اصول برنامه ریزی ثابت برای طراحی شهرهای اسلامی بوده و متعقدند که برخلاف شهرهای قرون وسطای روم واروپا، برنامه ریزی شهرهای اسلامی دچار هرج ومرج شده وخالی از وحدت ترکیب بوده است. این قبیل نظریه ها که نخست توسط سواژه مطرح شد وسپس از طرف گرونبام وپلانول تکرار شد،به نظر می رسد که چینین برداشتی ناشی آز آن است این پژوهشگران خواسته اند شهرهای اسلامی را از دیدگاه اروپایی مورد مطالعه قرار دهند. آشنا نبودن به اصول وقواعدی که برنامه ریزی شهری در اسلام حاکم بوده نیز در این نتیجه گیری بی تاثیر نبوده است، بخصوص که خود ایشان اقرار کرده اند تاثیرفرهنگ اسلامی به برنامه ریزی منازل مسکونی منحصر می شده است.

نظریه ها درباره مفهوم،ماهیت وچیستی شهر درقلمرو فرهنگ اسلامی

آیا شهر اسلامی وجود دارد؟

درجهان اسلام،پیامبر(ص) اولین سکونتگاه شهری را در سال622 بعداز میلاد ساخت و در شهر مدینه شهرسازی را با ساختن مسجد در مرکز شهر وسپس محلات و خانه ها و محلات مسکونی مهاجران را بنا نمودخصوصیات شهرسازی مدینه برمبنای اصول استانداری  بود.

شهر اسلامی حاصل فرهنگ و تمدن اسلامی است، شهر اسلامی، عناصر پراکنده فرهنگی دنیا را جذب و ذخیره کرد.با ایجاد یکنواختی وهماهنگی، یک نظام فکری نو بوجود آورد. عناصر تمدنهای دیگر را گرفت و به صورت کاملتری تحویل داد. شهر اسلامی برمبنای توجه به وجود نوعی ارتباط ذاتی، کلی وساختاری بین یک دین و فضاهای مصنوع شهری ومناسبات فردی و اچتماعی آحاد جامعه است .مفهوم شهر اسلامی، ناظر به هویت اجتماعی و کالبدی شهر است. شهر اسلامی شهری است که روابط اجتماعی آن بر پایه ارزشهای دینی سامان می یابد و چهره فیزیکی آن یادآور هویت اسلامی ساکنان آن است. اصطلاح شهر اسلامی بیانگر هویت و ویژگی فرهنگی، فضایی و تاریخی خاص سیستمهای چهارگانه ساخت شهرهای جهان اسلام اکوسیستم، سیستم فضایی-فعالیتی، سیستم ارزشی و سیستم مدیریتی است که محیط شهرهایشان را از آن غیر آن جدا می کند.

 نگرش غالب براین بوده است که طرح اندام واره و نامنظم، طرح حاکم برجهان اسلام است وسرشت خود انگیخه شهرهای اسلامی مانع پیدایش شبکه منظم معابر شده است.

نویسنده در فصل آخر کتاب نیز به بررسی موردی نقش فرهنگ اسلامی (وقف) در توسعه و رشد شهر اصفهان و تبریز پرداخته است تا نشان دهند فرهنگ اسلامی چقدر در توسعه شهرها موثر بوده است و می گویدکه گسترش و رشد شهر اصفهان در دوران تاریخی با موقوفات اصفهان ارتباط تنگاتنگی  داشته است. واز طرفی در طول تاریخ، یکی از بزرگترین موقوفات جهان اسلام در قرن هفتم هجری متعلق به شهر تبریز بوده و ربع رشیدی ممتازترین موقوفه و بزرگترین مرکز علمی و فرهنگی ایلخانانیان در تبریز در آن موقع می باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه