نظریه ابن خلدون به کار امروز می آید یا خیر؟

زمان انتشار: ۱۷:۳۹ ۱۳۹۱/۰۸/۱۵

پرسش ما این است که اساسا می توان نظریه ای پیشا مدرن مانند نظریه ابن خلدون را برای مسئله های امروزین و یا مدرن و یا پسا مدرن مورد استفاده قرار داد یا نه؟  یکی از نظریه هایی که می توان از رهگذر آن مسائل تاریخ اجتماعی را به تحلیل نشست نظریه ابن خلدون است. […]

پرسش ما این است که اساسا می توان نظریه ای
پیشا مدرن مانند نظریه ابن خلدون را برای مسئله های امروزین و یا مدرن و یا پسا مدرن
مورد استفاده قرار داد یا نه؟

 یکی از نظریه هایی که می توان از رهگذر آن
مسائل تاریخ اجتماعی را به تحلیل نشست نظریه ابن خلدون است. پرسش ما در این مجال این
است که اساسا می توان نظریه ای پیشا مدرن مانند نظریه ابن خلدون را برای مسئله های
امروزین و یا مدرن و یا پسا مدرن مورد استفاده قرار داد یا نه؟

 این در حالی است که کسانی مانند سید جواد
طباطبائی اساساً طرح ابن خلدون در پایه ریزی علم «عمران» را شکست خورده می دانند.[۱]
طباطبائی بر آن است که طرح ابن خلدون ناظر به طرح انداختن نظریه ای کلی و اجتماعی گسسته
از سنت و ایجاد چشم انداز برای روزهای پیش رو یعنی دوره مدرن نمی باشد.[۲]

اما از سوی دیگر بسیاری از متولیان گفتمان
تجدد عربی به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم مقدمه ابن خلدون را دستمایه مشروعیت بخشی
به گفتمان خود کرده اند و قرائتی متجددانه و در پیوند با تجدد عربی از آن ارائه می
دهند.[۳]

 جدای از این بحث که آیا می توان از نظریه
ابن خلدون برای فهم جوامع مدرن یا شبه مدرن استفاده کرد یا نه، شاید دخیل کردن تمایز
سنت و مدرنیته به عنوان پیش فرضی اساسی در رویکرد شکست طرح ابن خلدون دست کم در برخی
مطالعات جایگاهی نداشته باشد.

 چرا که گاهی پژوهشگر اساسا به دنبال تمایز
امر سنتی و مدرن نیست، بلکه تنها برای فهم برخی تمایزات بر آن است که از نظریه ابن
خلدون بستری بسازد برای ارائه فهم بهتری از دسته بندی های اجتماعی.

 محمد توکلی طرقی بر این باور است که در روایت
تاریخ جدید، زمان بالنده (نگاهی که معتقد است تاریخ حرکتی رو به جلو دارد
  که کسانی مانند هگل و مارکس بدان معتقدند) جایگزین
زمان چرخنده (نگاهی که معتقد است تاریخ عبارت است از گردش پیدایش اوج و افول تمدن ها
و جوامع که کسانی مانند ابن خلدون و اشپنگلر بدان معتقدند) شده است،[۴] در این بین
اگر مکانیزم فلسفه تاریخ ابن خلدون را چرخنده تلقی کنیم از منظر توکلی طرقی با یک فلسفه
تاریخ غیر امروزی روبرو هستیم. البته در این باب سخن بسیار می توان گفت، اینکه واقعا
فلسفه تاریخ امروزی بالنده است و فلسفه تاریخ سنتی چرخنده بوده است تفکیکی زیبا است،
اما باید در نظر گرفت که شاید بتوان فلسفه تاریخ مدرن را بالنده تلقی کرد، اما به سختی
می توان گفت که فلسفه تاریخ پست مدرن به راستی بالنده است. چه، اساسا پست مدرنیسم نه
با بالندگی تاریخ و نه با چرخندگی آن سازگار است، بلکه حرکت تاریخ را گسسته و چه بسا
تصادفی می بیند، هرچند گاهی به تاریخ چرخنده بیش از تاریخ بالنده نزدیک می شود.

 از سویی باید گفت فلسفه تاریخ ابن خلدون به
جز وجوه فلسفی اش البته اگر قبول کنیم که حائز آن است، وجوهی دارد که فارغ از حرکت
کلی تاریخ به ما کمک می کند تا جنس برخی جوامع به ویژه در جهان اسلام را دریابیم.

 البته برخی از پژوهش گران از جمله عبدالرحمن
بدوی بر این باورند که ابن خلدون اساساً بر آن نبوده تا فلسفه تاریخ یا فلسفه تمدن
برسازد. به نظر بدوی ابن خلدون صاحب روشی تطبیقی بود، نه تئوری های کلی در باب دولت
و سازمان های سیاسی و یا الگوهایی کلی در باب جامعه انسانی. از این منظر کار ابن خلدون
جز مطالعه ای موردی و یک توپولوژی توصیفی چیزی نبوده است.[۵] محمد عابد الجابری پژوهش
گر عرب با اینکه به دیدن بخشی از مقدمه و وا نهادن بخشی دیگر انتقاد می کند و استناد
به برخی جملات مقدمه ابن خلدون برای ارائه یک تحلیل اجتماعی را خطرناک توصیف می کند،
اما اندیشه ابن خلدون را منعکس کننده برخی ابعاد جامعه عربی امروز که آمیزه ایست از
جهان مدرن و پیشا مدرن می داند.[۶] برخی دیگر از پژوهش گران عرب برخی حوادثی که پس
از دوران مدرن در جهان عرب اتفاق افتاده اند را با نظریه خلدونی تطبیق و تفاوت های
آن حادثه با تئوری خلدونی را در دوران جدید عرضه کرده اند. در این بین علی الوردی جامعه
شناس عراقی پیشنهاد می کند تا یک جامعه شناسی عربی بر مبنای نظریات ابن خلدون شکل گیرد.[۷]
الوردی در کتاب « منطق ابن خلدون » خود به اعراب نجد در شبه جزیره عربستان اشاره کرده
و قیام ایشان را در قرن ۱۸ با نظریه ابن خلدون می سنجد. وی می نویسد: «در اواخر قرن
هجدهم شاهد موج قدرتمندی از بدویان بودیم که از نجد سرچشمه گرفت و تلاش نمود تا بر
اساس رویه ای که تاریخ زیاد به خود دیده بود، بر شهرها چیره شود. این موج جدید بیشتر
صفاتی که موج های پیشین را قادر ساخته بود تا غلبه یابند و دولت تشکیل دهند داشت. قدرت
عمل و سخت کوشی و تهور همه در این موج دیده می شد علاوه بر این صبغه دینی دعوت محمد
بن عبدالوهاب نیز این موج را درهم تنیده تر می ساخت. این موج ابتدا پیروزی بزرگی بدست
آورد، اما این پیروزی زیاد دوام نیاورد، و ارتشی حضری از مصر فرا رسید و موج بدوی را
از صحرا رانده و پایتخت آن را اشغال کرد. شاید این نخستین باری بود که ارتشی حضری مردان
سخت کوش صحرا را در خود صحرا در هم می شکستند. این موج بدوی در این قرن[۸]دیگر بار
برخاست و شهرهای مجاور را مورد یورش قرار داد و تا مرزهایی که دیگر امکان پیش روی نداشت
یعنی حد فاصلی که می توان گفت بین جهان بدوی و حضری وجود داشت پیش رفت. به هرحال این
موج توانست حکومتی تأسیس کرده و در ادامه به مرحله «ترف» که ابن خلدون در مقدمه اش
از آن یاد می کند گذر کرد. البته این امر تنها پس از کشف گنج های نفت در صحرا امکان
یافت، چه اگر این نبود، موج مورد نظر نمی توانست چرخه خلدونی را کامل نماید».[۹] الوردی
در ادامه با اشاره به جنگ افزارهای جدید و مدخلیت این سلاح ها در خراب کردن چرخه خلدونی
می افزاید: «این موج در ابتدا از تفنگ استفاده می کرد، اما در حال حاضر برآن است که
با خرید جنگ افزارهای جدید خود را به اهل حضارت نزدیک سازد… این نمونه ای واقعی بود
برای توضیح عجز بداوت برای ایفای نقشی که در عهد قدیم می توانست ایفا کند».[۱۰]

 

در این فراز، الوردی با پایه قرار دادن نظریه
ابن خلدون ناتوانی نظریه ابن خلدون در تحلیل تکنولوژی را نشان می دهد، که به نظر می
رسد مهم باشد. درواقع برخی از عناصر جهان مدرن و بعد از آن از جمله تکنولوژی و شاید
رسانه و مانند آن در تحلیل خلدونی جایی نداشته باشند، با این وجود نمی توان ارزش های
نظریه ابن خلدون را نادیده گرفت، به ویژه اینکه بسیاری از مناسبات اجتماعی و حتی سیاسی
امروز در مناطق ما و چه بسا دیگر مناطق با تحلیل های خلدونی هم خوانی هایی داشته باشند
و بتوان با بهره گیری از دستاوردهای ابن خلدون تحلیل بهتری از مناسبات امروزین جوامعمان
به دست داد.

 ——————————————————————————–

 

[۱] . طباطبائی، جواد، ابن خلدون و علوم اجتماعی،
وضعیت علوم اجتماعی در تمن اسلامی،طرح نو، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۵۴٫

[۲] . طباطبائی، جواد، ص۸۶٫

[۳] . الوریمی بوعجیله، ناجیه، حفریات فی
الخطاب الخلدونی، الاصول السلفیه ووهم الحداثه العربیه، دار بترا للنشر والتوزیع، الطبعه
الاولی، دمشق، ۲۰۰۸،ص۱۵٫

[۴] . توکلی طرقی، محمد، تجدد بومی و باز
اندیشی تاریخ، نشر تاریخ ایران، تهران، ۱۳۸۲، ص ۱۰٫

[۵] . الجابری، محمد عابد،فکر ابن خلدون العصبیه
والدوله معالم نظریه خلدونیه فی التاریخ الاسلامی، مرکز دراسات الوحده العربیه، الطبعه
السادسه،بیروت، ۱۹۹۴، ص۱۱۰ به نقل از (عبدالرحمن بدوی، ابن خلدون وارسطو:اعمال مهرجان
ابن خلدون (القاهره:مرکز البحوث الاجتماعیه والجنائیه بالجمهوریه العربیه المتحده،ص۱۶۱-۱۶۲٫

[۶] .الجابری، محمد عابد،فکر ابن خلدون، ص۱۰٫

 

[۷] . الوردی، علی، دراسه فی طبیعه المجتمع
العراقی، محاوله تمهیدیه لدراسه المجتمع العربی الاکبر فی ضوء علم الاجتماع الحدیث،
بی جا، بی تا، ص۵٫

[۸] . منظور قرن بیستم است.

[۹] . الوردی، علی، منطق ابن خلدون فی ضوء
حضارته وشخصیته، دار کوفان، الطبعه الثانیه، لندن، ۱۹۹۴، ص۲۵۴٫

[۱۰] . الوردی، علی، منطق ابن خلدون فی ضوء
حضارته وشخصیته، ص۲۵۴و۲۵۵٫

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه