نقدی بر رویکرد مهرنامه نسبت به تحول در علوم انسانی: خبر آمد خبری در راه است!

زمان انتشار: ۱۹:۳۸ ۱۳۹۰/۱۲/۱۹

علی رغم ظاهر، «مهرنامه» در بطن مطالبش، به شدت نگران تغییر است. چه این تغییر در ساحت علوم انسانی باشد و چه در قالب جنبشی برای تسخیر وال استریت و بر هم زدن بساط سرمایه داری لیبرال. شما حافظان وضع موجود غرب شده اید و نسبت به نوآوری و دیدگاه های متفاوت از آنچه در غرب معاصر رایج بوده است مقاومت می کنید. چرا که تمدن غرب را پایان و غایت القصوای مدل زیست بشر انگاشته و به همین دلیل تغییرات تمدنی ناشی از انقلاب اسلامی را هیچ می انگارید. در حالی که انقلاب اسلامی رو به پیش است و به دنبال تحول از معرفت شناسی و هستی شناسی تا سبک زندگی است. تمدنی نوین در راه است چه منکران بخواهند و باور کنند و چه نخواهند و باور نکنند.

در پی
انتشار گزارش کنایه آمیز و یادداشت سرشار از کینه حامد زارع در شماره هجدهم “ماه
نامه مهرنامه” درباره برگزاری دومین کنگره ملی علوم انسانی در سال جاری، یادداشتی
در نقد رویکرد مهرنامه نسبت به تحول در علوم انسانی نگارش و به دفتر مهرنامه ارسال
گردید. اما پس از امتناع این ماه نامه از درج این یادداشت انتقادی به قلم محسن دنیوی،
پایگاه تحلیلی خبری 598 اقدام به انتشار آن نمود که در ادامه می آید:

خبر
آمد خبری در راه است…

 در دی ماه سال جاری همایشی با عنوان “دومین
کنگره ملی علوم انسانی” با همکاری مشترک “پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم
انسانی” و ” سازمان سمت” برگزار شد. (این دو سازمان وظیفه تغییر در
سرفصل های برخی از رشته های علوم انسانی را نیز بر عهده داشته اند که نیاز است تا نتیجه
کار آن ها مورد نقد و بررسی صاحب نظران قرار گیرد). ماه نامه مهرنامه به اقتضای موضوع
اصلی خود یعنی علوم انسانی به این کنگره ملی پرداخته و در شماره اخیر خود (شماره
18، صفحه 27) گزارش مختصری از آن ارائه داده بود. گزارشی که با کنایه آغاز و با اشاره
ای سرشار از کینه با عنوان ” خبری نیست” و به قلم آقای حامد زارع پایان یافته
بود. در این اشاره به کم و کیف جمعیت و کم رمقی همایش پرداخته و اینکه مسأله ای طرح
نشد و موضوع مقالات و ارائه دهندگان همایش هم نشان می داد که همایش، برای دور هم بودن
است و اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد و اینها با عنوان علوم انسانی همایش هایی با مخاطب
اندک می گیرند و ما هم علوم سیاسی و جامعه شناسی خودمان را در دانشگاه می خوانیم و
قس علی هذا. پیرامون گزارش و به خصوص مطلب کوتاه آقای زارع نکاتی وجود دارد که در ادامه
خواهد آمد؛

     در اینکه
همایش مورد اشاره مهرنامه کم رمق بود و بی دغدغه، بحثی نیست. اما این کم رمقی به نحوه
برگزاری و قالب ارائه یعنی همایش بر می گردد و نه به موضوع تحول در علوم انسانی. البته
باید در اینجا از موسسات پرتلاشی همچون پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی و سازمان
سمت هم کمی گلایه مند بود. موسساتی با سابقه طولانی و دستاوردهایی مهم، همایشی برگزار
کرده اند که بهانه ای برای مهرنامه و دوستانش فراهم آورده تا با ارائه گزارش از ضعف
های آن، آرمان های انقلاب و رویکردهای تحول خواهانه و تمدنی رهبر معظم انقلاب را به
سخره بگیرند و دوستانشان را امیدوار به حفظ وضع موجود علوم انسانی مدرن و انقلابیون
را ناامید و مایوس از تحول جلوه دهند. اما این تمام ماجرا نیست. دلیل بر این مدعا هم
همایش ها و گردهمایی های دیگری است که در همین سال و اواخر سال گذشته اتفاق افتاد و
مهرنامه آن ها را ندید و هیچ گزارشی از آن ها منتشر نکرد. البته دلیل این عدم انتشار
هر نوع گزارشی از آن همایش ها به این برمی گردد که مهرنامه دوست ندارد اتفاقاتی را
که به نفع انقلاب اسلامی تمام می شود و نشان از زنده بودن بیانات رهبر معظم انقلاب
را دارد پوشش خبری دهند و سکوت، بهترین انتخاب این دوستان است. این همایش ها تنها بخش
کوچکی از فعالیتهای جبهه فکری انقلاب اسلامی است و اگر بهتر بنگریم نمی توانیم به راحتی
از کنار تلاش هایی که در قالب صدها جلد کتاب ارزشمند، مجلات تخصصی، دانشنامه ها و نشست
هایی که در موسساتی همچون موسسه پژوهشی امام خمینی(ره) قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
اسلامی، فرهنگستان علوم اسلامی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، مجمع عالی حکمت اسلامی و دانشگاه
امام صادق(ع) …در طول این سالها انجام شده است، بگذریم.

     برای
پرهیز از کلی گویی و به عنوان نمونه یکی از همایش های برگزار شده در سال جاری را مرور
می کنیم. در اردیبهشت سال جاری همایشی با عنوان تحول در علوم انسانی  و با همکاری مشترک فرهنگستان علوم اسلامی قم و دانشگاه
تهران برگزار شد و مهرنامه به عنوان نشریه ای در حوزه علوم انسانی به راحتی از کنار
آن عبور کرد و به آن نپرداخت. البته این عدم پوشش خبری دلایل دیگری غیر از آنچه گفته
شد دارد که از آن جمله می توان به متولی اصلی برگزاری همایش مذکور یعنی فرهنگستان علوم
اسلامی قم اشاره نمود. مجموعه ای که آقای قوچانی نسبت به آن شناخت داشته دارند و در
نمایشگاه کتاب سال 86 در گفتگوئی کوتاه به خطر این جریان فکری(فرهنگستان علوم اسلامی
قم) برای جریانات سکولار در ایران اشاره کرده بود و در همان زمان با چاپ یادداشتی در
روزنامه شرق به شخصیت سید منیرالدین حسینی الهاشمی – موسس فرهنگستان علوم اسلامی قم-
پرداخته و به بهانه نقد حزب برادران ایشان را مورد لطف خود قرار داده بودند.

  همایش در 21 اردیبهشت ماه و در تالار علامه امینی
دانشگاه تهران برگزار شد. همایشی که از بودجه ها و هزینه های سرسام آور از بیت المال
بی بهره بود و قیود ملی و بین المللی را به صورت صوری یدک نمی کشید و نام نهادها و
ارگانها و دانشگاه های متعدد در پایین پوسترهای آن دیده نمی شد.

 برای برگزاری این همایش یازده ماه کار مداوم محتوایی
و اجرایی صورت گرفت و در مجموعه مصاحبه ها، مقالات و سخنرانی های آن شاهد آثاری از
اساتید گرانقدر: عبدالله جوادی آملی، محمد تقی مصباح یزدی، محی الدین حائری شیرازی،
رضا داوری اردکانی، مهدی هادوی تهرانی، سید محمد مهدی میرباقری، علی اکبر رشاد، سعید
زیباکلام، حسین کچویان، ابراهیم فیاض، موسی نجفی، هادی صادقی، رضا برنجکار، جمیله علم
الهدی، موسی نجفی، عبدالحسین خسروپناه، محمد رجبی، مسعود درخشان، محسن غرویان، محمد
جواد ارسطا، خسرو باقری، عبدالحمید واسطی، مهدی نصیری، علی اکبر میرسپاه، مهدی مشکی،
حمید پارسانیا، علیرضا پیروزمند، حسین سوزنچی، احمد رهدار و … هستیم.

 قبل از برگزاری این همایش، 15 پیش نشست در هفته معلم
(هفته قبل از برگزاری همایش اصلی) و در دانشگاه های علامه طباطبایی تهران، صنعتی شریف
تهران، امام صادق(ع) تهران، بوعلی سینای همدان، شاهد تهران، شهید چمران اهواز، شهید
باهنر کرمان، صنعتی اصفهان، فردوسی مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه ایلام، دانشگاه زاهدان،
موسسه امام خمینی قم، دانشگاه تهران(واحد پردیس)و…برگزار شد و در روز همایش نیز در
حالی که 600 نفر از قبل ثبت نام نموده بودند اما حاضرین در همایش به 1200 نفر رسید
که از استانهای مختلف به تهران آمده بودند. در ساعات آغازین همایش یعنی ساعت 8:30 درب
سالن اصلی به دلیل ازدحام بسته شد. نکته جالب این جاست که در طول برگزاری همایش از
8 صبح تا 7 عصر، سالن اصلی از جمعیت خالی نشد و استمرار این جمعیت در طول نزدیک به
10 ساعت برای چنین همایش هایی در ایران غیر عادی است(و این نیز نشانه ای دیگر است اگر
دوستان تامل کنند). نزدیک به بیست درصد از جمعیت حاضر در همایش را اساتید تشکیل می
دادند که با محبت فراوان و از ساعات ابتدایی به محل برگزاری آمدند.

 سه میزگرد تلویزیونی و 75 چکیده مقاله ی ارسالی به
دبیرخانه که 17 مورد از آنها برگزیده و در دست چاپ قرار گرفت از دیگر تلاشهای صورت
گرفته در این همایش بود. انصاف این بود که دوستان ماه نامه مهرنامه ( که البته با ورق
زدن آن بوئی از مهر به مشام نمی رسد و صفحه صفحه و بندبند و سطرسطر آن عداوت و بغض
نسبت به انقلاب اسلامی است) به ژست حرفه ای خود پایبند می ماندند و گزارشی از برخی
تحرکات پرشور فعالان جبهه فکری انقلاب نیز منعکس می کردند. نه اینکه تنها پوشش دهنده
اتفاقات کم رمق باشند.

      سخنران
اختتامیه همایش تحول در علوم انسانی دکتر داوری اردکانی بودند که به دلیل کسالت شدید
پیش آمده در همایش حضور پیدا نکردند. اما دکتر داوری دو روز بعد از همایش، متن سخنرانی
خود را که آماده نموده بودند با لطف بسیار در اختیار پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان
علوم اسلامی قم قرار دادند تا منتشر و به اطلاع دوستداران ایشان برسد. لازم به ذکر
است که آقای حامد زارع در اشاره کوتاه خود بر گزارش مهرنامه از همان کنگره کم رمق،
به بیانات دکتر داوری در همان کنگره  اشاره
داشتند و دکتر داوری را فیلسوف ما (احتملا منظورشان از ما، جریان مسلمانان سکولار و
نشریه ارگانی آن یعنی مهرنامه بوده است) خطاب نموده بودند. شاید این ویژگی خاص دکتر
داوری عزیز باشد که مهرنامه هم او را فیلسوف خود می داند. چرا که ایشان رسالت خود را
بسط سوال و فهم پرسش اصلی روزگار ما قرار داده اند و اگر از اعلام موضع پرهیز دارند
به دلیل آن است که معتقد به بسط پرسش و پرهیز از ارائه پاسخ سیاسی به آن هستند. اما
این رویکرد استاد به معنای بی موضعی ایشان نیست و شاید برای اصحاب مهرنامه رجوع  به متن گفتگوی این استاد بزرگوار با دیدار سید محمد
مهدی میرباقری- مسئول فرهنگستان علوم اسلامی قم- (ماهنامه سوره اندیشه، شماره 47 و
48، آذر و دی 89، ص 191 تا 204) خالی از لطف نباشد. با مطالعه متن آن دیدار، این سوال
به ذهن خطور خواهد نمود که چگونه دکتر داوری می تواند در حال حاضر، هم فیلسوفی نزدیک
به اصحاب مهرنامه باشد و هم فیلسوفی که نسبت به فرهنگستان علوم اسلامی قم اظهار محبت
و قرابت دارد؟

      همایش
هایی این چنینی به دنبال ایجاد تغییری سریع و صوری در علوم انسانی نبوده و نیستند و
برگزارکنندگان آن ها به خوبی واقفند که این تحول نیازمند فرآیندی طولانی و تدریجی است
که گام اول آن درک عمیق علوم انسانی مدرن و آغاز بررسی نقادانه ی آن است.اما گرد هم
آمدن صاحب نظرانی که علوم انسانی را در دانشگاه های معتبر غرب خوانده اند در چنین همایشی،
می تواند نوید بخش شنیدن خبرهایی مهم در آینده فکری و علمی انقلاب اسلامی باشد. صاحب
نظرانی که همگی منتقدان مدرنیته بوده و قائل به رجوع به دین در علم ورزی هستند(که تفصیل
جزئیات مباحث آنان فرصتی دیگر می طلبد). اینان انقلاب اسلامی را نه یک جنبش اجتماعی
بلکه اتفاقی از باطن عالم می دانند که به خواست خداوند متعال منجر به تغییر عهد خواهد
شد. پیدایش این نسل از صاحب نظرانی که در عین آشنایی با غرب مدرن، منتقد مبانی آن هستند
و تنها راه را در رجوع به دین در ساحت علوم انسانی می دانند، حقیقتی گرانبهاست که آثار
آن در دهه های آینده بروز و ظهور خواهد یافت. شاید تعداد این طیف از متفکران در مقایسه
با کسانی که منکر تحول هستند زیاد به نظر نرسد، اما این نوع نگاه هر روز بسط بیشتری
یافته و بر تعداد علاقه مندان به آن افزوده خواهد شد. نسلی از اساتید را خواهند ساخت
که حرفی دیگرگونه در قلمروی علوم انسانی دارند که محدود به مرزهای ایران نیز نخواهد
ماند.

     نکته
پایانی اینکه شما حافظان وضع موجودید و علی رغم ظاهر مهرنامه، در بطن مطالبتان به شدت
نگران تغییر هستید. چه این تغییر در ساحت علوم انسانی باشد و چه در قالب جنبشی برای
تسخیر وال استریت و بر هم زدن بساط سرمایه داری لیبرال. شما حافظان وضع موجود غرب شده
اید و نسبت به نوآوری و دیدگاه های متفاوت از آنچه در غرب معاصر رایج بوده است مقاومت
می کنید. چرا که تمدن غرب را پایان و غایت القصوای مدل زیست بشر انگاشته و به همین
دلیل تغییرات تمدنی ناشی از انقلاب اسلامی را هیچ می انگارید. در حالی که انقلاب اسلامی
رو به پیش است و به دنبال تحول از معرفت شناسی و هستی شناسی تا سبک زندگی است. تمدنی
نوین در راه است چه منکران بخواهند و باور کنند و چه نخواهند و باور نکنند. 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه