«جراحی بزرگ غرب» برای دور شدن از الگوی نفت

نقدی بر «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی»+دانلود مقاله

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۲:۵۰ ۱۳۹۳/۰۳/۴

دکتر محسن مسرت در یادداشت مبسوطی مدعیات طرح شده توسط دکتر محسن رنانی در کتاب الکترونیکی «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران: درآمدی بر عبور تمدن‌ها» را مورد نقد و بررسی جدی قرار داده است.

نقدی بر کتاب دکتر محسن رنانی: «اقتصاد سیاسی مناقشه هسته ای»

پروفسور محسن مسرت، استاد بازنشسته دانشگاه ازنابروک آلمان که سرپرستی بسیاری از پروژه‌های پژوهشی  از جمله : جهان سوم،، موازنه و چشم‌اندازهای علم و عمل در اُزنا بروک، چشم‌اندازهای محیط زیست و توسعه در ازنا بروک و  همچنین از سال ۲۰۰۲ هماهنگ‌کننده همکاری‌های ایران و آلمان در زمینه حفاظت از محیط زیست، سیاست انرژی و توسعه پایدار بوده است در یادداشت مبسوطی مدعیات طرح شده توسط دکتر محسن رنانی (استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان) در کتاب الکترونیکی «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران: درآمدی بر عبور تمدن‌ها» را که چند سال پیش بر روی اینترنت منتشر شده است مورد نقد و بررسی جدی قرار داده است.

محتوای کتاب رنانی درباره نقد سیاست قبلی ایران در مورد مناقشه اتمی است. رنانی در این کتاب معتقد است تداوم مناقشه اتمی ایران و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای با کشورهای 5+1 خواست کشورهای غربی به ‌ویژه آمریکاست تا غرب بتواند از طریق بالا و پایین بردن تنش‌های حاصل از مناقشه، بازار جهانی نفت را مدیریت کند. پرفسور محسن مسرت در این مقاله که با عنوان «جراحی بزرگ غرب» برای دور شدن از الگوی نفت در فصلنامه پژوهشهای اقتصادی سیاسی اطلاعات به چاپ رسانده است معتقد است مناقشه ای هسته ای اگر دستاویزی باشد- که هست- برای آن نیست که آمریکا از آن به منظور بالا بردن بهای نفت و فرار از الگوی انرژی فسیلی به سوی الگوی انرژی خورشیدی-یعنی آن‌گونه که رنانی میگوید-استفاده کند بلکه درست برعکس، بر آن است که بر سراسر خاورمیانه چنگ اندازد، الگوی انرژی فسیلی را برای چند دهه دیگر در جهان پایدار سازد و جایگاه دلار بعنوان پول جهانی و ابزاری امپریالیستی را حفظ کند.

دکترمسرت گزاره هاو تزها، استدلال‌های اصلی کتاب رنانی را در ابتدای بحث خود می‌آورد که به شرح زیر هست:

به گفته رنانی-غرب با مشکلات، بحران‌های محتمل و بیماری‌های ساختاری متعددی روبه رو است که راه حل درون‌زایی برای درمان آن‌ها ندارد؛ بنابراین در صورتی که بخواهد قبل از فرارسیدن بحران‌ها، از وقوع آن‌ها پیشگیری کند، چاره ای ندارد که دست به جراحی بزرگ بزند. (رنانی ۱۳۹۲: ص ۷۹) از دید رنانی، این بحران‌های غرب عبارتند از اعتیاد گسترده به نفت و خطر بحران انرژی در اواخر دهه دوم قرن جاری، آلودگی جوی و خطر فراینده پیشروی اقیانوس‌ها که نیمی از ثروت غرب را در مخاطره می‌اندازد، کهولت سیستمی و کسری فزاینده تراز انرژی سیستمی غرب و کاهش مداوم مزیت‌ها وبالقوه درونی نظام غرب؛ و بنابراین خطر فزاینده از دست رفتن اقتدار اقتصادی و مرجعیت سیاسی غرب و خطر سیاسی جهان اسلام برای غرب، تهدیدهایی هستند که اقتدار و حتی موجودیت نظام غرب را به چالش گرفته‌اند.

– به اعتقاد رنانی اهرم اقتصادی که غرب بوسیله آن می‌خواهد از خارج به «جراحی بزرگ» دست بزند، به افزایش پر شدت بهای نفت خواهد انجامید که «بهترین ابزار برای تحمیل یک فشار بزرگ به نظام سیاسی و اقتصادی غرب است»(همان:۸۱) از دید رنانی «افزایش شدید قیمت نفت موجب تغییر الگوی تولید و مصرف انرژی جهانی می‌شود و اگر در بلند مدت ادامه یابد باعث می‌شود الگوی انرژی جهانی زودتر رخ دهد… این به آن معنی است که دنیا از نفت ما بی نیاز خواهد بود»

بنا به باور رنانی غرب با کوتاه کردن انتقال فناوری انرژی‌های نو از سه دهه به یک دهه، از طریق افزایش پر شدت قیمت نفت و به اصطلاح با یک جراحی بزرگ، در کمترین زمان به بزرگ‌ترین جهش تاریخی در منحنی عمر خود خواهد رسید.

به نظر رنانی این راهبرد برای غرب چند دستاورد اساسی دارد: اول – منتفی شدن بحران نفت در دهه دوم وسوم قرن بیست ویکم دوم-جایگزین شدن انرژی‌های پاک که در بلند مدت می‌تواند باعث توقف گرم شدن زمین شود. -سوم اینکه غرب برای همیشه خود را از وابستگی به منطقه پرتنش و پرهزینه و غیر قابل پیش بینی خاورمیانه رها می‌کند و چهارم دستاورد غرب این است که جهان اسلام دیگر نمی‌تواند در عرصه جهانی نقش آفرینی کند.

پنجم-خاورمیانه ثروت عظیم خود را با موفق شدن راهبرد غرب از دست خواهد داد و ما شاهد افت شدید قیمت نفت خواهیم شد؛ بنابراین نباید طوری سیاست ورزی کنیم که به شوق افزایش درامد امروز، در آینده ای نه چندان دور درآمد نفت خود را از دست بدهیم و آنگاه به دامن بحران‌های زنجیره ای اجتماعی و اقتصادی گرفتار شویم.

اهرم کلیدی برای افزایش قیمت نفت چیست؟ رنانی شکی ندارد که غرب به رهبری آمریکا قصد دارد با ایجاد یک تنش در خلیج فارس و با تداوم مناقشهٔ اتمی ایران برای چند سال قیمت نفت را بصورت کنترل شده افزایش دهد تا بتواند چالش‌های خود را بسرعت حل وفصل کند. به نظر او ایران اکنون در یک بازی خود آچمزی از سوی غرب قرار دارد (همان ۲۴۲).

ولی نتیجه گیری رنانی از ارزیابی خود برای خنثی کردن طرح «جراحی بزرگ» غرب و به گمان او دفاع از منافع بلند مدت ایران چیست و جمهوری اسلامی باید چگونه سیاستی در پیش گیرد و این سیاست را با کدام ابزار متقابل به اجرا در آورد؟

 وی در نامه ای به رهبری این‌گونه به رهبری رهنمون می‌شود :” …به گمانم گاه آن است که عصای شما از نقش تزیینی به درآید و نقش تاریخی خود را بازی کند. شاید لازم باشد برای ایجاد امنیت در عراق و منطقه، آن را بردارید، به سفر بروید و نقش شیخوخیت خود را در منطقه به کار گیرید. لازم است فضای سیاسی آشفته منطقه با گفت و گوهای سطح بالا و دوستانه با شیوخ منطقه آرام شود. همچنین برای افزایش فوری عرضه نفت با کشورهای تولید کننده نفت در منطقه همکاری و توافق کنید و در ایجاد امنیت و ثبات در عراق از تمام ظرفیت‌های سیاسی ایران استفاده کنید تا نفت عراق هر چه سریع تر و با تمام ظرفیت وارد بازار شود. کوتاه سخن آن که تنها یک تغییر معکوس به بازار نفت وارد آورد یک فشار معکوس در بازار نفت را طراحی و دنبال کنیم.” (همان: ص ۵۰)

نویسنده مقاله می کوشد در اینجا استدلال‌ها و نتیجه گیری‌های رنانی را به بحث بگذارد و مورد نقد قرار دهد. مسرت  لبه تیز انتقادهای خودش را بیشتر متوجه استدلال‌ها و تز های رنانی در باره جراحی غرب گذاشته و با طرح چند پرسش کلیدی با استناد به داده‌هایی ادعاهای رنانی را رد می‌کند.

نویسنده مقاله بعد از آوردن استدلال‌های رنانی در مقام پاسخگویی ارزیابی انتقادی با طرح سؤالی که آیا غرب خواهان افزایش بهای نفت است؟ به رد استدلال اول و پایه ای رنانی می پردازد و می‌گوید اولاً نمی‌توان براحتی گفت که امروزه مدیریت قیمت نفت دست امریکا است و دوما اگر استدلال و پیش فرض دکتر رنانی درست باشد سؤالی که پیش می‌آید این است که چرا آمریکا راه پرخطر، نامطمئن، و بسیار پیچیده راه اندازی مناقشه ای هسته ای ایران را برگزیده است؟ درحالی‌که آمریکا راه‌های زیادی مثل پیوستن به اوپک به عنوان سومین تولیدکننده نفت و یا از طریق دوست وفادار خود عربستان سعودی این سیاست می‌تواند را به اجرا گذارد و گواه تاریخی محکم مثل جنگ عراق و کویت را می اورد که امریکا از طریق عربستان قیمت نفت را مدیریت کرد، بنابراین عربستان که همچنان که به درخواست آمریکا در جنگ عراق و کویت تولید نفت خود را جهش وار افزایش داد، چنانچه امریکا لازم بداند می‌تواند از طریق عربستان به جراحی بزرگ خود دست بزند.

نقدی اساسی دیگر مسرت بر کتاب رنانی که با طرح این پرسش هست؛ آیا آمریکا به دنبال پیاده کردن الگوی انرژی خورشیدی است؟

برخلاف استدلال رنانی جناح حاکم در آمریکا نه تنها کوششی در این زمینه نکرده است که برعکس در بازار داخلی تیز سیاست‌های انرژی دولت را در خدمت گسترش انرژی‌های فسیلی قرار داده است و هم از امضای پروتکل‌های کیوتو و مسئولیت پذیری در کاستن از گازهای گلخانه ای خودداری کرده است؛ بنابراین راهبرد اصلی آمریکا و جناح حاکم بیشتر به حفظ الگوی فسیلی گرایش دارد زیرا حلقه ای کلیدی در زنجیره هژمونی آمریکا، کنترل هرچه بیشتر منابع نفت و گاز خاورمیانه است. اگر به دنبال الگوی انرژی تجدید شدنی بود دیگر جنگ عراق و افغانستان و.. برای آمریکا معنا نداشت، و خاورمیانه را به حال خود رها می‌کرد. بلکه آمریکا سرسختانه به دنبال چنگ آوری خاورمیانه در قرن بیست و یک هست.

به اعتقاد مسرت امروزه دیگر حفظ قیمت نفت در اختیار آمریکا نیست و استراتژی اصلی آمریکا حفظ تجارت نفت به دلار در بازار جهانی و تثبیت آن به عنوان تنها پول معتبر جهانی برای چند دهه آینده است. اهمیت این اهداف در این واقعیت نهفته است که دلار به عنوان پول جهانی مدت‌هاست به یک ابزار بسیار نیرومند اقتصادی برای انتقال بلاعوض ثروت و سرمایه های جهانی به آمریکا تبدیل شده است. تا هم این کشور را ثروتمندتر کند هم از بحران‌های مالی جهانی دور سازد. ولی آمریکا هنگامی می‌تواند جایگاه دلار را پایدار کند که سراسر خاورمیانه و از جمله خود ایران را نیز کنترل کند بنابراین مناقشه ای هسته ای اگر دستاویزی باشد- که هست برای آن نیست که آمریکا از آن به منظور بالا بردن بهای نفت و فرار از الگوی انرژی فسیلی به سوی الگوی انرژی خورشیدی-یعنی آن‌گونه که رنانی میگوید-استفاده کند بلکه درست برعکس، بر آن است که بر سراسر خاورمیانه چنگ اندازد، الگوی انرژی فسیلی را برای چند دهه دیگر در جهان پایدار سازد و جایگاه دلار بعنوان پول جهانی وابزاری امپریالیستی را حفظ کند.

نقد مشکل متدولوژی علمی رنانی:

نویسنده در ادامه مقاله از مشکلات متدلوژی کتاب رنانی را نقد می‌کند. رنانی در کتابش دو رویداد در دهه گذشته، یعنی افزایش جهشی بهای نفت و نیز مناقشه هسته ای را پیوند باهم می‌بیند در حالی که افزایش بهای نفت مناقشه هسته ای ایران در دو بستر تاریخی متفاوتی پدید آمده اند و تابع قوانینی یکسره جدا هستند. و قیمت نفت هم تابع بازار جهانی انرژی است و هم تابع معادله قدرت سیاسی میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی در جهان و درحالی‌که مناقشه هسته ای یا نتیجه رفتار زورگویانه غرب و تفسیر یک‌جانبه ان. پی.تی است یا بحث توازن قوا در خاورمیانه هست.

 متن کامل مقاله دکتر مسرت را می توانید از اینجا دریافت کنید

۳ دیدگاه

    دانشجو :

    مطلب خیلی خوبی بود مقاله ی پرفسور مسرت را خواندم خیلی مقاله ی خوبی بود کتاب رنانی را نیز خوانده بودم رنانی طوری در گتابش بحث میکند که انگار فقط ایشان از سیاست آمریکا در قبال مساله هسته ای ایران خبردارند و دولت ایران و مقامات ارشد نظام اصلا متوجه موضوع نیستند بنابراین با مرثیه سرایی و نصحیت به رهبر انقلاب رهمنون می شود که دارد دیر می شود حداقل شما یکاری انجام بدین تا مملکت نابود نشود بنظرم مسرت واقعا پاسخ خیلی کاملی به رنانی داده است بهتره خودشم بخونه دیگه نیشنه 700 صفحه مطلب بدون پایه استدلالی مناسب بنویسد منی که سواد اقتصادبین الملل و سواد علوم سیاسی ندارم میدانم که برای آمریکا راه های راحتری وجود دارد مثل عربستان و پیوستن به اوپک درضمن دعوا سر اصل تفکر انقلاب اسلامی است و این ها همه ابزار های مقابله هستند

    علی :

    تمامی پیش بینی های دکتر رنانی معمولا اشتباه از کار در میآید . همین کتاب باعث شد بودجه سال 93 را با نفت بشکه ای 100دلار بسته شود و بعد دولت دید چه اشتباهی کرده است نفت سقوط کرد و رکود ایران عمیق تر شد .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه